الگوهای نظام راهبری شرکتی-پایان نامه ساختار نظام راهبری در مدیریت سود

دانلود پایان نامه

الگوهای نظام راهبری شرکتی

در گذشته رفتار شرکت‌ها براساس مبانی نئوکلاسیک الگو برداری می شد . در این الگو شرکت‌ها فقط واحد های تولیدکننده فرض می شدند و تمام فعالیت شرکت در حداکثر کردن سود خلاصه می شد. ادبیات مدیریت مالی ، به شرح تئوری های مختلف شرکت‌ها و رفتارهای مربوط به آن‌ها می‌پردازد. اما با افزایش این باورکه فقط مبانی اقتصادی و تولید قادر به توضیح انگیزه های نظام راهبری نمی‌باشند، پژوهش ها، بربخش رفتاری عملکرد شرکت و در راستای توجیه منطق اقتصادی رفتارهای خاص مدیریت و نحوه کنترل آن متمرکز شد . این تحقیقات منجر به شناخت چهار نوع نظام راهبری شرکتی به شرح ذیل گردید:

 

2-2-7-1 . الگوی مبتنی بربازار

ویژگی الگوی مبتنی بربازار آن می‌باشد که حقوق مالکیت  ، بین سهامداران مقطعی پخش گردیده است. بازار های سرمایه قوی شده اند و نقدینگی در بازار سرمایه زیاد است . نظام حمایت از    سرمایه‌گذاران باعث شده تا سهامداران پرتفوی خود را متنوع سازند و هیچ کدام از آن‌ها در موقعیتی قرار نگیرند که خود ، شرکت را اداره نمایند . پس مدیران حرفه ای به نمایندگی از سهامداران جهت اداره شرکت به استخدام درمی آیند. مزیت این الگو،سهولت جمع‌آوری  سرمایه وتوزیع ریسک سرمایه‌گذاران است. رسوایی‌های به وجودآمده در شرکت‌های بزرگی نظیر انرون ، ورلدکام ،جنرال الکتریک و…مشکلات این الگو را نمایان می‌کند. مشکلات نظام راهبری شرکتی زمانی رخ می‌دهد که مدیران باعث ایجاد عدم تقارن اطلاعاتی ودرنتیجه از دست دادن ارزش توسط سهامداران می‌شوند. ازآنجاکه سهامداران جزء به علت میزان کم مالکیت از مدیریت فاصله گرفته‌اند ،مدیرانی که به‌طور روزمره عملیات شرکت را ملاحظه می‌کنند در موقعیتی قرار می گیرند که عدم تقارن اطلاعاتی را ایجاد نمایند. آن‌ها اطلاعاتی را که برایشان  دارای منفعت می‌باشد به‌طور محرمانه نگهداری می‌کنند و اطلاعات بی اهمیت را برای سهامداران و سایرین منتشرمی‌کنند.

بنابراین برای همسو کردن منافع مدیران و سهامداران ، هزینه‌های نمایندگی رخ می‌دهد .مدیران برای حداکثر کردن منافع خود، دارای افق دید کوتاه مدت می‌باشند . ازآنجا که آن‌ها براساس عملکرد کوتاه مدت ، پاداش می گیرند، بنابراین کوتاه مدت نگر می‌شوند . این کوتاه مدت نگری تاحدودی ناشی ازعملکرد بازار سرمایه است .زیرا بازارسرمایه براساس عملکرد مناسب کوتاه مدت به آنان پاداش می‌دهد. مدیران منافع بلندمدت را فدای منافع کوتاه مدت می نمایند ودرنتیجه منجر به اقداماتی در جهت خلاف ایجاد ارزش برای سهامداران می‌شود(حساس یگانه ، هاشمی ، 1387،ص 35).

 

2-2-7-2. الگوی نظام راهبری شرکت  مبتنی برروابط

الگوی دوم نظام راهبری شرکتی ، مبتنی برتمرکز مالکیت و بازار سیال سرمایه می‌باشد در این الگو ، سهامداران شرکت‌ها به‌طورطولانی مدت دارای سهام بوده و در موقعیتی قرار می گیرند که می‌توانند رفتار مدیریت را نظارت نمایند ، لذا هزینه‌های نمایندگی رخ نمی‌دهد. در این الگو ، بانک ها با نگهداری بخش عمده ای از سهام شرکت‌ها برمالکیت آن‌ها مسلط می‌شوند وبه‌طور مستقیم در عملیات شرکت شامل نظارت و تصمیم‌گیری ، مشارکت می‌کنند. نظام راهبری شرکتی در این الگو مبتنی بر روابط می‌باشد. همچنین،سرمایه‌گذاری‌های درون گروهی از ویژگی‌های الگوی مذکوربه شمار می آید. ژاپن ، کره ، فرانسه و آلمان مثالهایی ازاین نوع نظام راهبری شرکتی می‌باشند (همان منبع ،ص36).

ابتدا به نظر می رسد که این الگو کارا ترین الگوی نظام راهبری شرکتی است ، ولی این الگو نیز با مشکلاتی مواجه می‌باشد. تسلط بانک ها برفرآیند تصمیم‌گیری شرکت‌ها باعث می‌شود که مدیریت، متخصص تربیت نشود.مداخله بیش از حد دولت از طریق قوانین و افراد خود در امور شرکت‌ها ، به  عنوان مانعی برای پیشرفت شرکت‌ها محسوب می‌شود.به‌طور مثال در فرانسه کنترل دولت برشرکت‌ها به دو شکل مستقیم و غیر مستقیم صورت می گیرد. دولت به‌طور مستقیم در خیلی از فعالیت های تجاری سرمایه‌گذاری می‌نماید و به‌طور غیر مستقیم از طریق کنترل بانک ها و مؤسسات مالی که به بخش خصوصی وام می‌دهند و انتصاب مدیران بازنشسته دولتی در بخش خصوصی ، به کنترل شرکت‌ها می‌پردازد(همان منبع ،ص36).

 

2-2-7-3 . الگوی نظام راهبری شرکتی در حال گذار

کشورهای اروپای مرکزی و شرقی و کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق دارای   اقتصاد هایی از این نوع نظام راهبری شرکتی می‌باشند.

در این الگو ، بازارهای سرمایه ضعیف و غیرفعال می‌باشد و شرکت‌ها از شکل دولتی به تدریج به شرکت‌های دارای سهامداران جزء تبدیل می‌شوند. در این کشورها ، نظام های حقوقی به سوی نظام های رقابتی درحال حرکت است ، تشکیلات مقابله با مشکلات نظام راهبری شرکتی ضعیف می‌باشد ، سازوکارهای حمایت از سرمایه‌گذاری چندان قوی نیست ، عدم انضباط مالی باعث شده تا دولت شرکت‌های زیان ده را پشتیبانی کند وهمچنین ، سرمایه‌گذاران نهادی قوی وجود ندارند. اقتصاد های درحال گذار ، مشکلات زیادی را در طی دوران تبدیل شرکت‌های دولتی به خصوصی پشت سر گذاشته اند. شرکت‌های خصوصی سازی شده ، همان مشکلات دیوان سالاری قبل از واگذاری را دارند ، چراکه کارکنان این شرکت‌ها تغییر نکرده اند و فقط مالکیت تغییر کرده است.اگرچه در بسیاری موارد ، کنترل همچنان در دست دولت باقی‌مانده است (همان منبع ،ص37).

2-2-7-4 . الگوی نوظهور

در ادبیات نظام راهبری شرکتی تا کنون به این الگو کمتر پرداخته شده است . ویژگی‌های این الگو عبارتند از بازار سرمایه فعال ، تبدیل موفق شرکت‌های دولتی به شرکت‌های خصوصی، وجود الگوهای مبتنی برروابط وهمچنین الگوهای مبتنی بربازار،وجود بازارهای نوظهورمدیریت، نظام های حقوقی رسمی و کارکردی و وجود شرکت‌های خانوادگی و شرکت‌های عمومی. الگوی چهارم ، الگوی منحصر به فردی است که بین الگوهای اول و دوم قرار می گیرد در این الگوی اقتصادی ، گروه های تجاری حاکم هستند و خانواده هایی وجود داردکه میزان زیادی ازکنترل و مالکیت را دراختیار دارند. همچنین ، سرمایه‌گذاری ها  در بین صنایع مختلف تقسیم شده است خانواده هایی که به‌طور اجدادی دارای مالکیت بودند، اکنون خود را به‌صورت پیشتازان اقتصاد ملی مشاهده می نمایند. خانواده هایی که در یک نوع تجارت سرمایه‌گذاری کردند ، با افزایش سود به سمت تنوع بخشی سرمایه‌گذاری خود رفته و بخش عمده ای از سهام را در اختیار گرفته‌اند این گروه های تجاری، الگوی کنترل مدیریتی خود را از الگوی روابط اقتباس کردند ، اما برخلاف آن واز طریق مشارکت در بازارهای سرمایه ، الگویی مبتنی بر بازار را نیز تا حدودی مد نظر قرار داده اند(همان منبع ،ص37).

دانلود پایان نامه