انتظارات سرمایه گذارن:پایان نامه واكنش بازار سهام به اخبار سود

1-1-1-                شباهت بین انتظارات سرمایه گذارن

سرمایه گذاران مختلف با توجه به اطلاعات پیشین و توانایی خود برای ارزیابی اطلاعات صورت های مالی نسبت به سود خالص دوره بعد دارای انتظارات متفاوتی هستند. ولی هنگامی که آن ها به انتظارات خود شکل می دهند اگر از یک منبع اطلاعاتی مشترک مانند پیش بینی های مورد توافق تحلیل گران استفاده نمایند، این تفاوت ها کاهش خواهد یافت. به شرکتی توجه نمایید که سود خالص سال جاری خود را اعلام نماید.

برخی از سرمایه گذاران با توجه به انتظارات خود این اطلاعات را خبر خوب و  برخی دیگر آن ها را خبر بد تلقی می کنند و در نتیجه برخی تمایل به خرید و برخی تمایل به فروش نشان می دهند. ولی اگر انتظارات سرمایه گذاران در مورد سود خالص آینده شرکت به هم نزدیک باشد، آن ها در مورد این اطلاعات تفسیر یکسانی خواهند کرد. برای مثال اگر بیشتر سرمایه گذاران انتظار از سود خالص آینده را بر پایه پیش بینی مورد توافق تحلیل گران بگذارند و از سوی دیگر سود خالص سال جاری نسبت به پیش بینی کمتر باشد، همه آن ها این اعلامیه را نوعی خبر بد تلقی خواهند کرد و بیشتر تمایل به فروش(و نه خرید) نشان خواهند داد.

بنابراین هرقدر انتظارات سرمایه گذاران در مورد سود خالص آینده شرکت شباهت بیشتری به هم داشته باشد، اثر هر ریال از سود غیر عادی برقیمت سهم بیشتر خواهد شد. در واقع هر قدر پیش بینی تحلیل گران دقیق تر باشد، در صورت ثابت ماندن سایر عوامل انتظارات آن ها نسبت به سود خالص آینده شباهت بیشتری پیدا خواهد کرد در نتیجه ضریب واکنش در برابر سود خالص بالاتر خواهد رفت. ابر بانل، لانن و ورکچیا (1995) شرایطی را که تحت آن در سایه دقت تحلیل گران ضریب واکنش به سود خالص بیشتر بود را نشان دادند.

1-1-2-                توان آگاهی دهندگی قیمت

در قیمت بازار مجموعه اطلاعات در دست مردم و مربوط به شرکت وجود دارد و بسیاری از آن ها با اندک تاخیری به وسیله سیستم حسابداری شناسایی می شود. در نتیجه هر قدر قیمت دارای توان آگاهی دهندگی بیشری باشد، اگر سایر عوامل ثابت بمانند، محتوای سود خالص حاصل از سیستم حسابداری دارای توان آگاهی دهندگی کمتری خواهد بود و در نتیجه ضریب واکنش در برابر سود خالص کاهش می یابد. اندازه یا بزرگی شرکت می تواند جایگزین توان آگاهی دهندگی قیمت شود زیرا هر چقدر شرکت بزرگتر شود بیشتر مورد توجه رسانه های خبری قرار می گیرد. با این وجود ایستن و زمژوزکی(1989) در تحقیقی به این نتیجه رسیدند که اندازه یا بزرگی شرکت نمی تواند ضریب واکنش در برابر سود خالص را توجیه نماید.

1-1-3-                ساختار هیأت مدیره

با گسترش شرکت های سهامی و مطرح شدن تئوری نمایندگی و افزایش اختیارات هیأت مدیره شرکت ها این سوال مطرح می گردد که مدیران چگونه پیگیر منافع سهام داران خواهند بود و چه تضمینی برای تامین منافع کلیه سهام داران و سایر گروه های ذینفع وجود دارد؟ زیرا همواره بطور بالقوه این امکان وجود دارد که مدیران اقداماتی انجام دهند که در جهت منافع خودشان و عکس منافع سهام داران باشد. این امر ناشی از وجود عدم تقارن اطلاعاتی مدیران و سهام داران شرکت می باشد. به این دلیل که برای مدیران امکان دسترسی انحصاری به بخشی از اطلاعات و نیز تهیه و ارائه اطلاعاتی همچون اطلاعات مالی وجود دارد و سهام داران نمی توانند اعمال و فعالیت های مدیران را بطور مستمر مشاهده و کنترل نمایند.

بهبود ساختار هیأت مدیره به عنوان یکی از مکانیزم های حاکمیت شرکتی از طریق همسو نمودن منافع مدیران و سهام داران، به سرمایه گذاران کمک می نماید و قابلیت اتکای اطلاعات مالی و همگرایی گزارش های مالی با تصمیمات سرمایه گذاران افزایش یابد. بنابراین انتظار داریم با بهبود ساختار هیأت مدیره محتوای اطلاعاتی سود حسابداری افزایش یابد.بوگشان(2005) در تحقیقی با عنوان حاکمیت شرکتی، مدیریت سود و محتوای اطلاعاتی سود حسابداری نشان داد رابطه معنا داری بین حاکمیت شرکتی و محتوای اطلاعاتی سود حسابداری وجود دارد؛ در تحقیقی مشابه در بورس اوراق بهادار تهران روح الله صدیقی(1392) رابطه معناداری بین ساختار هیأت مدیره و محتوای اطلاعاتی سود حسابداری یافت نمود.