انواع مهارت های زندگی:”پایان نامه درباره آموزش جرأت ورزی در رابطان بهداشت”

دانلود پایان نامه

مهارت تصمیم­گیری

همه انسان­ها تجربه رویارویی با مشکلات و تصمیم­گیری­ها را داشته­اند. تصمیم­گیری بخشی از زندگی هر روزه ما می­باشد. برخی تصمیم­گیری­ها در زندگی روزمره به قدری تکرار شده­اند که زمان اندکی برای فکر کردن به آنها صرف می­شود، برخی نیز شاید یکبار اتفاق می­افتند اما تأثیرات عمیقی در زندگی ما دارند مانند انتخاب رشته تحصیلی، شغل و همسر. در واقع حل مشکل و تصمیم­گیری نوعی مهارت است، مهارتی که می­توان آموخت و تمرین کرد. مهارتی که با روندی مرحله به مرحله سایر مهارت­های اساسی فکر کردن مانند تفکر خلاق و انتقادی را به کار می­گیرد(باقری یزدی، 1383: 45). مهارت تصمیم­گیری به ما کمک می­کند تا با اطلاعات و آگاهی کافی با توجه به اهداف واقع بینانه خود، از بین راه­حل­های مختلف بهترین گزینه را انتخاب کرده، بکار بگیریم و پذیرای پیامدهای آن نیز باشیم.

عوامل مؤثر در تصمیم­گیری:

  • شخصیت فرد
  • عوامل محیطی
  • میزان اطلاعات
  • روش و میزان پاداش یا تنبیه
  • اهمیت موضوع
  • شفافیت موضوع(همان منبع).

مهارت حل مسئله

مهارت حل­مسئله یکی از مهارت­های زندگی است که به ما در حل مسائل فردی و اجتماعی کمک می­کند. «حل­مسئله» عبارت است از فرایند شناختی – رفتاری که توسط خود فرد هدایت می­شود و فرد سعی می­کند با کمک آن، راه­حل­های مؤثر برای مسائل زندگی روزمره خویش پیدا کند. به این ترتیب حل مسئله یک فرایند آگاهانه، منطقی، تلاش­بر و هدفمند است. حل مسئله­ی ماهرانه مستلزم مقابله­ی مسئله­مدار به جای مقابله­ی هیجان­مدار با مسائل است. اگر چه برخی از مقابله­های هیجان­مدار سازگارانه هستند ولی حتی در بهترین شرایط نیز منجر به حل­مسئله نمی­شوند. برای این که مسئله­ای را حل کنیم قبل از هر چیز باید بیاموزیم واکنش هیجانی خویش را کنترل کرده و رویکردی مسئله مدار به موضوع داشته باشیم.

مراحل حل مسئله:

  • تعریف و فرمول بندی مسئله
  • تولید و خلق راه­حل­های متعدد
  • ارزیابی سود، زیان، معایب و محاسن راه­حل­ها و انتخاب از بین راه­حل­ها
  • به کار گیری راه­حل­ و ارزیابی و بازنگری(فتی و عطوفی. الف، 1385: 12).

 

مهارت تفکر خلاق

تفکر خلاق به معنای برقراری ارتباط میان چیزهایی که با یکدیگر ارتباطی ندارند به منظور یافتن راه­های تازه و معنادار در جهت حل مسائل است. مهارت تفکر خلاق، قدرت کشف و تولید اندیشه­ی جدید را برای ما فراهم می­آورد. مهارت تفکر خلاق به ما کمک می­کند در مواجهه با حوادث ناگوار چگونه احساسات منفی خود را به احساسات مثبت تبدیل کنیم. تفکر خلاق نوع دیگر دیدن است در این تفکر هیچ­گاه مشکل یک عامل مزاحم به حساب نمی­آید بلکه یک فرصت برای کشف راه­حل­های نو و بدیع تلقی می­شود که تاکنون کسی به آن توجه نکرده است. مشخصه­ی فرایند تفکر خلاق آزمودن و تجربه کردن است. هر تفکر خلاقی به موفقیت نمی­انجامد اما اگر کودکان احساس عدم موفقیت کنند حس خلاقیت­شان برانگیخته نمی­شود(باقری یزدی، 1383: 55).

در تفکر خلاق خصوصیات ذیل مشاهده می­شود:

  • توانایی دیدن چیزها به شکل نو و تازه
  • استفاده از تجارب قبلی و ارتباط آن­ها با تجربه­های جدید
  • انعطاف­پذیری فکر و درهم شکستن موانع و محدودیت­ها
  • استفاده از روش­های غیر سنتی برای حل مشکلات
  • عدم کفایت به اطلاعات موجود

– آفریدن چیزی منحصر به فرد(باقری یزدی، 1383: 55).

 

مهارت تفکر نقادانه

تفکر انتقادی تفکری صحیح برای ارزیابی مسائل است. به عبارتی دیگر تفکر همراه با استدلال، مسئولیت، مهارت و هدف را تفکر انتقادی می­نامند. فرایندی که طی آن با بررسی افکار و عقاید خود و دیگران به درک بهتری از مسائل دست می­یابیم. تفکر نقادانه، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است. آموزش این مهارت نوجوانان را قادر می­سازد تا در برخورد با ارزش­ها، فشارهای گروه و رسانه­های گروهی مقاومت کنند و از آسیب­های ناشی از آن­ها در امان باشند.

ویژگی افراد نقاد:

  • تفکر فعال
  • سئوال کردن هدفمند
  • ارزیابی اعتبار عقاید و افکار
  • مشاهده موقعیت از دیدگاه­های مختلف و بررسی نظرات دیگران(باقری یزدی، 1383: 56).

 

 

 

 مهارت توانایی برقراری ارتباط مؤثر

یکی از ضروریات زندگی اجتماعی برقراری ارتباط است. ارتباط عبارت است از فرایند ارسال و دریافت پیام. بر اساس این تعریف هر ارتباطی مستلزم حضور دو یا چند واحد اجتماعی است. هدف اصلی برقراری ارتباط، انتقال پیام است. هر گونه اشکال در انتقال پیام منجر به اختلال در ارتباط می­شود. هر ارتباطی شامل دو عنصر اصلی، کلامی و غیر کلامی است. اجزای ارتباط عبارتند از: محتوای کلام، توجه به ابعاد فرهنگی و خرده فرهنگی، چگونگی شروع صحبت، نحوه جمله بندی، زمان­بندی ارتباط کلامی، ملاحظات موقعیتی، چگونگی جمع­بندی و ختم ارتباط، تن صدا، آهنگ صدا و………. (موتابی و فتی. الف، 1385: 21).

 

مهارت ایجاد و حفظ روابط بین فردی

روابط بین­فردی مؤثر اهمیت بسزایی در ایجاد سلامت روانی، رشد شخصی، هویت­یابی، افزایش بهره­وری شغلی، موفقیت، افزایش کیفیت زندگی، افزایش سازگاری و خودشکوفایی دارد. به منظور برقراری روابط بین فردی مؤثر کسب مهارت در چهار حوزه­ی، شناختن و حمایت یکدیگر، و حل تعارض­ها و مشکلات موجود در رابطه به شیوه­ای سازنده ضروری است. برای دست­یابی به مهارت در چهار حوزه فوق، شناختن و پذیرفتن تفاوت­های فردی نقطه شروع خوبی در روابط نزدیک است(فتی و موتابی. ب، 1385: 33). برای برقراری روابط بین­فردی مؤثر چهار حوزه مهارتی را باید فرا گرفت. این حوزه­ها عبارتند از:

  • اعتماد کردن به یکدیگر
  • برقراری ارتباط روشن و عاری از ابهام
  • پذیرش و حمایت یکدیگر
  • حل تعارض­ها و مشکلات موجود در رابطه به شیوه­ای سازنده(همان منبع: 33).

 

 

 

مهارت خود آگاهی و همدلی

خودآگاهی از مهم­ترین مهارت­های زندگی است که به فرد در شناخت خویشتن، خصوصیات، نیازها، خواسته­ها و اهداف خود، یاری می­نماید(محمدخانی، 1385: 25). خودآگاهی، یعنی آگاهی یافتن و شناخت اجزایی همچون خصوصیات جسمانی، احساسات، افکار و باورها، ارزش­ها، اهداف، گفت­وگوی درونی، نقاط قوت و ضعف خود. آگاهی یافتن از خود و ویژگی­های آن یک مهارت است و واداشتن خویشتن به نگریستن به خود، اولین قدم جهت آشنایی نزدیک با جنبه­های مثبت و منفی«خود» محسوب می­شود(امامی نائینی. ب، 1387: 17). ضعف در خودآگاهی، مشکلات روانی – اجتماعی مانند افسردگی، اضطراب و احساس حقارت و نظایر آن در فرد ایجاد می­نماید. افرادی که دارای مهارت خودآگاهی هستند، احساسات خود را شناسایی می­کنند، بر نقاط ضعف و قدرت خودآگاه هستند، اهداف واقع بینانه­ای برای خود تعیین می­کنند و از ملاک­های ارزشمندی خودآگاه هستند. این افراد می­توانند ارزش خود را در زندگی بیابند و هویت سالمی برای خود کسب نمایند. مهارت خودآگاهی از اجزای(مؤلفه­های) متعددی تشکیل شده که عبارتند از:

  • شناخت احساسات
  • خودپنداره
  • عزت­نفس
  • احساس ارزش­مندی و هویت­یابی(محمد خانی، 1385: 25).

 

مهارت همدلی

همدلی نوع خاصی از توجه داشتن به دیدگاه دیگری است. به این معنا که فرد از طریق ادراک واکنش­های عاطفی دیگران، واکنش­هایی عاطفی از خود نشان می­دهد که به آن همدلی می­گویند(امامی نائینی، 1387: 18). به منظور برقراری روابط همدلانه، فرد باید بتواند خود را به جای دیگران بگذارد، امور را از دیدگاه آنان ببیند و از خود بپرسد که اگر من جای او و در شرایط او بودم چه احساسی داشتم؟(فلاح زاده، 1388). همدلی به فرد این امکان را می­دهد که بتواند احساسات و حالات دیگران را بهتر بفهمد. در همدلی فرد از سطح خویش فراتر رفته و دیگران را عمیق­تر درک می­نماید. برخی از موانع همدلی شامل انتقاد، برچسب زدن، نصیحت کردن و نظایر آن می­باشد. به منظور همدلی کردن با دیگران می­توانیم از فنونی مانند گوش دادن فعال، بازپردازی، انعکاس احساسات و غیره استفاده نماییم(محمد خانی، 1385: 25).

دانلود پایان نامه