اهميت فرهنگ سازماني//پایان نامه درباره پذیرش تکنولوژی اطلاعات

دانلود پایان نامه

با نگاهی به تمامی تعاریف فرهنگ سازمانی که در دو دهه گذشته توسط دانشمندان و صاحبنظران علم مدیریت مطرح شده، وجوه مشترک تمامی تعاریف بیان شده عبارتند از:

  • الگوی رفتاری غالب
  • سیستمی یا نظام مند بودن آن
  • مجموعه ای از ارزش ها و باورها و اعتقادات
  • مشترک بودن و مورد حمایت واقع شدن این هنجارها و ارزش ها توسط اعضای سازمان
  • متمایز نمودن سازمان ها از یکدیگر (مشبکی و خلیلی، 1389، ص 39)

3-1-2 اهميت فرهنگ سازماني

 

فرهنگ مي تواند به مثابه پديده اي تلقي گردد که تمامي جنبه ها و اوقات ما را فرا گرفته است و مستمراً از طريق تعامل افراد با يکديگر وضع و خلق مي شود. (قوچانی و بدری زاده، 1390،  ص 82)

فرهنگ از جمله اصطلاحاتي است که بيان آن به طور واضح مشکل است اما هر فردي وقتي آن را حس مي کند آن را به خوبي مي شناسد، فرهنگ يک سازمان از طريق نظاره، ترتيب لوازم، آنچه اعضا درباره آن حرف مي زنندو آنگونه که پوشيده اند و… قابل تشخيص است. (محمودي، 1384، ص 39 )

فرهنگ نباید در خلاء دیده شود، زیرا آن کثرت گرا است و به طور فعال بین روابط اجتماعی مورد بحث و مجادله است. (جکسون، 2011، ص 80)

فرهنگ سازمان رفتار اعضای سازمان را تحت تاثیر قرار داده، و رفتارهای حامی استراتژی سازمان را تشویق می کند. فرهنگ سازمانی رابطه بین رفتار فردی و عملکرد را تحت تاثیر قرار خواهد داد. (هوانگ، 2012، ص 1825)

سازمان های اثربخش دارای فرهنگ های قوی به همراه یکدسته ارزش های مشترک هستند. اما اینکه آیا فرهنگ های قوی تر اثربخشی بیشتری را موجب می شوند یا خیر بستگی به سازگاری و تناسب محتوای واقعی فرهنگ با شرایط محیطی سازمان دارد. یک فرهنگ قوی و نوآور با یک محیط پویا به خوبی سازگاری پیدا می کند. پروفسور دن دنیسون در یک پروژه تحقیقاتی خود به این نتیجه رسید که با توجه به روابط بین خواسته های محیط و فرهنگ و نیز راهبردهای سازمان چهارنوع فرهنگ می تواند شکل بگیرد: سازگاری، مشارکتی، باثبات و رسالتی. (سرداری، 1383، ص 46)

سازمان ها مثل افراد داراي شخصيت مي باشند و لذا قالب شخصيتي سازمان را فرهنگ سازمان گويند. به عبارت ديگر نسبت فرهنگ به سازمان مانند شخصيت است به فرد، بطور کلي فرهنگ سازماني يک ادراک است که افراد از  سازمان دارند. فرهنگ سازماني چيزي است که در سازمان وجود دارد نه در افراد. آن صفات ويژه اي است که به سازمان اختصاص دارد و نمايانگر مشخصات معمول و ثابتي است که يک سازمان را از سازمان هاي ديگر متمايز مي کند (آقاجانی و کجوري، 1383، ص153).

اگرچه فرهنگ در تئوری کلاسیک مدیریت بطور مستقل کم تر مورد توجه قرار گرفته است، لیکن توجه به ارزش های حاکم بر افراد و سازمان واقعیتی بوده که از نگاه اندیشمندان پنهان مانده است. بطور مشخص نظریه نهضت روابط انسانی، مطالعات هاثورن و اندیشمندان رفتارگرا مقوله فرهنگ و  ارزش های حاکم بر روابط کار در سازمان را پررنگ تر مطرح ساخته و بتدریج مقوله ای به نام فرهنگ سازمانی به یکی از مباحث مهم و قابل توجه در علم مدیریت، به خصوص مباحث رفتار سازمانی مبدل گردید. (سرداری، 1383، ص 46)

فرهنگ سازماني مشخصه اي بارز از هر سازمان است و شواهد بر آن است که فرهنگ هاي سازماني مشخص بوده و سازمان ها را مي توان از نظر فرهنگي از يکديگر تميز داد. از طرفي ديگر عوامل متعددي بر فرهنگ سازماني مؤثر است در نتيجه فرهنگ هاي متعددي در سازمان هاي امروز ملاحظه مي شود. عواملي نظير نفوذهاي بيروني با پايگاه هاي گسترده ، ارزش هاي اجتماعي و عامل هاي ويژه سازماني جزء عواملي هستند که بر فرهنگ سازماني مؤثر بوده و تعدد فرهنگ هاي سازماني امروزي را سبب شده است. لذا براي شناخت بيشتر و بهتر آنها، صاحب نظران مديريت براي آن تقسيم بندي هاي متعددي ارائه کرده اند که بعضي از آنها در زير آورده شده است . (مهربان، 1383، ص45- 43).

با توجه به اهميت و تأثير فرهنگ سازماني، مديران بايد همواره بدنبال شناسايي متغيرها و توسعه فرهنگ سازماني باشند تا از اين طريق بر رفتار فردي کارکنان در سطح سازمان نيز تأثير گذاشته، دستيابي به اهداف سازمان را براي خود و ديگران تسهيل نمايند. در نتيجه مي توان گفت که مديريت فرهنگ سازماني يعني شناخت و استفاده بهينه از فرهنگ موجود، تغيير يا تضعيف باورها و هنجارهاي ناخواسته، تقويت باورها، ارزش ها، هنجارها خواسته و تثبيت فرهنگ مطلوب است (آقاجانی و کجوري، 1383،ص159).

دانلود پایان نامه