تئوري پندار/پایان نامه درمورد مدیران و عملکرد سازمان

دانلود پایان نامه

تئوري پندار

تئوري پندار ، شرح كاملي است از اينكه چگونه مردم بوسيله روش شهودي تصميم مي گيرند . با توجه به اين كه اين تئوري پيچيده است ، در اين جا عناصر اصلي آن و چگونگي استفاده از آن را تنها بر مي شمريم. سه عنصر اصلي در تئوري پندار وجود دارد: تصاوير، آزمايش ها و چارچوب ها. تصميم گيرندگان بوسيله سه نظر متفاوت راهنمايي مي گردند كه بدانها تصاوير گفته مي شود. يك تصوير، معرف اصول و يا ارزشهاي تصميم گيرندگان است. تصوير دوم اهداف و يا مقاصدي كه تصميم گير اميد دارد به آنجا برسد را معرفي نموده و تصوير سوم، معرف برنامه و يا ابزاري است كه تصميم گير بوسيله آنها مي خواهد به مقصود برسد .

در اين تئوري دو آزمايش در خلال تصميم گيري وجود دارد.آزمايش تطبيق پذيري كه مشخص مي سازد كه آيا راه حل مورد نظر با اصول و اهداف شما تطابق دارد يا خير. هدف از اين آزمايش آن است كه راه حل هاي غيرقابل قبول حذف شوند. آزمايش دوم، آزمايش سودآوري است كه پيامدهاي بالقوه يك راه حل را با ديگر بديل ها مقايسه مي نمايد.منظور ازاين ازمايش، آن است كه بهترين گزينه را انتخاب نمائيم . چارچوب، به مفهوم ومفاد تصميم و همچنين چگونگي عرضه اطلاعات باز مي گردد. ضرب المثل معروف “نيمه پر ليوان را مي بيني يا نيمه خالي را؟”، يك موضوع در ارتباط با چارچوب است. چارچوب در تئوري پندار مهم است، زيرا اين تئوري در مورد زمينه اي كه در آن تصميمات حادث مي شود، بحث كرده و به تصميم معنا مي دهد. همچنين توفيق و يا شكست در همان زمينه و يا زمينه هاي مشابه راهنمايي براي تصميمات فعلي ما فراهم خواهد آورد. بدين ترتيب، چارچوب به تصميم گير امكان مي دهد كه از قوه الهام و شهود خود اين بار استفاده نمايد. آزمون اول مبني بر تطبيق پذيري يك راه حل با اصول، اهداف و برنامه تصميم گير شباهت زيادي به همان عنصر رضايت در روش عقلايي محدود دارد. اگر دو يا چند راه حل بتوانند از اين آزمون گذر كنند، آنگاه به آزمون سودآوري خواهيم پرداخت كه شباهت به روش عقلايي دارد. اما همه اينها در چارچوب انتخابي ما قرار داشته و مي تواند باعث استفاده از قوه تخيل و ادراك ما شود . .  ( Hoy& Miskel, 2008, 21 )

2 23 –  شناسايي مسئله

مشكلات در مرحله اول با اعلام خودشان كه آنها يك مسئله هستند، خود را به ما نمي شناسانند. از طرف ديگر، ممكن است يك موضوع براي يك مدير يك مسئله باشد، درحاليكه همان موضع براي مدير ديگر در حالت فعلي آن، قابل قبول باشد. مسائلي كه عيني تر هستند، بصورت طبيعي بيشتر توجه را جلب مي نمايند، درحاليكه ممكن است كه مسائل و مشكلات مهمتري نيز وجود داشته باشد. نكته ديگر منافع خود تصميم گير است. اگر تصميم گير روبرو شود با تضادي مابين انتخاب يك مسئله كه براي سازمان اهميت دارد با مسئله اي كه براي خود او اهميت دارد. در اين حالت، منافع خود او پيروز خواهد شد. اين مسئله طبيعي است، زيرا مشكلي كه به منافع او باز مي گردد، براي تصميم گير عيني تر است.  همانطور كه در گذشته گفته شد، فاز اطلاعات در جريان تصميم گيري بصورت مفهومي مي تواند اين چنين تعريف شود كه بدنبال يافتن تفاوت  مابين وضعيت حاضر و وضعيت ايده آل مي باشيم.

مدلهايي وجود دارد كه وضعيت ايده آل انتخاب شده توسط تصميم گير را نشان مي دهد. انتظارات با واقعيت مقايسه شده، تفاوت ها مشخص گشته و سپس ارزيابي مي گردند و اين تفاوت ها هستند كه مسئله را مي سازند. پوندز چهار مدل را مطرح مي نمايد كه انتظارات را در برابر واقعيات مي نشاند :

1-مدلهاي تاريخي كه انتظار مورد نظر را با استنتاج از حوادث گذشته بنا مي نمايند.

2-مدلهاي برنامه ريزي كه برنامه همان وضعيت مورد انتظار است.

3-مدلهاي مبتني بر بقيه افراد در سازمان نظير روسا، زيردست ها، ادارات ديگر و…

4-مدلهاي فراسازماني كه انتظارات از رقابت، مشتريان و سازمانهاي تخصصي ناشي مي شود.

2 24 –  تاثيرات چارچوب

وقتي كه مسئله اي شناسايي شد، در همان حال او چارچوب دار مي شود. تاثيرات چارچوب، ناظر به چگونگي تعريف نمودن مسئله ايست كه مايل به تصميم گيري راجع به آن هستيم. زيرا در زمان انتخاب راه حل، نياز به مطلوب تعريف نمودن مسئله روشن مي شود. علت آنكه افراد انتحاب هاي متفاوتي در دو مجموعه دارند، آن است كه شما مسئله را در هر كدام از مجموعه ها جدا ومتفاوت با مجموعه ديگر تعريف نموده و يا در چارچوب نشانده ايد.

همچنين مطالعه نشان مي دهد كه عموما تصميم گيران در برابر مسائلي كه از جنبه مثبت (ديدن نيمه پر ليوان) تعريف مي شوند، ريسك گريز هستند و همچنين آنان  ريسك پذير هستند در مسائلي كه بصورت منفي براي آنان تعريف مي شود . بصورت خلاصه، اگر مسائل را در چارچوب بدست آوردن يك امتياز اضافي مطرح كنيد، تصميم گير را تشويق مي نمائيد تا به تصميم محافظه كارانه رو آورد و اگر مسئله به نوعي طرح شود كه تاكيد بر از دست دادن چيزي در آن نهفته باشد، تصميم گير تشويق به تصميم گيري ريسك پذير مي گردد.               (Hoy& Miskel, 2008, 21)

2 25 –  باز تعريف مسئله

يكي از موانع عمده در جريان تصميم گيري آن است كه گاه  مسئله بصورت تاريخي و منطقي آنچنان تعريف مي شود كه هيچگونه راه كاري براي رسيدن به حل مشكل متصور نيست. در يك شكل ساده تصميمگيري در مذاكرات دوجانبه مابين دو كشور، گاه وضعيتي پيش مي آيد كه دو طرف حتي در تعريف مسئله يا مشكل فيما بين داراي اشتراك نظر نيستند و به همين دليل تعيين دستور جلسه براي شروع و يا ادامه مذاكرات گاه ناممكن و گاه كاملا دشوار خواهد بود. يكي از راه هاي برون رفت از چنين بن بستي، “باز تعريف مسئله” است. در اين حالت، مشكل و يا مسئله مجددا تبيين و تعريف ميگردد كه هر دوطرف حداقل در وجود مسئله و تعريف مشكل داراي اشتراك نظر ميگردند و سپس براي رسيدن به يك مصالحه تلاش مي نمايند. در اين صورت راه حلهايي كه در وضعيت قبل از باز تعريف مسئله در مورد آنها تصميم گيري كرده بوديم مجددا مورد ترديد قرار مي گيرند.   ( امیدیان ، 1380  ، 6 -18).

دانلود پایان نامه