تاریخچه فرهنگ سازمانی:”پایان نامه فرهنگ سازماني و شناخت كاركنان”

دانلود پایان نامه

تاریخچه فرهنگ سازمانی

عبارت فرهنگ سازمانی برای اولین بار در سال 1979 با انتشار مقاله ای با عنوان مطالعه ی فرهنگ های سازمانی توسط آندره دیلیو پتیگرو در ادبیات پژوهشی ظهور پیدا کرد. در آن مقاله پتیگرو بیان کرد که فرهنگ می بایستی به عنوان مفاهیم گروهی مشترک شامل نمادها، زبان، ایدئولوژی، باورها، آئین ها و اسطوره ها بیان شود. نمادها به عنوان ابزارهای دیداری در نظر گرفته می شود که گروه ها و سازمان ها آن ها را برای تعریف خودشان به کار می گیرند. مثال های این ابزارهای نمادین عبارتند از: زبان یا لهجه خاص، طراحی ساختارها، آئین و مراسم

در دهه های 1980 و 1990، فرهنگ سازمانی به عنوان یک مفهوم نظری بیشتر توسعه یافت. ادگارشاین، یکی از محققان اصلی دراین زمینه، فرهنگ سازمانی را این گونه تعریف می کند: «الگویی است که پیش فرض های بنیادین که گروهی خاص در مواجه با مشکلات برای انطباق خود با محیط بیرونی و دست یابی به یکپارچگی و انسجام درونی، خلق، کشف و ایجاد کرده باشند. الگویی که کارکردی خوب داشته باشد، کسب اعتبار نموده است ومی توان به عنوان راهی درست به اعضاء سازمان آموخت، تا از همان زاویه و در همان قالب بیاندیشند و احساس نمایند.»

با نگاهی به تعاریف فرهنگ سازمانی که در دو دهه گذشته توسط اندیشمندان و صاحبنظران علم مدیریت مطرح شده، وجود مشترک تمام تعاریف بیان شده عبارتنداز:

  • الگوی رفتار غالب
  • سیستم یا نظام بودن آن
  • مجموعه ای از ارزش ها، باورها و اعتقادات.
  • مشترک بودن و مورد حمایت واقع شدن این هنجارها و ارزش ها توسط اعضای سازمان
  • ایجاد تمایز میان سازمان ها

اما مفهوی که شباهت زیادی با فرهنگ سازمانی دارد، جو سازمانی است، متأسفانه گاهی اوقات جوسازمانی با فرهنگ سازمانی اشتباه گرفته می شود یا مترادف آن به کار می رود. کامرون و کوئین، بیان می کنند که جوسازمانی بیشتر اشاره به نگرش ها، احساسات و ادراکات موقتی گروهی از افراد دارد.

یکی از ویژگی های اصلی فرهنگ، بادوام بودن و تغییرات اندک آن است درحالیکه جو سازمانی از آن جایی که مبتنی بر نگرش هاست، می تواند به سرعت و شدت تغییر یابد. فرهنگ، اشاره به جنبه های ضمنی و اغلب غیر قابل مشاهده سازمان دارد. فرهنگ شامل ارزش های اصلی و تفاسیر مشترک درباره چگونگی اشیاء می باشد اما جو سازمانی شامل جنبه های فردی می باشد که به دفعات در اثر تغییر شرایط و مواجه با اطلاعات جدید، تعدیل و اصلاح می گردد. (کامرون و کوئین، 2006).

 

2-4-2-6-  تعریف فرهنگ سازمانی از دیدگاه صاحبنظران

هامستره معتقد است، فرهنگ سازمانی مجموعه مفروضات، باورها و ارزش های مشترک اعضای سازمان است که الگوی رفتاری سازمانی را مشخص و سازمان را از سازمان های دیگر متمایز می سازد. همچنان که شخصیت افراد آنها را از دیگران متمایز می سازد، فرهنگ یک سازمان یا جامعه نیز آن جامعه را از دیگر جوامع و سازمان ها متمایز می سازد و همچون جوامع که دارای فرهنگ منحصربه فرد و خاص خود هستند، هرسازمانی نیز فرهنگ خاص خود را دارد. (قلی پور، 1380، 195)

فرهنگ سازمانی در سیستم اعتمادی سازمان آشکار شده و به تناوب از طریق زبان، نمادها و آداب و رسوم که منعکس کننده رفتار ناشی از یک سیستم اعتقادی می باشد، بیان می گردد. فرهنگ سازمانی از یک سو پیوند دهنده اجزا داخل سازمان و از سوی دیگر عامل تفکیک هر سازمان از سازمان دیگر است.  هلریگل رهنگ سازمانی را الگوی منحصربه فرد از مفروضات، ارزش ها و هنجارهای مشترک که فعالیت های جامعه پذیری، زبان، سمبل ها و عملیات سازمان ها را تشکیل می دهد، تعریف می کند. (هلریگل، 1996، 40-539) از دیدگاه علی رضائیان فرهنگ سازمانی شامل اعتقادات مشترک افراد سازمان درباره چگونگی انجام چیزها و اولویت ها است. (رضائیان، 1374، 89)

فرنچ از فرهنگ سازمانی همان تعریف سازمان غیر رسمی را ارائه کرده است. فرنچ معتقد است که یک سازمان مثل کوه یخ است که بخش عمده آن نامرئی است. در این تعبیر آنچه که در زیر آب قرار دارد فرهنگ سازمان است. مفهوم فرهنگ سازمانی دارای نقش و کارکردهای فوق العاده ای است. زیرا هم محصول است و هم فرآیند هم علت است و هم معلول.  فرهنگ سازمان، بر ویژگی خاص و متمایز سازمان یعنی معنا بخشیدن به افراد تأکید می ورزد، فرهنگ ریشه های عمیق و با دوامی دارد و روند تغییر در آن کند است. فرهنگ یک سازمان، رفتار کارکنانش را کنترل می نماید.

دانلود پایان نامه