تعاریف نوآوری از دیدگاههای متفاوت

پاپالیا (۱۹۸۸)، نوآوری رو توانایی دیدن چیزها تو یه نظر نو و غیرمعمولی، دیدن مشکلاتی که هیچکی دیگه، امکان تشخیص موجود بودن اونا رو نمی دهد و بعد ارائه رهیافتهای جدید و غیرمعمولی و موثر می دونه (آقایی فیشانی، ۱۳۷۷، ۱۲۵).

مشکلات

بارزمن[۴] (۱۹۸۶)، خلاقیت رو روند شناختی از بوجود اومدن یه ایده، معنی، کالا یا کشفی تازه می دونه (خواهان بیدختی، ۱۳۸۳، ۷۶).

خلاقیت

گیفورد[۵]، خلاقیت رو با تفکر واگرا[۶] (دست پیدا کردن به رهیافتهای جدید واسه حل مسائل)، در مقابل تفکر همگرا[۷] (دست پیدا کردن به جواب درست) هم معنی می دونه (آقایی فیشانی، ۱۳۷۷، ۱۱).

تفکر همگرا عبارتست از: «پروسه بازآرایی یا دوباره سازی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت».

تفکر واگرا یعنی: پروسه ترکیب و نوآرایی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت» پس خلاقیت یعنی تفکر واگرا (سید عامری، ۱۳۸۱، ۲۶).

هنری پوانکاره، ریاضیدان بزرگ فرانسوی (۱۹۴۸) می گوید: « نوآوری ، یعنی تشخیص، تمیز، بصیرت، دریافت، درک و انتخاب» (سلطانی، ۱۳۸۲، ۳۵).

نوآوری ، استفاده توانایی ذهنی واسه ایجاد یه فکر یا معنی جدیده (رضائیان، ۱۳۷۴، ۳۱).

از نظر استیفن پی رابینز، «خلاقیت به معنی توانایی ترکیب ایده ها تو یه روش منحصر به فرد یا ایجاد ترتیب بین ایده هاست» (رابینز، ۱۳۷۳).

سالوندی[۸] (۱۹۸۲)، « نوآوری رو ایجاد اندیشه ها و ایده های نو، که سودمندی اجتماعی دارن» تعریف می کنه (Salvendy, 1982, 12).

از دیدگاه هربرت فوکس[۹]، روند خلاق به هر نوع روند فکری گفته می شه که موضوع رو به روش به درد بخور و تازه حل کنه (رضائیان، ۱۳۷۴، ۳۳).

نوآوری ، یعنی: روند پیدا کردن راه های جدید واسه انجام دادن بهتر کارا.

نوآوری ، یعنی ارائه فکرها و طرح های نوین واسه تولیدات و خدمات جدید (سیدعامری، ۱۳۸۱).

امابایل[۱۰]، نوآوری رو به عنوان «ارائه یه ایده جدید و مناسب به وسیله یکنفر به تنهایی یا گروهی از افراد با همدیگه» معرفی می کنه(West, 1990, 29) .

استرنبرگ[۱۱]، نوآوری رو شامل برقرار کردن ارتباطات جدید، دیدن چیزها از راه جدید و تعریف جدید مسائل می دونه (Shalley, 2004).

طوری که توجه میشه همه تعاریف ارائه شده انگار به ایجاد چیز جدیدی تاکید میکنه پس توانایی آفریدن چیزی نو متداولترین تعریفیه که از نوآوری میشه (نژاد ایرونی، ۱۳۸۱، ۳۲).

 

معنی نوآوری[۱۲]

نوآوری، خون تازه در رگای سازمانه هیچ دلیلی قادر نیس سازمان و کارکنان اون رو بیشتر از نبود تمایل به تغییرات مثبت به پوچی بکشونه. ثبات نا ممکنه، یا عقب می افتین ، و یا پیشرفت میکنین . نوآوری نیازمند آمیزه ای از ایده های جدید کار تیمی و رهبریه. علاوه بر نوآوری و توانایی واقعیت بخشیدن به اون ، شما نیازمند شعور و درک تجاری و کارآقرینی هستین. نوآوری باید مشتری مدار و ایده گرا باشه. پس موفقیت طرحای نوآورانه به ویژگیای فردی و گرایش گسترده سازمان هر دو نیاز داره.(میر میران ، ۱۳۸۴ ، ۱۸۹).نوآوری به کار گیری علم جدید واسه به وجود آوردن محصول یا خدمات لازم مشتریاس که ترکیبی از ابتکار  و تجاری کردنه. به نظر پورتر روش جدید واسه انجام کارا به صورت تجاری ، نوآوری نامیده می شه مراحل نوآوری نمی تونه جدا از شرایط رقابتی و روش های هدف دار شرکت باشه. علم جدید متواند به تکنولوژی و یا بازاریابی در رابطه باشه علم تکنولوژیکی ، علم اجزا ، رابطه بین اجزا ،روش ها ، و مراحل تکنیکهاییه که منتهی به تولید یا خدمتی می شن.علم بازار علم کاربرد اجناس ، انتظارات مشتری ، نیازها و خواسته هاس (Afuah, 1998, 13).

ایده

نوآوری توانایی کاربرد راه حلی خلاق، واسه مشکلات و یا فرصتا؛ ایجاد تغییر و یا افزایش کیفیت زندگی خود و دیگرونه. فرد نوآور میتونه معنی؛فرآورده و یا خدمتی جدید رو معرفی کنه. هم اینکه می توانددر محصول یا خدمت موجود تغییرات و تغییر ایجاد کنه. مثلا، شاید لئوناردو داوینچی هلیکوپتر و زیر دریایی رو رسم کرده باشه، ولی فناوری لازم واسه ساختن و به حرکت در آوردن اونا رو در اختیار نداشته. پس اون چه ارزش داره، تنها نیروی ابتکار نیس، بلکه نوآوری، تولید و عرضه اون به بازار مکمل این فراینده.«نوآوری معرفی و کاربرد آگاهانه ایده ها، واسه طراحی و آرایه اجناس، خدمات، یا فرایندهای جدیده؛ که منتهی به تأمین نیاز افراد، گروه ها، سازمانا و یا اجتماع می شه.»۳  به سخن دیگه خلاقیت به ایجاد ایده های جدید میگن. در حالی که نو بیاری به تحقق در آوردن این ایده ها رو هم شامل می شه. نوآوری در همه­ی ابعاد زندگی بشر مخصوصا در مورد­ کار و کاسبی داره (میر میران، ۱۳۸۴، ۸).

این مطلب را هم بخوانید :  بررسی شاخصهای سنجش عملکرد (سنتی و نوین)

راه حل

آدم، کیفیت زندگی خود رو مرهون ذهن و اندیشه خود می باشه و ذهن هم به نوبه خود متکی بر خلاقیت و نوآوریه. اگه آدم خلاق و نوآور نبود، در چرخه زندگی اسیر پروسه تکراری و یکنواختی می شد، نه تغییری روی می داد و نه بهبودی، همه اختراعات و اکتشافات بشر، پیشرفته های جورواجور در زمینه های جور واجور، مرهون خلاقیت و نوآوری انسانه.

بی بزرگ نمایی می توان گفت که وجه مشخص و بازار جهان امروز، به درستی تغییر و تحوله که هیچ زمینه ای بدون اثر اون باقی نیس. صرف تغییر، ارزش تلقی شده و عاملان تغییر، نوآوران مهم حساب می شن که دگرگونیها رو با امید به بهبودی و بهروزی هرچه بیشتر و بیشتر دلیل می شن، از این رو هر گونه اختراع و کشف، ایجاد و ابتکار، خود اشکال تغییر بوده و موجب تغییرند.

خلاقیت به معنی پروسه تولید فکر و یا ایده جدید، و نوآوری به معنی فرآورده، محصول و نتیجه یا تحقق بخشیدن به اون ایده جدید، (گلستان هاشمی، ۱۳۸۱، ۱۷) مفهومیه که راز و رمز پیشرفت رو در خود داره. به خاطر همین هر فرد، گروه و یا سازمان خلاق و نوآور، نسبت به فرد و گروه ها و سازمان غیر خلاق که طبق عادات و سنتها فعالیت می کنه رو به رشد تره. مهمتر اینکه امروزه، ضرورت رقابتها و شکل های جور واجور مسابقات بین آدما تا حدیه که خلاقیت رو از اختیار در بخش رفتار و کارکرد به زور تبدیل کرده. تفکر خلاق عبارت از اندیشیدنی که در اون ذهن به طور عمیق با یه مسئله درگیر میشه به تجسم و روشن کردن اون میپردازه و به خاطر فرموله کردن فکر یا دریافت معنی جدیدی به زخم و کاهش اون میپردازه. تفکر خلاق به شناسایی و کشف واقعیتا میپردازه و با حذف و یا ترکیب واقیتای موجود به روشن شدن فکر جدید کمک میکنه” (نژاد ایرونی، ۱۳۸۱، ۳۷ – ۳۸). خلاقیت به معنی ساده ایجاد چیزای جدید، گرایش ذاتی بیشتر آدما، به و یژه در دوره جوانیه. “جوون براساس ذوق و تمایل خود فردی نو خواه س و به این خاطر هر جدیدی دل اون رو می رباید. ابداعات و زیبایی های نو رو، اونا طالبند و … ذوق هنری اونا به شکلی ]جدید و متفاوت[ است. که با معیارها و ملاکهای سالمندان موافق نیس” (قائمی، ۱۳۷۹، ۵۲).این استقبال از هر چیز جدید و متفاوت و یا نوگرایی جوانان، به دلایل زیاد، از جمله اختلاف با ملاکهای بزرگسالان و یا ترس از نبود استقبال بقیه و چیزای دیگه ای به جز اینا، موجب می شه که توانایی بالقوه خلاق بودن از آدما به منصه ظهور نرسه. ولی با فعلیت رسیدن این توانایی در مورد افراد و البته پذیرش اون از طرف بقیه، اونا رو به عنوان افراد مبتکر، خلاق و نوآور می شناسن. اینجور کسائی نسبت به افراد دیگه، که بهر حال و بهر دلیل، خلاقیت اونا بروز عینی نیافته، نسبت به بقیه خلاق تر شناخته شده و یا خلاق تر هستن، مانع از تلاش بقیه و کلا همه، واسه بروز خلاقیتای بالقوه خود نمی باشه. بلکه خود مستقیما و غیر مستقیم کمک کننده س،چون که ایجاد و ایجاد چیزای مشخص مثل وسیله، فکر، طرح، روش و چیزای دیگه ای به جز اینا بیشترً بر مبانی خلاقیت بقیه و یا متقدمان مربوطه مبتنیه. هیچکی ایجاد چیزی رو از صفر و یا از هیچ شروع نمی کنه، نه کسی، فاقدهر نوع خلاقیته و نه اینکه کسی،در همه زمینه ها و همیشه دارای ابتکار و خلاقیت می باشه. این موضوع هم مثل هر توانایی دیگه در آدم، نسبیه (سیدعباس زاده، ۱۳۸۷، ۷۹ ).

این مطلب را هم بخوانید :  شدت رقابت در بین رقبای موجود درصنعت بیمه

ما با دو نوع نوآوری سرو کار داریم: تکنیکی و اجرایی. نوآوری تکنیکی در مورد اجناس ، خدمات ، مراحل جدید و یا در کل موارد جدیده این نوآوری  در ضمینه ساختار سازمانی و مراحل اجرایی با نو بیاری اجرایی فرق داره. به نظر دامانپور نوآوری، تولیدات جدید و یا خدماتی هستن که واسه رفع نیازای خارجی هستن (۱۹۹۸, ۱۴ Afuah,).

 

 

 

 

 

 

محصول جدید– قیمت پائین

– صفات بهتر شده

– صفات جدید

 

 

اقتصادی

 

 

 

 

سازمانی

 

 

 

 

نمودار ۲-۳ : نمودار نوآوری : مفاهیم سازمانی و اقتصادی (۱۹۹۸, ۱۴ Afuah,).

 

نوآوری میتونه دو تاثیر بر شرکت داشته باشه از اونجا که علم از توانایی یه شرکت واسه تولید پشتیبانی میکنه تغییر در علم باعث تغییر در توانایی شرکت واسه تولید محصول جدید می شه پس نوآوری میتونه به عنوان چیزی تعریف شه که تواناییا و قابلیتای یه شرکت رو تغییر می ده این تعبیر به عنوان دیدگاه سازمانی در طبقه بندی نوآوری در نظر گرفته می­شه (۱۹۹۸, ۷۵ Afuah,).

تعاریف نوآوری از دیدگاه های متفاوت

نوآوری به استفاده ایده های نوین به وجود اومده توسط نوآوری مربوط میشوددر واقع نواوری  عملی ساختن ایده به وجود اومده توسط نوآوری رو ممکن میسازد و اون رو به صورت یه محصول جدید یا خدمت تازه ارائه می ده (سید جوادین ، ۱۳۸۶ ، ۴۱۹).

کونتز نوآوری رو ایده های نوین به وجود اومده توسط نوآوری یاد کرده و عقیده داره که نوآوری میتونه محصولی جدید، خدمتی جدید یا راه حل جدیدی واسه انجام کاری باشه (شهر آرای و مدنی پور، ۱۳۷۵، ۴۰).

نوآوری به کار گیری علم جدید واسه به وجود آوردن محصول یا خدمات لازم مشتریاس که ترکیبی از ابتکار و تجاری کردنه. (۱۹۹۸, ۱۳ Afuah,).

نوآوری پروسه اخذ ایده خلاق و تبدیل اون به محصول، خدمات و روشای جدید عملیاتیه (نژاد ایرونی ، ۱۳۸۱، ۳۶).

عوامل موثر بر نوآوری

عوامل موثر بر نوآوری ، به شکل عوامل فردی و عوامل محیطی ( گروهی و سازمانی )نام برده می شن:

عوامل فردی  موثر بر نوآوری عبارتند از :

۱- دیدگاه ها در مورد افراد خلاق

* خلاقیت به عنوان نبوغ

* خلاقیت به عنوان استعدادی همگانی

۲- متغیرای فردی

* توانمندی ( هوشمندی ، علم ، مهارت فنی)

* ویژگیای شخصیتی (همت و ایستادگی، ابهام پذیری، خطر پذیری، استقلال، نیاز به موفقیت، اعتماد به نفس ).

۳- سبک شناختی

۴- هوش

۵- رقابت پذیری

عوامل محیطی موثر بر نوآوری:

۱- عوامل گروهی

* اندازه گروه

* تنوع گروه

* انسجام گروه

* سیستم ارتباطات گروه

۲- عوامل سازمانی

* سبک رهبری

*ساختار سازمانی

* سیستم جایزه

* جو سازمانی

* منابع ( زمان وپول). (صادقی مال میری، ۱۳۸۶ ، ۱۱۶- ۲۲۴).

[۱]- Zhou & Shalley

[۲]- Oldham

[۳]- Amabile

[۴]- Barezman

[۵]- Guiford

[۶]- Divergent Thinking

[۷]- Convergent Thinking

[۸]- Salvendy

[۹]- Herbert Fox

[۱۰]- Amabile

[۱۱]- Sternberg

[۱۲] – innovation