تفكر بازاريابي:”پایان نامه درباره بازار‌گرائی”

دانلود پایان نامه

تفكر بازاريابي

در روند تکاملی کسب و کار که خود مبتنی بر تغییر فضای رقابتی ناشی از تحولات اجتماعی و تکنولوژیک می‌باشد گرایش‌های مختلف ایجاد شده است:
۱- تولید محوری: مفهوم تولید یکی از قدیمی‌ترین فلسفه‌ها برای رهنمون دادن به فروشندگان است . تولید محوری بر پایه این اصل بنا شده است که مصرف کنندگان خواهان محصولاتی هستند که در دسترس بوده و استطاعت خرید آن را داشته باشند. بنابراین مدیریت باید فعالیت خود را بر بهبود کارایی تولید و توزیع متمرکز نماید. (روستا و دیگران ، 1380).
۲- محصول محوری: مفهوم اساسی دیگری که راهنمای فروشندگان بوده‌، مفهوم محصول یا کالا است. بر‌اساس این مفهوم‌، مشتریان‌، خواهان کالاهایی هستند که از بهترین کیفیت‌، کارایی و نوآوری برخوردار باشد. بر مبنای این اصل‌، سازمان باید منابع خود را به بهبود پیوسته کالا اختصاص دهد. (کاتلر وآرمسترانگ،1381). نتیجه محصول‌محوری‌، نزدیک‌بینی در بازاریابی شد.
۳- فروش‌محوری: بسیاری از سازمان‌ها از مفهوم فروش تبعیت می‌کنند. بر اساس این مفهوم‌، اعتفاد بر این است که تا زمانی که شرکت به صورت گسترده برای فروش و بازاریابی (تبلیغات ، ترفیعات و …) کالاهای خود نکوشد، مصرف‌کنندگان از این کالاها نخواهند خرید. (کاتلر و آمسترانگ‌، ۱۳۸۱). شرکت‌هایی که از این روش پیروی می‌کنند، باور دارند که محصولاتشان باید فروخته شود ، نه اینکه خریداری شود پس باید در جستجوی مشتریان بود و مزایای کالا را به آنان معرفی نمود و بدین ترتیب آن را فروخت. در این روش‌، ریسک بالاست و احتمال اینکه مشتریان برای همیشه از دست بروند نیز وجود دارد.به دلیل این انتقاد که رضایت مشتری مرتبه دوم را دارد و فروش مرتبه اول ، کسب و کارها متمایل به گرایش دیگری تحت عنوان تفکر بازاریابی شده‌اند.

اساسأ تفكر بازاريابي، فلسفه‌اي از كسب و كار است كه مشتري را در مركز فعاليت‌هاي سازماني قرار مي‌دهد. در اين حالت نياز به آن‌گونه فرهنگ سازماني دارد كه در اكثر اوقات متمركز بر مشتري است. ‌بر اساس نظر دشپاند و وبستر[1] ، تفكر بازاريابي فرهنگ سازماني مشخصي را تعريف مي‌كند كه مشتري را در مركز تفكر سازمان در زمينه استراتژي و عمليات قرار مي‌دهد (هلفرت و دیگران، 2002) . تلاش‌هاي اوليه براي پياده‌سازي و كاربرد مفهوم بازاريابي در عمل ، سازمان‌ها را به سوي مفهوم مشتري‌محوري سوق داد.  زيرا مفهوم بازاريابي اساسأ مشتري را در مركز توجهات سازمان قرار مي‌دهد. بنابراين سازمان‌ها، به مشتري‌محوري رو آوردند. تمركز عمده سازمان‌هاي مشتري‌محور، روي مشتريان مي‌باشد اما اين انتقاد وارد مي‌شود كه اين تمركز، آنها را از توجه به ساير عوامل بازار، باز مي‌دارد.

[1] Deshpande and Webster

دانلود پایان نامه