تكنيك‌ تفکر جمعي خلاق:/پایان نامه درباره استراتژی مدیریت تعارض

دانلود پایان نامه

تكنيك‌هاي تفکر جمعي خلاق

اصول تكنيك‌هاي جمعي خلاقيت با اصول تكنيك‌هاي فردي خلاقيت منطبق است با اين مزيت كه علاوه‌بر تبلور يافته‌هاي ذهني از خاصيت هم‌افزايي گروهي نيز استفاده شده و ايده را از نظر كميت و كيفيت بهبود مي‌بخشد. به بيان ديگر، تعداد ايده‌ها افزايش يافته و متكامل‌تر و پخته‌تر مي‌شوند. همچنين ايده‌سازي با سرعت بيشتري انجام مي‌شود. البته لازم به ذكر است كه تقسيم‌بندي تكنيك‌هاي خلاقيت به فردي و گروهي چندان دقيق نيست و صرفاً براي طبقه‌بندي و درك بهتر اين‌گونه سازماندهي شده‌اند چرا كه بسياري از تكنيك‌هاي فردي خلاقيت را مي‌توان به طور جمعي استفاده كرد. همچنين بسياري از تكنيك‌هاي جمعي به‌طور فردي قابل استفاده است و در ادامه به توضيح مهم‌ترين آنها مي‌پردازيم(خلج ،1389)

 روش طوفان ذهني [1]يا هم‌انديشي مستقيم :

اين روش اولين بار توسط دكتر الكس اسبورن ابداع شد و امروزه يكي از شيوه‌هاي مهم تدبير راه‌حل‌هاي خلاقانه در شركت‌هاي جهان است. اين فن مبتني‌بر معاشرت آزاد، مراوده با ديگران و خودداري از انتقاد (در مرحله اول) در گروهي كوچك است كه تعداد ايده‌آل آن دوازده نفر باشد. اصول اين طرح اين‌گونه است كه عده‌اي از افراد دور هم جمع مي‌شوند و به كمك هم ايده‌هايي خلاقانه (هر چه به ذهنشان مي‌رسد) براي حل مسئله ارائه مي‌دهند. هنگامي كه ايده‌ها از نظر كميت به حد مطلوبي رسيد گروه شروع به ارزشيابي و گزينش ايده‌ها كرده و راه‌حل مناسب را انتخاب مي‌كند. نكاتي كه در طوفان فكري بايد رعايت شود به شرح زير است:

– هر گونه انتقاد در مرحله اول ممنوع است، اما افراد مي‌توانند از نظرات ديگران ايده بگيرند و آنها را كامل كنند.

– بر كميت فكرهاي ارائه شده تأكيد شده است و به قابليت اجرايي آنها در مرحله ابتدايي پرداخته نمي‌شود.

– هر چه فكرها بكرتر و بديع‌تر باشند بهتر است و افرادي كه فكر مطلوب‌تري ارائه دهند، در پايان جلسه تشويق مي‌شوند.

– استفاده از خانم‌ها باعث ايجاد رقابت آنها با مردان شده و ايده‌هاي بيشتري توليد مي‌شود.

– مقام و موقعيت افراد بايد مساوي يا تقريباً همتراز باشد.

– متناسب با موضوع بايد از چند متخصص و كارشناس در جلسه استفاده كرد.

 

  1. تكنيك گوردون:

در اين تكنيك افراد گروه كه براي حل مشكل دور هم جمع شده‌اند به جاي خود مسئله، مفاهيم زيربنايي آن را بررسي مي‌كنند. براي مثال اگر قيچي آهن‌بر جديدي تقاضا شود موضوع بريدن و قطع كردن ورق به‌طور كلي مورد بحث قرار مي‌گيرد. بنابراين مفاهيم زيربنايي به تفصيل و ازتمام زوايا بررسي شده و حتي جوانب اجتماعي و اقتصادي آن علاوه‌بر جوانب مكانيكي در نظر گرفته مي‌شود، از نتايج چنين نشست‌هايي، اختراع ابزار جديد برشي و ساختماني بوده است. اين روش دو مزيت عمده دارد: اول اينكه به دليل تمركز بر مفاهيم بنيادين از پايان يافتن سريع موضوع پيشگيري مي‌شود. ثانياً كاربرد مؤثر رويه‌هاي كهنه‌تر بررسي مي‌شود.

  1. مدل سينكتيكس:

در اين روش عجيب را آشنا و آشنا را عجيب جلوه دادن، تأكيد زيادي مي‌شود. با كمك اين تكنيك كسي كه به تفكر خلاق مبادرت مي‌كند نسبت به آنچه عجيب است با ارتباط دادن آن به چيزهاي آشنا و به همان ترتيب نسبت به آنچه آشناست از طريق ارتباط دادن با چيزهايي كه عجيب است و استفاده از تشابهات، ايده‌هاي خلاقانه را توليد مي‌كند. براي مثال يك عضو گروه نقش رنگ را بر روي ساختمان برعهده مي‌گيرد كه براي بار دوم رنگ مي‌شود. ايفاگر نقش مي‌كوشد تا از طريق عاطفي و جسمي آنچه را تجربه كند كه يك قطره رنگ تجربه مي‌كند و اين خود به خود باعث مي‌شود جريان فكري در ديگر اعضاي گروه به حركت درآيد و بتواند نيازهاي يك رنگ را درك كند كه براي مدت زيادي بر روي ساختماني كه قبلاً رنگ شده بود، بچسبد و رنگي اين چنين بسازد.

  1. 4. تكنيك آيينه مورينو:

اين روش حل مشكل از طريق اجراي يك درام است. به كمك اين روش افراد رفتار خود را در حال بازي مي‌بينند و راه‌حل‌هايي كه قابل قبول بوده و از نظر دور مانده را به دست مي‌آورند.

  1. گردش تخيلي:

ذهن انسان به هنگام ابراز خلاقيت و ابتكار در حالت خاص رواني است كه اگر بتوانيم آن حالت را ايجاد كنيم قدرت تصورسازي ما فعال شده و خلاقيت، امكان وجود مي‌يابد. استفاده از اين تكنيك به صورت گروهي، اولين بار توسط روانشناسي به نام گوردون (1961) در گروه‌هاي ايجاد خلاقيت انجام شد. اعضاي گروه با به‌كارگيري جرياني تمثيلي و استعاره‌اي به گردش تخيلي ترغيب مي‌شدند و در اين حالت ايده‌ها و نظرات بديعي كشف مي‌شد و روابط تازه‌اي ميان پديده‌ها پيدا مي‌شد. در اين روش رهبر گروه، نقشي حياتي دارد و صرفاً او مي‌داند كه ماهيت مسئله چيست زيرا در جلسه، مسئله واقعي و معيني مطرح نمي‌شود، بلكه موضوع با زبان تشبيه و تمثيل، بيان شده و ايده‌ها و راه‌حل‌هاي دريافتي هدايت مي‌شود. اين روش را راه‌حل‌جويي قياسي مستقيم يا تلفيق نامتجانس‌ها ناميده‌اند.

6 . روش «تحليل معطوف به هدف»: در اين روش، افراد وضعيت حاضر را با وضعيت هدف مقايسه كرده و يك يا چند تفاوت آنها را شناسايي مي‌كنند. توجه به اين تفاوت‌ها باعث طراحي ايده‌اي مي‌شود كه اين فاصله را كاهش دهد. اين امر سبب ايجاد موقعيتي جديد مي‌شود، مراحل اين چرخه هر چند بار كه لازم باشد تكرار مي‌شود تا راه‌حل مسئله پيدا شود.

  1. تكنيك جابه‌جايي مرزها: اين تكنيك، نوعي طوفان ذهني است و اعضاي گروه دور هم جمع شده و در مورد اينكه چگونه مي‌توانند محدوديت‌هاي يك مسئله را از بين ببرند با هم بحث مي‌كنند اين تكنيك به اين صورت است كه محدوديت‌هاي مسئله مورد نظر را فهرست كرده و بعد با هم بحث مي‌كنند كه چگونه مي توان اين محدوديت‌ها را به فرصت، تبديل كرد يا مرزهاي آن را فراتر برد تا به راه‌حل‌هاي خلاقانه منتهي شود. مزيت اين روش تمركز آن بر ساختارشكني، تغيير نگرش و پيشگيري از قالبي فكر كردن است علاوه‌بر آن اين روش با مرزشكني محدوديت‌هاي كاذب، امكان تصورسازي بهتري به ما داده و موجب طيران تخيل مي‌شود.

8 . استفاده از روش چهار عمل اصلي: يكي از كارهاي مهمي كه در راستاي خلاق‌سازي سازمان، انجام مي‌شود توجه و استفاده از قانون‌هاي طلايي چهار عمل اصلي است:

  1. قانون ضرب: خلاقيت را در تعداد افرادتان ضرب كنيد، اين قانون به اين معناست كه مدير در جهت خلاق‌سازي سازمان بايد در همه افراد، عامل خلاقيت را قوي كند، قوي شدن اين اصل در كاركنان، موجب ايجاد فرهنگ مشترك و نظام ارزشي هماهنگ مي‌شود و افزايش كمي خلاقيت در سازمان را به همراه دارد.
  2. قانون جمع: خلاقيت افراد سازمان را به برآيند جمعي خلاق در جهت منافع سازمان تبديل كنيد، خلاقيت تك‌تك افراد سازمان هنگامي به‌كار سازمان مي‌آيد كه مدير با هنر مديريت، اين خلاقيت را در جهت منافع سازمان و به‌درستي به‌كار گيرد، علاوه‌بر اين اجراي اين قانون باعث افزايش خلاقيت افراد شده و نظرات خلاقانه آنها را متكامل‌تر و پخته‌تر مي‌كند.
  3. قانون تقسيم: افراد خلاق را در تمام سازمان پخش كنيد اين كار موجب تشويق ديگر كاركنان در جهت پرورش خلاقيت آنها مي‌شود و باعث رشد متناسب و همگون سازمان خواهد شد. تجمع بيش از اندازه افراد خلاق در يك واحد يا قسمت خاص، موجب رشد سرطاني سازمان شده و از بين رفتن سازمان را به دنبال خواهد داشت.
  4. اصل تفريق: كاركنان خلاق را از كاركنان غيرخلاق جدا كنيد اين اصل را بايد به دو طريق تحقق بخشيد، اگر تقسيم افراد خلاق در سراسر سازمان موجب افزايش خلاقيت تعدادي از كاركنان نشد در مرحله ابتدايي بايد آنها را از كاركنان خلاق جدا كنيم چرا كه ممكن است موجب كاهش خلاقيت افراد خلاق و ركود سازمان شوند و آنها را در قسمت‌هايي از سازمان به كار گيريم كه حداقل نياز به خلاقيت را داشته باشد به‌گونه‌اي كه كار در اين قسمت‌ها عادي و مبتني‌بر مقررات و قوانين باشد ودر مرحله بعدي بتدريج كاركنان مازاد غيرخلاق را تصفيه كرد و در جهت جذب نيروهاي جديد و خلاق كوشيد(آراسته ،2007)

[1] Brain Storming

دانلود پایان نامه