جایگاه دانش ­فنی،پایان نامه ارزش‌گذاري‌ دانش فنی صنایع

دانلود پایان نامه

جریان دوم، دانش را به عنوان دارایی سازمانی معرفی می­کند. تأکید این جریان بر مدیریت کردن این دانش به منظور بهبود عملکرد سازمانی است (Marr et al., 2004) که ظهور اصطلاح منابع و دارایی دانشی به این جریان برمی­گردد. این جریان، دارایی دانشی را به عنوان جزء اصلی ارزش­ سازمان تعریف می­کند و به دنبال کمک به مدیران در مدیریت و ارزشیابی عملکرد سازمان است. در مجموع توجه به این نکته ضروری است که این دو جریان متفاوت مکمل یکدیگر هستند که سنگ بنایی را برای تعریف چارچوبی مدیریتی برای شناسایی، ارزیابی، بهره­برداری از دانش سازمانی فراهم می­آورد (Marr et al., 2004).

اصلاح رایج دیگر در ادبیات مرتبط با نامشهودها، سرمایه فکری است. به گفته اولیوراس[1] این اصطلاح بیشتر به مباحث مدیریت مربوط می­شود (عالم­تبریز و همکاران، 1388). اما دارای ریشه­های اقتصادی است (Dean and Kretschmer, 2007). در ادبیات اقتصادی، اصطلاح “سرمایه”[2] از عبارت “دارایی”[3] رایج­تر است (Cohen, 2009). شکل­گیری واژۀ سرمایه فکری به اقتصاددانی به نام گالبرایث در سال 1969 بر می­گردد که آن را به عنوان فرآیند خلق ارزش و بسته­ای از دارایی­ها معرفی کرده است. (Dean and Kretschmer, 2007). اما این اصطلاح توسط تام استوارت[4] در سال 1991 و با انتشار مقاله “قدرت ذهن: چگونه سرمایه فکری در حال تبدیل به با ارزش ترین دارایی آمریکا است” به شهرت رسیده است (Hormiga et al., 2011). سرمایه های فکری نمایانگر مجموعه دارایی­های ناملموس و دارایی­های دانشی است. این دارایی­ها به عنوان منبع کلیدی تحقق راهبردهای شرکت­ها اهمیت فزاینده­ای یافته است (Sudarsanam et al., 2003). سرمایه فکری موجب درک بهتر دارایی دانشی شده و نخستین گام به سوی کاهش انتزاعی بودن دانش و مفهوم­سازی عملیاتی آن است (Marr et al., 2004). مار و چیوما[5] سرمایه فکری را به عنوان گروهی از دارایی دانشی مرتبط با سازمان و مهمترین وسیله برای ایجاد موقعیت رقابتی سازمان از طریق ارزش خلق شده برای سهام دارانش تعریف می­کند (Sudarsanam et al., 2003). از نظر چیس[6] دست­اندرکاران مدیریت دانش اغلب سرمایه فکری را به عنوان پرتفولیوی دانش سازمانی که می­تواند در فعالیت­ها و فرآیندهای خلق ارزش مورد استفاده قرار گیرد، در نظر می­گیرند (Marr et al., 2004).

با توجه به مطالب پیش­گفته منشاء تعاریف و برداشت­های متفاوت از نامشهودها ریشه در تمایز در خاستگاه شکل­گیری این مفاهیم است. بر این اساس، در راستای ایجاد زمینه­ای برای بررسی جایگاه و ماهیت دانشی فنی به عنوان یکی از مصادیق نامشهودها، در ادامه جایگاه دانش­فنی از منظر و زاویۀ زمینه­های مختلفی مانند حسابداری، قیمت­گذاری انتقال و مدیریتی در بافت و ادبیات نامشهودها بررسی می­گردند.

2-2-1.  جایگاه دانش ­فنی در بافت حسابداری

ارزش­گذاری نامشهودها می­تواند اهداف دوگانه داشته باشد. هدف نخست به دنبال بررسی ارزش واقعی و ارزش بازاری سازمان بوده (دیدگاه بیرونی) و دومین هدف به دنبال شناسایی و ارزش­گذاری مولفه­های دانشی سازمان در جهت مدیریت آن­ها است. (دیدگاه درونی). دیدگاه بیرونی اساسا برای اهداف مالی مفید است و به سازمان اجازه تعیین ارزش دارایی­های ناملموسش را می­دهد. هدف اصلی در دیدگاه بیرونی، ارایه تصویری منسجم­تر از ارزش پولی شرکت برای سهام­داران از طریق ایجاد استانداردهای حسابداری سازمانی است (Marr et al., 2004). با توجه به دیدگاه بیرونی، گزارش­های مالی به منظور تحلیل عملکرد یک شرکت و مقایسه شرکت­ها با یکدیگر از یک قوارۀ استاندارد پیروی می­کنند. یکی از این استانداردها، استاندارد  [7]IAS38در زمینه دارایی­های ناملموس است (Cohen, 2009).

این استاندارد در سال 2004 به منظور گزارش این دارایی­ها در رکوردهای مالی شرکت منتشر شده است. در این استاندارد اصطلاح دارایی ناملموس به عنوان “دارایی غیرنقدی قابل شناساییِ بدون موجودیت فیزیکی” تعریف شده است. موجودیت دارایی ناملموس علاوه بر ماهیت غیر پولی و غیر عینی بودن آن، مستلزم دارا بودن شرایطی برای شناسایی و کنترل آن و همچنین انتظار مزایای اقتصادی آتی است. بر این اساس، معیارهای شناسایی دارایی­های ناملموس عبارتند از: (Moser, 2010).

  • قابل شناسایی بودن
  • ماهیت غیر پولی
  • فقدان موجودیت فیزیکی و عینی
  • قابل کنترل
  • مزایای اقتصادی آتی
  • احتمال انتظاری جریان اقتصادی در آینده
  • ارزشمند بودن

در ایالات متحده، هیئت استانداردهای حسابداری مالی[8] استانداردهایی را برای حسابداری حرفه­ای تدوین می­کند. بیانیه استانداردهای حسابداری مالی[9]  شماره 141 و 142 به شناسایی و تشخیص دارایی­های ناملموس مربوط است. این بیانیه­ها پنج گروه از این دارایی­ها را در قالب زیر تعیین می­کند. (Cohen, 2009).

  1. دارایی­های ناملموس مرتبط به بازار[10]

مصدیق این دارایی­ها عبارتند از: علامت تجاری، طراحی بسته­بندی، اسامی دامنه­های اینترنتی، موافقت­نامه­ها.

  1. دارایی­های ناملموس مرتبط به مشتری[11]

مصدیق این دارایی­ها عبارتند از: فهرست مشتریان، ارتباط­ها و قراردادهای مشتری

  1. دارایی­های ناملموس مرتبط به هنر[12]

مصدیق این دارایی­ها عبارتند از: کتاب، نمایشنامه و کارهای ادبی، کارهای موسیقی، عکس و ویدئو.

[1] .Oliveras

[2] .Capital asset

[3] .Asset

[4] .Tom Stewart

[5] .Marr and Schiuma

[6] . Chase

[7] . International Accounting Standards 38:Intangible Assets

[8] . Financial Accounting Standards Board (FASB)

[9] .Statement of Financial Accounting Standards(SFAS)

[10] . Market-related intangible assets

[11] . Customer-related intangible assets

[12] . Artistic-related intangible assets

دانلود پایان نامه