دلایل توانمندسازی:/پایان نامه عوامل موثربر توانمند سازی

دانلود پایان نامه

دلایل توانمندسازی

درحال حاضرسازمان ها وارد عرصه جدیدی شده اند، کارکنان، شرکای سازمانی و بخشی از گروه شده اند. بنابراین نه تنها ضروری است که مدیران دارای خصوصیت روبرو شوند،بلکه تمام کارکنان هم باید در روش هایی که به کار می گیرند، خود راهبر باشند (قاسمی، 1382: 22).

پژوهشگران و مدیران نسبت به توانمندسازی و اقدامات مدیریتی مبنی بر آن، علاقه روزافزون از خود نشان داده اند. این علاقه از چندین عامل ناشی شده است: اول اینکه توانمندسازی می تواند در ترویج فرهنگ یادگیری نقش مهمی ایفا کند، دوم اینکه تحقیقات انجام شده حکایت از آن دارد که اثربخشی مدیران به میزان تقسیم قدرت از سوی آنها افزایش خواهد یافت. سوم، توانمندسازی موجب افزایش انگیزش کارکنان خواهد شد. تحقیقات نشان می دهد که افراد دارای نیاز به کفایت نقش هستند، افزایش قدرت کارکنان، افزایش کفایت نقش آنها را موجب خواهد شد. زیرا آنها در پرتو قدرت به دست آمده قادر خواهند بود اثربخشی شان را بهبود بخشیده، قوه خلاقیتشان رابه کار گرفته وشیوه انجام کارها را خود انتخاب کنند. کارکنان زمانی می توانند به خوبی از عهده وظایف محوله برآیند که از مهارت، دانش و توانایی لازم برخوردار بوده و اهداف سازمان را به خوبی بشناسند. ابزاری که می تواند به کمک مدیران بشتابد فرآیند توانمندسازی است (آقایار، 1382: 28).

درمیان دلایل بسیار زیادی که برای توانمندسازی وجود داردبه پاره ای ازمهمترین آنها درزیراشاره می شود :

الف) تحولات در فناوری داده پردازی یا  اطلاعات ، تحولات  در  اجراهای  سیستم های  اطلاعاتی  مدیریت فن آوری اطلاعات و کاربری رایانه، سازمان ها را در جهت از میان برداشتن سطح میانی تحت تأثیر قرار داده و به گفته یک مدیر «به جای تمامی سطوح بین مدیر قسمت وکارمند فروش، فن آوری اطلاعات قرار گرفته است».

ب) رقابت فزاینده و به عنوان نتیجه آن افزایش ضرورت پاسخگویی به تقاضای مشتری

ج) ساختار پرسنلی که سطح آموزش و انتظاراتشان افزایش یافته است.

د) به طور کلی در سطح اجتماعی و به طور ویژه افزایش میل و تمایلات دموکراتیزه شدن

ﻫ) نمایان شدن دانش و عنصر انسانی به عنوان مهمترین منبع « مزیت رقابتی »: با تبدیل شدن سازمان ها به کسب و کارهای با ارزش، دانش به جای انباشته های ذخیره وابسته به موجودیهای انباری، یک ساختار جدید کسب و کاری در نوع متفاوت شروع به پدید آوردن کرده است که با بار سبک می چرخد. داراییهای کلیدی این واحدهای جدید که به عنوان «سازمان دانش» می تواند نامیده شود، ذاتاً غیر مادی است، یعنی دانش و تخصص کارکنان است.

تمامی این دانش و تخصص که قدرت رقابتی کسب و کار را تعیین خواهد کرد به عنوان «سرمایه فکری» به دست گرفته می شود. این موضوع نیز به گفته پیتر دراکر با « اقتصاد دانش » و « جامعه دانش » از نزدیک مربوط است. سازمان های نوینی را که « دراکر » عنوان می کند به دلیل تشکیل شدن از متخصصان دانش، وضعیتی که به جای روابط « زیردست- بالادست » از روابط هم ردیفان و تیمی به وجود می آید، اجرای توانمندسازی را به صورت اجتناب ناپذیر در می آورد.

 

دانلود پایان نامه