رتبه بندی تامین کنندگان:/پایان نامه درباره مدیریت زنجیره تامین

دانلود پایان نامه

از 45 مقاله مورد بررسي مطالعه ژمينگ ژانگ و همکاران، 27 مقاله و يا 60 درصد مقالات در پنج سال آخر مطالعه انتشار يافته است و اين نشان مي دهد که مسئله انتخاب تامين کننده در محيط رقابتي توجه بيشتري را به خود گرفته است(اکبري،1386).

از سال 1994، معيارهاي بيشتري که در 23 معيار ديکسون ديده نمي شد در مقاله هاي انتخاب تامين کننده آمده است، از سه معيار اول (قيمت، کيفيت و موعد تحويل) ميانگين معيار قيمت، افزايش يافته است. در مطالعه ديکسون، قيمت به عنوان قيمت پيشنهادي هر تامين کننده تعريف مي شد که شامل تخفيف و هزينه حمل بود. با توسعه اين معيار، هزينه جايگزين قيمت شده است. به عنوان مثال هزينه ثابت، هزينه طراحي و هزينه تامين کننده، هزينه نگهداري موجودي و هزينه سفارشي ثابت، هزينه کيفيت، هزينه تکنولوژي، هزينه خدمات پس از فروش و در سال هاي اخير هزينه کل مالکيت[1] بصورت فزاينده مهم شده است. هزينه کل مالکيت يک متدولوژي و فلسفه اي است، که براي در نظر گرفتن هزينه هاي مربوط به خريد، فراتر از قيمت را مي نگرد. در مدل TCO بعضي از عواملي که مدنظر قرار مي گيرد (مانند هزينه محصول، هزينه کيفيت، هزينه خدمات و غيره) کيفي است و مدير مي تواند به راحتي آن را ارزيابي کند. ديکسون در سال 1966 کيفيت را به عنوان توانايي ارائه مشخصات کيفيت بصورت مداوم تعريف کرد. با تحولات و پيشرفت هاي اخير، بعضي از ويژگي ها از قبيل سيستم ISO9001، بازرسي، آزمايشات و کيفيت نيروي کار به ابعاد آن افزوده شد.

ديکسون موعد تحويل را به عنوان توانايي برآورده نمودن جدول زمان بندي مشخص شده تعريف کرد، و معني اين معيار امروزه به معيارهايي همچون تاريخ حمل، زمان تاخير، ظرفيت تحويل، کيفيت انتقال[2] و توانايي تحويل به هنگام[3] گسترش يافته است. تعريف ديکسون هنوز هم يک تعريف غالب است. با توسعه فلسفه مديريت، معيارهاي جديدي بوجود آمده است. طراحي و بهبود محصول يکي از اين معيارها مي باشد، که در مطالعات پرسون و الرام (1995)، چان[4] (2003)، چوي و لي[5] (2002و 2003) و کانان و تان[6] در نظر گرفته شده است. معيار ديگر عبارتست از انعطاف پذيري که شامل انعطاف پذيري توليد و پاسخگويي به مشتري مي باشد. سومين معيار جديد نيز عبارتست از رابطه بين خريدار و تامين کننده. اين سه معيار، طراحي و بهبود محصول، انعطاف پذيري و روابط در اواخر دهه 1990 ظهور يافته اند. با توجه به اينکه در محيط SCM، ديگر رقابت بين شرکت ها مطرح نيست، بلکه رقابت بين زنجيره تامين با زنجيره تامين است، معيارهاي انتخاب تامين کننده نيز تغيير مي يابد و ارتباط و تفکر مربوطه همچون به اشتراک گذاري اطلاعات به عنوان معيارهاي حياتي براي شرکت هاي خريدار، مطرح مي شود. روند ديگري که معيار انتخاب تامين کننده را تحت تاثير قرار داده است، منبع يابي جهاني است. در اين شرايط، بايد معيارهايي همچون ثبات سياسي، نرخ تبادل ارز خارجي، و تعرفه گمرکي و ماليات مصرف کننده در نظر گرفته شود. همچنين در سال هاي اخير مسائل زيست محيطي نيز در فرآيند انتخاب تامين کننده در نظر گرفته مي شود(Talluri & Narasimhan, 2003; Amid et al, 2010; Weber et al, 1991).

بر اساس مطالعه اي که توسط ماهموت سونمز در سال 2006 انجام گرفت، 23 درصد مطالعات در حوزه انتخاب تامين کننده، معيارهاي تصميم گيري در انتخاب تامين کننده را بررسي مي کند. بيشتر اين مقاله ها سعي مي کنند اهميت نسبي معيارهاي انتخاب تامين کننده را در صنايع مختلف شناسايي و تعيين کنند. معيارهاي تصميم گيري مورد استفاده در انتخاب تامين کننده و وزن اين معيارها مي تواند با توجه به اين موارد متفاوت باشد؛ ويژگي هاي جمعيت شناختي مديران خريد، اندازه سازمان خريدار، استراتژي برون سپاري (چند بعدي يا تک بعدي) و استراتژي ( خريد) زنجيره تامين و نوع محصولات و يا خدمات خريداري شده. بعضي از نويسندگان نيز بر نياز تلفيق معيارهاي محيطي در فرآيند انتخاب تامين کننده به منظور توجه به مسائل محيطي تاکيد کرده اند. دينگ و همکاران[7] با تحقيق در سال 2003 به اين نتيجه رسيدندکه براي انتخاب تامين کننده مناسب، بين معيارهاي محسوس و نامحسوس که ممکن است در تضاد باشد مي بايست يک بده و بستان انجام گيرد. ا. گاناسکاران و همکاران[8] (2001) در مقاله اي تحت عنوان معيارها و اندازه گيري عملکرد در محيط زنجيره تامين بيان مي کند که براي اندازه گيري عملکرد تحويل تامين کننده مي بايست مواردي همچون

  1. تحقق کامل سفارش؛
  2. زمان تاخير در تحويل سفارش؛
  3. انعطاف پذيري در پاسخگويي به درخواست هاي ويژه مشتري را در نظر گرفت (Sonmez Mahmut, 2006).

همچنين در کتاب هندفيلد[9] اطلاعاتي که در ارزيابي تامين کنندگان مي تواند مفيد فايده واقع شود به صورت زير آمده است:

الف) اطلاعات عمومي شرکت (تامين کننده)

  • گذشته شرکت
  • حجم فروش محصولات
  • خطوط توليد
  • سهم بازار بر اساس هر يک از محصولات
  • تعداد کارکنان
  • مالکيت سازماني
  • مشتريان عمده
  • تامين کنندگان عمده

ب) توانايي مديريت

  • تعهد مديريت به بهبود مستمر فرآيند و کيفيت
  • تجربه و توانايي هاي حرفه اي مديريت
  • قابليت مديريت در حفظ روابط مثبت با نيروهاي کاري خويش
  • تمايل مديريت به انجام سرمايه گذاري لازم براي حمايت از رشد آينده
  • تمايل مديريت به توسعه يک رابطه کاري رايانه اي با خريدار
  • نگاه مديريت به آينده
  • ميزان توجه مديريت اجرايي به برنامه ريزي بلندمدت راهبردي
  • ميزان تعهد مديريت به TQM و بهبود مستمر
  • ميزان گردش شغلي در ميان مديران
  • ميزان تجربه حرفه اي
  • ميزان همراستايي ديدگاه مديريت نسبت به آينده هم در نزد خريدار و هم در نزد تامين کننده
  • گذشته روابط بين مديريت و نيروي کار
  • ميزان آمادگي شرکت براي مقابله با چالش هاي رقابتي آينده (با پشتوانه مديريت)

[1]Total cost of ownership

[2]Shipment quality

[3]JIT Delivery capability

[4]Chan

[5]Choy and Lee

[6]Kannan and Tan

[7]Ding et al.

[8]A. Gunasekaran et al.

[9]Handfield

دانلود پایان نامه