رضایت شغلی/پایان نامه آموزش ضمن خدمت و رضایت شغلی

دانلود پایان نامه

مفهوم رضایت شغلی

دانشمندان درباره رضايت شغلي تعاريف مختلفي دارند. ذکر شغلي اين تعاريف عمده، موجب رسيدن به يک تعريف کامل مي شود. در سال (١٩٣۵)، رابرت هاپاک[1] رضایت شغلی را مفهومی چند بعدي و پیچیده دانسته و بر این باور است که با عاملهاي روانی، جسمانی و اجتماعی ارتباط دارد؛ يعني جهت رسيدن شاغل به رضايت شغلي، لازم است از نظر رواني، جسماني و اجتماعي ارضاء شود. اين تعريف ترکيبي از عوامل مختلف ارضاء کننده است. لذا هر فرد با تأکیدي که بر عاملهاي گوناگون نظیر میزان درآمد، ارزش اجتماعی شغل، وضعیت محیط کار و تشویقهاي لازم میشود از راه هاي گوناگون از شغلش احساس رضایت می کند (حسنی، حیدری زاده، قاسم زاده علیشاهی، 1391، ص 14).

کینزبرگ [2]و همکارانش (1951)، به دو نوع رضایت شغلی با عنوان رضایت درونی و بیرونی اشاره میکنند که رضایت درونی را ناشی از احساس لذت انسانی از اشتغال به کاري که دارد میداند و رضایت بیرونی را ناشی از میزان دستمزد و پاداش، نوع کار، روابط انسانی حاکم بر محیط و بالاخره وضعیت محیطی ذکر میکنند. کارکنان در رضایت بیرونی، رضایت خود را از عواملی مثل پرداخت، ارتقا، تحسین سرپرست و تعامل با همکاران (نشاَت گرفته از وظایف) بروز میدهند و در رضایت درونی، رضایت خود را از ارزشها، حس مسئولیت پذیري، رتبه و جایگاه اجتماعی، موقعیت، استقلال و عزت نفس متأثر از وظایف و کارها نشان میدهند. به رضایت شغلی به عنوان مهمترین نگرش، طرز تلقی یا قضاوت کارکنان نسبت به شغل و سازمان خود استناد میشود (روحی و همکاران، 1390، ص286).

به اعتقاد هرزبرگ[3] (1959)، رضایت شغلی دارای دو بعد جداگانه عوامل بهداشتی و عوامل برانگیزنده است. عوامل بهداشتی دربردارنده ویژگی های محیطی شغل و جنبه های بیرونی آن مثل سرپرستی، حقوق، روابط بین فردی، شرایط و موقعیت های کاری است. عوامل برانگیزنده وابسته به وظایف، محتوای شغل و جنبه های درونی آن است.

در سال (١٩۶۴)، ويکتور وروم، رضايت شغلي را به عنوان تمايلات رواني فرد نسبت به نقشي که شاغل در شغل خود ايفاء مي کند تعريف کرده است. در اين تعريف با توجه به مفهوم نقش که عبارت است از جنبه کارآمدي از انجام يک وظيفه به وسيله فرد، مي توان گفت بدين وسيله شاغل خود را در سازمان مفيد مي يابد. در نتيجه، احساس رضايت به او دست مي دهد.

در سال (١٩٨۵)، ديويس نيواستورم، رضايت شغلي را، مجموعه اي از احساسات سازگار نسبت به شغل مي داند. اين احساس زماني حاصل مي شود که خواسته ها، نيازها، آرزوها و تجربه هايي که شاغل هنگام ورود به سازمان با خود دارد، از طريق شغل برآورده شود. بدين گونه بين توقعات شاغل و برآورده شدن آنها، توازن برقرار می شود. در نتيجه شاغل، نگرشي مثبت به شغل پيدا مي کند که موجب

رضايت او مي گردد.

لاک[4]، رضایت شغلی را یک حالت هیجانی خوشایند یا مثبت تلقی می کند که از شغل یا تجربه شغلی افراد به دست می آید (Rasooli, Shahai, 2009, p 69).

از دید اسپکتور رضایت شغلی نگرشی است که چگونگی احساس مردم را نسبت به مشاغل شان به گونه کلی یا نسبت به حیطه های گوناگون آن نشان می دهد. اسپکتور مؤلفه های رضایت شغلی را بصورت زیر تعریف کرده است :

1- پرداخت[5] : حقوق و دستمزدی که فرد در قبال انجام کار دریافت می کند.

2- ارتقاء[6] : شانسی که فرد برای ارتقاء در شغلش دارد.

3- سرپرستی[7] : مقدار رضایت فرد از سرپرست مستقیم خود در محیط کار

4- مزایا[8] : مزایای جنبی نقدی و غیرنقدی که به واسطه شغل فرد نصیب او می شود.

5- پاداش های مشروط[9] : پاداش و تقدیر و توجهی که فرد از جانب سرپرستان به خاطر انجام کار خوبش دریافت می کند.

6- شرایط کاری[10] : کیفیت شرایط، قوانین و سیاست های کلی حاکم بر محیط کار

7- همکاران[11] : رضایت از افرادی که با فرد در یک محیط کار می کنند.

8- ماهیت کار[12] : به مشخص و با معنی بودن و لذت بخش بودن وظایف محوله به فرد در محیط کار اشاره دارد.

9- ارتباطات[13] : به نحوه ارتباطات اعضا در درون واحد کاری و سازمان مربوطه اشاره دارد(ساکی و دیگران، 1392، صص 35-34).

میرکمالی رضایت شغلی را نوعی احساس خشنودی و رضایت خاطر فرد از شغل خود در سازمان که با کار مناسب با استعدادها، مقدار موقعیت در شغل، تأمین نیازهای منطقی، شکوفایی استعدادها، پیشرفت شغلی، تجربه های موفق و جو سازمانی ارتباط دارد، تعریف می کند (Mirkamali, 2010).

شفیع آبادی رضایت شغلی را نوعی احساس مثبت فرد نسبت به شغلش می داند که زاییده عواملی نظیر شرایط محیط کار، نظام سازمانی شغل، روابط حاکم بر محیط کار و تأثیر عوامل فرهنگی می باشد و نتیجه گیری می کند که رضایت شغلی احساس روانی است که از عوامل اجتماعی نیز متأثر می باشد (Shafi Abadi, 2011)

همین طور رضایت شغلی احساس مطلوب، مثبت و خوشایندي است که افراد از شغل خود دارند (ساعتچی، قاسمی، نمازی، 1387، ص 155).

رضایت شغلی واکنش احساسی به شغل است که از مقایسه پیامدهای واقعی با پیامدهای مورد انتظار و مطلوب محیط کاری حاصل می شود.

رضایت شغلی، احساسات مثبت یا لذت بخشی است که هر فرد از راه ارزیابی شغل خود یا تجربیات شغل خود بدان دست مییابد (مقیمی، 1390، ص 383).

حال با نگرش به تعاريف و مفاهيم ذکر شده، معلوم مي گردد که رضايت شغلي تحت تاثير اهرم هايي (عواملی) از قبيل :

1- حقوق و مزايا

2- محتوي شغل

3- انگيزه هاي ارتقاء

4- تجلي در کار

5- مشارکت

6- کار گروهي

7- محيط و شرايط کاري مي باشد .

[1] Hapak

[2] Kingzberg

[3] Herzberg

[4] Locke, E. A.

[5] Pay

[6] Promotion

[7] Supervision

[8] Fringe Benefits

[9] Contingent rewards

[10] Operating conditions

[11] Coworkers

[12] Nature of work

[13] Communication

دانلود پایان نامه