سطوح يادگيري سازماني/پایان نامه درباره فرهنگ یادگیری سازمانی

دانلود پایان نامه

سطوح يادگيري سازماني

برخي سازمان ها ممكن است در دستيابي به يادگيري مؤثر در بعضي سطوح نسبت به سطوح ديگربهتر عمل كنند . به طور كلي ياد گيري سازماني در چهار سطح رخ مي دهد : يادگيري فردي ( مبتني برنقش)، يادگيري گروهي يا تيمي، يادگيري فرا- بخشي و يادگيري سازماني .

2-17-1يادگيري فردي

اين امر هميشه مورد توجه بوده است كه كاركنان نياز به يادگيري فردي دارند . ممكن است براي يك فرد لازم باشد مهارت جديدي كسب كند يا فرآيندهاي جديدي را درك نمايد . بسياري از سازمان ها براي پاسخگويي به نيازهاي آموزشي و شكوفايي فردي، به خوبي مجهز شده اند؛ چرا كه اين پاسخگويي از طريق آموزش هاي سنتي و مربي – محوري يا با استفاده از روش هاي چند رسانه اي و يا آموزش هاي آزاد و از راه دور صورت مي گيرد. يادگيري فردي مورد نياز است زيرا افراد، واحدهاي تشكيل دهنده سازمان هستند و يا همانطور كه پيترسنگه بيان داشته يادگيري سازماني تنها از طريق ي ادگيري فردي روي مي دهد . عواملي كه مي توانند در يادگيري فردي سازمان اثر داشته باشند شامل:

– مشاركت فردي وگروهي براي يادگيري ؛

– تمركز فرد روي يادگيري (يادگيري بايد كاربرد سريع در شغل داشته باشد) ؛

– تكنيك هاي آسان كننده يادگيري ؛

– برنامه توسعه فردي ( افراد مي دانند كه استخدام كننده ها نمي توانند استخدام در تمام مدت عمر راتضمين كنند ولي مي توانند به آنها كمك كنند كه به قابليت استخدام در تمام عمر دست يابند . بايد نوعي همكاري و مشاركت بين سازمان و استخدام شونده باشد كه به پيشرفت شغل در بلند مد ت به اوكمك كند) ؛

– فرصت هاي قابل دسترس براي پيشرفت حرفه اي ؛

– ارتباط يادگيري فردي به يادگيري سازماني به روش ساختاري و روشن .

2-17-2يادگيري تيمي و گروهي

در حالي كه ممكن است كاركنان به عنوان ا افراد، نيازهاي يادگيري فردي داشته باشند، ولي به عنوان عضو گروه كاري نياز به يادگيري تيمي دارند. يادگيري تيمي به اين معني مي باشد كه تيم هاي كاري بايد قادر به فكر كردن و به وجود آوردن يادگيري باشند . آنها بايد ياد بگيرند چگونه به يادگيري بهتري دست يابند . يك سيستم موفق يادگيري تيمي تضمين مي كند كه تيم تجربيات خود را با ديگ ر گروه ها در سازمان تقسيم مي كند . يادگيري

تيمي بسيار كامل تر اتفاق مي افتد اگر تيم ها براي يادگيري و مشاركت در سازمان تشويق شوند.

 

2-17-3يادگيري فرابخشي [1]

سطح سو م يادگيري، مجموع نيازهاي پيچيده يادگيري در سطح بخش ها يا واحدها است . پيشرفت در فن آوري اطلاعات ب ه دليل افزايش شديد ذخيره سازي، پردازش و امكان بازيابي اطلاعات، گروه ها و واحدها را به هم نزديك كرده است . يادگيري براي كار كردن با هم، درك همديگر و كار كردندر چهارچوب يك دورنماي مشترك در واحدهاي مختلف سازمان توسط يك گروه ، سطح مهم ي از يادگيري براي بسياري از سازمان ها است.

2-17-4يادگيري سازماني

در سطح سازماني، مي توان يك مدل چهار سطحي را در جهت توسعه سطوح بالاتر دانش و مهارت ارائه كرد :

سطح 1 – يادگيري حقايق، دانش، فرآيند ها و رويدادها . تقاضا براي شناخت موقعيت هايي كه

تغييرات جزئي هستند.

سطح 2- يادگيري مه ارت هاي شغلي جديد كه قابل انتقال به ساير موقعيت ها هستند . تقاضا براي

موقعيت هاي جديد جايي كه پاسخگويي به تغيير نياز است.

سطح 3- يادگيري براي تطبيق. درخواست موقعيت هاي پويا و درس گرفتن از موفّقيت ها وشكست ها كه يك روش يادگيري محسوب مي شود.

سطح 4- يادگيري براي يادگرفتن . اين نوع يادگيري مربوط به خلاقيت ، نوآوري و طرّاح ي آينده است. در اين سطح، فرضيه ها چالش برانگيز مي شوند و دانش تدوين مي شود. به علاوه، اين مدل ( يا انطباق با آن ) مي تواند در سه سطح به كار رود – براي يادگيري افراد، تيم ها و سازمان ها . سازمان هايي كه به سطح چهارم يادگيري مي رسند نه تنها سازمان بلكه صنعت را نيز متحول می کنند.(سکریم[2]،2003:ص 5).

بسیاری از مفاهیمی که در عرصه فرهنگ سازمانی مطرح است از ابتدای قرن 20 شروع شده است ودر خلال آثار دانشمندان مختلف قابل بررسی است .نوشته هایی که در طی این قرن درباره سازمان ومدیریت به رشته تحریر در آمده آکنده از رویکردهای به سازمان است که تلویحا وتصریحا به شکل گیری فرهنگ یادگیری سازمانی در قالب اظهارتی مانند فضا ،شخصیت ،جو،نهادینه ساختن ،سازمان غیر رسمی غیرهپرداخته اند(2000،parker).

تقریبا به تعداد کسانی که درباره فرهنگ مطالبی نگاشته اند،تعریف ودرک از آن وجود دارد که پرداختن به همه آنها از حوصله این پژوهش خارج است بنابرین به تعدادی ار آنها پرداخته می شود.فرهنگ سازمانی به عنوان مفهوم  جامعی است که اعتقادات ،ائدولوژی ،سنت،هنجار ،رسوم،دانش وفناوری را در بر می گیرد .فرهنگ سازمانی یک عامل اصلی است که رفتار سازمان واعضای آن را تحت تاثیر قرار میدهد.(2009،Park&Kim).

شرکت هایی که فرهنگ یادگیری قوی را توسعه می دهند در خلق ،اکتساب وتبدیل دانش وهمچنین در تعدیل رفتار برای انعکاس دانش وبینش جدید ،بسیار موفق هستند.

از این رو ،سازمان های که بر فرهنگ یادگیری سازمانی(OLC)تاکید دارند باید ابتدا اطلاعات به دست بیاورند ،سپس اطلاعات را به طور قابل فهم تفسیر کنند ودر نهایت به دانش تبدیل کنند.

در چنین مواقعی سازمان ها نباید بخش بسیار مهم تغیرات رفتاری وشناختی را به منظور تبدیل حرف به عمل ،فراموش کنند . به دلیل تنوع دیدگاه هایی که در کتب دانشگاهی مورد بررسی قرار گرفته اند،یادگیری سازمانی نیز همانند فرهنگ سازمانی یک مفهوم بسیار مهم است . تلاشهای بسیاری برای تعریف یادگیری سازمانی وجنبه های مختلف آن شده است .سنگه یادگیری سازمانی را به عنوان یک آزمایش تجربی مستمر وتبدیل آن به دانش  در دسترس برای کل سازمان ومطابق با ماموریت سازمان ،تعریف می کند.

[1] Gross-Functional Learning

[2] Skyrme

دانلود پایان نامه