شیوه های مقابله با استرس:پایان نامه ارتباط اصول ارگونومی و استرس در شرکت گاز

دانلود پایان نامه

نشانه ها و علایم استرس شغلی

بیر و نیمون در سال 1978،  سه دسته از نشانه های استرس شغلی را نام برده اند که عبارتند از1) نشانه های روانی که آن دسته از شکلهای عاطفی وشناختی هستند که بر اثر ناراحتی های ناشی از استرس بروز می کنند. از جمله نارضایتی از شغل، افسردگی، اضطراب، احساس ناکافی و انزوا و بیزاری.2) نشانه های جسمی، که مشکلتر قابل تشخیص اند زیرا در حالی که شرایط کاری معینی با بیماریها و ناراحتی های جسمانی معینی همراه هستند اما دشوار می توان فهمید که این ناخوشی ها تا چه اندازه معلول مشخص و چه اندازه نتیجه دیگر جنبه های زندگی شخص هستند. مثلا سردرد کارگر ممکن است نتیجه استرس باشد یا مشکل خانوادگی باعث این استرس شده باشد. ولی عمده ترین بیماریهای جسمی مرتبط با استرس بیماریهای قلبی- عروقی هستند که در تحقیقات تایید شده اند.3) نشانه های رفتاری  که خود به دو دسته تقسیم می شوند :

الف-نشانه هایی که می توان گفت به طور مستقیم متوجه خود فرد شاغل هستند از جمله خودداری از کار کردن، مصرف الکل و دارو و پرخوری یا بی اشتهایی

ب-نشانه هایی که پیشامدش نسبت به تشکیلات و سازمان و غیره هستند مانند غیبت از کار، رها کردن شغل، افزایش حادثه و فقدان بهره وری.(رندال ،1378 :38).

اما علاوه بر این نشانه ها مطالعات موسسه ی ملی ایمنی و بهداشت شغلی[1] نشان می دهد که علایم و نشانه های زیر آثار هشدار دهنده اولیه استرس در محیط کار هستند:

سر درد، اختلال در خواب ، مشکل تمرکز اعصاب، بد خلقی یا خشم کوتاه مدت، تهوع، عدم رضایت شغلی، روحیه پایین، اضطراب، درد ها و ناراحتی های ماهیچه ای، سوئ مصرف الکل و دارو، افسردگی و خشونت خانوادگی. (پانک فیل[2]، 2002: 1 )

همچنین بر اساس نظر کوپر(1986) استرس با عوامل مرتبط با کار مانند رضایت شغلی و گرایش به ترک شغل، عملکرد ضعیف، حوادث، رفتارهای خطرناک در محل کار و غیبت کاری ارتباط دارد(کونل[3]، 1998: 2).

2-1-6) شیوه های مقابله با استرس:

مقابله عبارت است از تلاش­های رفتاری و شناختی فرد جهت غلبه، کاهش و یا تحمیل خواست­های درونی یا بیرونی که به دلیل تقابل استرس برانگیز به وجود آمده است. (لازاروس و فولکمن 1984. به نقل از مایکنبام،  1984: 98).

از سوی دیگر می­توان گفت، مقابله به معنای تلاش­هایی است که برای تغییر و اصلاح یک مشکل صورت می­گیرد. لازاروس (1983 به نقل از کوپر،  1373: 43).

لازاروس دو راهبرد اصلی برای مقابله با موقعیت­های استرس­زا را توصیف کرده است. این راهبردها عبارتند از:

مقابله متمرکز  بر مسئله (مسئله مدار)

مقابله متمرکز بر هیجان (هیجان مدار)

به نظر لازاروس، در مقابله مسئله مدار، فرد تلاش­هایی را برای ایجاد تغییر در  منبع فشار به انجام می­رساند. افرادی که مقابله مسئله مدار را انتخاب می­کنند، راهبردهایی را ترجیح می­دهند که به تغییر محیط بیانجامد. در این راهبرد طرح­هایی برای ایجاد تغییر تنظیم شده و فرد آنها را برای حصول نتیجه­ پیگیری می­نماید. این در حالی است که افرادی که مقابله هیجان مدار را انتخاب می­کنند، اهدافی را ترجیح می­دهندکه احساسات ناخوشایند خود را تغییر داده و در اختیار بگیرند. مقابله مسأله مدار برای حوادثی که ما بر آنها کنترل داریم، مناسب است و مقابله هیجان مدار برای شرایطی که در آن امکان هیچ کنترلی به موقعیت و فشار در اختیار نیست مناسب است. (کوپر، 1373: 47).

شیوه­های مقابله­ای هیجان مدار می­توانند «مهارتی» باشند که این شیوه­ها برای تغییر هیجان حاصل از استرس به کار می­روند، مانند انجام یک فعالیت، صحبت کردن با دوستان و یا میانجی­گری کردن. این شیوه­ها می­توانند «غیرمهارتی، نیز باشند مانند مصرف مواد مخدر، پرخوری و یا زیاده­روی در مصرف الکل، این شیوه دوم در ابتدا و به ظاهر موجب احساس خوب در فرد می­شود. اما در نهایت تأثیری معکوس بر مقابله با استرس به جای می­گذارد. (هاولند1، 2007: 4).

از طرف دیگر، فولکمن تأکید می­کند که هدف از این مداخله­ها، همانا افزایش ارزیابی­ها و مداخله­های مؤثر فرد در رابطه با عوامل استرس­زا است. (هاولند ، 2007: 4).

عده­ای معتقدند که استرس نتیجه نابسندگی شیوه­های مقابله­ای برای کنار آمدن با حوادث و چالش­های زندگی است. (نلسون2 و برک3(2002) به نقل از کوسک4  و وودز5 2008: 13).

از طرف دیگر مقابله به شکل­های مختلفی صورت می­گیرد، مقابله تنها تغییر دادن واکنش به استرس نیست، بلکه همچنین می­تواند شاخص تغییر دادن موقعیت استرس­زا باشد. به طور مثال ممکن است کارمندی نتواند احتیاجات محیط کار خود را تغییر دهد ولی می­تواند شغل و محیط کار خود را تغییر دهد. (کوسک، و وودز، 2008).

شیوه­ها یا راهبردهایی که فرد در مقابله با موارد استرس­زا به کار می­برد نقش اساسی در سلامت جسمانی و روانی او ایفا می­کند. فرآیندهای ارزیابی و مقابله، تلاش­های شناختی و رفتاری افراد در تفسیر و غلبه بر مشکلات زندگی می­باشد. (موس6، شفر7، 1993 به نقل از معتمدین، 1383: 41).

از طرفی، کارور و همکاران (1984)، طی مطالعه­ای نشان دادند که ارتباط معناداری بین نوع شیوه­های مقابله با استرس و خصوصیات روانشناختی، خاص یا اختلال روانی وجود دارد. (به نقل از اسد خانی 1378: 80).

مواجه با رویداد استرس­زا ممکن است دستیابی به اهداف مهم را با مانع روبرو کند و این خود نیز ممکن است به روی مفهوم شخصی از رویداد استرس­زا و انتخاب شیوه مقابله، تأثیر گذارد. (لازاروس، 1993: 16).

مطالعات تجربی نشان داده­اند رویدادهایی بیشتر موجب اختلال در دستیابی به اهداف می­شوند که تهدید برانگیزتر برآورد می­شوند. (لاواسی و کمپبل، 1995: 32).

همچنین این مطالعه نشان داد که اختلال در اهداف به دلیل نشخوارهای فکری و فاجعه انگاری در رابطه با رویداد استرس­زا فراخوانده می­شود. (به نقل از شرورز،1کراج2 و گارنفسکی3:  2007).

[1] NIYOSH

[2] RUNK FILE_US

[3] QUINL

1 .Howland

2 .Nelson

3 .Burke

4 .Kowske

5 .Woods

6 . Moos,R

7 . Schroevers

1 . Schroerers

2 . kraaij

3 .Garnefski

دانلود پایان نامه