عناصر کارآفرینی/پایان نامه درباره شخصیت وکارآفرینی

دانلود پایان نامه

عناصر کارآفرینی

کارآفرینی ممکن است شامل یک یا چند مورد از عوامل زیر باشد(Fry, 1993):

  • راه اندازی یک کسب و کار.
  • داشتن خلاقیت و نوآوری در توسعه محصولات یا خدمات جدید.
  • اداره کسب و کار موجود به طریقی که رشد سریع و پیوسته داشته باشد.
  • جست جوی منابع مالی ودیگرمنابع، جهت دستیابی به پتانسیل بالا به منظوررشددرکسب وکار.
  • پذیرش ریسک در توسعه یا رشد کسب و کار.

این عوامل، جنبه‌های مهم فرآیند کارآفرینانه است. هر چند وجود تمام عوامل ارائه شده، در هر موقعیت کارآفرینانه ای، ضروری نیست.

18-2-2- ویژگی‌های شخصیتی کارآفرینان

کارآفرینان به عنوان یک گروه، هم منحصر به فرد هستند و هم متفاوت. به عبارت دیگر شباهت‌های آنها با هم، این افراد را از افراد غیر کارآفرین جدا می‌کند. همچنین کارآفرینان با تفاوت‌هایی که با یکدیگر دارند، یک گروه متنوع و گوناگون هستند و همین امر مطالعه ویژگی‌های کارآفرینان را مشکل کرده است ( Fry,1993,p60).

وبر[1] در کتاب خود تحت اخلاق پروتستانی و روحیه سرمایه داری تاکید می‌کند که بین اخلاق پروتستانی و طرز زندگی پروتستان‌ها با پیشرفت اقتصادی سرمایه داری رابطه مستقیم وجود دارد. به عبارت دیگر وی معتقد بود که یکی از علل مهم و محرک پیشرفت اقتصادی نظام سرمایه داری همین اخلاق پروتستانی و طرز فکر پروتستان‌ها بوده است. او عقیده داشت که در اخلاق پروتستانی و نیز هر فرد پروتستانی، یک صفت و اخلاق کاری وجود دارد که بر اساس آن فرد وجدان کاری خود را در تمام مراحل به ثبوت می‌رساند. این خصیصه اخلاقی موجب می‌شود که فرد با احساس مسئولیت بوده و در نهایت دقت و کارایی وظایف کاری و شغلی خود را انجام دهد. با این همه وی اولین محققی بود که بیان نمود ارزش‌های عقیدتی و درونی فرد مستقیماً به رفتار کارآفرینانه منتهی می‌شود( احمدپور، 1381، 77).

در قرن بیستم، بعضی از روانشناسان و از جمله مک کله لند[2]  استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد اقدام به طرح نظریه روانشناسی توسعه اقتصادی نمودند. مک کله لند معتقد بود که عامل عمده عقب ماندگی اقتصادی کشورهای در حال توسعه مربوط به عدم درک خلاقیت فردی است. وي عقیده داشت که در انسان سه نیاز وجود دارد که عبارتند از : نیاز به توفیق یا توفیق طلبی، نیاز به قدرت، و نیاز عاطفی یا احساس تعلق. وی پس از انجام مطالعات و تحقیقات مختلف نتیجه می‌گیرد که با اینکه روحیه انسان برای توفیق در دوران کودکی شکل می‌گیرد ولی در عین حال می‌توان با یک برنامه صحیح آموزشی روحیه خلاق و رسالت کاری را در افراد بوجود آورد. از این نتایج این نکته استنباط می‌شود که علیرغم نظریه وبر، با یک برنامه صحیح تعلیم و تربیت می‌توان همان رسالت کاری را که ناشی از آیین پروتستانی است در جوامع غیر پروتستانی نیز به وجود آورد. بنابراین براساس نظریه مک کله لند، جوامع غیر پروتستانی نیز می‌توانند با ایجاد روحیه کاری لازم، شرایط را برای صنعتی شدن مهیا سازند.

علاوه بر مک کله لند، دانشمندان دیگری نیز به بررسی نقش کارآفرینان و روسای تجاری پرداخته و اختلافات اساسی آن‌ها را از نقطه نظرات و دورنمای فلسفی مورد بحث قرار داده اند.  به نظر آن ها،کارآفرینان آینده نگر که دارای افکار نوآورانه هستند عوامل وضعیتی، بر تصمیم‌‌گیری هایشان در شروع فعالیت‌های مخاطره آمیز تاثیر می‌گذارد (Collins and et al, 1964,p 378).

نکته قابل ذکر این که، از نگرش پیشگامان این رویکرد پیداست که دورنمای اصلی در این رویکرد بر اساس تفاوت قائل شدن بین کارآفرین و غیر کارآفرین بوده است، با فرض اینکه کارآفرینان دارای ویژگی‌های هستند که زیربنای رفتار و موفقیت آنان را شکل می‌دهد. آن چه که این قبیل محققین به دنبال آن بودند در واقع فردی نمودن و یا نسبت دادن تمامی فعالیت‌های حوزه کارآفرینی به شخص می‌باشد. به عبارت دیگر، هدف از این گونه تحقیقات شناسایی افرادی بود که قادر به تاسیس یا رشد شرکت‌های جدید و موفق بوده اند. در این تحقیقات تک بعدی، سعی شده بود تا ویژگی‌های مشترک بین کارآفرینان شناسایی گردد.آن‌ها فهرستی طولانی از ویژگی‌های همچون: نیاز به توفیق، تمایل به مخاطره پذیری، دارابودن مرکز کنترل درونی، استقلال طلبی، تحمل ابهام، عزم و اراده، پشتکار، اتکا به نفس و … را در فرضیات خود گنجانده اند. کلیه تحقیقات و مطالعاتی که به شناسایی ویژگی ها، تفاوت قائل شدن بین کارآفرینان و غیر کارآفرینان، و یافتن تفاوت‌های بین مدیر و کارآفرین مربوط می‌شود در این رویکرد جای می‌گیرند
(Jennings, 1994,p159-160). در واقع فرض محققان مذکور این بوده است که ویژگی‌های کارآفرینی قابل دستیابی یا آموزش نبوده، بلکه طبیعی ( ذاتی) یا نشات گرفته از یک مبدا و منبع خاص می‌باشند. از این رو کارآفرینان از افراد دیگر متمایز هستند (Wolf,1984, p435). ولف در نظریه کارآفرینی خود این گونه مطرح نموده است که فقط افراد دارای جوهره کارآفرینی می‌توانند کارآفرین شوند و افرادی که دارای این گونه ویژگی‌های طبیعی و شخصیتی نباشند به هیچ وجه کارآفرین نخواهند بود.

کارلند و دستیارانش انواع ویژگی‌هایی را که از بدو امر تا سال 1984 مورد بررسی قرار گرفته بود جمع آوری نمودند که ذیلاً به تعدادی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود  (Carland and et al, 1984):

  • آینده‌نگر بودن و داشتن چشم‌‌انداز: چشم انداز شخص کارآفرین، کاملاً شفاف و خالی از هرگونه ابهام بوده و لذا قابل انتقال به دیگران می‌باشد. داشتن چنین چشم اندازی به کارآفرین کمک می­کند تا حرکتی مستمر و بدون سردرگمی و مستقیم به سمت هدف داشته باشد.
  • مصمم بودن: عزم راسخ کارآفرین یکی دیگر از ویژگی‌های بارز اوست که انرژی و تعهد لازم برای کسب موفقیت را ایجاد می‌کند. کارآفرینان مصمم از ایده‌های جدید، فرصت‌ها و پیشنهادهای شغلی دیگر چشم پوشی کرده و در مقابل به کاری که برای خود برگزیده اند پایبند می‌مانند. این قاطعیت، کارآفرینان را در طی فرآیند راه اندازی، از هرگونه شک و تردید و دودلی مصون نگاه می‌دارد. تا حدی که مخالفت نزدیکان و آشنایان نیز نمی‌تواند در اراده آنان خللی وارد نموده، بلکه دودلی دیگران نیز تحت تاثیر این قطعیت برطرف می‌شود.
  • تمرکز: برای اینکه کارآفرین از انجام موفقیت‌آمیز طرح و برنامه‌ها و جزئیات کار مطمئن باشد مانند یک فوتبالیست خوب که لحظه‌ای چشم از توپ بر نمی‌دارد، در تمام لحظات با تمرکز بر چشم انداز، همه انرژی، وقت و سایر منابع را حول این هدف مصروف می‌نماید.
  • انگیزش: نیازخودشکوفایی یکی از مهم ترین انگیزه‌های کارآفرین در محقق کردن چشم انداز خود است. نتیجه این نیاز قوی این است که در مسیر حرکت به سوی هدف، هر چیز دیگری در اولویت پایین تر قرار می‌گیرد. در روابط شخصی، علائق خارج از این چشم‌انداز و یا پروژه‌های با سود مالی زیاد، همه از مواردی هستند که در مقایسه با هدف، اولویتی پایین تری خواهند داشت. البته سود مالی به ندرت انگیزه کارآفرین قرار می‌گیرد چرا که پول به تنهایی نمی‌تواند انگیزه انجام تمام زحماتی باشد که در شروع یک فعالیت کارآفرینانه لازم است هر چند که معیار خوبی برای اندازه‌‌گیری موفقیت فعالیت کارآفرین است.
  • وقف و از خود گذشتگی: کارآفرینان همه زندگی خود را وقف کار می‌نمایند. بسیار سخت کوش هستند و پشتکار آنان مثال زدنی است. در حقیقت آنان از کار در راستای هدف خود لذت می‌برند و کار را مانند بازی و تفریح می‌دانند (McGregore, 1960).داشتن چشم انداز و ترکیب آن با خوش بینی و ریسک پذیری کارآفرینان، سخت کوشی و تعلق خاطر به کار را در آنان پدید می‌آورد.
  1. Weber
  2. McClelland
دانلود پایان نامه