مدل مفهومی کسب وکار-پایان نامه درباره الگو های کسب وکار

دانلود پایان نامه

مدل مفهومی کسب وکار (ماخذ زات و آمیت ،2001)

منبع خلق ارزش

خارجی داخلی  
مدل کسب وکار مبتنی بر نوآوری مدل کسب وکار مبتنی برمکمل سازی کم
مدل کسب وکار مبتنی بر حفظ و نگهداری مدل کسب وکار مبتنی بر کارایی زیاد

 

اهميت نوآوري در دنياي پرشتاب و متحول كنوني بر هیچكس پوشيده نيست . امروزه تقریباً تمام کشورهای جهان در جهت افزایش بهره وری و بهبود وضعیت اقتصادی در پی تشویق و توسعه خلاقیت و نوآوری به عنوان یکی از مزيتهاي اصلي برای تداوم حيات شركتها هستند. بسیاری از شرکتها برای دستیابی به موفقیت ، همواره در صدد ایجاد نوآوری درکالا ، خدمت ، بازار وعملیات بودند ؛ ولی علیرغم نوآوری های متعدد در این چهار حوزه ، خطرات جدی پیشروی شرکتها قرارگرفت ، ازجمله آنکه : (منطقی ، 1392،ص 48)

– سهم بازار شرکتها باکاهش مواجه شد ؛

– نقشه منحنی ارزش ، نشانگر تضعیف تمایزات کلیدی کسب وکار آنها بود ؛

– فعالیتشان از رشد کافی برخوردار نبود ؛

– نیازهای مشتریان کلیدی پاسخ داده نمی شد؛

– شناسایی فرصتها درجهت کاهش هزینه و استفاده بهینه از منابع به آسانی امکانپذیرنبود ، و مواردی از این قبیل ، که همگی خارج از توانایی تمرکز صرف بر روی انواع نوآوری های مذکور بودند .(منطقی ، 1392،ص 48)

امّا مطالعات گسترده ای که در طی ده سال گذشته در حوزه کسب وکار صورت گرفته است ، حاکی از اهمیت روز افزون نوآوری مدل کسب و کار در برابر انواع دیگر نوآوری است و نوآوری در مدلهای کسب وکار را به عنوان کلید موفقیت در رقابت شناخته اند. تحقیقات بعمل آمده توسط آی بی ام از تعداد زیادی از مطالعات موردی و مصاحبه با تعداد بی شماری از مدیران اجرایی ، نیز بیانگر ارتباط مثبتی است که بین نوآوری مدل کسب وکار و عملکرد شرکت وجود دارد. از آنجایی که مدل کسب وکار چارچوبی برای تعیین نوع فعالیت و نحوه و زمان اجرای آن با توجه به منابع و تواناییهای شرکت است به گونه ای که میتوان بر اساس آن ارزشی را به شکل کالا یا خدمت برای مشتری ایجاد کرد ، می تواند تمام ناکامی های مطرح شده را پوشش می دهد . همچنین طی تحقیقاتی که زات وآمیت ( 2011) انجام داده اند ، دریافتندکه نوآوری مدل کسب وکار نسبت به انواع دیگرنوآوری ، کم هزینه تر،کاراتر و رویکردی مناسب در زمان کمبود سرمایه برای مثال در زمان رکود اقتصادی می باشد . تحقیقات بین المللی آی بی ام نیز که در سالهای 2006 و 2008 در بین مدیران اجرایی شرکتهای برتر دنیا صورت گرفت ، حاکی از آن بود که درصنایع مختلف ، مدیران بنگاه هایی با سود دهی و عملکرد بالا، به دنبال چگونگی نوآوری در مدلهای کسب وکار خود برای بهبود تواناییهای شان در خلق و کسب ارزش هستند. پژوهشهای انجام گرفته در حوزه مدل کسب وکار براین اجماعندکه “نوآوری مدل کسب وکار کلید عملکرد شرکت می باشد. ”  درسال 2006 ،تحقیقاتی که توسط تیم تحقیقاتی آی بی ام صورت پذیرفت ، از افزایش آگاهی نسبت به ضرورت نوآوری مدل کسب وکار خبر داد. این مطالعه نشان داد که شرکتهای دارای عملکرد بالا نسبت به شرکتهایی که عملکرد ضعیفی دارند ، در پیاده سازی مدل کسب وکار نوآورانه خود موفقتر بوده اند . بر اساس این تحقیق و نظرسنجی پسازآن، بسیاری از نوآوری مدلهای کسب وکار در حال حاضربه عنوان یک متمایز کننده نوین راهبردي شناخته شده اند. بسياري از شركتها نقاط كوري در مفهوم كسب وكار خود دارند كه مانع ديدن فرصتهاي نوآوري در بسياري از زمينه هاي مفهوم كسب وكار مي شوند . پژوهشگران براین اجماع هستند که مدل کسب وکارنه تنها تسهیل کننده نوآوریهای فناورانه وسازمانی می باشد ، بلکه خود می تواند تبدیل به موضوع نوآوری راهبردي به منظور به اشتراک گذاری و بالا بردن تأثیرگذاری منابع مانند دانش ، مهارتهای مدیریتی و کارآفرینی ، و یا دوباره سازی زنجیره ارزش و یا شبکه های ارزش شود . از این منظر، مدل کسب وکار یک دارایی راهبردي برای بهبود عملکرد شرکت ، واساساً یک دستور کار رهبری در نوآوری و مدیریت مدل کسب و کار راهبردي و یک تغییر ماهوی در دستور کار سازمانی برای انجام کسب وکار است . شرکتهای بسیاری وظیفه راهبردي خود که همان توسعه مزیت رقابتی است را به عنوان مسألهای که باید یک یا دو برنامه اصلی برای اطمینان از کار آمدی آن در اختیار داشت ، می بینند. در این صورت زمان و هزینه زیادی را برای اجرا نیاز خواهند داشت. در این شرایط مشتریان و محیط رقابتی ممکن است به سمت راههایی دیگر متمایل شوند و برنامه های در نظر گرفته شرکت مذکور را منسوخ نمایند . در مقابل نوآوران مدل کسب و کار بهبودهایی را که به سرعت قابل انجام هستند و هزینه پایینی را نیز خواهند داشت ، ارائه می نمایند. بنابراین نوآوریهای مدل کسب وکار موفق ظرف یک ماه از آغاز اجرای آن در وضعیت درست خود قرار می گیرند و در طی شش ماه بازگشت سرمایه ایجاد می نمایند . نوآوری مدل کسب وکار با دو مانع روبرو است. اول، بزرگ نمودن یک فرایند می تواند منجر به ایجاد یا نگهداری ضعف و ناکارآمدی در سایر فعالیتها و فرایندها شود. دوم،حتی با فرایندهای بهتر ، یک مدل کسب وکار منسوخ می تواند ناکارآمد باشد . با وجود اینکه تحقیقات مدل کسب وکار در مباحث مدیریت ، سالهای جوانی خود را پشت سر می گذارد ،نوآوری مدل کسب وکار تنها در حدود ده سال می باشدکه در مباحث علمی مدیریت مطرح شده است. جایگزینی وتعویض مدل کسب وکار را نوآوری مدل کسب و کار می خوانیم. زمانی که یک شرکت فرایندی مداوم در توسعه و ایجاد اطلاح ، جایگزینی و نوآوری مدل کسب و کار را در پیش گرفته باشد ، فرایند نوآوری مدل کسب وکار پایدار راخواهیم داشت . اگر مدل کسب و کار را به مثابه جوابی برای سه سؤال “به تولید چه چیز بپردازیم ؛ برای چه کسی تولید کنیم ؛ چگونه از طریق خلق ارزش به خلق پول بپردازیم” بدانیم ، کلید موفقیت در نوآوری مدل کسب وکار ، ایجاد پیوندی مناسب مابین این سه جزء می باشد ، به صورتیکه تغییرات در این سه بعد بر یکدیگرتأثیرگذاشته و قابلیتها و روابط بین اجزای شرکت منجر به ایجاد و تقویت جایگاه ارزشی و سودآوری عملکرد شده و درنهایت به دستیابی به مزیت رقابتی کمک می نماید. جانسون  ( 2010 ) نیز بایک رویکرد ترکیبی ، کلید نوآوری مدل کسب وکار را در انتخاب اجزای سازنده مدل کسب وکار و ایجاد پیوندی بین چهار بخش ارزش پیشنهادی به مشتری ، فرمول سودآوری ، فرایندهای کلیدی و منابع کلیدی می داند. با درجات مختلفی می توان به نوآوری مدل کسب و کار همت گمارد. میشل و کلس[1] (2003 ) چهار درجه از مدل کسب وکار را به شرح زیر بر می شمارند : (منطقی ، 1392،ص 48)

– تعدیل،تنظیم وتطبیق مدل کسب وکار ؛

– اقتباس و اتخاذ مدل کسب وکار ؛

– بهبود،به سازی ، تکامل مدل کسب وکار ؛

[1] Mitchel and Coles

دانلود پایان نامه