مديريت زنجيره تأمين،پایان نامه درمورد بهبود عملكرد زنجيره تأمين

دانلود پایان نامه

مديريت زنجيره تأمين[1]

مديريت زنجيره تأمين هماهنگ كننده همه فعاليّت هاي يك شركت با فعاليّت هاي تأمين كندگان  و مشتري ها است. مديريّت زنجيره تأمين مؤثّر ترجيح مي دهد كه عرضه كننده ها و مشتري ها با هم در يك سبك هماهنگ با سهيم شدن در جريان آزاد اطلاعات ، به وسيله صحبت كردن  با يكديگر كار كنند. جريان سريع اطلاعات بين مشتريان ، عرضه كنندگان ، مراكز عرضه و سيستم هاي   حمل و نقل ، شركت ها  را براي توسعه زنجيره تأمين توانا مي سازد( جعفر نژاد ، 1386 ، ص 525)

در ادامه برخي از تعاريف مديريت زنجيره تأمين را بيان مي كنيم.

  • مديريت زنجيره تأمين به هماهنگي مواد اوليّه ، توليدات و گردش اطلاعات بين تأمين كنندگان ، توليد كنندگان ، توزيع كنندگان ، خرده فروشان و مشتريان مربوط مي شود. مديريت زنجيره تأمين اغلب به يكپارچگي ارتباطات ميان و برون سازماني  و هماهنگي بين انواع مختلف ارتباطات در زنجيره نياز دارد.(Min yu & et al ,2006,p2).

ü مديريت زنجيره تأمين مجموعه اي از نگرش هاست كه عرضه كننده ، توليد كننده ، انبار  و فروشگاه ها را منسجم مي كند تا كالاها در كميّت  و مكان صحيح توليد و توزيع شوند به منظور اين كه هزينه ها در حالي كه سطح خدمت مشتريان را برآورده مي كند كمينه شوند(Jian& et al , 2006, p 442).

 

2-1-7 مؤلّفه هاي اصلي مديريت زنجيره تأمين

  • مديريت لجستيك در زنجيره تأمين
  • مديريت اطلاعات و سيستم هاي اطلاعاتي در زنجيره تأمين
  • مديريت روابط بين اعضاي زنجيره تأمين

اين سه مؤلّفه ، مشخصه هاي استراتژيك در زنجيره تأمين به شمار مي آيند و شايان ذكر است كه جريان مواد رو به جلو مي باشد و از تأمين كنندگان مواد خام آغاز شده  و تا مشتري نهايي ادامه مي يابد و از اعضاي زنجيره تأمين ، يعني تأمين شدگان ، توليد كننده  و توزيع كنندگان مي گذرد و به مديريت لجستيك در زنجيره تأمين معروف است.امّا مشخصه ي ديگري كه باعث به جريان درآمدن مواد مي شود جريان اطلاعات است كه حركتي رو به عقب دارد  و از مشتري نهايي آغاز شده و به تأمين كنندگان ختم مي شود  و در مسير خود از اعضاي ديگر زنجيره تأمين نيز عبور مي كند. اين اطلاعات بيانگر خواست و تقاضاي مشتري براي محصول يا محصولات و يا خدمات مي باشد. عامل ديگري نيز وجود دارد كه باعث يكپارچگي جريان مواد و اطلاعات مي شود و آن ارتباط مناسب اعضاي زنجيره تأمين با هم مي باشد و به مديريت روابط زنجيره تأمين معروف است(حيدري قره بلاغ،1388، ص10).

2-1 -8  اهميّت مديريت زنجيره تأمين

افزايش روز افزون رقابت بين كارخانجات و شركت ها براي توليد محصولات با كيفيّت  و مطابق سلايق مشتري نياز به يك ديدگاه جديد را در بين تمامي سازندگان و توليد كنندگان به وجود آورده است. در گذشته هر مركز توليدي با اهميّت دادن به تعداد محصول توليد شده ، سعي در افزايش سهم خود در بازار داشت . پس از گذشت چند دهه مراكز توليدي در ارائه كالاي با كيفيّت براي جذب مشتريان گام برداشتند . در دهه هاي اخير پيشگامان صنعت ، اصلي ترين شرط را براي رسيدن به سهم بيشتري از بازار فروش ، برآوردن نياز هاي مشتريان مي دانند.

با بررسي خط مشي هاي موجود از گذشته تا به حال ، تغيير توجّه صنعت گران را از توليد كننده به مصرف كننده شاهد خواهيم بود. در گذشته توليد كننده نقش اصلي و تعيين كننده را در بازار فروش ايفا مي كرد و مصرف كننده مي بايست نياز ها و سلايق خود را با محصول توليد شده وفق مي داد . اما امروزه اهميّت بيشتري به مصرف كننده داده مي شود و كارخانجات سعي در توليد محصولي منطبق با نياز هاي مشتريان دارند.

در دهه 1960 شركت هايي با ساختار وظيفه اي تيلور، ساختار داخلي سازمان بر اساس توليد محصولي مشخص طراحي شده بود  و سهولت در انجام فرآيند ها  و عمليّات توليدي نقش مهمتري نسبت به نياز هاي مشتري  ايفا مي كرد. در شركت هاي بازارگرا ساختار سازماني تغيير نكرده ولي سعي شده كه محصول بر اساس نياز هاي بازار انتخاب  و فرآيند ها و عمليّات مناسب براي توليد محصول ، طراحي شود. لذا اين مرحله از زمان چيدمان[2] مراكز توليدي بيشتر به صورت خط توليد محصولي بوده و كمتر از چنين تكنولوژي گروهي[3]  و كارگاهي استفاده مي شد.

در شركت هاي ژاپني فرآيند گرا ، با تكيّه بر چيدمان كارگاهي و تكنولوژي گروهي ، توليد محصولات متنوّع امكان پذير شد. امّا در اين دوران براي كاهش قيمت محصولات به وسيله بالا بردن حجم توليد ، بيشتر شركت هاي سازنده چندين محصول را توليد كرده  و تنوّع چنداني در محصولات توليدي وجود نداشت.در سال هاي 80 تا 90 موفقيّت از آن شركت هايي بود كه محصولات متنوّع را با قيمت مناسب، كيفيّت بالا و در حد اقل زمان ممكن به مشتري تأمين مي كردند. لازمه اين امر داشتن ساختار داخلي فرآيند گرا بود.

امّا در دهه 1990 به موازات بهبود در توانمندي هاي توليد ، مديران صنايع درك كردند كه مواد و خدمات دريافتي از تأمين كنندگان مختلف ، تأثير بسزايي در افزايش توانمندي هاي سازمان به منظور برخورد با نيازمندي هاي مشتريان دارد كه اين امر به نوبه خود ، تأثير مضاعفي در تمركز سازمان بر پايگاه هاي تأمين  و استراتژي هاي منبع يابي برجاي نهاد. همچنين مديران دريافتند كه صرفاً توليد يك محصول با كيفيّت كافي نيست. در واقع تأمين محصولات با معيار هاي مورد نظر مشتري ( چه موقع ، كجا و چگونه ) و با كيفيّت  و هزينه مورد نظر آنها ، چالش هاي جديدي را به وجود آورد.( بيات ، 1387 ، صص 24-25).

در چنين شرايطي به عنوان يك نتيجه گيري از تغييرات مذكور ، سازمان ها در يافتند كه اين تغييرات در طولاني مدّت براي مديريّت سازمانشان كافي نيست . آنها بايد در مديريّت شبكه همه كارخانجات وشركت هايي كه ورودي هاي سازمان هاي آنها را به طور مستقيم  و غير مستقيم تأمين مي كردند و همچنين شبكه شركت هاي مرتبط با تحويل و خدمات پس از فروش محصول مشتري ، در گير مي شدند. با چنين  نگرشي رويكرد هاي زنجيره تأمين  و مديريت زنجيره تأمين پاي به عرصه وجود نهاد( غضنفري و ديگران  ، 1380 ، ص 32 ).

در روند شكل گيري مديريت زنجيره تأمين اولين باري كه از اين نام استفاده شد، توسط آقاي جان هاليهان[4]  در سال 1985 بود . از نظر ايشان چهار ويژگي نظام مديريت زنجيره تأمين آن را از روش ها  و ديدگاه هاي گذشته متمايز مي سازد:

  • يكي ديدن نظام مديريت زنجيره تأمين به جاي مجزّا و جزيره اي ديدن فعاليّت هاي آن.
  • بخشي از تصميم گيري استراتژيك محسوب شده كه در تمامي ابعاد و فعاليّت هاي مربوطه بايد ديده شود تا هزينه ها كاهش يافته و سهم بازار افزايش يابد.
  • انبار موجودي ها در آن نقش متعادل كننده داشته و به عنوان آخرين مكانيزم مطرح مي باشد نه اوّلين آن.
  • نياز به نگرش جديدي در ديدگاه سيستمي دارد كه فراتر از ارتباطات بين اجزاي آن مي باشد (احمدي ، 1384، صص 81-83).

[1] Supply chain management

[2] Layout

[3] Group Technology

[4] John Hoalihan

دانلود پایان نامه