مدیریت تعارض:/پایان نامه درباره تعارض و مدیریت

دانلود پایان نامه

مدیریت تعارض

با توجه به اثرهای مخرب تعارض ، مدیران باید در مورد چگونگی برخورد با آن حساس باشند. در صورت پدید آمدن تعارض مضر ، مدیر باید بداند چگونه برای حل آن اقدام کند.همانطور که شکل (2-5) نشان می دهد، تعارض هنگامیکه موجب شکاف های عمده در داخل سازمان شود، وقت و کوششی را که می توانستند برای بهره وری بیشتر به کار روند به خود اختصاص می دهد پس باید از بین برود.علاوه بر این ،هنگامیکه بین هدفهای داخلی گروه ها تعارض وجود داشته باشد ، تعارض باید از میان برداشته شود.(C.Avgar, 2010,241))

البته لازم به توضیح است که گاهی مدیر باید نگران فقدان تعارض در سازمان باشد. ممکن است فقدان تعارض علامت رکود سازمان و خو گرفتن کارکنان با وضع موجود باشد یا ممکن است حاکی از آن باشد که گروه ها انگیزه ای برای بحث و گفتگو بر سر عقاید سنتی و پذیرفته شده ندارند.

تحریک تعارض[1] ؛ عبارت است از خلق و استفاده سازنده از تعارض به وسیله مدیریت. منظور از تحریک تعارض فراهم آوردن موقعیت هایی است که درآن نظریه ها و عقیده های مختلف در معرض قضاوت گذارده میشوند تا به وسیله یکدیگر مورد سنجش قرار گیرند.به عنوان مثال اگر سازمان های رقیب می خواهند تغییرهای مهمی در تولید ، بازار یا تکنولوژی خود به وجود آورند ، وظیفه مدیر این است که به منظور مبارزه با وضع موجود ، نوآوری و خلاقیت را تحریک کند. تحریک تعارض ممکن است این انگیزه و فرصت را در کارکنان ایجاد کند که اختلاف نظرهای خود را که مخفی نگه داشته اند، آشکار سازند.(میرکمالی ،1378 ،59)

برای تحریک تعارض در موقعیت های کنترل شده ، شیوه های متعددی وجود دارد. در این راستا می توان از تغییر مکان فیزیکی گروه ها برای تحریک مراوده بیشتر، تشویق برای استفاده بیشتر از منابع مشترک و دیگر تغییرها در روابط بین گروه ها نام برد. علاوه بر این می توان از برنامه های آموزشی به منظور بالا بردن آگاهی کارکنان از وجود مشکلهای بالقوه در تصمیم گیری و مراودات گروهی استفاده کرد.یکی دیگر از شیوه های تحریک تعارض بین گروه ها اختیار کردن نقش مدافع موضوع هایی که مورد تأیید دیگران نمی باشد در جلسه های بحث و گفتگو است. مدیر در این نقش سعی می کند در برابر عقیده هایی که مورد تأیید اکثریت بوده و جلسه را تحت الشعاع قرار داده است ، بحث و مجادله کند تا به این ترتیب اطمینان حاصل نماید که همه راه های ممکن انجام کار با دیدی انتقادی مورد ارزیابی و و تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. هر چند ایفای این چنین نقشی مورد پسند همگان نیست ، ولی در هر صورت روش مناسبی برای ایجاد تعارض سازنده می باشد. البته وجود تعارض زیاده از حد نیز خود سؤال برانگیز است. اگر تعارض به صورت گسترده و مخرب درآید ، مدیریت باید با انتخاب استراتژی مناسب نسبت به کاهش یا مدیریت آن اقدام کند. .(G.Canen , 2008,17)

(2-2-16) استراتژی های  مدیریت تعارض

برای بیشتر سازمان ها ، موقعیت آرمانی این است که نوعی رقابت و تعارض متعادل بین دوایر و واحدهای  سازمانی وجود داشته باشد. مدیران نباید اجازه بدهند تعارض به حدی برسد که زیان هایی به بار آورد. تا آنجا که امکان دارد ، آنها باید همکاری کارکنان را تقویت کنند تا بدین وسیله همه تلاش ها متوجه هدف های سازمان شود.(قائمیان اسکویی، 1388،89)

تغییر در نگرش و رفتار: معمولا” حل مسأله تضاد یا تعارض مشکل و به اصطلاح مردافکن است. اگر در سازمانی تعارض بسیار شدید باشد گروه ها از یکدیگر تنفر پیدا می کنند و تمایلی به تغییر نشان نمیدهند. برای حل مسأله تعارض مدیریت باید سعی کند روش یا نگرش اعضای گروه را تغییردهد. با تغییر دادن رفتار تعارض عریان یا اختلاف فاحش بین گروه ها کاهش می یابد یا به کلی از بین می رود، ولی امکان دارددر اجرای چنین روشی نتوان بین اعضای دو گروه دوستی ایجاد کرد.تغییر در رفتار باعث میشود که تضاد یا تعارض کم رنگ تر شود، کمتر به چشم آید یا اینکه گروه ها از یکدیگر تفکیک گردند. ولی تغییر در نگرش ژرفای بیشتری دارد و بیشتر طول می کشد. نمی توان به راحتی به نگرش جدید دست یافت ، باید در نگرش واحساس فرد یا گروه نسبت به دوایر دیگر تغییری مثبت صورت گیرد.تغییر در نگرش اساس همکاری مناسب و را برای سازمان پی ریزی می کند.(Daft, 2001,536)

روش هایی را که می توان برای حل مسأله تعارض به کاربرد در شکل (2-6) ارائه شده است.روش هایی که در قسمت بالای این شکل نوشته شده است ، مثل اختیارات رسمی که موجب تغییر رفتار(و نه تغییر نگرش) خواهد شد. روش هایی که در بخش انتهایی این شکل نوشته شده ،مثل گردش کارکنان واحدها یا دادن آموزش هایی به اعضای گروه باعث می شوند که دو گروه تغییر نگرش داده و با هم بیشترهمکاری کنند.

 

  1. اختیارات رسمی : مقصود از اختیارات رسمی این است که مدیریت ارشد سازمان برای حل مسأله تعارض از اختیارات رسمی خود استفادهمی کند و قوانین و مقرراتی را وضع می نماید. برای مثال، امکان دارد دو دایره تبلیغ و فروش درباره استراتژی تبلیغ نتوانند به توافق نظر برسند و از این نظر تضاد یا تعارض بین آنها وجود داشته باشد. دایره فروش می خواهد نوعی استراتژی به اجرا درآورد که مبتنی بر ارسال نامه به صورت مستقیم برای مشتریان باشد، در حالی که دایره تبلیغات ترجیح می دهد که از رادیو و تلویزیون استفاده شود. برای حل این مسأله و رفع این اختلاف نظر می توان آن را به معاونت بازاریابی ارجاع داد، و او هم برای حل آن از اختیارات قانونی خود استفاده خواهد کرد.

( Daft, 2001,536)

.Conflict stimulation42

دانلود پایان نامه