مسئولیت پذیری اجتماعی،پایان نامه ادراکات مصرف کننده ازپیامدهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

مقدمه

تا پيش از دهه 1960 بحثي پيرامون مسئوليت اجتماعي سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها مورد تأكيد نبود و از آن سال‌ها است كه بحث پيرامون اين موضوع و اهميت آن در سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها شكل گرفته است. بنيان اوليه اين بحث از زماني آغاز شد كه جوامع بر اثر پيشرفت‌های تكنولوژيكي و علمي با محصولات و دست ساخته‌هايي رو به رو شدند كه به نوعي حيات زيست بشر را با خطرهای جدي مواجه مي كرد. در دهه آخر قرن نوزدهم و با انتقال اين جوامع از اقتصاد كشاورزي به اقتصاد صنعتي، شركت‌ها و صنايع بزرگ شكل گرفته و روز به روز گسترده تر و پيچيده تر شدند. با رشد اين سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها كه اثرات قابل ملاحظه اي بر جامعه و محيط مي گذارند، توجه جامعه به ضرورت مسئوليت اجتماعي سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها بيشتر معطوف شد (رسولی، 1389) .

شركت‌ها و بنگاه‌های اقتصادي در درون يك ساختار و نظام اجتماعي به مثابه يك خرده نظام اجتماعي عمل مي كنند و در يك دور نماي گسترده ، نوعي وابستگي متقابل به يكديگر را به نمايش مي گذارند. اهميت اين موضوع از آنجا آشكار‌تر می‌شود كه امروزه از 100 اقتصاد برتر دنيا 51 عدد آنها را شركت‌ها تشكيل می‌دهند . به عبارت ديگر تعداد زيادي شركت و بنگاه چند مليتي وجود دارند كه تأثير آنها بر اقتصاد جهاني از اكثر كشورهاي در حال توسعه بيشتر است. شركت‌هايي چون جنرال موتورز[1] در رده بيست و سوم اقتصاد جهاني، وال مارت[2] در رده بيست و پنجم جهاني، اكسون موبيل[3] در رده بيست و ششم جهاني و رویال داچ شل[4] در رده چهل ششم جهاني و كشور ايران در رده چهل و پنجم جهاني قرار دارند. همین رتبه بندی مشخص می‌کند كه اقدامات و فعاليت‌هاي شرکت‌ها تا چه اندازه مي‌تواند بركيفيت زندگي اجتماعي و مسائل زيست محيطي در همه جاي دنيا تاثير بگذارد ( امیدوار ، 1387) .

تشديد نابساماني‌ها در محيط زيست جهاني همچون افزايش دماي كره زمين، كاهش ضخامت لایه ازن، كاهش تنوع گونه‌هاي حيات (تنوع گونه‌هاي بيولوژيك) و غيره به ناچار تمامي جوامع را به چالشي جهاني وا داشته است و به طور الزام آوري باعث شده نگرش «زمين خانه عمومي ما است» شكل بگيرد. اكنون همه جوامع، انسان‌ها و سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها موظف هستند تا از بروز بي نظمي در اين خانه عمومي و تخريب بنيادهاي آن جلوگيري كنند. در اين ميان مسئوليت‌هاي اجتماعي شركت‌هاي صنعتي و تجاري از اهميت خاصي برخوردار است (رسولی ، 1389) .

به طور كلي موضوع و مفهوم مسئوليت اجتماعي شركت‌ها در چند سال اخير با توجه به رشد سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي غير دولتي، جنبش‌هاي اعتراضي عليه قدرت شركت‌ها، افزايش آگاهي اجتماعي، توسعه بازارهاي سرمايه، گسترش شركت‌هاي سهامي عام و رسوايی‌هاي مالي و اخلاقي شركت‌هاي بزرگ تبديل به پاردايم مسلط و غالب در فضاي اداره شركت‌ها شده است. افكار عمومي به ويژه در جوامعي كه در آنها ديدگاه‌هاي برنده –  برنده جا نيفتاده، بنگاه‌هاي اقتصادي و سرمايه داران را كساني مي‌پندارند كه براي سود بيشتر به ضرر جامعه و مصرف كنندگان عمل مي كنند. بدين شكل هر روزه بر تعداد كساني كه بر نظارت و كنترل شركت‌هاي بزرگ بر زندگي بشري اعتراض دارند، اضافه مي‌شود. در ميان مردم عادي، شك و سوء‌ظن نسبت به عملكرد شركت‌ها بالا گرفته و مردم مشروعيت ارزش‌هاي مادي كه هدايت كننده زندگي مدرن است را به زير سؤال برده‌اند. نگراني مردم اين است كه شركت‌ها نسبت به اعمال، برنامه ريزي‌ها و سياست‌هاي خود به جامعه جهاني پاسخگو نيستند. فعالان طرفدار محيط زيست، گروه‌هاي حقوق بشر، اتحاديه‌هاي تجاري و بسياري از شهروندان آگاه و هوشيار خواستار آن هستند كه شركت‌ها نسبت به مردم پاسخگو باشند. اكنون گروه‌هاي مختلف اجتماعي در اين زمينه با يكديگر هم عقيده شده اند كه شركت‌ها باید در خدمت رفع نيازهاي مردم باشند نه مردم در خدمت برآوردن نيازهاي شركت‌هاي بزرگ ( امیری و مطهری، 1389). در دو دهه اخير بنگاه‌هاي اقتصادي و سرمايه گذاران براي جبران اين فضاي ظن نسبت به اهداف شركت‌ها در مورد موضوعاتي مانند محيط زيست، بهبود شرايط اجتماعي و رفاه اجتماعي فعال شده و سرمايه گذاري كرده اند.  در كشور‌هاي توسعه يافته، مؤسسات بازرگاني و شركت‌هاي تجاري خود را ملزم به مشاركت در امور اجتماعي مي دانند، شركت‌های بزرگی چون «جنرال موتورز»، «مايكرو سافت[5]» و … با تأسيس بنيادها و سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي خيريه به اين الزام پاسخ داده و آن را بخشي از تعهد و وظيفه خود تلقي كرده اند . شركت‌هاي كوچكتر نيز از راه‌هايي چون كمك‌هاي خيريه و كمك‌هاي اهدايي به سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هايي چون صليب سرخ ، هلال احمر، دانشگاه‌ها، بهبود شرايط كاري و رعايت حقوق مصرف كننده و توجه به توسعه پايدار به اين الزام پاسخ داده اند. به ديگر سخن شركت‌ها در اين گونه كشورها پذيرفته اند كه همه جا معادله هزينه – فايده به صورت مستقيم برقرار نيست و احساس تعهد به جامعه اي كه در آن فعاليت و زيست مي كنند ، بخشي از وظيفه و نقش شركت در پیشبرد اهدافش تلقي می‌شود لذا بايد مطابق با ارزش‌هاي جامعه و آهنگ كلي آن حركت كنند و به عنوان يك شركت پاسخگو در عرصه اجتماعي وارد شوند (امیدوار ، 1387) .

2 1 2 .  مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان[6]

استیلای فراگیر مسئولیت اجتماعی سازمان حوزه‌ای را متجلی ساخته است که در برگیرنده موضوعات متعددی می باشد: توسعه پایدار، حفاظت محیط زیست، برابری اجتماعی و رشد پایدار اقتصادی. در همین جهت اخلاقیات درکسب و کار نیز زیر بنای اساسی برای کسب و کار می سازد که بهبود وضعیت کاری از طریق آن میسر می گردد. بین «اخلاقیات کار» و «مسئولیت اجتماعی سازمان» رابطه تنگاتنگی وجود دارد، چنین بحث می‌شود که مسئولیت می تواند بر کسب و کار تأثیرات چشم‌گیری داشته باشد، تأثیری که امروزه بسیار مهم تر از قبل شده است .مسئولیت اجتماعی سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها محرکی مهم در توجه بیشتر به جامعه به عنوان ذی نفع اصلی فعالیت‌های سازمانی به شمار می آید.

بسیاری از رفتارها و اقدامات مدیران و کارکنان متاثر از ارزشهای اخلاقی بوده ، ریشه در اخلاق دارد . عدم توجه به اخلاق کار در مدیریت سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به خصوص در جوامعی که دارای ارزشهای اخلاقی غنی می باشند ، می‌تواند معضلاتی بزرگ برای سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به وجود آورد. از طرفی با افزایش انتظارات اجتماعی از سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها ، جوامع نسبت به مسائلی مانند محیط زیست، حقوق زنان، کودکان، اقلیت‌ها ،معلولان ،برابری استخدام و کاهش نیروی انسانی حساس‌تر شده‌اند. بی‌توجهی سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به این حقوق و عدم رعایت اصول اخلاقی در برخورد با ذی ‌نفعان بیرونی می‌تواند مشکلاتی را برای سازمان ایجاد کند و مشروعیت سازمان و اقدامات آن را مورد پرسش قرار داده، در‌نتیجه سود و موفقیت سازمان را تحت تأثیر قرار دهد. اخلاق کار ضعیف بر نگرش افراد نسبت به شغل، سازمان و مدیران مؤثر بوده و می‌تواند بر عملکرد فردی، گروهی و سازمانی اثر بگذارد (رحمانسرشت ، رفیعی و کوشا ، 1389) .

2 1 2 الف .  اخلاقیات کار

امروزه بحث اخلاقیات در کار توجه زیادی را به خود جلب نموده است. اخلاقیات  کار یکی از جنبه‌های مهم فرهنگ سازمان است و به سمتی پیش می‌رود که بخشی از استراتژی یک سازمان گردد. درک مفهوم اخلاقیات به طور کلی و در معنای خاص آن در کسب وکار، زیر‌بنای ایجاد و حفظ یک نظام اخلاقی در جامعه و به تبع آن در سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاست. اخلاقیات مفهومی بسیارگسترده می باشد. رفتار اخلاقی در عمق باورها و ارزش‌های مورد قبول فرد ریشه دارد .بنابراین درک مفهوم اخلاقیات کار مستلزم توجه به ارزش‌های بنیادین افراد، شناخت همه جانبه علل بروز رفتارهای اخلاقی و غیر‌اخلاقی و نیز اتخاذ تدابیری جهت استقرار و حفظ نظام اخلاقیات در سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاست .

«کوناک و جونز» اخلاقیات را اینگونه تعریف می کنند: اخلاقیات به انصاف، راستی و درستی مربوط می‌گردد، به تصمیم‌گیری در خصوص این که چه چیز خوب است و چه چیز  بد و به فعالیت‌ها و قواعدی که رفتار پاسخگویانه را بین افراد و گروه‌ها پی ریزی می کند (Conaock & Johns,1995) .

« آشتون و اُرم»، اخلاقیات را بدین صورت توصیف می نمایند : اخلاقی بودن و اخلاقی عمل کردن شامل انجام دادن اقداماتی است در جهت کسب اطمینان از اینکه رفتار اخلاقی همواره و در همه شرایط اعمال گردد ( Ashton & Orme , 2003, p: 185) .

اخلاقیات مساله ای بنیادین در وجود هر فرد می باشد و با مفهومی که از ارزش‌ها استنباط می گردد، شدیدا پیوند می خورد ( Orwig , 2002 , p: 88) . سازمان مجموعه ای متشکل از افراد می باشد از این رو موضوع اخلاقیات در سازمان اهمیت زیادی دارد( افقهی فریمانی ، 1388) . اهم دلایلی که موجب می شوند سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها اخلاقیات را مورد تأکید قرار دهند عبارتند از  :

*نقش اخلاقیات به عنوان بخشی از استراتژی سازمانی و مدیریت سازمان

*تأثیر رعایت اخلاقیات در ایجاد یک تصویر مناسب از سازمان

*الزام قوانین و مقررات

*نقش اخلاقیات به عنوان یک دانش ویژه برای کاهش ناراحتی‌های اجتماعی

*نیاز سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به شناسایی هزینه‌ها و مخارج اجتماعی فعالیت‌ها

*اثرات تبلیغاتی رعایت مسایل اخلاقی

*فشار دولت‌ها

*تأثیر رعایت اخلاقیات روی عملکرد سازمان و قیمت سهام سازمان

*مسئولیت قانونی مدیران و سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها جهت رعایت اصول اخلاقی

*استانداردها

*تأثیر تعهد به مسائل اخلاقی روی کیفیت

*فراگیر شدن بحث اخلاقیات و فشار ذی نفعان مختلف ( Vinten , 1998, p: 91) .

2 – 1 – 2 –  ب .  مفهوم مسئولیت اجتماعی سازمان

مسئولیت اجتماعی سازمان یکی از مباحثی است که در سال‌های اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران کشور ما را به خود جلب کرده است. پای‌بندی به مسئولیت‌های اجتماعی سازمان، فراتر رفتن از چارچوب حداقل الزامات قانونی است که سازمان در آن فعالیت می کند و در حقیقت تلاشی است که به منظور درک و پاسخگویی به انتظارات ذی نفعان سازمان در جامعه صورت می گیرد (بختیاری و مشبکی ، 1390) .

زماني تصور بر اين بود كه سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و توليدكنندگان صرفاً در مقابل سهام‌داران و كاركنان مسئولند و يا اينكه بايد بهترين محصول مصرفي را با قيمت پايين‌تر و كيفيت بالاتر بدون توجه به آثار و عواقب ثانويه محصول به دست مشتري برسانند .رقابت شديد، افزايش جمعيت وكميابي منابع و آلودگي محيط باعث به وجود آمدن رويكرد‌هاي نوين به سازمان و مديريت شد که تعهد و مسئوليت  اجتماعي نيز نتيجه آن تحولات بود، در واقع شايد بتوان گفت: مطرح شدن اين مسئوليت پاسخي بود به نيازها و چالش‌هاي محيطي (دعايي و ديگران ، 1385) .

چنانچه ماموريت و سياست‌هاي سازماني در راستاي انتظارات و ارزش‌هاي جامعه تعريف شود و به نيازهاي فردي و شخصي نيز درحد مقبوليت و مشروعيت توجه شود، هدف‌هاي بعدي براي فرد، دستيابي به هدف‌هاي اجتماعي است. توجه به نيازهاي اجتماعي و نيازهاي برتر از آنجا نشأت مي گيرد كه انسان ضمن اينكه از نیروي تعقل برخوردار است، موجودي اجتماعي است و در كنار يك گروه كوچك يا بزرگ در مجموعه اي بزرگتر به نام اجتماع زندگي مي‌كند. اين اجتماع داراي حرمت و احترام زيادي است به طوري كه همه افرادي كه در اين اجتماع زندگي مي كنند، بايد رفتار و كردار خود را با مصالح جامعه هماهنگ سازند. در حقيقت انديشه برابري و همساني ذاتي و زيستي در ذهن انسان‌ها، اصل مسئولیت اجتماعی را به وجود می‌آورد ( بزرگی ، 1384) .

متفكران رشته مديريت از دهه1950 ، توجه خود را بيشتر به مسئوليت‌هاي اجتماعي سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها معطوف كرده اند. تمام سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هايي كه فقط سود و زيان خود را وزن مي كردند تحت فشار مردم و سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي مشابه، ديد خود را اندكي به فراتر از منافع صرف سازمان اندوختند. ديگر به وضوح مشخص است كه اعمال سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها بر محيط بيروني تأثير بسزايي خواهد داشت و نمي‌توان سود و زيان ناشي از سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها بر جامعه را ناديده گرفت. جهت مسئوليت اجتماعي به سمتي است كه فوايد اجتماع در آن امتداد است.  لذا تلاش بر اين بوده است كه سود و زيان سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به گونه اي باشد كه مردم هزينه اضافي متحمل نشوند. منظور از مسئوليت اجتماعي اين است که سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها تاثير عمده اي بر سيستم اجتماعي دارند و لذا چگونگي فعاليت‌هاي آنها بايد به گونه اي باشد كه در اثر آن زياني به جامعه نرسد و در صورت رسيدن زيان، سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي مربوط ملزم به جبران آن باشند. به عبارت ديگر، سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها نبايد به اصطلاح خود را مستقل یا  «تافته جدا بافته» از محيط بيروني خود بدانند بلكه بايد خود را جزئي از يك كل يعني محيط بيروني و اجتماع بدانند و بايد اهداف و فعاليت‌هاي آنها در راستاي آرمان‌هاي اجتماعي و رفاه و آسايش جامعه باشد.  امروزه همه مديران بايد به كارهايي دست بزنند كه مورد قبول جامعه و منطبق با ارزش‌هاي آن باشد . سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هايي كه نمي‌توانند خود را با اين مهم تطبيق دهند، موفق نخواهند بود. «پيتر دراكر[7]» يكي از برجسته ترين صاحب‌نظران مديريت در اين باره مي‌گويد كه: «سازمان‌هاي خصوصي به منظور حفظ مشروعيت خود و بقا در محيط، بايد قبول كنند كه نقش و وظيفه عمومي و اجتماعي نيز دارند.  اين نقش اجتماعي از اين اصل پذيرفته شده نشأت می گیرد که هر فردي مسئول رفتار خود است و چنانچه از طرف وي، خواه به طور عمد و يا غير عمد، صدمه اي به ديگران وارد شود، بايد پاسخگو باشد . سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها نیز از اين مقوله مستثني نيستند و بايد پاسخگوي تأثيرات اجتماعي نامطلوب خود باشند» (شجاعی، مشبکی ،1389).

2 – 1 – 2   ج .  تعاریف مسئولیت پذیری اجتماعی

پس از گذشت دهه‌های متمادی از طرح ادبیات مسئولیت اجتماعی سازمان هنوز تعریفی که مورد توافق صاحب‌نظران باشد ارائه نشده است (Kakabadse & Rozuel, 2007 ) . با مرور ادبیات مفهوم مسئولیت اجتماعی سازمان می توان گفت یکی از دلایل نبود این وفاق درحال توسعه و منبسط شدن مفاهیم مرتبط با مسئولیت اجتماعی سازمان و رشد مفاهیم جدیدی است که نوعی آشوب و همپوشانی را موجب شده و شفافیت در مفهوم را کاهش داده است (Godfrey & Hatch, 2007) . این آشفتگی تا جایی ادامه یافته است که به اعتقاد «والند وهیدی» مسئولیت اجتماعی سازمان مقوله‌ای فازی است که اغلب به صورت تبادل با سایر مفاهیم از قبیل اخلاق کسب وکار، شهروند سازمانی، طرز حاکمیت سازمان، پاسخگویی و پایداری سازمان تعریف می‌شود (Valand & Heide, 2005) . دلیل دیگر نبود اشتراک در تعریف مسئولیت اجتماعی سازمان، راهبردهای مختلف آن است که وابسته به صتایع و خدمات متفاوت و زمینه‌های خاص کاربردی است و از این رو موجب می‌شود عملیاتی کردن مفهوم مسئولیت اجتماعی سازمان به سختی صورت پذیرد ( 2005,Berman & Rowely ) . بنابراین تعاریف مختلفی از مسئولیت اجتماعی سازمان ارائه شده است .

تعریف ابتدایی مسئولیت اجتماعی سازمان که از سوی بنیانگذار آن ارائه شده عبارتست از: «تأثیرات سازمان بر جامعه». به عبارت دیگر، مدیر باید کلیه فعالیت‌هایش را در ضوابط و شرایط جامعه ببیند و نسبت به تأثیرات فعالیت‌هایش در نظام جامعه مسئول باشد ( Carroll & Buchholts, 2005) .

در تعریف دیگری که از سوی « دیویس[8] » ارائه شده است مسئولیت اجتماعی سازمان مجموعه فرآیند هایی قلمداد شده است که موجب بهبود و افزایش رفاه و آسایش جامعه می‌شود (کاوسی ، 1389) .

« گريفين و بارني [9] » مسئوليت اجتماعي را چنين تعريف می کنند : «مسئوليت اجتماعي مجموعه وظايف و تعهداتي است كه سازمان بايستي در جهت حفظ، مراقبت و كمك به جامعه اي كه در آن فعاليت مي كند، انجام دهد» (Fleming,2002) .

« فرنچ و ساورد[10] » در کتاب «مدیریت تحول در سازمان» درخصوص مسئوليت اجتماعي مي نويسند : مسئوليت اجتماعي وظيفه اي است بر عهده موسسات خصوصي، به اين معنا كه تاثير سوء بر زندگي اجتماعي كه در آن كار مي كنند، نگذارند. ميزان اين وظيفه عموماً مشتمل است بر وظايفي چون آلوده نكردن محیط زیست، تبعيض قائل نشدن در استخدام، نپرداختن به فعاليت‌هاي غيراخلاقي و مطلع كردن مصرف كننده از كيفيت محصولات. همچنين وظيفه‌اي است مبتني بر مشاركت مثبت در زندگي افراد جامعه (کاوسی و چاوش باشی ، 1389) . از طرف ديگر «رونالداي برت وگريفين[11] » نيز معتقدند : اخلاق روي نحوه رفتار فرد در داخل سازمان توجه دارد ولي مسئوليت اجتماعي روي نحوه برخورد سازمان با كاركنان، سهام‌داران، سرمايه‌گذاران و ارباب رجوع و اعتبار دهندگان و به طور كلي ذينفعان سر و كار دارد .

تمامی تعاریفی که ازمسئولیت اجتماعی سازمان ارائه شده یک پیام ساده دارند و آن این است که: «کسب وکار از بستر جامعه جدا نیست» ( Holme & Watts, 2000). از این رو کل سازمان تعهدات و مسئولیت‌هایی در قبال جامعه دارند که فعالیت‌ها، خروجی‌ها و نتایج آنها باید توام با مسئولیت پذیری و مقوم تعهدات اجتماعی آنها باشد ( Valand & Heide, 2005) .

مفهوم مسئوليت اجتماعي شركت‌ها در دهه اخير به پاردايم غالب و مسلط حوزه اداره شركت‌ها تبديل شده است و شركت‌هاي بزرگ و معتبر جهاني مسئوليت در برابر اجتماع و محيط اجتماعي را جزيي از استراتژي شركتي خود مي‌بينند . اين مفهوم موضوعي است كه هم اكنون در كشورهاي توسعه يافته وكشورهايي با اقتصاد باز به شدت از سوي تمامي بازيگران همچون حكومت‌ها، شركت‌ها، جامعه مدني، سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي بين المللي و مراكز علمي دنبال مي شود ( امیدوار ،1387 ) .

–  حكومت‌ها به مسئوليت اجتماعي شركت‌ها از منظر تقسيم وظايف و مسئوليت‎ها و حركت در جهت توسعه پايدار نگاه مي‌كنند .

–  شركت‌ها مسئوليت اجتماعي شركتي را نوعي استراتژي تجاري مي‌بينند كه باعث مي‌شود در فضاي به شدت رقابتي ، بر اعتبارشان افزوده شود و سهم شان در بازار فزوني گيرد .

–  جامعه مدني و سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي غير دولتي  به اين دليل از شركت‌ها مسئوليت اجتماعي مي‌خواهند كه به رسوايي‌هاي مالي و فجايع حاصل از عملكرد شركت‌ها آگاهي و اشراف دارند .

–  سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي بين المللي با توجه به اينكه تاثيرگذاري شركت‌ها در دنياي امروز بسيار بيشتر از حكومت‌ها است، حل چالش‌هاي جهانی را بدون مشاركت شركت‌ها غير‌ممكن مي‌دانند، همچنين بسياري از سياست‌مداران  به ‌نوعي مديران شركت‌ها نيز هستند .

–  مراكز علمي و دانشگاهيان نيز به مسئوليت اجتماعي شركت‌ها از زاويه نقش شركت‌ها در توسعه يك كشور، توسعه دموكراسي، تداخل وظايف، مسئوليت‌هاي يك شركت با حكومت و هم‌پوشاني هاي حاصل از آن مي‌نگرند ( امیدوار ، 1387) .

به همين دليل است كه امروزه در جهان رقابت، موضوع مسئوليت اجتماعي شركت‌ها به پارادايمي غالب در حوزه اداره شركت‌ها تبديل شده است .

 2 – 1 – 2 –  د .  حوزه های مسئولیت سازمان در جامعه

مسئوليت تجارت نيز به معناي مسئوليت شركت در پاسخگويي به پيامد فعاليت‌هايي است كه جامعه را تحت تأثير قرار مي‌دهد. شركت بايد در اتخاذ تصميمات، انجام فعاليت‌ها و اجراي عمليات خود، منافع همه ذي نفعان را در نظر بگيرد.  ذي نفعان شركت همه كساني هستند كه نتايج و پيامدهاي تصميمات و اعمال شركت‌ها بر آنها اثر مي گذارد. ذي نفعان داخلي ، كاركنان و سهام‌داران هستند كه به طور مستقيم تحت تأثير تصميمات و عمليات شركت قرار مي گيرند و ذي نفعان خارجي شامل شهروندان، مشتريان، عرضه كنندگان ، رقبا، دولت و نهادهاي اجتماعي اند.  توجه به منافع ذي نفعان و به طور كلي جامعه براي شركت ضروري است و شركت در برابر تمامي اين ذي نفعان مسئوليت‌هايي دارد Clarkson,1995)) .

*مسئوليت در قبال سهام‌داران و مالكان : مهم‌ترين و اولين مسئوليت شركت، در قبال موجوديت وحيات خود است. به عبارتي شركت‌ها ابتدا به ساكن در برابر عملكرد خود مسئوليت دارند  .«ميلتون فريدمن [12]» يگانه مسئوليت شركت‌ها را افزايش سود مي‌داند و اين افزايش سود را همراه با رعايت قواعد اساسي جامعه از سوي شركت مي‌داند. بدين ترتيب از شركتي كه در حال ورشكستگي است، نمي‌توان انتظار مسئوليت اجتماعي داشت .

*مسئوليت درقبال كاركنان : شركت‌ها در قبال سرمايه‌هاي انساني كه در اختيار دارند مسئولند زيرا تداوم حيات، بقاء و سود‌ دهي شركت به كاركنان آن وابسته است .واكنش مناسب نسبت به خواسته‌هاي كاركنان، ايجاد شرايط كاري مناسب، قدرداني و دخالت دادن كاركنان در طراحي و برنامه‌ريزي‌ها و آموزش و توانمند سازي كاركنان سبب مي‌شود كه كارايي كاركنان بيشتر شده و روحيه آنها قوي‌تر و تجارب آنها غير‌انحصاري تر شود ، در نتيجه در برآيند كلي شركت تأثير شگرفي می‌گذارد .

*مسئوليت در قبال مشتريان و مصرف كنندگان : پاسخگويي در قبال سهام‌داران یگانه مسئوليت سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و شركت‌ها نيست، بلكه مصرف كنندگان نيز ذي نفع محسوب مي‌شوند زيرا مصرف كنندگان تضمين كننده بقا و دوام يك شركت هستند. مصرف كنندگان و مشتريان انتظار دارند شركت‌ها در قبال پيامدها و عوارض حاصل از فعاليت خود مسئوليت داشته باشند و حتي در جهت بهبود معضلات اجتماعي گام بردارند.

گروه ذی‌نفعان شامل كل جامعه مي‌شود. اين گروه ذی‌نفعان جوامع محلي، ملي و جهاني را در بر مي‌گيرند.  پيام‌هاي مسئوليت اجتماعي شركتي در سطح محلي شامل فعاليت‌هايي در راستاي بهبود شرايط مكاني كه كاركنان در آن زندگي و كار مي‌كنند مي‌شود. شركت‌ها درسطح ملي از عباراتي استفاده مي‌كنند تا تلاش‌هايشان را در جهت ارتقاء منافع ملي كشورهاي به خصوصي توصيف كنند، به‌ويژه در زمان نياز فوري و مبرم . در سطح جهاني، شركت‌ها نگراني‌هاي خود را پيرامون زندگي شهروندان مطرح مي‌كنند و تلاش مي‌كنند تا با استفاده از منابعي كه از طريق فروش محصولات‌شان به دست مي‌آورند، كيفيت زندگي شهروندان را ارتقاء دهند ( امیدوار ، 1387) .

2 – 1 – 2 ر.  ابعاد مسئولیت پذیری اجتماعی

« کارول[13] » بیان می کند : مسئولیت اجتماعی دارای چهار بعد است که این ابعاد عبارتند از :

بعد اقتصادي : مهمترين بعد مسئوليت اجتماعي سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها بعد اقتصادي است كه در آن فعاليت‌ها و اقدامات

اقتصادي مد‌نظر قرارمي‌گيرد. به عبارت ديگر، مسئوليت اوليه هر بنگاه اقتصادي كسب سود است. وقتي سازمان سود لازم را به دست آورد و حيات خود را تضمين كرد، مي‌تواند به مسئوليت‌هاي ديگرش بپردازد.  درحقيقت اهداف اوليه سازماني در اين بعد مورد توجه قرار مي‌گيرد .

بعد قانوني:  دومين بعد مسئوليت اجتماعي، بعد قانوني (حقوقي) است و سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها ملزم مي‌شوند كه در چارچوب قانون و مقررات عمومي عمل كنند. جامعه اين قوانين را تعيين مي‌كند و كليه شهروندان و سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها موظف هستند به اين مقررات به عنوان يك ارزش اجتماعي احترام بگذارند.  بعد قانوني مسئوليت اجتماعي را « التزام اجتماعی» نيز مي‌گويند.

بعد اخلاقي:  سومين بعد مسئوليت اجتماعي سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها ، بعد اخلاقي است. از سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها انتظار مي‌رود كه همچون ساير اعضاي جامعه به ارزش‌ها، هنجارها و اعتقادات و باورهاي مردم احترام گذاشته و شئونات اخلاقي را در كارها و فعاليت‌هاي خود مورد توجه قرار دهند .

بعد عمومي و ملي:  چهارمين بعد مسئوليت اجتماعي بعد ملي است كه شامل انتظارات، خواسته‌ها و سياست‌هاي مديران عالي در سطح كلان است كه انتظار مي‌رود مديران و كارگزاران سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها با نگرش همه جانبه و رعايت حفظ وحدت و مصالح عمومي كشور، تصميمات و استراتژي‌هاي كلي را سر‌لوحه امور خود قرار داده و با ديد بلند‌مدت تصميم‌گيري كنند.  بعد ملي مسئوليت اجتماعي را «پاسخگویی اجتماعی»   مي‌نامند. پاسخگويي اجتماعي، تعهد در قبال مسئوليت واگذار شده است . از اين رو پاسخگو بودن دلالت بر نوعي رابطه رسمي دارد كه در آن اختيارات از يك طرف به طرف ديگر محول شده است (مشبکی و خلیلی ، 1389)  .

[1]. General Motors

[2]. Wal-Mart

[3]. Exxon Mobil

[4]. Royal Dutch/Shell

[5]. Microsoft

[6]. Corporate Social Responsibiliy (CSR)

[7] . Piter Drucker

[8] . Keith Davis

[9] . Griffin & Barney

[10] . French & saword

[11] . Ronald Aibert & Griffin

[12] . Milton Friedman

[13] . Carrol

دانلود پایان نامه