مفهوم ارزیابی عملکرد//پایان نامه ادراك كاركنان و رضایت شغلی

مفهوم ارزیابی عملکرد

ارزیابی عملکرد سال­های متمادی است که در بخش دولتی و خصوصی در اغلب کشورهای پیشرفته جهان و تعدادی از کشورها در حال توسعه بکار گرفته شده است . در این کشورها تصویب قوانین خاص ارزیابی عملکرد جزء الزامات محسوب می­گردد. گذشته از پایگاه قانونی ارزیابی عملکرد در کشورها و صرف نظر از حدود مرزی که بابت آن در نظر گرفته می­شود، ضرورت ارزیابی اعمال و تصمیمات مدیران و عملکرد دستگاه­ها در شرایطی که به دلیل محدودیت امکانات، خواسته­ها و تقاضاهای در حال افزایش اقتصادی و اجتماعی از سوی آحاد مختلف جامعه در برابر دولت­ها قرار دارد شرط پاسخگویی به نیازهای مطرح شده و دستیابی به هدف­های پیشرفته و توسعه و برقراری نوعی تبادل بین تقاضا و استفاده از منابع جامعه از طریق ارزیابی و نظارت مستمر و جامع قلمداد می­گردد. ارزیابی به عنوان یکی از عملکردها و وظایف مهم مدیریت نوین و حتی مدیریت کلاسیک مطرح بوده و هست و زمانی برنامه­ریزی و طراحی­های انجام شده در مورد سازمان مثمر ثمر خواهد بود که مبنای یک نظام ارزیابی سنجیده شود و نواقص آن رفع شود. امروزه یکی از بیماری­های جدی مدیریت مخصوصا در کشورهای جهان سوم که به سمت صنعتی شدن و همچنین دنیای اطلاعاتی حرکت می کنند، عدم کنترل و ارزیابی برنامه­ها، افراد و سازمان و برگزیدن سیاست­های ارزیابی عملکرد نامناسب است (چیو و همکاران،2012). قبل از دهه 1980، فرایند ارزیابی عملکرد سازمانی از طریق محاسبه هزینه مشخص می­شد که بر شاخص­های مالی انتخابی مانند سود و بازگشت سرمایه تاکید داشت. به دلیل تمرکز تنها بر شاخص­های مالی، به این روش انتقادات قابل توجهی شد. منتقدان استدلال می­کردند که تاکید بر شاخص­های مالی ممکن است تنها به ترویج تفکر کوتاه مدت منجر شود. جانسون و کاپلان[1] (1987) از نخستین نویسندگانی بودند که در مورد روش سنتی مبتنی بر هزینه برای اندازه­گیری عملکرد سازمانی انتقاد نموده بودند. در این فرایند، آ­ن­ها نیاز به روش اندازه گیری عملکرد یکپارچه را درک کرده­اند. در این زمینه، مک نیر و ماسکونی[2] نیز نیاز به روش اندازه گیری عملکرد یکپارچه را بیان کرده­اند. آن­ها نیاز به هم ترازی معیارهای مالی و غیر مالی را درک کرده­اند. در اواخر دهه 1980، برخی از چارچوب هایی که برای ارائه یک تصویر جامع تر از ارزیابی عملکرد تلاش می­کردند در ادبیات شروع به  کار نمودند. در همین حال، انتقاد از روش ارزیابی عملکرد سنتی ادامه داشت. در پاسخ به انتقادات، تعداد زیادی از سیاست­های ارزیابی عملکرد (PMSs) برای گسترش فرآیند اندازه­گیری عملکرد مطرح شدند. این سیاست­ها عبارتند از SMART، ماتریس ارزیابی عملکرد، کارت امتیازی متوازن و سیستم ارزیابی عملکرد پویای جمعی و … (گومز و همکاران، 2014).

در پژوهش­های متعددی بیان شده است که اولین مطالعات مربوط به ارزیابی عملکرد تحت چهارچوب CAPM توسعه یافت. از میان سیاست­های ارزیابی عملکرد می­توان به آلفای جنسن CAPM، نسبت شارپ و معیار ترینور اشاره نمود. برای مثال روش آلفای جنسن برای ارزیابی عملکرد مدیران است که به مدل­های چند عاملی تعمیم داده می­شود. در واقع، این ایده، یک مدل مرجع ارائه می­دهد که به درستی میانگین بازده دارایی ها را توضیح می­دهد. از این نظر، این روش برای ارزیابی سرمایه گذاری­ها ضروری است. ارزیابی عملکرد مدیران یک مسئله بسیار رایج در ادبیات تجربی مالی است. این موضوع به دلیل پیامدهای آن اهمیت دارد (مورنو و رودریگز[3]، 2012). به منظور انتخاب سیاست­های مناسب ارزیابی عملکرد، باید اول، اهداف ارزیابی، کاملا توسط مدیران پروژه تعریف شود (چیو وهمکاران، 2011).

ایرس (1989) اشاره کرد که می­توان با توجه به پرونده­های حقوقی کارکنان استفاده از ارزیابی عملکرد را عامل تنزل رتبه، عدم ارتقا، فسخ اشتغال، یا اخراج کارکنان در نظر گرفت. در بررسی پیامدهای قانونی مرتبط با استفاده از ارزیابی عملکرد در اقدامات منابع انسانی، مارتین و بارتول (1991) تایید کرده­اند که سازمان­ها باید برای توجیه منطق خود از نحوه استفاده ارزیابی عملکرد جهت شناسایی افرادی که برای کوچک سازی انتخاب شده­اند، آماده شوند (اشنایدر و همکاران،2012).

 

 

[1] Jahnson & kaplan

[2] Mc nayer & Maskooni

[3] Moreno & Rodrı´guez