نظریه مدیریت سود//پایان نامه درباره مديريت سود فزاينده

دانلود پایان نامه

فرضیه ها و نظریه های مدیریت سود

در ادبیات موجود، فرضیه ها و نظریه های متفاوتی برای توضیح مدیریت سود توسط مدیران و پیامدهای آن مورد استفاده قرار گرفته که عبارتند از: فرضیه مکانیکی، فرضیه بازار کارا و نظریه اثباتی.

2-5-1 فرضیه مکانیکی

این فرضیه که در دهه 1960 مطرح گردید، بیانگر آن است که اطلاعات حسابداری منبع انحصاری اطلاعات هستند و هیچ جایگزین دیگری برای گزارشهای حسابداری وجود ندارد؛ و اگر هم وجود داشته باشد، استفاده نمی شود بنابراین استفاده کنندگان صورتهای مالی، فقط از گزارش های مالی شرکتها استفاده می نمایند و سرمایه گذاران صرفاً بر اساس ارزشهای ظاهری منعکس در اطلاعات مالی شرکتها تصمیم گیری می کنند. طبق این فرضیه، سرمایه گذاران می توانند به طور سیستماتیک به وسیله گزینه ها و روش های حسابداری گمراه شوند. در حقیقت بنای این فرضیه بر عدم کارایی بازار نهاده شده است.(دستگیر و همکاران،1392)

 

 

2-5-2 فرضیه بازار کارا

رقیب فرضیه مکانیکی، فرضیه بازار کارا نامیده می شود. فرضیه بازار کارا پارادایم حاکم بر تحقیقات حسابداری مالی در دهه 1970، بیانگر آن است که قیمت های بازار، تمام اطلاعات در دسترس را به طور کامل منعکس می نمایند. در شکل نیمه قوی بازار کارا که پذیرفته ترین سطح آن است گفته می شود که بازار می تواند اثر تغییرات حسابداری مصنوعی(مدیریت سود) را تشخیص دهد. لذا مدیریت نمی تواند با این نوع تغییرات به طور سیستماتیک بازار را گمراه نماید. مطالعات زیادی وجود دارد که در آنها از فرضیه های مکانیکی و بازار کارا استفاده شده، لیکن محققین در تایید پیش بینی های هر یک با شکست مواجه شده اند. علاوه براین، هم فرضیه مکانیکی و هم فرضیه بازار کارا به دلیل ساده بودن مبانی که بر آنها استوار هستند، مورد انتقاد قرار   گرفته اند.(همان منبع)

برای مثال یکی از انتقادات این است که بر خلاف مبانی، سرمایه گذاران از نظر توانایی کسب اطلاعات حسابداری و تجزیه و تحلیل آنها، هم سطح و متجانس نیستند.

2-5-3 نظریه اثباتی

تئوری اثباتی انگیزه هایی به غیر از انگیزه های مرتبط با بازار سرمایه را برای توضیح مدیریت سود توسط مدیران مطرح می نمایند. برای این کار تئوری اثباتی فرضیه های قبلی را نقض نمی کند، بلکه به جای آن، برای بکارگیری گزینه ای متفاوت حسابداری، بر انگیزه های قراردادی داخل شرکت و نظریه نمایندگی تأکید می کند. مطابق نظریه اثباتی حسابداری،از آنجایی که متغیرهای حسابداری مبنایی را برای تصمیم گیری مربوط به تخصیص منابع، جبران خدمات مدیریت و اجتناب از نقض قراردادهای بدهی فراهم می کنند، مدیریت می تواند از طریق برآوردها و گزینش رویه های حسابداری سود را مدیریت نموده و بر نتایج و پیامدهای این تصمیم ها تاثیر گذارد. بنابراین، نظریه اثباتی سمت و سوی تحقیقات مدیریت سود را از آزمون انگیزه های مبتنی بر بازار سرمایه به طرف دلایل قراردادی داخلی شرکت و نظریه نمایندگی برای مدیریت سود سوق داد.

لازم به ذکر است مطالعات اخیر درباره مدیریت سود مجدداً تاکید خود را از تئوری اثباتی به سمت انگیزه های بازار سرمایه ای مدیران تغییر داده اند. علت این بازگشت این بود که در ابتدای مطرح شدن نظریه بازار کارا تصور می شد حداقل سطح نیمه قوی در بازار سرمایه وجود دارد و لذا باید علت انجام مدیریت سود را در جای دیگری جستجو کرد. اما در دهه 1990 شواهد زیادی مبنی بر عدم کارایی بازار یافت گردید(دچو و اسکینر،2000). از جمله علل مدیریت سود در این دوره می توان به مطالعه درباره کوشش های مدیران برای تحت تأثیر قرار دادن عرضه های سهام از طریق بیش از واقع نشان دادن سود، افزایش پاداش مدیران و تحت تأثیر قرار دادن عملکرد کوتاه مدت سهام از طریق مدیریت سود و با هدف تحقق بخشیدن به انتظار تحلیل گران مالی اشاره کرد.(همان منبع

دانلود پایان نامه