نقش آموزش در تغییر سازمانی-پایان نامه پذیرش تغییرات سازمانی در کارمندان شرکت فولاد

دانلود پایان نامه

نقش آموزش در تغییر سازمانی

آموزش کوششی است نسبتاً منظم برای انتقال دانش یا مهارت از شخصی که می داند یا می تواند کاری را انجام دهد به شخصی که نمی داند یا نمی تواند آن کار را انجام دهد. یا به عبارت دیگر آموزش عبارتند از: گسترش نگرش و دانش مهارت و الگوهای رفتاری مورد نیاز یک فرد برای انجام عملکرد مناسب در یک تکلیف یا شغل معین (سیف، 1382). تربیت و آموزش دانش و معلوماتی است که افراد را برای ورود به اجتماع و خدمت مؤثر آماده می سازد. این آموزش ها به کارکنان کمک می کند تا نقش فعال تر و مؤثری در نیل به هدف های سازمان ایفا کند. در تعریف دیگر آموزش تجربه ای است مبتنی بر یادگیری که منظور ایجاد تغییرات نسبتاً ماندگار در فرد صورت می گیرد تا او بتواند توانایی خود را برای انجام دادن کار بهبود بخشد. به طور مرسوم می گویند: آموزش می تواند تغییر مهارت ها، دانش، نگرش ها و رفتار اجتماعی را در برداشته باشد. آموزش می تواند به معنای به وجود آمدن تغییر در دانش افراد، طرز کارشان، نگرش هایشان در مورد کار یا تعامل آنان با همکاران و سرپرستانشان باشد (طوسی، 1388 ص 252). مفهوم آموزش و کارآموزی با مفهوم آموزش و پرورش به معنای وسیع آن تفاوت دارد مقصود از آموزش و پرورش تحصیلات رسمی از مقطع ابتدایی الی دانشگاه می باشد که هدف آن گسترده و کلی، و حصول به آن هم مستلزم زمان درازی است، در صورتی که مقصود از آموزش یا کارآموزی تحصیلات حرفه ای و تخصصی است که هدف آن مشخص و در مدت زمان نسبتاً کوتاهی قابل حصول است و معمولاً بعد از تحصیلات رسمی و در ارتباط با حرفه ی افراد این مرحله گذرانده می شود. آموزش و کارموزی عبارت از تعلیمات به خصوص به افراد قبل یا حین خدمت برای آشنایی با کارشان می باشد می توان گفت که به طور کلی آموزش عبارت است از انجام دادن یک سلسله عملیات مرتب، منظم پشت سرهم پیوسته و با هدف های مشخص و معین که به منظور:

  • ایجاد یا ارتقاء سطح دانش و آگاهی افراد شاغل
  • ایجاد یا ارتقاء سطح مهارت های شغلی، مهارت های اجتماعی، و مفهوم ادراکی آنها
  • ایجاد یا ارتقاء سطح نگرش افراد شاغل
  • ایجاد رفتار مطلوب و متناسب با ارزش های پایدار جامعه که در افراد به کار گرفته می شود انجام می گیرد. (ابطحی، 1368).

جان اف، می آموزش را عبارت از: بهبود سیستماتیک و مستمر شاغلین از نظر دانش ها ، مهارت ها، توانایی ها و رفتارها می داند که به رفاه آنها کمک می کند و شرایط بهتری را برای احراز مقام بالاتر فراهم می آورد (محمدی؛ 1382 ، ص14). به عبارت دیگر آموزش عبارت است از انجام عملیاتی که منجر به ایجاد و ارتقاء دانش، مهارت و رفتارهای مطلوب در نیروهای انسانی می شود و استعدادهای بالقوه ی آنان را شکوفا می نماید (ابطحی؛ 1383).

آموزش نیروی انسانی را می توان به دو نوع کلی تقسیم کرد:

  • آموزش مهارت و علوم اساسی
  • آموزش فرآیند روابط انسانی که به بهبود سازمان (OD) و پژوهش عملکرد که یکی از فنون بهبود است، اشاره می کند.

آموزش مهارت و علوم اساسی در درجه نخست به بهبود توسعه در دانش شغلی می پردازد که این هم برای افزایش سطح توانایی کارکنان و در نتیجه سطح شایستگی آنان جهت انجام دادن امور سازمان و مشاغل مربوطه صورت می گیرد.

آموزش نیروی انسانی نیز به اصلاح بهبود راه هایی که افراد بتوانند به نحو مطلوب هماهنگ در ارتباط با هم قرار گیرند و با توجه به تحولات در محیط کار انعطاف داشته باشند می پردازد. اگر چه هر دو روش به تغییر گرایش ها، ارزش ها و اعتقادات می پردازند ولی آموزش فرآیند انسانی بیشتر با این مباحث مرتبط است (محمدی، 1382 ص131).

عاقلانه ترین راه برای تصمیم گیری درباره مسائل مربوط به آموزش کارکنان، بررسی و مطالعه کامل سازمان است. با این بررسی به نیازهای آموزشی کارکنان توجه می شود نیاز آموزش عبارت است از تغییرات مطلوبی که در فرد یا افراد یک سازمان از نظر دانش، مهارت، یا رفتار باید به وجود آید تا فرد یا افراد مزبور بتوانند وظایف و مسئولیت های مربوط به شغل خود را در حد مطلوب، قابل قبول و منطبق با استانداردهای کاری انجام دهند و در صورت امکان زمینه های رشد و تعالی کارکنان را در ابعاد مختلف به وجود آورد (ابطحی، 1383).

آموزش در تلاش های تغییر موفق سهیم است (استورارت ، 1995 ، ولینز و مورفی ، 1995). آموزش به جنبه های فنی تغییر مربوط بوده و به تضمین این امر که کارکنان ، مهارتهای لازم برای انجام وظایف جدید را بدست آورده اند و بیان ارزش ها ، چهارچوب ها و رویکردهای جدید کمک می کند (ولینز و مورفی ، 1995). همچنین آموزش می تواند اعتماد کارکنان به درگیری با چالش ها و تغییرات و اجرای آرم وظایف جدید یا انطباق با محیط جدید را افزایش دهد.

آموزش و اطلاع رسانی باز و زود هنگام ممکن است به افزایش درک کارکنان از تلاش تغییر کمک کرده و به آنها اجازه دهد سریعتر به سوی پذیرش تغییر پیش روند. حمایت مدیرتی ، مشارکت و سودمندی کارکنان را افزایش می دهد. وبر و وبر (2001) توصیه کردند که مدیران ، اهداف واضحی برای تلاش تغییر ایجاد کرده ، آموزش و اطلاع رسانی پویایی انجام داده و فرصتهای مشارکت کارکنان را ارتقاء بخشند.

تغییر و تحولاتی که در محیط سازمان به وقوع می پیوندد، عمدتاً مستلزم آماده سازی کارکنان و نیروی انسانی است. این مسأله بخصوص در مورد تغییرات برنامه ریزی شده مصداق دارد. شرکت های مختلف برای افزایش تولید و بهبود خدمات مدام ساختارهای خود را متحول می سازند و این امر آماده ساختن کارکنان با این نوآوری ها را ضروری می سازد. در برخی موارد تغییرات جزئی در روش ها و فنون اجرای کار ها به وجود می آید که در غالب موارد، این تغییرات مستلزم افزایش قابلیت انعطاف در کارکنان برای استفاده از ابزارها و فنون جدید است. تغییرات شخصی افراد و مسئولیت ها و وظایف جدید نیز نیازمند آگاهی و اطلاعات لازمه کارکنان است و نبود این امر می تواند بر کارآیی سازمان تأثیرات نامطلوبی داشته باشد. نکته اساسی در مورد تغییرات سازمانی، مقاومت کارکنان در مقابل آن است. کارکنان سازمان ها ممکن است به دلایل مختلفی نظیر دلمشغولی اطلاعاتی، نگرانی درباره موفقیت، مقام و وضعیت مالی خود در وضعیت جدید، نگرانی درباره ناتوانی در اجرای وظایف و دلایل متعدد دیگر در مقابل تغییرات مقاومت کنند. به این دلیل به غیر از تدبیر دیگر نظیر مشارکت کارکنان در برنامه ریزی تغییر، آموزش و توجیه کارکنان نیز نقش بسیار مهمی را در موفقیت تغییرات ایفا می نمایند. بنابراین از جمله مهمترین وظایف آموزش ضمن خدمت در سازمان ها، کمک به تغییرات سازمانی است (فتحی واجارگاه 1386 ، ص44).

دانلود پایان نامه