نقش های رهبری-پایان نامه درباره رهبری تحول گرا

به طور کلی وظایف و نقش های رهبری عبارتند از:

1 – رويارويي: رهبر بايد بتواند آينده سازمان را براي خود و ديگران تصوير كند و بدين ترتيب ديدگاهي از آينده را در ميان افراد تحت تاثيرش به وجود آورد. اين موضوع كاملاً بديهي است، چرا كه در غيراين صورت انگيزه اي براي افراد پيرو باقي نمي ماند.

2 – برقراركننده ارتباط: رهبري را تصور كنيد كه منظري جذاب و شفاف را در ذهن خود دارد، اما قادر به برقراري ارتباط براي درميان گذاشتن آن با ديگران نيست. مهارت پايين ارتباطاتي براي يك رهبر، بدون شك، شكست او را در پي خواهد داشت.

3 – كننده كار: رهبر در هنگام لزوم بايـــد اقــدام كننده و كننده كار باشد. اين افـراد منتظـر نمــي مانند تا واقعه اي رخ دهد و سپس شروع به كار كنند، آنها خود وقايع را شكل مي دهند. كنندگان كار خود را در معرض ديگـران قرار مي دهند؛ ديگراني كه دنباله روي رهبران خواهند شد.

4 – تسهيل كننده: رهبر در اين نقش به ديگران كمك مي كند تا كارهايشان را راحت تر و سريعتر انجام دهند؛ راههاي جديدي را پيش رويشان مي گذارد، از آنها حمايت، به ايشان اعتماد و جو وفاداري و صداقت را در سازمان ايجاد مي كند.

5 – يكپارچه كننده: رهبر توانايي آن را دارد تا اجزا و موضوعهاي مختلف را در كنار هم گرد آورد و يك كل كارآمدتر پـديد آيد. او به رابطــه ها و پيوندهايي مي انديشد كه به ذهن ديگران خطور نمي كند. به تعبير ديگر، رهبر داراي نگرشي سيستميك است و از آن براي يكپارچه كردن سازمانها و افراد منفصل استفاده مي كند.

6-رويايي عمل گرا: براي اطمينان از آنكه رهبر با روياهاي خود در ابرها سير نكند، صفت «عمل گرا» را نيز به وي مي افزايند. بااين ترتيب، روياهاي او دست يافتني و مسيررسيدن به آنها براي ديگران شفاف مي شود.

7- برقراركننده فراگير ارتباط: با متنوع شدن محيط و حضور افراد با پس زمينه هاي فرهنگي مختلف در عرصه كسب و كار، لازم است تا رهبر بتواند با طيفي از گونه هاي افراد با مليتها و فرهنگهاي مختلف ارتباط برقراركند و بر همه آنها تاثير بگذارد.

8- كننده مثبت كار: صفت مثبت در اينجا متضمن آن است كه رهبر امور را با شيوه و منشي مثبت و اخلاق گرايانه انجام مي دهد.

9- تسهيل كننده نوسازنده: رهبر در اين نقش به ديگران و سازمان كمك مي كند تا ضمن بهبود كارهايشان، به نوسازي خويشتن، يادگيري از تجربه هاي شكست و موفقيت و تغيير براي مواجهه بهتر با آينده بپردازند.

10- يكپارچه كننده اصول گرا: بسياري از رهبران در طول تاريخ از توانايي يكپارچه سازي و ايجاد اتحاد براي پيگيري اهداف و آرمانهاي غيرانساني بهره برده اند. پسوند «اصول گرا» رهبراني را مدنظر دارد كه به دنبال ارزشها و آمالهايي انسان دوستانه اند.

سبك رهبر ي رفتاري است كه رهبر هنگامي كه اعضاي سازمان را در جهتي مناسب هدايت مي كند از خود بروز مي دهد. رفتار رهبران هنگام رهبري دو بعد اصلي دارد. يك بعد آن توجه به وظيفه و كار است و بعد ديگر توجه به انسان.

محققين متعددي براي تعيين سبك مناسب رهبري تلاش كرده اند . آنها با تفكر مدرنيست نظريات متعددي را جهت اتخاذ سبك مناسب رهبري در سازمان ارائه كرده اند كه شبكه مديريت، نظريه موقعيتي – اقتضايي، نظريه اقتضايي فيدلر، نظريه چرخه زندگي از آن جمله اند. در يكي از نظريه ها به اسم نظريه جانشين هاي رهبري به نكات جالبي توجه مي شود(رابینز،1381). بر اساس اين نظريه برخي ويژگيهاي فردي، وظيفه اي و سازماني مي توانند نسبت به توانايي رهبر در اثرگذاري بر رضايت و عملكرد زيردستان، برتري داشته باشند . ويژگيهاي فردي كه مي تواند رفتار رهبر را خنثي كند عبارتند از توانايي، تجربه، آموزش ، دانش ، نياز به استقلال ، گرايش حرفه اي و بي تفاوتي نسبت به پاداش هاي سازمان.(رابینز،1381).