گزينش راهبردي:پایان نامه در مورد بیمه های بازرگانی

دانلود پایان نامه

گزينش راهبردي:

تجزيه و تحليل راهبردي گزينش راهبردي را فراهم مي سازد. گزينش راهبردي به عنوان دومين بعد از ابعاد مديريت راهبردي، مي تواند داراي سه بخش زير باشد:

  • طرح گزينه ها
  • ارزشيابي گزينه ها
  • گزينش راهبردي

الف) طرح گزينه ها: بايد توجه داشت که ساده ترين و سهل الوصول ترين گزينه لزوما بهترين گزينه نيست و از اين رو انتخاب بهترين گزينه به ارزش يابي هاي بعدي نياز دارد.

ب) ارزش يابي گزينه ها: در هنگام مطرح شدن گزينه هاي راهبردي از ارزشيابي آن ها بايد به شدت خودداري کرد، اما پس از در دست داشتن گزينه ها، تک تک آن ها بايد موردارزيابي قرار گيرد. حداقل سه معيار مي تواند ما را در انتخاب يک گزينه ياري دهد. هر گزينه مي تواند با سه معيار متناسب با فعاليت هاي جاري سازمان، قابليت اجراي آن و قابليت پذيرش آن توسط افراد ذي نفع و ذي علاقه به امور و مسايل سازمان مورد ارزشيابي و انتخاب قرار گيرد. به اين نحو مديريت راهبردي مي تواند به مرحله بعدي انتقال يابد.

گزينش راهبردي:پس از ارزشيابي گزينه هاي راهبردي، گزينه مناسب با توجه به معيار هايي ازقبيل امکان پذيري، پذيريش پذيري ( قابليت قبول از نظر هماهنگي با ارزش هاي ذي نفعان) وقابليت اجرا، انتخاب و براي اجراي گزينه نهايي، برنامه هاي لازم تهيه مي شود.( رحمان سرشت، 1384)

9.2 اجراي راهبرد:

اجراي راهبرد به معني تبديل طرح يا حذف به عمل است. اجرا يا پياده سازي را نيز مي توان شامل چند جز دانست. کليت اين اجزا برنامه ريزي منابع و عمليات، طراحي ساختار و سامانه ها و مديريت تغيير را در بر مي گيرد.

الف) تغيير راهبردي و مديريت تغيير: اصولا اجراي راهبرد به معناي قبول ايجاد تغيير بنيادي است، اگر تغييرات عادي مي توانستند کارساز باشند، شايد کمتر کسب و کاري حاضر مي شد که تغيير مسير دهد و سمت گيري جديد را بپذيرد.بنابراين تغيير راهبردي را بايد با اعمال تغيير راهبردي مترادف دانست. اما تغيير راهبردي ايجاب مي کند که مديريت در راه و روش پيشين خود تجديد نظر کند. اين تجديد نظر صرفا به تغيير ساختار و سامانه ها خلاصه نمي شود. تغييرات با جنبه هاي فرهنگي سازمان نيز ارتباط پيدا مي کند و به اين ترتيب اجراي راهبرد يا ايجاد تغيير راهبردي ايجاب مي کند که موانع سياسي، برطرف شود.

ب) برنامه ريزي منابع و عملياتي: پس از تدوين کليت راهبردها بايد ملزومات اجراي آن ها مشخص شوند و يابد معلوم شود که ملزومات موجود به شکل فعلي يا با چه تغييراتي مي تواند به اجراي راهبرد ها ياري دهند. بديهي است اين برآورد ها منابع جديد مورد نياز اجراي راهبرد ها را مشخص خواهد ساخت.

ج) سامانه ها و ساختار ها: راهبرد عزم کسب و کار يا فعاليت را براي قبول تغيير بنيادي نشان مي دهد. اما تغييرات بنيادي بدون تغيير ساختار که بيشتر جنبه سخت افزاري دارد و سامانه ها که افراد و فعاليت ها را به سوي عملي شدن راهبردها هدايت مي کنند، ممکن به نظر نمي رسد. ( انسف[1]، 1375)

[1] Ansoff

دانلود پایان نامه