مقاله دانشگاهی – بررسی تاثیر جنبه های درونی استراتژی های جبران خدمات بر توسعه ابعاد …

مشارکت در تصمیم گیری

استیفن پی، رابینز

لیکرت ۵ گزینه ای

آزادی واختیارات شغلی

هیگ وآیکن

لیکرت ۴ گزینه ای

کار جذاب وگیرا

توماس لاداهل و کنجر

لیکرت ۴ گزینه ای

فرصت برای رشد وترقی

رابرت سی پریزیوزی

لیکرت ۷ گزینه ای

تنوع در شغل

جان واگنر

لیکرت ۷ گزینه ای

مسئولیت بیشتر

استیرز و پورتر

لیکرت ۷ گزینه ای

نوآوری:
در این تحقیق به منظور سنجش نوآوری شغلی کارکنان، از پرسشنامه استاندارد مربوط به ابتکار و نوآوری که توسط مارتین پاتچن ابداع گردیده استفاده گردیده است. در این پرسشنامه حداکثر امتیاز ۳۱ و حداقل آن ۷ خواهد بود و امتیاز بالاتر نشانگر انگیزش بیشتر برای نوآوری در شغل است.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
۲-۱- مقدمه:
امروزه مبحث مدیریت استراتژیک یکی از مطرح ترین بحث های مدیریت می باشد. مدیریت استراتژیک یکی از مهمترین شاخه های راهگشا در حوزه مدیریت قلمداد می شود زمانی که صحبت از مدیریت استراتژیک به میان می آید، باید در نظر داشت که مدیریت خود اجزا، وظایف و ابعاد مختلفی را شامل می شود که در صورت تمایل به موفقیت، تمامی این ابعاد باید به شکل یکپارچه مورد توجه قرار گیرند. به سخن دیگر اگر در سازمانی، تصمیم گیری با نگرش استراتژیک صورت گرفته و استراتژی های شایسته ای تدوین گردد، ولی اجرای آن به خوبی صورت نگیرد، مسلما نمی توان گفت که دراین سازمان مدیریت استراتژیک حاکم بوده است. مدیریت استراتژیک ابزاری حیاتی است که سازمان را قادر می سازد با تکیه بر نقاط قوت خود و فرصت ها ی موجود، نقاط ضعف را رفع و در مقابل تهدیدات محیطی بایستد و در نتیجه برای سازمان مزیت رقابتی بوجود آورد. این نوع مدیریت با مفهوم جدیدی از مدیریت همراه است و تحولی در تئوری‌های مدیریت ایجاد می کند. مکاتب سازمانی (کلاسیک، نئوکلاسیک، جدید و اقتضاء) به جنبه‌هایی از سازمان و عملکرد آن (ترکیب سازمان، نقش افراد در رفتار سازمان ، روابط انسانی و محیط کار) تأکید می‌کردند که در کنترل مدیریت بود (شیروانی؛ ۱۳۸۸، مقاله کنفرانس).
لذا تا قبل از اوایل دهه ۱۹۷۰ مدیران برنامه ریز تصور می کردند، روزهای خوب در پیش است و برنامه آتی صرفا بسط برنامه های گذشته سازمان است. چرا که محیط از ثباتی نسبی برخوردار بود و چنین نیازی هم احساس نمی شد. به تدریج با رشد مستمر اقتصادی، اوضاع قابل اطمینان محیطی از میان رفت و تغییرات و حوادث شتابنده ای در جهان اتفاق افتاد. لذا تغییرات و دگرگونی های سریع و پیچیده‌ جامعه و تأثیر آن بر رشد و توسعه‌ شرکت‌ها موجب شد که مدیران توجه خود را به محیط سازمان معطوف گردانند و مفاهیمی مانند سیستم، اقتصاد، برنامه‌ریزی بلند مدت، استراتژیک و فرایند مدیریت استراتژیک مورد توجه صاحب‌نظران مدیریت قرار گیرد. این مفاهیم و نظریات پاسخ علم مدیریت به دگرگونی و تغییرات وسیع اقتصادی و اجتماعی بود. توجه به محیط، آگاهی از تاثیر متغیرهای محیطی و ارائه‌ چشم اندازی از فعالیت آینده برای سازمان‌ها، لزوم آمادگی برای برخورد با تغییرات مداوم را توجیه می کند. وجود عدم قطعیت های محیطی در مسایل سازمانی به لحاظ مبهم بودن و طبیعت احتمالی رخدادهای آتی و آمادگی سازمان‌ها جهت تغییر، برخوردی متفاوت با تغییر، نوع تصمیمات‌، عوامل جدید مؤثر بر تصمیم‌گیری و قطعیت در مورد تغییرات آینده، توجه به استفاده از مدل مدیریت استراتژیک را افزون تر می کند (داوری؛۱۳۸۰،۴۲).
عصر حاضر عصر تحول سریع علم، دانش و فن آوری است و آنچه در این عصر توجه صاحبان خرد، اندیشه و فن و فعالان اقتصادی را به خود جلب کرده است، سرعت بسیار زیاد نوآوری ها و گسترش آن در حوزه های فنی، مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی است. از طرف دیگر بحث آزاد سازی تجاری و پیوستن به سازمان تجارت جهانی شرایطی را بوجود آورده است که در هر کشوری برنامه ریزان، سیاستمداران و صاحبان فن و سرمایه (فعالان اقتصادی) برای دستیابی به ثبات اقتصادی و پایداری در عرصه رقابت جهانی، باید جهانی فکر کنند و بومی عمل کنند. در این شرایط وجود یک سیستم مدیریتی جامع ضروری است که با توجه به رویدادهای جهانی و داخلی و با تکیه بر توان بالقوه هر سازمان به موفقیت و حیات پایدار آن سازمان کمک کند و موقعیت خود را در فضای کسب و کار رقابتی حفظ کرده و بهبود بخشند. (تلیکانی و غروی؛ ۱۳۸۶،ن ا).
اجرای استراتژی ها ایجاب می کند که سازمان هدف های سالانه در نظر بگیرد، سیاست ها را تعیین کند، در کارکنان انگیزه ایجاد نماید و منابع را به گونه ای تخصیص دهد که استراتژی های تدوین شده به اجرا درآید. اجرای استراتژی ها مستلزم توسعه فرهنگی است که استراتژی ها را تقویت نماید، یک ساختار اثربخش سازمانی شالوده ریزی کند، تلاش های بازاریابی را هدایت نماید، بودجه بندی کند، سیستم های اطلاعاتی به وجود آورد و از آنها استفاده نماید وسرانجام با توجه به عملکرد سازمان خدمات کارکنان را جبران نماید.( بین عملکرد وجبران خدمات کارکنان رابطه ای معقول برقرار کند.(آر.دیوید؛۱۹۹۹ ، ۲۵)
هر سازمان نظام یافته بر اساس ماموریت خود دارای اهداف بلند مدت و کوتاه مدت است و برای رسیدن به این اهداف ، باید استراتژی هایی تدوین، اجرا و ارزیابی نماید. مسلماً نظام جبران خدمات کارکنان نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد و سازمانها برای تحقق اهداف نظام جبران خدمات در بلند مدت لازم است استراتژی خود را بر مبنای مدیریت استرتژیک، تدوین و اجرا نمایند. یک استراتژی باید قادر به تحقق اهداف سازمان در مسیر رشد وتعالی وخلاقیت و نوآوری باشد. استراتژی های مدیریت منابع انسانی نیز باید در راستای اهداف سازمان تدوین گردد. استراتژی جبران خدمات کارکنان به عنوان برنامه های بلند مدت باید در مسیر تحقق اهداف سازمان تدوین واجرا گردد. بنابراین لازم است قبل از بحث در مورد محور اصلی تحقیق، مختصراً به مدیریت استراتژیک در مقوله منابع انسانی اشاره گردد.
۲-۲- مدیریت استراتژیک :

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.