متن کامل – بررسی تاثیر جنبه های درونی استراتژی های جبران خدمات بر توسعه …

در دهه های ۸۰ و ۹۰ تغییرات مهمی مثل جهانی شدن، رقابت جهانی، ظهور صنایع جدید، گسترش کاربرد تکنولوژی اطلاعات، کاهش قدرت اتحادیه ها و ایجاد ادغام ها و جذب ها به وجود آمده اند که چگونگی انجام کسب و کار در حال حاضر را تحت تأثیر قرار داده اند. هم چنین این عوامل موجب تفکر مجدد در شیوه مدیریت سازمان ها و فرآیندها شده که مدیریت منابع انسانی یکی از فرآیندهایی است که تحت تأثیر آن تفکر قرار گرفته است. بدین ترتیب تمرکز تحقیقات مدیریت منابع انسانی از سطح خرد به سطح کلان یا دیدگاه استراتژیک سوق پیدا کرده اند. به عبارتی به سمت پیوند با استراتژی های کسب و کار و اهداف سازمان حرکت نموده اند. در این خصوص مباحث زیادی مطرح گشته اما آنچه اهمیت دارد این است که، نیروی انسانی چگونه با استراتژی سازمان پیوند می خورد. مدیریت منابع انسانی استراتژیک نشان می دهد که مجموعه ای از سیاست ها و کارکردهایی که برای مدیریت نیروی کار مورد استفاده قرار می گیرند، بایستی در بستر استراتژی سازمانی شکل گیرند. پس منظور از مدیریت منابع انسانی استراتژیک این است که فعالیت های منابع انسانی جهت پشتیبانی استراتژی رقابتی و اجرای موثر آن به کار گرفته شوند. البته لازم به ذکر است که واژه استراتژیک منعکس کننده این است که تمام ساختارها و فرایندها بایستی همراستای استراتژی سازمان باشد (حسن پور و عباسی؛ ۱۳۸۸،جلد دوم۳۶).
۲-۳- استراتژی:
۲-۳-۱-تعریف استراتژی:
شاندلر (۱۹۶۲): استراتژی عبارت است از طرح یک واحد همه جانبه و تلفیقی که نقاط قوت و ضعف سازمان را با فرصت ها و تهدیدات محیطی مربوط ساخته و دستیابی به اهداف اصلی سازمان را میسر می سازد.
اندروز (۱۹۷۱): استراتژی الگوی منظورها، مقاصد، اهداف، خط و مشی های اصلی و طرح هایی برای دستیابی به این اهداف است.
مینزبرگ(۱۹۷۸): استراتژی الگوی به جریان انداختن تصمیمات است.
جک ولش: استراتژی تلاش برای تعیین جایگاهی است که به خود اختصاص داده ایم، نه پرداختن به این موضوع که آرزو داشتیم در چه جایگاهی باشیم (تلیکانی و غروی؛ ۱۳۸۶،ن ا).
۲-۳-۲- تصمیم گیری استراتژیک:
برای تصمیم گیری استراتژیک دو جنبه ذهن روشن و پویا (تفکر استراتژیک) و اطلاعات به روز و مرتبط (اطلاعات بدست آمده از برنامه ریزی استراتژیک) مورد نیاز است. تصمیمات استراتژیک بسیار پر هزینه اند، چند بخشی هستند و تمامی ابعاد سازمان را در بر می گیرند و در راس سازمان اتخاذ می شوند و به سطوح پایین تر تکلیف می شوند (تلیکانی و غروری؛۱۳۸۶، ن ا).
۲-۳-۳- مدیریت استراتژیک
مدیریت استراتژیک در لغت به معنای مدیریت راهبردی است. بخش استراتژیک لغت یعنی برای رسیدن به اهداف اقدام کن و مسائل را حل کن. استراتژی یعنی رسیدن به اهداف کلی. بر اساس این تعریف استراتژی یعنی تلاش هماهنگ عناصر یک سازمان برای رسیدن به اهداف که این امر سبب فرموله شدن روش سازمان و ایجاد یک روش هماهنگ و سازگار در رسیدن به اهداف می شود در علم مدیریت، استراتژیک، تعیین اهداف اساسی شرکت در بلند مدت است. مدیریت استراتژیک با اهداف بلند مدت سازمان سر و کار دارد و با تعدیل اثرات محیط خارجی سازمان اهداف سازمان را در راستای ماموریت آن به پیش می برد.(پلمن، ۲۰۰۵، ۳۱)
مدیریت استراتژیک هنر و علم تدوین، اجراء و ارزیابی تصمیمات وظیفه ای چندگانه است که سازمان را قادر می سازد به هدف های بلند مدت خود دست یابد. همان گونه که از این تعریف استنباط می شود در مدیریت استراتژیک برای کسب موفقیت سازمانی بر چندین عامل تاکید می شود: هماهنگ کردن مدیریت، بازاریابی، امور مالی( حسابداری)، تولید( عملیات)، تحقیق وتوسعه وسیستم اطلاعات رایانه ای.(آر.دیوید ؛۱۹۹۹ ،۲۴)
۲-۳-۴ مراحل مدیریت استراتژیک
فرایند مدیریت استراتژیک در برگیرنده سه مرحله می شود: تدوین استراتژی ها، اجرای استراتژی ها و ارزیابی استراتژی ها. مقصود از تدوین استراتژی این است که ماموریت شرکت تعیین شود، شناسایی عواملی که در محیط خارجی سازمان را تهدید می کنند یا فرصت هایی را بوجود می آورند، شناسایی نقاط قوت وضعف داخلی سازمان تعیین اهداف بلند مدت، در نظر گرفتن استراتژی های گوناگون و انتخاب استراتژی های خاص جهت ادامه فعالیت. اجرای استزاتژی ها را مرحله عملی مدیریت استراتژیک می نامند. مقصود از اجرای استراتژی ها این است که کارکنان و مدیران بسیج شوند واستراتژی های تدوین شده را به مرحله عمل در آورند.
نمودار۲-۱- الگوی جامع مدیریت استراتژیک
بررسی عوامل داخلی
بررسی عوامل خارجی
تدوین استراتژی ها اجرای استراتژی ها ارزیابی
منبع: آر. دیوید؛۱۹۹۹، ص۸۱)
در مدیریت استراتژیک ارزیابی استراتژی ها، آخرین مرحله به حساب می آید. مدیران نیاز شدید دارند که بدانند استراتژی های خاص ومورد نظر آنان در چه زمانی کارساز واقع نمی شود. اصولاً ارزیابی استراتژی ها بدین معنی است که باید در این مورد اطلاعاتی را گردآوری کرد. .(آر.دیوید ؛۱۹۹۹ ،۲۴)
۲-۳-۵ انتخاب استراتژی
استراتژیست ها هیچ گاه همه گزینه ها را که به نفع سازمان هستند را مورد توجه قرار نمی دهند، زیرا بی نهایت راه عملی وجود دارد و برای اجرای هریک از آنها می توان از راه های بسیار زیادی استفاده کرد. بنا براین، مجموعه ای از استراتژی های جذاب و قابل اجرا مورد توجه قرار می گیرند. باید مزایا، مضرات، دادوستدها، هزینه ها، ومنافع این استراتژی ها را مشخص کرد.(آر.دیوید؛۱۹۹۹، ۳۵۰)
پس از تجزیه و تحلیل محیط، تعیین جهت‌گیری سازمانی و تعریف مأموریت، ارزشها، چشم انداز و اهداف سازمانی استراتژی‌های سازمانی تعیین می گردند. تعیین استراتژی عبارتست از فرآیند تعیین زمینه‌های عملکرد مناسب جهت دستیابی به اهداف سازمانی در راستای مأموریت و فلسفه‌ وجودی سازمان. به عبارت دیگر استراتژی‌ها می‌بایستی تحلیل‌های محیطی را منعکس کرده و منتج به رسیدن به مأموریت و اهداف سازمانی شوند. روشها و مدل‌های تعیین استراتژی به تبع مدیریت استراتژیک، ازیک تکنیک و دستورالعمل خاص پیروی نکرده، هریک حاوی یک مفهوم و یک بینش هستند. در این راستا، مدل‌های برنامه‌ریزی استراتژیک فراوانی موجود می‌باشند که انتخاب آنها با توجه به ماهیت شرکت، وضعیت صنعت مربوطه و شرایط محیطی صورت می پذیرد. بنابراین می‌توان ادعا کرد که در هر شرکتی که مدیریت استراتژیک پیاده شده است، یک مدل برنامه‌ریزی استراتژیک منحصر به فرد به کار رفته که می‌تواند در آن از یک یا چند مدل برنامه‌ریزی استراتژیک کلاسیک استفاده شده باشد. (آر.دیوید؛۱۹۹۹، ۳۵۰)
۲-۳-۶- مدل‌های انتخاب استراتژی:
می توان روش های مهم تدوین و انتخاب استراتژی ها را دریک چارچوب تصمیم گیری سه مرحله ای گنجانید ابزارها یا روش های ارائه شده در این چارچوب برای سازمانها در اندازه های گوناگون مناسب است و به مدیران کمک می کند که استراتژی ها را شناسایی، ارزیابی وگزینش نمایند در مرحله تصمیم گیری با استفاده از ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی از اطلاعات ارائه شده در مرحله اول استفاده می شود تا بتوان انواع استراتژی های قابل اجرا را در که در مرحله دوم شناسایی شده اند، به شیوه عینی وبدون اعمال نظر شخصی مورد ارزیابی و قضاوت قرار داد. ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی جذابیت نسبی انواع استراتژی ها را مشخص می نماید وبدین گونه برای انتخاب استراتژی های خاص یک مبنای عینی بدون اعمال نظر شخصی ارائه می نماید. در به کارگیری تمام ۹ روش متعلق به چارچوب تحلیلی، باید یکپارچگی در قضاوت های شهودی وتجزیه وتحلیل های منطقی را درنظر داشت. تجزیه وتحلیل های بخشی مبنایی را به دست می دهند که می توان بدان وسیله، در سطح کل شرکت، استراتژی ها را شناسایی ،ارزیابی وانتخاب کرد.(آر.دیوید؛۱۹۹۹، ۳۵۷)
نمودار۲ – ۲- چارچوب تحلیلی برای تدوین وانتخاب استراتژی ها

مرحله اول: مرحله ورودی
ماتریس ارزیابی
عوامل خارجی
(EFE)
ماتریس بررسی
رقابت
(CPM)
ماتریس ارزیابی عوامل داخلی
(IFE
برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.