بررسی شاخصهای سنجش عملکرد (سنتی و نوین)

۱- در برابر تموم عوامل که در خارج از کنترل بوده و بر قیمت سهام تاثیر دارن نباشه.

۲- بیشترین رابطه رو با تغییرات در ثروت سهامداران داشته باشه.

این ویژگی اصلی ترین تنشیه که یه ملاک کارکرد خوب، باید اونو حل کنه.

تحقیقات انجام شده به وسیله ²استیوارت² نشون داده که از بین معیارهای EVA، رشد فروش، رشد سود، ROE ,ROI؛  EVAبالاترین رابطه رو با تغییرات ارزش بازار سهام داره و می تونه بیشتر از ۵۰% تغییرات در این عامل رو تشریح کنه. اگه به گذشته مدلهایی که به خاطر ایجاد ارزش به وجود اومده ان. نظری بندازیم میشه سیر تاریخی این مدلها رو ترسیم کرد.[۴]

 

دهه ۱۹۹۰                                                   دهه ۱۹۸۰

– ارزش افزوده اقتصادی (EVA)                     – نسبتای ارزش بازار به ارزش دفتری                                                                                          – معیارهای آزمایش متوازن                  (BCS)  – بازده حقوق صاحبان سهام(ROE)

اقتصادی

– ارزش افزوده بازار         (MVA)

 

دهه ۱۹۷۰                                                    دهه ۱۹۲۰

– سود هر سهم                           (EPS)         – سیستم دو پونت

– ترکیب حقوق صاحبان سهام                          – اندازه بازدهی سرمایه گذاریها  (ROI)

سرمایه گذاری

 

  • شاخصای غیر مالی:

خیلی از شرکتها از سود عملیاتی به عنوان یه ملاک داخلی و حسابداری استفاده می کنن، در حالیکه شرکتها این ملاک رو با اطلاعات مالی خارجی (قیمت سهام)، اطلاعات غیر مالی خارجی (رضایتمندی مشتریان) و اطلاعات غیر مالی داخلی (زمان تحویل کالا)، تکمیل می کنن. شرکتها این معیارهای مالی و غیر مالی رو تحت گزارشی با نام معیارسنجش کامل کارکرد میگن. این گزارشات شامل موارد زیره:

  • معیارهای سود بیاری: سود عملیاتی و رشد درآ مدی.
  • معیارهای رضایتمندی مشتریان: سهم بازار، پاسخگویی به مشتریان ، عملیات به موقع.
  • معیارهای کارایی، کیفیت و زمان، انحراف کارایی مواد مستقیم، انحراف سربار جذب شده.
  • معیارهای نوآوری: تعداد اختراعات، تعداد جنسای جدید.

شاخص کامل امتحان کارکرد یا کارت امتیاز دهی متوازن (BSC) [5]که با عنوان کارت امتیازی متوازن شناخته شده، از جمله معیارهای نوین امتحان در کارکرد مدیریت به حساب میاد. این شاخص اولین بار به وسیله نورتون و کاپلان مطرح گردید و از ویژگیای این شاخص جامعیت اون هستش. بطوریکه معیارهای مالی و غیر مالی رو باهمً در آزمایش مورد توجه قرارمیدهد.

  • شاخصای مالی یه بعدی هستن.
  • شاخصای مالی تاریخی هستن.
  • شاخصهای مالی معلول هستن و به دلیلا توجهی ندارن (نبود توجه به رابطه دلیل و معلولی).
  • شاخصای مالی پاسخی واسه ذینفعان دیگه ارائه نمی دن. شاخص BSC براساس استراتژیها، بر استراتژیهای آینده هم تاثیر گذاره، یعنی با در نظر گرفتن روش هدف دار تعریف شده به امتحان کارکرد می پردازه و از یافته های اون واسه اصلاح روش هدف دار قبلی و تدوین روش هدف دار جدید استفاده می شه. تعامل شاخصا، دیدگاه های مورد نظر با هم و روش های هدف دار در زیر ارائه شده.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودگر۱-۲ رابطه دیدگاه مورد آزمایش با روش هدف دار                      نمودگر ۲-۲ رابطه دیدگاه با همدیگه

 

با در نظر گرفتن روابط تعریف شده در نمودگر(۱) به این مهم دست پیدا می کنیم که اجرا BSC در بنگاههایی شدنیه که روش هدف دار مرتب و تعریف شده داشته باشن و امتحان کارکرد با در نظر گرفتن چهار دید اصلی صورت میگیره، که نشونه جامعیت این شاخصه. در نمودگر (۲) رابطه دلیل و معلولی بین دیدگاه های جور واجور تبیین شده، بطوری که اول اینکهً طراحی و اجرا BSC می تونه یه ضرورت تلقی شه. دوم اینکهً در سودمندی استفاده شاخص موثره. سوم اینکهً در تدوین روش های هدف دار آینده اولویت بندی اونا بسیار به درد بخور میشه (حاتمی، ۱۳۸۶، ص۴۱)۲.

 

شاخصای مالی:

طراحی معیارهای مالی امتحان کارکرد، بر اساس شکل های جور واجور حسابداری صورت میگیره. چون شکل های جور واجور حسابداری با در نظر گرفتن پژوهشهای زیاد دارای بار اطلاعاتی و محتوا هستش. طراحی معیارهای امتحان کارکرد شامل گامهای زیره:

  • تعیین متغیری که نشون دهنده اهداف مالی و اقتصادی مدیریت باشه: سود خالص، سود عملیاتی، بازده دارائیها، ارزش افزوده اقتصادی و… .
  • اقتصاد

  • تعریف اقلامی که در متغیر قدم یه قرار میگیره: هدف از دارائیها، کل دارائیهاست یا خالص اونا (کل دارائیها منهای کل بدیها).
  • انتخاب ملاک واسه اقلامی که در متغیر قدم یه انتخاب شدن: دارائیها به بهای تاریخی به ارزش جاری یا ارزش فعلی بیان شن.
  • انتخاب یه هدف واسه اندازه گیری کارکرد: رسیدن به یه اندازه بازده مشابه واسه واحدها.
  • انتخاب زمان باز خورد: گزارشات کارکرد مالی به صورت روزانه، هفتگی، ماهانه به مدیریت ارائه شه، روند نامبرده می تونه واسه شاخصهای سنتی و نوین استفاده شه.

 

معیارهای مالی سنتی:

پنج ملاک در آزمایش کارکرد سرمایه گذاری که بر اساس داده های تاریخیه، هست (حاتمی،۱۳۸۶،ص۴۹-۴۴)۱.

۱- بازده سرمایه گذاری              (ROI).

۲- سود باقیمونده                         .(RI)

۳- بازده فروش                      (ROS).

 

۴-رشد عایدی هر سهم               (EPS).

۵- نسبت قیمت به سود هر سهم     .(P/E)

 

بازده سرمایه گذاری  (ROI)        

یه ملاک حسابداریه که از تقسیم سود عملیاتی بر سرمایه گذاری بدست میاد.

 

 

 

ROI بر اساس سرمایه گذاریه و شامل همه عناصر سود بیاری (در اومد، هزینه، و سرمایه گذاری)
هستش، این اندازه رو نمیشه با اندازه فرصت از دسته رفته مقایسه کرد. ROI  نسبت پول به دست اومده در سرمایه گذاری به مقدار سرمایه اولیه س. مقدار پول به دست اومده ممکنه مربوط به بهره، سود یا درآمد خالص باشه. برگشت سرمایه ROI معمولاً به درصد بیان می شه.

ROI نشون میده که مدیر می تونه با کم شدن سرمایه گذاری در دارائیهای ثابت و جاری به سود تعیین شده برسه؛ یعنی فروش دارائیهای بدون استفاده؛ بیشتر مدیران تمرکز خود رو روی درآمد و هزینه دارن و توجه کمی به سرمایه گذاری دارن. کاهش سرمایه گذاری به معنی کاهش وجوه نقدی بلا استفاده، مدیریت به کار گیری اعتبارات، تعیین سطح موجودی کالا و مصرف مناسب از دارائیهاه.

 

سود باقیمونده (RI)

سود باقیمونده، عبارتست از سود منهای بازده مورد انتظار سرمایه گذاری.

(سرمایه گذاری  اندازه بازده مورد انتظار) – سود عملیاتی= سود باقیمونده

به حاصل ضرب اندازه بازده مورد انتظار در سرمایه گذاری، هزینه های منتسب سرمایه گذاری، می گن. این هزینه ها در حسابداری شناسایی نمی شن چون هزینه ها تفاضلی نیستن و نشون دهنده نتیجه استفاده وجوه نقد در سرمایه گذاری جور واجور با خطر مشابه هستن (بهره سرمایه استفاده شده). هدف از بیشترین حد کردن سود باقی مونده اینه که: اگه اندازه سود یه بخش از اندازه مورد انتظار سرمایه گذاری بیشتر باشه، اون واحد باید گسترش یابد؛ در مقایسه با ROI وقتی هدف بیشترین حد کردن (ROI) باشه، مدیران، پروژه های جدید سود رسون رو رد می کنن، مثلا فرض کنین یه سرمایه گذاری جدید لازمه سرمایه گذاری به مبلغ ۸۰۰۰۰۰ ریال بوده و سود عملیاتی به وجود اومده توسط اون ۱۶۰۰۰۰ ریال باشه.

در این حالت (ROI) پروژه برابر ۲۰% میشه،    ولی اگه اون رو با (ROI) کل واحد مقایسه کنیم داریم:

قبل از پروژه      .    بعد از پروژه

 

در این حالت به دلیل کاهش در ROI مدیر مبادرت به سرمایه گذاری نمی کنه. حال اگه ملاک کارکرد سود باقیمونده باشه داریم:

۱۲۰۰۰۰=(۱۰۰۰۰۰۰×۱۲%)-۲۴۰۰۰۰= سود باقیمونده قبل از پروژه

۱۸۴۰۰۰=(۱۸۰۰۰۰۰×۱۲%)-۴۰۰۰۰۰= سود باقیمونده بعد از پروژه

که در این حالت مدیر مبادرت به سرمایه گذاری می کنه.  ROIو سود باقیمونده نشون دهنده نتیجه یه دوره هستن (یکسال)، بخاطر این مدیران می تونن کارایی رو بکنن که باعث افزایش کوتاه مدت در (ROI) و سود باقیمونده شه، ولی با منافع دراز مدت سازمان مغایرت داشته باشه. مثلا مدیران کمتر به مخارج (R&D) بپردازند تا سود اونا زیاد شه. از این رو مدیران سطح بالا واسه آزمایش واحدها از ROI و سود باقیمونده چند ساله استفاده می کنن.

 

بازده فروش 

نسبت سود عملیاتی به در اومد رو بازده فروش می گن.

ROS یکی از اجزا ROI در روش تحلیلی سود بیاری دوپونته.

در مورد بازارهایی که محدودیت در اومدی هست، ROS یه ملاک مناسبه.

 

[۱] EVA

[۲] MVA

[۳] Blanced scorececard (BSC)

[۴]. heriot, Measuring performance by niall lothion, BA, CA

[۵] Balanced Score Card

[۶] Performance  Managment

۱- Perspective

[۸] – Research and Development

[۹] – Return on Sales(ROS)