بررسی نقش رسانه های جدید در ارتقاء فرهنگ دینی- قسمت ۲۰

ابعاد اولویت عموم عبارتند از:
آشنا بودن (میزان آگاهی عمومی از یک موضوع معین).
موضوع برجسته از نظر شخص(علاقه یا تناسب متصور با خود شخص)
مطلوب بودن(قضاوت مثبت یا منفی درباره موضوع)
ابعاد اولویت سیاسی عبارتند از:
حمایت(کنش کم و بیش طلوب نسبت به یک موضوع معین)
احتمال کنش(احتمال این که یک دستگاه دولتی درباره موضوع دست به واکنش بزند.)
آزادی عمل( گستره اقدامات احتمالی دولتی) ( سورین و تانکارد ، ۱۳۸۱: ۳۵۶)
۵-۴-۲- نظریه استفاده و رضامندی۱:
نظریه استفاده و رضامندی ضمن فعال انگاشتن مخاطب، بر نیازها و انگیزه‌های وی در استفاده از رسانه ها تاکید می‌کند و بر آن است که ارزش‌ها، علایق و نقش اجتماعی مخاطبان مهم است و مردم براساس این عوامل آن‌چه را می‌خواهند بینند و بشنوند، انتخاب می‌کنند. پرسش اساسی نظریه استفاده و رضامندی این است که چرا مردم از رسانه‌ها استفاده می کنند و آن‌ها را برای چه منظوری به کار می گیرند؟ پاسخی که به اجمال داده می‌شود این است که مردم برای کسب راهنمایی، آرامش، سازگاری، اطلاعات و شکل گیری هویت شخصی، از رسانه ها استفاده می کنند.( مهدی زاده،۱۳۹۱: ۷۲)
یکی از مفاهیم و مفروضات اصلی نظریه استفاده و رضامندی فعال بودن مخاطب است . به این معنا که مخاطب در استفاده از رسانه ها به دنبال رفع نیازها و کسب رضامندی است و باور دارد که انتخاب رسانه ، رضامندی مورد نظرش را تامین می‌کند.
مجموع نیازها و انگیزه های مخاطب در استفاده از رسانه ها را می توان در چهار مقوله اصلی جای داد:
آگاهی۱ و نظارت: مردم به منظور کسب اخبار و اطلاعات از دنیای پیرامون و نظارت بر محیط اجتماعی خویش از رسانه ها استفاده می‌کنند.
روابط شخصی۲: مردم در فرآیند ارتباط، رسانه ها را همراه و همنشین خود تلقی می‌کنند و از محتوای رسانه ای برای ارتباط و گفت‌و گو با دیگران استفاده می‌کنند.
هویت شخصی۳: مردم از رسانه ها برای کسب خود آگاهی ، یافتن الگوهای رفتاری و تقویت ارزش‌های شخصی استفاده می‌کنند.
سرگرمی و گریز از واقعیت: مردم از رسانه ها برای سرگرم شدن و گریز از مشکلات زندگی روزمره و تخلیه عاطفی استفاده می‌کنند.(همان،۷۴)
۱-Consciousness
۲-Personal Relationships
۳-Personal Idetity
پژوهشگران رویکرد استفاده و رضامندی ،ابعاد و شاخص‌های فعال بودن مخاطب را تعمدی بودن۱ ، انتخابی بودن۲ ، درگیر شدن۳، سودمندی۴ ذکر کرده اند.
تعمدی بودن استفاده هدفمند و برنامه ریزی شده از رسانه و نشانه ارتباط میان فعالیت ارتباطی و انگیزه های روی آوردن به رسانه است.
انتخابی بودن، به معنی آگاهانه در معرض استفاده از رسانه ها قرار گرفتن است . انتخابی بودن همچنین استفاده از رسانه یا رضامنی مورد انتظار از مصرف رسانه نیز تعریف شده است.
درگیر شدن یعنی این که محتوای خاصی از رسانه، با مخاطب ارتباط فردی دارد . به عبارت دیگر منظور پردازش روان شناختی محتوای رسانه است.
منظور از سودمندی بهره اجتماعی یا روان شناختی استفاده کننده از رسانه است .(همان:۷۴)
۱-Intentionality
۲-Selectivity
۳-Involvement
۴-Utility
۶-۴-۲- آنتونی گیدنز: ساخت یابی۱
نظریه ساخت یابی گیدنز، به نوعی تلفیق بین تعامل گرایی و ساختار گرایی است. گیدنز برای تلفیق ساختار و کنش ، مفهوم ساخت یابی را وضع کرده است. هدف گیدنز، تلفیق و سازگاری بین ساختار نهادی و عاملیت فردی در قالب یک الگوی ترکیبی نظریه اجتماعی است . او استدلال می کند که کنش های روزمره مانند خریدکردن، به مدرسه رفتن و … هم تولید(زاییده) و هم بازتولید( زاینده) ساختارهای اجتماعی است.(مهدی زاده، ۱۳۹۱: ۴۵)
از نظر گیدنز ساخت و کنش ضرورتاً به هم مربوط اند. جوامع ، اجتماعات یا گروه ها فقط به شرطی دارای ساختار هستند که مردم به شیوه ای منظم و تکراری و نسبتاً قابل پیش بنی ، رفتار کنند. از طرف دیگر، کنش۲ فقط به این دلیل امکان پذیر می‌شود که هر یک از افراد، صاحب میزان انبوهی از دانش و معرفت باشند که به لحاظ اجتماعی ساخت یافته باشد.
نظریه ساخت یابی گیدنز را معرف یکی از موثرترین تلاش‌ها برای غلبه بر تفکیک موجود بین وجوه خرد و کلان از راه درک نقش فرهنگ در زندگی اجتماعی می‌داند در کانون اندیشه گیدنز ، الگویی از سوژه انسانی فعال و خلاق قرار دارد که باعث می‌شود او به شدت علیه این دیدگاه که انسان‌ها، آدمک‌هایی مقید به قواعد و ساختارهای بیرونی هستند، استدلال کند . در عین حال وی خود را از چیزی که فردیت گرایی فارغ از قید و بند ، روش شناسی قومی و پدیدارشناسی است دور نگه می‌دارد. (همان، ۱۳۸)
نقطه تمرکز نظریه ساخت یابی گیدنز، بر مفهوم جدایی زمان از مکان یا فاصله زمان ، مکان است . وی چنین فرض می‌کند که تغییرات ساختاری در قدرت به واسطه سطوح چندگانه جهانی شدن مانند مبادله پولی ، پیشرفت‌های تکنولوژیک و دموکراسی سیاسی گسترده ، باعث تغییر و دگرگونی حس ما از زمان و مکان شده است . به نظر گیدنز کنش های روزمره به وسیله خود کنش‌گران به لحاظ ساختاری مقید می‌شود و تکنولوژی‌های رسانه ای نیز در این فرآیند دخیل هستند. در فرآیند امتداد زمان و مکان، تجربیات رسانه ای شده قادر به وارد کردن رویدادهای متفاوت به درون آگاهی روزمره است که می تواند به احساس عدم امنیت و واژگونی واقعیت منجر شود. برای وی تجربیات رسانه ای شده ، شرط بیرونی کنش هستند که به ما اطلاعاتی درباره دیگران می دهند و روایتی را که ما درباره دیگران داریم ، تغییر می‌دهند.(گیدنز،۱۳۷۷: ۵۱)
۱-Structuraion
گیدنز در نظریه ساخت یابی ادعا می کند که کنش های روزمره، بازتولید ساختارهای اجتماعی موجود است ساختارهایی که به وسیله رسانه ها جنبه عملی و اجرایی پیدا می‌کنند. برای مثال سرمایه داری مصرفی و مظهر آن یعنی رویه های خودشیفتگی بر هویت نفس تاثیر می‌گذارد و در شکل گیری آن سهیم است.
۷-۴-۲- نظریه تغییرات فرهنگی۱
برای شناخت عوامل تغییر در فرهنگ‌ها، باید در حوزه مسائل روان‌شناسی اجتماعی در جست وجوی این معنا بود که چگونه افراد، اعتقادات پذیرفته شده قبلی را با اعتقادات جدید جایگزین می‌کنند و در فرآیند این جایگزینی چه تغییراتی در ارزش های ذهنی و رفتاری آنها رخ دهد . این تغییرات را می‌توان با دو رویکرد تحلیل اجتماعی و تحلیل روان شناسانه مورد بحث قرار داد.
تغییرات فرهنگی چه به رفتارهای اجتماعی و چه به ویژگی‌های شخصی مربوط باشد می‌تواند بر روی فرهنگ اجتماعی و فردی اثر بگذارد . تغییرات فرهنگی ناشی از رسانه ها می تواند مثبت یا منفی باشد این تغییرات یا براساس نوجویی و نوآوری است که در این صورت انگیزه های روان‌شناسی فردی چون تنوع طلبی، ابداع کنجکاوی در آزمایش چیزهای تازه و تقلید از دیگران در نتیجه تغییرات فرهنگی و بازتولید فرهنگ موثر است .
تغییرات می تواند براساس پذیرش اجتماعی باشد در این صورت ممکن است قبول عامه پیدا نکند و در این صورت تغییرات فرهنگی به عواملی چون نحوه اشاعه و تلیغ و نیز منزلت و احترام نوآوران بستگی دارد.

این مطلب را هم بخوانید :  بررسی قابلیت کاربرد مدل های پیش بینی ورشکستگی ...

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است