پژوهش – ترجمۀ کتاب ذات و تجلّی دین نوشتۀ فان در لیو به همراه مقدّمۀ …

هومر، بر همین اساس،ازدواج زئوس و هِرا را می سراید: با این حال، حتی این صحنۀ درخشان، ویژگی کهن بستر عروسی بر زمین شخم زده شده که تضمین کنندۀ باروری است را حفظ کرده است. به همین نحو، در استونی، در شب پیش از عید سن ژان[۹۹۰]، کشاورزان ماه، دختران را که مشغول رقص چرخشی بودند داخل جنگل می بردند و آن ها در آن جا، آمیزش را شبیه سازی می کردند در حالی که در اوکراین، گستاخی و بی تربیتی این رسم، به مزاحی بی ضرر تبدیل شد، گرچه با این حال، با این اعتقاد که محصول خوبی به بار خواهد آمد پیوند داشت[۹۹۱]؛ و در ایالت خرونینگن[۹۹۲] هلند، حتی تا به امروز، نوعی درگیری میان جوانان و دوشیزگان بر روی زمین که وائولن[۹۹۳] خوانده می شود، همچنان رویدادی پایدار در طول برداشت محصول است.[۹۹۴] اما در جاوه، آمیزش عملا در شالی زار روی می دهد؛ این گونه رسم و رسومات، ما را بار دیگر به کانون دینامیسم منتقل می کند. مرد، در مقام یک صورت، همچنان خودبسنده است و تاکنون، احساس نیاز به فرافکنی از خود نمی کند. اما زمانی که اعتماد سحر آمیز به تواناییش در هدایت روند امور در نتیجۀ فعالیت های وی، به تدریج کاهش می یابد، آن گاه، به جای خود چهره هایی را می آفریند تا کارهای مقدس را برای او انجام دهند. درست همانطور که بافه [گندم یا ذرت] و همسر کشاورز، به صورت مادر درآمدند، رسم برداشت محصول نیز به ازدواج مقدس تبدیل شد.
اما برای ازدواج، به یک داماد هم نیاز است و در همین ارتباط، با برهه ای فوق العاده مهم و حیاتی در تاریخ دین مواجه می شویم. ما دلبستگی به مادر را می توانیم درک کنیم اما به همین نحو و بر اساس نظریه های فروید، احتمالا رابطۀ نزدیک با پدر، دیگر برای هیچ کس یک راز نیست. از نگاه هر فرد، مادرش، یک الهه است، درست همان گونه که پدرش یک خداست. در تاریخ دین، این امر، به دو گروه بزرگ انجامیده است: ادیان پدر (؛ پدری که ساکن آسمان است و هستی می بخشد و عمل می کند و به گفتۀ گوته، “به کار برندۀ نیروی خارجی” است؛ و در کنار این ادیان، ادیان مادر که در زمین می زیند و می زایند و آغاز و انجام تمام فرایندها در رحم آن هاست. هیچ دینی وجود ندارد که در آن، هیچ اثری از مادر یا پدر نباشد.[۹۹۵] دین یهود و اسلام، با بی رحمی، مادر را طرد کرده اند اما مادر، به صورت مادر گلوریوسا[۹۹۶] به مسیحیت بازگشت. با این حال، عهد عتیق، تصویر مادر را صرفا در معنای اخلاقی و معنوی آن، تصدیق می کند: “مثل کسی که مادرش او را تسلی دهد، من نیز شما را تسلی خواهم داد”[۹۹۷]؛ اما در فصل دومِ لوقای قدیس، مادر، بار دیگر، اهمیت و ارزش واقعی خود را بازمی یابد. ظاهرا نمی توان انکار کرد که در اینجا، گونه های نژادی و نیز دینی مدخلیت دارند. ادیانی که به شدت، اراده محورند، از مادر روی گردانده، به پدر توجه می کنند. همچنین رابطه با پدر را می توان معنوی و اخلاقی کرد؛ رابطه با مادر را هرگز نمی توان به طور کامل این گونه کرد. تمام روابط طبیعی از دعای “ای پدر ما”[۹۹۸] دورند اما از سلام و درود فرشتگان[۹۹۹] نه.[۱۰۰۰] زمانی که پدر، دیگر نمی تواند بارور کننده باشد می تواند آفریدگار باشد؛ مادر صرفا می تواند بچه بیاورد. پدر با قدرت، عمل می کند: مادر، صرفا نیرومند است. پدر، قومش را به هدف شان رهنمون می سازد: زاد و ولد مادر، چرخۀ حیات را تجدید می کند. مادر حیات را می آفریند و پدر، تاریخ را. مادر، صورت و قدرت است و پدر، صورت و اراده؛ و آنیمیسم و دینامیسم، نزاع فرجامین خود را با کمک صورت های پدر و مادر، هر دو، ادامه می دهند.
بر این اساس، می توانیم دریابیم که چگونه در تاریخ بشر، یک صورت، هیچ گاه به طور کامل جای صورت دیگر را نمی گیرد؛ و صورت مادر، در دین باقی می ماند چرا که در دل های ما زنده است:
تو، با وجود نقش کم اهمیتت،
الهۀ امکان ها،
[الهۀ] بدترین تراژدی ها،
[الهۀ] بالاترین خوشی و اندوه،
مادر و معشوقه , هر دو …[۱۰۰۱]
منابع برای مطالعۀ بیشتر:

J. J. BACHOFEN, Urreligion und antike Symbole; selection edited by C. A. BERNOULLI , 3 vols.
R. BRIFFAULT, The Mothers: A Study of the Origin of Sentiments and Institutions, 3 vols.
A. DIETERICH, Mutter Erde3, 1925.
Eranos Jahrbuch, 1938, “Vorträge über Gestalt und Kult der grossen Mutter”.
L. FRANZ, Die Muttergötten in vorderen Orient u. in Europa, 1937.
J. E. HARRISON, Prolegomena to the Study of Greek Religion.
K. LEESE, Die Mutter als religiöses Symbol, 1934.
G. VAN DER LEEUW, Goden en. Menschen in Hellas, 1927.
EWALD ROELLENBLEACK. Magna Mater im alten Testament, 1949.
دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است