مقاله علمی با منبع : ترجمۀ کتاب ذات و تجلّی دین نوشتۀ فان در لیو به همراه …

معجزات، نشانه های دوران جدیدی هستند، چه برای بهار و چه برای بهار جهان، چنان که در سرود شبانی چهارم[۱۰۹۵] اثر ویرجیل این گونه است. در آنجا، خصوصیات گیاهان عجیب، با معجزۀ بزرگ صلح و آرامش ترکیب می شود[۱۰۹۶]؛ عصر جدیدی از شادی و سعادت برای جهان سپیده می زند. ما نیز بهار را امری شگفت انگیز تجربه می کنیم و درمی یابیم که چگونه، بالعکس، معجزۀ آرزو شدۀ رستگاری جدید باید رنگ بهار را با خود داشته باشد.
ب. عمل نجات و رستگاری. این ویژگی عبارت است از شکست دادن قوایی که دشمن حیاتند و لذا نشان از مبارزه با خود دارد: برای مثال، آپولون، اژدر مار را به هلاکت می رساند. به همین نحو، کار بسیار بزرگ هرکول در انجام دادن دوازده وظیفه، اینک یک کار فرهنگی (شکست دادن مار نُه سر هیدرا و مانند آن) و دوباره رویدادی کاملا اسطوره ای (فراهم کردن سیب های هسپریدس[۱۰۹۷] و مانند آن) است اما همیشه نبردی علیه مرگ است که او، گنجینۀ آن را با سرنگون کردن و ترساندن مرگ (هادِس[۱۰۹۸] و پرسفون در عالم اسفل، یوریستئوس[۱۰۹۹]) برای خود (گلۀ گریون[۱۱۰۰]، سیب های زر، شاخ آخیلوس[۱۱۰۱]) بدست آورد.
اما مرگ اغلب با عمل نجات مرتبط است: در نبرد، خود منجی، به زانو در می آید. در اینجا، مبنای طبیعت کاملا آشکار است: حیات در آسمان ها و گیاهان، متناوبا از بین می رود. آن گاه نجات باید بمیرد. ازیریس، پادشاه خوب و عادل، و همزمان حیات خودتجدیدشوندۀ رود نیل، توسط دشمنش، سِت، کشته می شود؛ این سرنوشت میان او و مجموعۀ کاملی از خدایان نجات که با الگوی طبیعت میرا سازگارند مشترک است: تمّوز[۱۱۰۲]، آدونیس[۱۱۰۳]، آتیس[۱۱۰۴] در آیین های شرقی، حسین، قدیس فرقۀ شیعه، بالدور[۱۱۰۵] در اساطیر ژرمن ها. “اگر یک دانۀ گندم که به درون زمین می افتد نمیرد، تنها می ماند اما اگر بمیرد، ثمر بسیار آورد.”[۱۱۰۶]
مرگ منجی، اندوه بزرگی[۱۱۰۷] است که متون مصری، از نام بردن آن، اجتناب می کنند اما شادی در رستاخیز می تواند دوباره آن را به خوبی تبدیل کند. در اسطورۀ ازیریس، شادی و غم، میان پدر و پسر تقسیم می شوند: عمل نجات هروس، خونخواهی پدرش و نیز احیای دوبارۀ اوست؛ هروس، منجی زنده و پیروز است. اما معمولا حیات و مرگ، در یک صورت واحد، متحد می شوند.
با این حال، صرفا مسیحیت است که خود مرگ را به نجات تبدیل کرده است. تمام ادیان منجی، حیات از مرگ را اعلام می کنند اما انجیل مسیحیت، نجات در مرگ را تبلیغ می کند. در این جا، ناتوانی کامل، به حد اعلای قدرت تبدیل می شود: بلا و مصیبت محض، نجات می شود؛ و بر این اساس، آن چه که ادیان اسرارآمیز، جرات سخن گفتن از آن یا سوگواری برای آن را ندارند، به بالاترین سعادت و رستگاری تغییر پیدا می کند. مرگ، مرگ را از میان می برد.
ج. رستاخیز. پاروسیا[۱۱۰۸]. شادی بسیار از پی اندوه بسیار می آید و شادمانی صبح روز عید پاک از پی نومیدی برخاسته از به خاک سپاری: ازیریس، توسط هروس یا ایزس پیدا می شود و جان دوباره می گیرد. ماتم برای آتیس، پیش از هیلاریا[۱۱۰۹] صورت می گیرد.
آنها که با اشک ها می کارند
با ترنم، درو خواهند نمود؛
آن که با گریه بیرون می رود و تخم برای زراعت می برد،
هر آینه با ترنم خواهد برگشت و بافه های خویش را خواهد آورد.[۱۱۱۰]
هنگام بذرافشانی، زمان غم و اندوه است: درو، انفجار شادی را به همراه می آورد. رستاخیز و پاروسیا، همانند تولد و ظهور، به یکدیگر مربوطند. تولد و رستاخیز، بیشتر اموری اساطیری و تناوبی تصور می شوند و ظهور و پاروسیا، بیشتر اموری بی نظیر و تاریخی. در آخرالزمان، منجی بازمی گردد و به درستی همه چیز را سامان می بخشد. برای مثال، سوشیانت[۱۱۱۱] که “یاری رسان” ایرانی هاست، حتی محدود به فعالیت های فرجام شناختی یعنی مربوط به پاروسیا به نظر می رسد. البته این در صورتی است که سوشیانت، خود زرتشت پیامبر نباشد (ظاهر متون باستانی بر چنین مطلبی دلالت دارند) چنان که معمولا او را پسر زرتشت می دانند. او که تولدش، معجزه آساست، امر خطیر نجات را انجام می دهد که فراشو کِرِتی[۱۱۱۲] یعنی بازگرداندن و احیای تمام امور، خوانده می شود اما قبل از همه، احیای انسان ها صورت می گیرد که در رستاخیزی عمومی، اجسام خود را بازپس می گیرند.[۱۱۱۳] بر همین اساس، بسیاری از آورندگان نجات و رستگاری تا آخر الزمان یعنی گاه شدیدترین نیاز، مخفی می مانند: آن گاه آن ها ظاهر خواهند شد و نجات و رستگاری را برای مردمان خود به ارمغان می آورند. چنین مطلبی در مورد آخرین امام از امامان دوازده گانه نقل می شود که از فرزندان علی است و در سال ۸۷۹م از دیده ها پنهان گشت: او به عنوان مهدی بازخواهد گشت و رهایی را به همراه خواهد آورد؛و ساگا[۱۱۱۴]های امپراتور فردریک بارباروسا[۱۱۱۵] در کیفهاوسر[۱۱۱۶] (“آیا زاغ ها هنوز هم اطراف کوهستان پرواز می کنند؟”)، ساگاهای امپراتور چارلز[۱۱۱۷] دراونتربرگ[۱۱۱۸]، ساگاهای سه تِل[۱۱۱۹] در سوئیس، همۀ این ها صورت های فرجام شناختی یک آرزو و اشتیاق واحدند. “هر چه قدرت و نیرو در آسمان و زمین است” به منجی داده می شود؛ کسی که کار را به پایان می رساند و کامل می کند.
۶٫منجی، که هستی اش از این جهان نیست (زیرا درست همان طور که او “باز می گردد”، پس او از آغاز نیز وجود داشته است (وجود قبلی، ازلیت))، وقتی متولد می شود که زمان، “تحقق” پیدا کند. همین محتوم بودن زمان منجی است که صورت تناوبی منجی را با صورت تاریخی پیوند می زند. شاه جشن بهاران[۱۱۲۰] و کوروس، آورندگان نجات برای اعصار خویشند اما خوشبختی و سعادت، حتی اگر تکرار شود، در تجربۀ ما بی نظیر است. شاعر می داند که هر بهاری، به یک اندازه بی نظیر است، در حالی که هر سال، “همه چیز تغییر می کند”.[۱۱۲۱] با این حال، نجات و رستگاری که تنها یک بار برای همیشه اعطا شد، در جشن ها و اعیاد، در آیین های مقدس و نیایش ها و زماناٌ و مکاناٌ بی نهایت، تداوم می یابد. بر گرد شخصیت “بندۀ رنج کشیدۀ یهوه”، ماتم ادواری برای تموز و سوگواری برای مردمان گم شده، شادمانی برای طبیعت دوباره بیدار شده و امید شادی بخش در فرزندان داوود، به هم می پیوندند چرا که عامل برجسته در هرگونه نجات این است که نجات، بالفعل است و زمان ، محقق شده است. بر همین اساس، شاعر امروزی نیز در ترانه ای شگفت انگیز، تمام طنین های باستانی آخر الزمان و آغاز جدید و تمام طنین های رستگاری و تحقق را فراهم می آورد:
شما چشم هایی داشتید که رویاهای دور، کم سویشان کرده،
چشم هایی که دیگر توجهی به میراث مقدس ندارد.
گرچه همه جا بوی پایان را حس کردید …
اینک، سرهایتان را بلند کنید. زیرا رستگاری به سوی شما آمده است.
در سال سخت و یخ زدۀ تان
فصل بهاری با معجزاتی جدید، اینک، شکفته است.
با دستی پر از گل و مویی درخشان
یک خدا ظاهر شده و وارد خانۀ شما شده است.
حال دیگر مویه نکن –زیرا تو هم انتخاب شده ای-
بر این که روزهایت، تحقق نایافته فرو نشسته اند …
شهرت را ستایش کن که خدایی را به دنیا آورده!
ایامت را ستایش کن؛ ایامی که خدایی در آن ها زیسته است.[۱۱۲۲]
Abstract
Phenomenology of religion as one of the most significant fields of Religious Studies is still regarded as a new field of study in the west. It, however, has been widely studied in the west and since some decades ago, there has been formed an independent field of study by the name of the phenomenology of religion. Nevertheless, this field, due to the lack of both compilations and translations of the works of prominent phenomenologists of religion in the world, has not been studied and known as it deserves in I.R. of Iran.
According to many scholars, concerned with religious studies in general and phenomenology of religion in particular, “Religion in Essence and Manifestation” is a classic work in the field of phenomenology of religion and van der Leeuw, its author, has presented a comprehensive phenomenological book in the best possible way.
This thesis consists of the translation of the first 12 chapters of this valuable book, preceded by an analytical preface in which various subjects have been discussed among which the followings are worthy to be mentioned: a short introduction of phenomenology of religion, its components and critiques, an introduction of van der Leeuw, his works and his ideas in phenomenology of religion and the high position of his book, “ Religion in Essence and Manifestation“, in the history of phenomenology of religion. Finally, Mr. Ninian Smart’s introduction to the new edition of this book has been translated as well.
Keywords: Phenomenology, Phenomenology of Religion, van der Leeuw, Religion in Essence and Manifestation, subject of religion, power.
University of Religions and Denominations
Faculty of religions
M.A. Thesis
In the field of Theistic Religions
Subject:
The Translation of
Religions in Essence and Manifestation
By Gerardus van der Leeuw
Together with an analytical preface
Supervisor:

این مطلب را هم بخوانید :  متن کامل - بررسی تاثیر جنبه های درونی استراتژی های جبران خدمات بر توسعه ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.