دسترسی به منابع مقالات : ترجمۀ کتاب ذات و تجلّی دین نوشتۀ فان در لیو به همراه …

آنچه را قبلا در مورد سطح افقی در دین گفتیم می توان به زبان سطح عمودی برگرداند و در نتیجه معنای این که هر فهمی نهایتا “مفهوم شدن” است این خواهد بود که هر عشقی نهایتا “معشوق شدن” است و اینکه تمام عشق های انسانی صرفا پاسخی به عشقی است که به ما اعطا شده است.” در اینجا عشق وجود دارد اما نه اینکه ما عاشق خدا باشیم بلکه اوست که عاشق ماست… ما به او عشق می ورزیم زیرا ابتدا او به ما عشق ورزید”.[۲۱۱]
در واقع، فهم فی نفسه محدودیت عقلانی را مسلم فرض می کند. اما این هرگز نگرش تماشاگر بی احساس نیست بلکه بر عکس، نگاه عاشقانه عاشق به شیء مورد علاقه اش است زیرا هر فهمی مبتنی بر عشق مبتنی بر تسلیم نفس است. اگر قضیه این گونه نبود آن گاه نه تنها هر گونه بحثی درباره آنچه در دین پدیدار می شود بلکه تمام بحث های مربوط به پدیدار به طور کلی، کاملا غیر ممکن می شد زیرا برای کسی که عاشق نیست هیچ چیزی آشکار نمی شود؛‌ این، تجربه افلاطونی و نیز مسیحی است.
۴/۴/ج. تعیین مرزهای پدیدارشناسی دین با سایر رشته های مرتبط با دین
کاربرد تعبیرهای تاریخ دین،‌ دین شناسی، تاریخی تطبیقی دین، روان شناسی دین، فلسفه دین و مانند آن، همچنان نامنسجم و غیر دقیق است و این امر، صرفا یک عیب ظاهری نیست بلکه عیب عملی نیز هست.[۲۱۲] تردیدی نیست که فروع مختلف علوم مربوط به دین (این تعبیر در اینجا در عام ترین معنای ممکن به کار رفته است) نمی توانند به طور مستقل از یکدیگر، وجود داشته باشند؛‌ در واقع، آنها نیازمند همکاری متقابل مداوم هستند. اما به محض اینکه حدود تحقیق و مطالعه نادیده گرفته شوند بخش اعظمی از آنچه ذاتی و اساسی است از دست می رود. تاریخ دین، فلسفه و روان شناسی دین و با افسوس باید گفت که الهیات نیز هر یک به تنهایی و همگی با هم دوشیزگان خشن و زمختی هستند که مشتاقانه نوکران خود را مجبور می کنند که از زیر یوغی که برای آنها آماده نگه داشته اند بگذرند و پدیدارشناسی دین می خواهد که نه تنها خود را از آنها متمایز کند بلکه علاوه بر این، در صورت امکان به آنها بیاموزد که جلوی دهان خود را بگیرند! از این رو، پیش از هر چیز، باید اشاره کرد که پدیدارشناسی دین، چه نیست و چه چیزی در طبیعت یا کاربرد سایر رشته ها هست که با طبیعت اساسی خاص پدیدارشناسی تطابق ندارد.
بر این اساس می گوییم که پدیدارشناسی دین، شعر دین نیست. گفته ارسطو مبنی بر اینکه مورخ آن چه را که اتفاق افتاده نقل می کند اما شاعر آنچه را که ممکن است در هر شرایط مفروض،‌ انفاق بیفتد نقل می کند نیز در همین معنا فهمیده میشود. بنابراین،‌ شعر یک امر فلسفی است و در مقایسه با تاریخ، معنی و مفهوم جدی تری دارد.[۲۱۳] این مطلب در مورد هرگونه تاریخ باوری[۲۱۴] محض و هر گونه وقایع نگاری صرف صادق است. این نکته را نیز نباید فراموش کرد که “هنر درست به اندازه علم،‌ مطالعه و تحقیق است و علم نیز درست به اندازه هنر، صورت آفرین است”.[۲۱۵] اما در هر حال تمایز روشنی میان شعر و علم وجود دارد؛تمایزی که در فرایند هر دو از آغاز تا پایان خود را به رخ می کشد. از این رو،‌ پدیدارشناس در کار خود، مقید به موضوع است. او نمی تواند بدون مواجهه مکرر با آشفتگی امر مفروض و بدون بارها گردن نهادن به اصلاح بواسطه واقعیت ها جلو برود؛‌ گرچه هنرمند بی تردید از موضوع شروع می کند اما چنین نیست که پدیدارشناس، به نحو تفکیک ناپذیری به موضوع پیوند خورده باشد. به بیان دیگر،‌ شاعرنه لازم است که زبان خاصی بداند و نه اینکه تاریخ اعصار را مطالعه کند. حتی شاعر به اصطلاح رمان تاریخی لازم نیست این مطالب را بداند. او برای اینکه یک اسطوره را تفسیر کند ممکن است به طور کامل شکل آن راعوض کند چنانکه برای مثال واگنر[۲۱۶] با حکمای قهرمان آلمانی و سلتی این گونه رفتار کرد. در اینجا، پدیدارشناس محدودیت خاص خود را تجربه می کند زیرا مسیر او همواره بین آشفتگی شکل نایافته دنیای تاریخی و برخورداری ساختاری آن از شکل قرار دارد. او در تمام عمرش، این طرف و آن طرف رفت و آمد دارد.
ثانیا، پدیدارشناسی دین،‌ تاریخ دین نیست. مسلما تاریخ نمی تواند بدون اتخاذ نوعی نقطه نظر پدیدارشناختی، کلمه بر زبان بیاورد. حتی یک ترجمه یا ویرایش یک متن، نمی تواند بدون هرمنوتیک کامل شود. از سوی دیگر، پدیدارشناس صرفا با مطالب تاریخی می تواند کار کند زیرا او باید بداند چه اسناد و مدارکی موجود است و ویژگی آنها چیست و سپس به تفسیر اقدام کند. بر این اساس، تاریخدان و پدیدارشناس در نزدیگترین رابطه ممکن کار می کنند. در واقع در اکثر موارد آنها در وجود یک محقق واحد ترکیب می شوند. با این حال،‌ اساسا وظیفه تاریخدان با وظیفه پدیدارشناس متفاوت است و او اهداف متفاوتی را دنبال می کند.[۲۱۷] از نگاه تاریخدان، همه چیز،پیش از هر چیز، به سمت تثبیت آنچه عملا اتفاق افتاده هدایت می شود او در این راه هرگز موفق نمی شود مگر اینکه بفهمد. اما وقتی که نمی تواند بفهمد نیز باید آنچه را که یافته است توصیف کند حتی اگر او در مرحله فهرست کردن صرف باقی بماند. اما وقتی پدیدارشناس نمی فهمد دیگر حرفی برای گفتن نخواهد داشت. پدیدارشناس اینجا و آنجا مطالعه می کند؛ البته تاریخدان نیز همین کار را می کند اما در اکثر موارد بی حرکت می ماند و اغلب اصلا حرکتی نمی کند. اگر او تاریخدان ضعیفی باشد دلیل این امر، صرفا به دلیل تنبلی یا ناتوانی او خواهد بود. اما اگر تاریخدان توانایی باشد آن گاه درنگ های او مستلزم استعفا و تسلیم بسیار ضروری و ستودنی است.
ثالثا، پدیدارشناسی دین، روان شناسی دین نیست. بی تردید، روان شناسی مدرن، در اشکال بسیاری ظاهر می شود به گونه ای که تعیین محدوده های آن با توجه به سایر موضوعات دشوار است.[۲۱۸] اما اینکه پدیدارشناسی با روان شناسی تجربی یکی نیست باید به اندازه کافی روشن باشد هر چند جدا کردن آن از روان شناسی شکل و ساختار دشوارتر است. با این حال، شاید ویژگی مشترک همه روان شناسان این باشد که آنها صرفا به امور مادی و جسمی می پردازند. به همین ترتیب، روان شناسی دین می کوشد ابعاد مادی و طبیعی دین را بفهمد. بنا براین ، تا آنجا که در تمام مطالب مربوط به دین، امر طبیعی بیان می شود پدیدارشناسی و روان شاسی وظیفه مشترکی دارند. اما آنچه در دین پدیدار می شود بسیار بیش از امور طبیعی است. انسان بتمامه در دین وارد می شود، در چارچوب آن فعال است و تحت تاثیر آن قرار می گیرد. در این حوزه، روان شناسی تنها در صورتی که به سطح علم روان (البته درمعنای فلسفیش) به طور کلی برسد (که باید گفت کم اتفاق نمی افتد) می تواند روح رقابت و صلاحیت داشته باشد. اما اگر قرار باشد روان شناسی را به موضوع خاص خودش محدود کنیم می توان گفت که پدیدارشناس دین، از این طرف به آن طرف درباره کل حوزه حیات دینی مطالعه می کند اما روان شناس دین، صرفا درباره بخشی از آن مطالعه میکند.[۲۱۹]
رابعا، پدیدارشناسی دین،‌ فلسفه دین نیست هر جند فلسفه دین می تواند تمهیدی برای پدیدارشناسی دین باشد زیرا نظام مند است و پل میان علوم خاص مربوط به تاریخ دین و تامل فلسفی را ایجاد می کند.[۲۲۰] البته پدیدارشناسی به مسائلی با ماهیت فلسفی و متافیزیکی می انجامد “که خود قادر به تن در دادن به آنها نیست”؛[۲۲۱] و فلسفه دین هرگز نمی تواند پدیدارشناسی دین را کنار بزند. در موارد بسیاری فلسفه دین بسط یافته است که ساده لوحانه از “مسیحیت” یعنی از نقطه نظر اروپای غرب در قرن نوزدهم یا حتی از دئیسم اومانیستی مربوط به پایان قرن هجدهم میلادی آغاز می شود. اما هر کس میخواهد درباره دین فلسفه ورزی کند باید بداند که دین به چه چیزی می پردازد. او نباید این را به عنوان یک امر بدیهی مسلم فرض کند. با این حال، هدف فیلسوف دین کاملا متفاوت است. او باید قطعا بداند که موضوعات دینی چه هستند اما با این حال،او چیز دیگری در نظر دارد. او می خواد با استفاده از حرکت دیالکتیکی روح، آنچه را کشف کرده است تغییردهد و به حرکت در آورد. پیشروی او به این سو و آن سو است: نه صرفا در معنای پدیدارشناسی بلکه این مطلب در روح، ساری است. در واقع، هر فیلسوفی در درونش چیزی از خدا دارد: این مطلب کاملا مناسب است که او باید جهان را در حیات درونی خودش، برانگیزد. اما پدیدارشناس نباید بواسطه ایده هرگونه شباهت با خدا صرفا بترسد بلکه او باید از آن به مثابه گناهی در بابر اصل روح علمش اجتناب کند.
نهایتا، پدیدارشناسی دین، الهیات نیست زیرا الهیات در ادعای طلب حقیقت با فلسفه شریک است اما پدیدارشناسی از این لحاظ، حالت تعلیق عقلی اپوخه را تمرین می کند. اما اختلاف این دو از این نیز عمیق تر است. الهیات صرفا یک خط افقی را که احتمالا به خدا می انجامد و صرفا یک خط عمودی را که از خداوند به سمت او نزول می کند مطالعه نمی کند. از نظر پدیدارشناسی، خدا نه موضوع است و نه فاعل شناسایی. اگر خدا بخواهد یکی ازاین دو باشد باید یک پدیده باشد یعنی نمودار شود. اما او نمودار نمی شود و حداقل به گونه نیست که بتوانیم او را درک کنیم یا درباره اش سخن بگوییم. اگر خداوند پدیدار شود به شیوه ای کاملا متفاوت خواهد بود که به اعلان[۲۲۲] می انجامد نه به بیان عقلانی و الهیات به همین اعلان است که باید بپردازد. الهیات نیز مسیری “این سو و آن سو” دارد اما “این سو” و “آن سو” عبارتند از اختفا و کشف، آسمان و زمین، شاید بهشت، زمین و جهنم نه امر مفروض و تفسیر آن. البته پدیدارشناسی از بهشت و جهنم هیچ چیز نمی داند؛‌ پدیدارشناسی در خانه خود روی زمین است هر چند همزمان عشق فراسو،‌ آن را زنده نگه می دارد.[۲۲۳]
د. کتاب ذات و تجلی دین
۱/د. جایگاه کتاب از نگاه دانشمندان و نویسندگان
با توجه به آن چه در بخش قبلی (پدیدار شناسی فان در لیو) گفته شد جایگاه کتاب ذات و تجلی دین به عنوان یک اثر کلاسیک در حوزۀ پدیدارشناسی دین به خوبی مشخص می شود. مقدمۀ نینیان اسمارت بر این کتاب که در ادامه می آید مهر تایید دیگری است بر موقعیت ارزشمند این اثر گرانبها. در اینجا صرفا به نقل عباراتی از دانشمندان و نویسندگان مختلف دربارۀ جایگاه کتاب ذات و تجلی دین بسنده می شود:
“کار فان در لیو به خصوص کتاب ذات و تجلی دین (۱۹۳۸م)، نقشی اساسی در تثبیت پدیدارشناسی دین به عنوان یک رشتۀ رسمی پذیرفته شده ایفا کرد.”[۲۲۴]
“فان درلیو (۱۹۵۰ـ۱۸۹۰م) شاگرد کریستنسن بود. او مفصل‌ترین، غنی‌ترین و پیچیده‌ترین اثر پدیدار‌شناسی دین را تحت عنوان ذات و تجلی دین تألیف کرد.”[۲۲۵]
پارتریج: ” نظام مندترین و کامل ترین پدیدارشناسی کتاب ذات و تجلی دین فان در لیو است”.
فان درلیو را باید مؤلف نخستین کتاب مهم در زمینه پدیدار‌شناسی دین به شمار آورد.[۲۲۶]
“اثر اصلی او ذات دین و تجلیات آن در بردارنده یک گونه‌شناختی عظیم و گسترده از پدیدارهای‌دینی است که شامل انواع قربانی‌ها، ‌طبقات مختلف مردان مقدس، مقولات تجربی و دیگر پدیدارهای دینی می‌باشد.”[۲۲۷]
“منتقدان اغلب در عین تحسین اثر معروف او به نام ذات و تجلی دین که در بردارنده مجموعه‌ای عالی از پدیدارهای دینی است، به پدیدار‌‌شناسی او ایرادات زیادی وارد کرده‌اند.”[۲۲۸]
“فان درلیو در کتاب دوران ساز خود ذات دین و تجلیات آن به ارائه ساختاری سه‌گانه مبادرت می‌کند…”[۲۲۹]
“اثر پدیدار‌شناختی فان درلیو یعنی ذات دین و تجلیات آن را می‌توان در سطوح مختلفی فهمید. می‌توان آن را صرفاً به عنوان جنگی از مطالب در نظر گرفت و از آن استفاده کرد. می‌توان آن را اثری متعلق به حوزه هرمنوتیک تلقی کرد که بیشتر از این که مورد تقلید قرار گیرد مورد تحسین قرار گرفته است و این تحسین هم به‌طور کلی به سبب اصول روش‌شناختی دقیقی است که او اثر خود را بر روی آن بنا نموده است. ذات دین و تجلیات آن،‌ اثری علمی که مدتها برای دانشجویان یک کتاب راهنمای جالب درخصوص ادیان جهان بوده است.”[۲۳۰]
” مطالعۀ پدیدارشناسانۀ دین، گرچه نقطۀ شروع آن غالبا نتایج مورخان است، متوجه کشف ماهیت دین و ویژگی های بنیادینی است که ورای تجلیات تاریخی آن قرار دارد. اثر کلاسیک در این خصوص، هم چنان کتاب ذات و تجلی دین فان در لیوست.”[۲۳۱]
“امروزه کتاب ذات و تجلی دین فان در لیو را غالبا به عنوان نمونه ای از تلاش های اولیه برای تمییز مطالعۀ دین به عنوان کاری فرهنگی و تاریخی از مطالعات الهیاتی دیرپا می خوانند.”[۲۳۲]
“این کتاب، مشهورترین اثر در میان آثار مورخ دین و الهیدان مسیحی، گراردوس فان در لیو، اهل هلند است. این کتاب، نمونه ای از یک نوع پدیدارشناسی دین است و تجدید چاپ آن به زبان انگلیسی، امکان ارزیابی دوبارۀ دستاوردهای موجود در آن را فراهم می آورد. شاید معدودی از دانشمندان معاصر در حوزۀ مطالعات دین، بر این باور نباشند که نقدهایی متوجه “ذات و تجلی دین” هست اما همگان تایید می کنند که این کتاب، اثری کلاسیک در این حوزه است. این کتاب، همچنان به عنوان انگیزه و نظام بخشی، حرف های زیادی برای گفتن دارد و لازم است نقطۀ آغاز عمده جهت تلاش های بیشتر در سنخ شناسی جامع ادیان و عناصرشان باقی بماند. من امیدوارم که ویرایش جدید، به طور گسترده ای به بازافروختن علاقه و توجه به نوع خاصی از پدیدارشناسی که فان در لیو متکفّل آن شده کمک کند و برای اساتید و دانشجویان، سودمند بیافتد.”[۲۳۳]
“حتی اگر آثار جدیدتر در باب تاریخ ادیان، بر ابعاد مختلف داده هایی که کمتر مورد تاکید فان در لیو قرار گرفته اند (مثلا مطالعات بودایی، دین باستانی آفریقا، مطالعات زنان، ادیان جدید، عرفان) بیشتر تاکید کنند، رویکرد کلی این کتاب، پرثمر است و در جاهای بسیاری می تواند به عنوان نقطۀ شروع تحقیقات بیشتر به کار آید. بر این اساس، بحث او دربارۀ کاربرد زبان در دین، مبیِّن است؛ طبقه بندی او از انواع مختلف دین، اهمیت قابل توجه خود را حفظ می کند؛ و برداشت هایی از بعضی پدیده ها [در این کتاب] وجود دارد که تاکنون چندان بحث نشده اند نظیر مفهوم دشمنی نسبت به خدا (فصل ۷۸). در واقع، کل این کتاب، معدنی است از مشاهدات و یافته ها که هر یک از آن ها می تواند نقطۀ آغاز یک طرح تحقیقاتی را شکل دهد.”[۲۳۴]
“هر چند این مطلب، حاکی از نوعی محدودیت و نقطه ضعف در فان در لیو است، به هیچ وجه بدان معنا نیست که می توان از این کتاب غفلت کرد. این کتاب، پدیدارشناسی نظام مند اساسی است و در مطالعات جاری دین، جایگاه تعیین کننده ای دارد.”[۲۳۵]
“این کتاب نیروی چشمگیر ماندگاری دارد. این کتاب همچنان برای دانشجویان رشتۀ ما حرف های زیادی برای گفتن دارد و انتقاداتی که می توان بر این کتاب مطرح کرد عمدتا مربوط به دامنه و تاکید است. حتی اگر کسانی هستند که فکر می کنند این کتاب بیش از حد با دین شعایری سنت انتخاب شدۀ وی می خواند، آن ها این نکته را نیز می توانند دریابند که بخش اعظم کتاب وی، کاملا مستقل از تمام این هاست. افزون بر این، حتی کسانی که بیشتر به طرح ریزی جهان بینی های خاص خود را دارند تا فهم جهان بینی دیگران، باید اهمیت مقوله هایی را که وی به ما ارائه می کند دریابند. در یک کلام، این کتاب، پنجره های مهمی را به روی ذات و تجلی دین می گشاید و در مطالعات امروزی جهان بینی های دینی و غیردینی، یک اثر کلاسیک باقی خواهد ماند.”[۲۳۶]
۲/د. گزارشی از محتوای کتاب
بر اساس ترجمۀ انگلیسی کتاب ذات و تجلی دین، این اثر از پنج بخش به همراه خاتمه و ضمیمه تشکیل یافته است. این پنج بخش عبارتند از:
الف. موضوع دین ب. فاعل شناسایی دین ج. موضوع و فاعل شناسایی در عملکرد متقابلشان د.جهان ه.اشکال و صورت ها
بخش نخست یعنی موضوع دین از ۲۱ فصل تشکیل یافته:
۱٫قدرت ۲٫نظریه پردازی دربارۀ قدرت ۳٫اشیا و قدرت ۴٫ نیرو.هیبت.تابو ۵٫ محیط مقدس: سنگ ها و درختان مقدس ۶٫محیط مقدس: آب و آتش مقدس ۷٫جهان مقدسِ بالا ۸٫ “جهان به هم پیوستۀ” مقدس. حیوانات ۹٫اراده و صورت ۱۰٫صورت مادر ۱۱٫ قدرت، اراده، نجات ۱۲٫ منجی ۱۳٫قدرت و اراده در انسان: پادشاه ۱۴٫مردگان نیرومند ۱۵٫صورت مهیب، ارادۀ شر: دیوها ۱۶٫صورت خاص قدرت: فرشتگان ۱۷٫قدرت و ارادۀ صورت داده شده در نام ۱۸٫جهان مقدس در پس زمینه.قدرت و اراده در پس زمینه ۱۹٫نیروها ۲۰٫پدر ۲۱٫قادر مطلق
بخش دوم کتاب یعنی فاعل شناسایی دین، از سه قسمت تشکیل شده: انسان مقدس، امت مقدس، امر قدسی در درون انسان: روح.
قسمت اول یعنی انسان مقدس، از فصول زیر تشکیل یافته:
۲۲٫حیات مقدس ۲۳٫امر مفروض و امر ممکن ۲۴٫میّت ۲۵٫بازنما: پادشاه ۲۶٫بازنما: جادوگر و کاهن ۲۷٫بازنما: سخنگو ۲۸٫بازنما: مبلّغ ۲۹٫بازنما: منصوب شده ۳۰٫قدیسان ۳۱٫انسان های جن زده و اهریمنی
قسمت دوم یعنی امت مقدس از هفت فصل زیر تشکیل یافته است:
۳۳٫امت ۳۴٫ازدواج.خانواده.قبیله ۳۵٫فرقه ۳۶٫کلیسا ۳۷٫ملت و بشریت ۳۸٫شراکت قدّیسین
و نهایتا قسمت سوم این بخش یعنی امر قدسی در درون انسان: روح، فصل های ۳۹ تا ۴۷ این کتاب را شکل می دهند:
۳۹٫روح به عنوان یک کل ۴۰٫ارواح در صورت جمع ۴۱٫صورت روح ۴۲٫”روح خارجی” ۴۳٫روح الوهیِ به طرز بی مانندی نیرومند ۴۴٫روح فناناپذیر ۴۵٫ آفریده ۴۶٫قلمروی روح ۴۷٫سرنوشت روح
بخش سوم یعنی موضوع و فاعل شناسایی در عملکرد متقابلشان، از دو قسمت عمل بیرونی و عمل درونی تشکیل شده.قسمت اول یعنی عمل بیرونی، نوزده فصل زیر را در بر می گیرد:

این مطلب را هم بخوانید :  فایل دانشگاهی - ترجمۀ کتاب ذات و تجلّی دین نوشتۀ فان در لیو به همراه ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.