دسته بندی علمی – پژوهشی : رابطـه ریسـک شـرکت و نوسـانات سـود جامـع- قسمت ۴۰

مدل اول: آزمون ارتباط ریسک بازار شرکت با نوسانات سود خالص
MRj = α۰ + α۱DEj + α۲CFj + α۳σNIj + ε(۳-۱)
مدل دوم: آزمون ارتباط ریسک بازار شرکت با نوسانات سود جامع
MRj = α۰ + α۱DEj + α۲CFj + α۴σCIj + ε(۳-۲)
مدل سوم: آزمون ارتباط ریسک بازار شرکت با نوسانات سایر اجزای سود جامع
MRj = α۰ + α۱DEj + α۲CFj + α۳σNIj +α۵ (σCIj – σNIj) + ε(۳-۳)
برای انجام این آزمونها، از مدل هادر و همکاران (۲۰۰۶) و شادوالی خان (۲۰۱۲) استفاده میشود. در کلیهی معادلات بالا MR نشاندهندهی معیار ریسک بازار برای شرکت j است. همچنین لازم به ذکر است که در این تحقیق معیار اندازهگیری ریسک بازار شرکت، بتا (معیار ریسک سیستماتیک) میباشد که برابر با بتا شـرکت j در طی دوره ۸۲ تا ۹۱ است. DE نشاندهنده نسبـت بدهی به حقوق صاحبان سـرمایه، CF نشاندهنده نسبت جریان وجهنقد عملیاتی به بدهی جاری، σNI نشاندهنده نوسانات سـود خالص، σCI نشاندهنده نوسانات سود جامع و σCI – σNi معیار محاسبه نوسانات سایر اجزای سود جامع برای شرکت j در طی دوره ۸۲ تا ۹۱ میباشد. همچنین لازم به ذکر است که σNi و σCI به صورت انعطافپذیر برای ۳ سال (سال t و ۲ سال قبل از آن) محاسبه میشود.
به منظور کنترل تأثیر دیگر متغیرهای حسابداری بر ریسک بازار شرکت، از متغیرهای کنترلی DE (به عنوان معیار ریسک ساختار سرمایه) و CF (به عنوان نمایندهای از ریسک نقدینگی) استفاده شده است. انتخاب متغیـرهای حسابـداری بـراساس تحقیقات قبلی که ارتباط بیـن معیارهای مبتنی بر ریسک حسابداری و بتا را مـورد بررسی قـرار دادهاند، انجام شـده است (بیـور و همکاران، ۱۹۷۰؛ هامادا[۱۲۸]، ۱۹۷۲؛ بومـن[۱۲۹]، ۱۹۷۹ و گو و امانوئل[۱۳۰]، ۱۹۸۱). هامادا (۱۹۷۲) نشان داد که ریسک سیستماتیک سهام عادی شرکت با اهرم رابطهی مثبت دارد. بومن (۱۹۷۹) به بررسی ارتباط نظری بین ریسک سیستماتیک و متغیرهای مالی (حسابداری) پرداخت. نتایج تحقیق وی نشان داد که بین ریسک سیستماتیک شرکت و اهرم شرکت و بتای حسابداری یک ارتباط نظری وجود دارد. بنابراین، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سرمایه میتواند به عنوان معیاری از ریسک قراردادی ناشی از ساختار سرمایه، بکار رود (بیور و همکاران، ۱۹۷۰). بیور و همکاران (۱۹۷۰) بر این باور بودند که داراییهای نقدشونده یا جاری نسبت به داراییهای غیر جاری، نوسان کمتری دارند. از این رو در این تحقیق، از نسبت نقدینگی، که از تقسیم جریان وجهنقد عملیاتی به بدهی جاری بدست میآید، به عنوان معیاری از ریسک نقدینگی استفاده میشود. در نهایت توجه به دو نکته سودمند است:
درصورتیکه نوسانات سود با ریسک بازار شرکت ارتباط داشته باشد α۳ و α۴ باید مثبت و معنیدار باشد.
در صورتیکه نوسانات سایر اجزای سود جامع با ریسک بازار شرکت ارتباط داشته باشد α۵ باید مثبت و معنیدار باشد.
۳٫۸٫۳ آزمون فرضیه سوم: بررسی ارتباط معیارهای نوسانات سود و قیمت سهام
به منظور نشـان دادن اینکه نوسانات سـود، عنصـری از ریسک میباشـد که سبب کاهش قیمت سهام میشود، از مدل هادر و همکاران (۲۰۰۶) که حاصل بسط مدل سود باقیمانده اولسان[۱۳۱] (۱۹۹۵) است، استفاده میکنیم.
مدل اول: معادله زیر مدل معیار اولسان (۱۹۹۵)، را پیش از در نظر گرفتن هر کدام از متغیرهای نوسانات سود نشان میدهد:
Pj = γ۰ + γ۱BVEj + γ۲AEj + ε(۳-۴)
P قیمت هر سهم شرکت j در پایان سال مالی، BVE ارزش دفتری هر سهم شرکت j در پایان سال مالی و AE سودهای غیرعادی هر سهم شرکت j میباشد که به عنوان نمایندهای برای سودهای غیرعادی موردانتظار استفاده میشود.سودهای غیرعادی هر سهم (AE) با استفاده از رابطه زیر محاسبه میشود (هادر و همکاران ۲۰۰۶).
سود غیرعادی= سود دوره جاری هر سهم (EPS)- (نرخ بازده بدون ریسک در ابتدای دوره × ارزش دفتری هر سهم در ابتدای دوره)
استفاده از نرخ بدون ریسک، در این معادله، منجر میشود تا برآوردهای ضریب با در نظر گرفتن اثرات ریسک (هادر و همکاران ۲۰۰۶) انجام شود. همچنین انتظار میرود در این معادله، ضریب BVE نزدیک به ۱ و ضریب AE مثبت باشد.
برای بررسی این سـوال که آیا قیمـتهای بازار سرمایه با در نظر گرفتن نوسـانات سـود تعیین میشوند یا خیر، هر یک از معیارهای ریسک حسابداری را در سودهای غیرعادی ضرب شد و در نهایت مدلهای زیر برآورد گردید (هادر و همکاران ۲۰۰۶):
مدل دوم: آزمون ارتباط نوسانات سود خالص با قیمت بازار سهام شرکت
Pj = γ۰ + γ۱BVEj + γ۲AEj + γ۳ (DEj × AEj) + γ۴ (CFj × AEj) + γ۵ (σNIj × AEj) + εj
(۳-۵)
مدل سوم: آزمون ارتباط نوسانات سود جامع با قیمت بازار سهام شرکت
Pj = γ۰ + γ۱BVEj + γ۲AEj + γ۳ (DEj × AEj) + γ۴ (CFj × AEj) + γ۶ (σCIj × AEj) + εj
(۳-۶)
مدل چهارم: آزمون ارتباط نوسانات سایر اجزای سود جامع با قیمت بازار سهام شرکت
Pj = γ۰ + γ۱BVEj + γ۲AEj + γ۳ (DEj × AEj) + γ۴ (CF<

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

sub>j × AEj) + γ۵ (σNIj × AEj)+ γ۷ [(σCIj – σNIj) × AEj] + ε(۳-۷)
همچنین، از آنجا که انتظار میرود تعیین قیمت سهام با در نظر گرفتن نوسانات سود صورت گیرد، به نظر میرسد ضرایب γ۵، γ۶ و γ۷ منفی باشند. ضریب γ۷ نشاندهنده رابطه نوسانات سایر اجزای سود جامع با قیمت بازار سهام شرکت میباشد.
۳٫۸٫۴ آزمون فرضیه چهارم: بررسی قدرت پیشبینی کنندگی سود خالص نسبت به سود جامع برای پیشبینی جریان وجهنقد عملیاتی دوره بعد.
دیچو[۱۳۲] و همکاران (۱۹۹۸) نشان دادند که عملکرد شرکت باید در جریان وجهنقد عملیاتی آتی، به همان خوبی بازدههای سهام، منعکس شود. از این رو، اگر سود خالص، معیار عملکرد بهتری برای این موضوع باشد، باید نسبت به سایر متغیرها، ارتباط قویتری با جریان وجهنقد عملیاتی آتی داشته باشد.
به منظور بررسی قدرت پیشبینی کنندگی سود خالص و سود جامع، در این تحقیق از مدلهای کاناگارتنام و همکاران (۲۰۰۹) استفاده میشود. به همین علت، ارتباط سود خالص و سود جامع با جریان وجهنقد عملیاتی آتی بررسی مورد بررسی قرار گرفت. توجه کنید که قبل از هر چیز، همه متغیرها با استفاده از ارزش بازار حقوق صاحبان سرمایه اول دوره، همگن میشوند.
مدل اول: آزمون بررسی قدرت پیشبینیکنندگی سود خالص در پیش بینی جریان وجهنقد عملیاتی دوره بعد
CFOjt+1 = α۰ + α۱NIjt + εjt (۳-۸)
مدل دوم: آزمون بررسی قدرت پیشبینیکنندگی سود جامع در پیش بینی جریان وجهنقد عملیاتی دوره بعد
CFOjt+1 = α۰ + α۱CIjt + εjt (۳-۹)
CFOjt+1 حاصل جمع جریان وجهنقد عملیاتی، بازده سرمایهگذاری و سود پرداختی بابت تأمین مالی و مالیات بر درآمد سالانه برای سال مالی t+1 میباشد. NI و CI هم به ترتیب نشاندهنده سود خالص و سود جامع شرکت در زمان t می باشد.در هر دو آزمون فوق، درصورتیکه بین معیارهای سود و جریان وجهنقد عملیاتی آتی ارتباط وجود داشته باشد، ضرایب NI و CI باید معنیدار باشد. همچنین، انتظار میرود که ضرایب NI و CI دارای علامت مثبت باشند. بعلاوه، درصورتیکه قدرت پیشبینیکنندگی سود خالص برای پیشبینی جریان وجهنقد عملیاتی آتی بیشتر از سود جامع باشد، ضریب NI باید بزرگتر از ضریب CI باشد.
۳٫۸٫۵ آزمون فرضیه پنجم: بررسی قدرت پیشبینی کنندگی سود خالص نسبت به سود جامع برای پیشبینی سود خالص دوره بعد.
دیچو و همکاران (۱۹۹۸) همچنین نشان دادند که عملکرد شرکت باید در سود خالص دوره بعد نیز، به همان خوبی بازدههای سهام، منعکس شود. از این رو، اگر سود جامع، معیار عملکرد بهتری برای این موضوع باشد، باید نسبت به سایر متغیرها، ارتباط قویتری با سود خالص دوره بعد داشته باشد.