دسترسی متن کامل – سنجش عوامل مؤثر بر توسعه اشتغال بسیجیان استان گیلان۹۳- قسمت ۱۰

در ادبیات کارآفرینی انواع دیگری از کارآفرینی به چشم می خورد که در اینجا به عناوین برخی از آنها اشاره می شود:
۱)- کارآفرینی پایدار؛ ۲)- کارآفرینی اشتراکی؛ ۳)- کارآفرینی محلی؛ ۴)- کارآفرینی پاسخگو؛ ۵)- کارآفرینی بین المللی؛ ۶)- کارآفرینی اجتماعی؛ ۷)- کارآفرینی تکنولوژیک( ذبیحی و مقدسی۱۳۸۵ ،ص۲۱).
بطور کلی ادبیات کارآفرینی نشان می دهد که کارآفرینی در سه زمینه یا قالب ذیل شکل می گیرد:
الف –کارآفرینی فردی: کارآفرینی فردی فرایندی است که در آن فردی با اتکا به منابع مالی غالبا شخصی و متکی بر ویژگی های شخصیتی نظیر فعالیت ، ریسک پذیری و اهل عمل بودن اقدام به تاسیس یک کسب و کار جدید می نماید و آنرا تا رسیدن به موفقیت هدایت می کند( سانگ هون و همکاران، ۲۰۰۵،ص ۵۹۸). کار آفرین فردی نیز شخصی است که در مرکز فرایند کار آفرینی قرار دارد و مدیری است که فرایند را به جلو هدایت می کند. کار آفرینی فردی را کارآفرینی در قالب افراد ، کار آفرینی آزاد ، کار آفرینی شخصی ویا کار آفرینی مستقل نیز می گویند(آرانسیبیا،۲۰۰۸،ص ۲۱۷).
ب – کارآفرینی درون سازمانی: کار آفرینی درون سازمانی ،مسئولیت به ثمر رساندن یک خلق نوآورانه در درون سازمان است. به عبارت دیگر، کارآفرینی درون سازمانی فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیند‌های نو آوری شده از طریق ابقا و ایجاد فرهنگ کار آفرینانه در یک سازمان از قبل تأسیس شده به ظهور می‌رسند (کرباسی و همکاران ۱۳۸۱ ،ص۳ ) .
ج – کارآفرینی سازمانی: کارآفرینی سازمانی به معنای اجرای فرایند کارآفرینی در داخل سازمان و با استفاده از خصوصیاتی همچون روحیه پشتکار، ریسک پذیری، خلاقیت و نوآوری می‌باشد که طی آن گروهی از افراد درون سازمان تبدیل به موتور توسعه آن می‌گردند. به عبارت دیگر، کارآفرینی شرکتی به مفهوم تعهد یک سازمان به ایجاد و مصرف محصولات جدید ، فرآیندهای تازه و نظام سازمانی نوین است (کرباسی و همکاران، ۱۳۸۱ ،ص ۳۱).
۲-۱-۵- اشتغال
اشتغال یکی از عمده ترین مسائل کنونی کشورهای در حال توسعه است، اهمیت این موضوع از آنجاست که خانوارها از یک طرف با کسب درآمد حاصل از کار می توانند مایحتاج زندگی خود را تامین نمایند که آثار آن در سطح جامعه، کاهش فسادهای اجتماعی، کاهش فاصله طبقاتی و جلوگیری از مهاجرت است و از سوی دیگر اشتغال موجب افزایش تولید می گردد و در سطح کلان ضمن افزایش درآمدهای دولت هزینه های ارزش کشور را نیز تأمین می نماید. بیکاری فعلی نسل جوان حاصل سیاست های جمعیتی غلط گذشته و بی اعتنایی سیاستهای توسعه اقتصادی دهه اخیر به مسئله ی اشتغال است. استقرار و بقاء جامعه ی مدنی بدون وجود اشتغال مولد و سود آور برای اعضاء آن غیر ممکن است)طاهری،۱۳۹۱) .
شرایط اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی امروز کشور به گونه ای است که حل مشکلات و تنگناها از جمله اشتغال، الگوها و راه حلهای جدید و متفاوتی را طلب می کند. ترکیب جمعیتی جوان کشور، ضرورت ایجاد فرصتهای شغلی و نیز نوسان بهای نفت سه عامل عمده ای هستند که موجب می شوند سیاستگذاران و تصمیم سازان کلان کشور به منبع درآمد سهل الوصول دیگری به جز نفت بیندیشند و بی شک آن منبع جز ابتکار، خلاقیت و نوآوری چیز دیگری نیست(احمدپور داریانی، ۱۳۷۹). اقتصاد ما اقتصادی سه بخشی است: دولتی،تعاونی و خصوصی. تصور اکثر جوانان این است که دولت باید برای آن ها ایجاد کسب و کار نماید؛ و چشم آنها کمتر متوجه ی سایر بخش های اقتصادی کشور مانند بخش خصوصی و تعاونی است(همان منبع).
۲-۱-۶- مثلث اشتغال
انسان در طول زندگی خود مراحل مختلفی را سپری می کند و به مرور زمان از مرحله ای به مرحله ی دیگر منتقل می شود. یکی از این دوران مهم«زندگی شغلی» نام دارد. زندگی شغلی دورانی است که فرد مهم ترین و بیشترین وظیفه اش در رابطه با انتخاب شغل و پیشرفت درآن، تحقق می یابد. شروع زندگی شغلی افراد به شرایط فردی، اوضاع اجتماعی، افتصادی و فرهنگی جوامع بستگی دارد. هر انسانی به منظور تامین معاش یا بروز استعدادهای خود یا هر دلیل دیگری مثل ایجاد روابط اجتماعی و یا به منظور تحقق عزت نفس و احترام به خود دیر یا زود وارد زندگی شغلی می شود. این دوره از زندگی، سایرشئونات زندگی انسان را تحت تاثیر قرار می دهد. اما آنچه اهمیت دارد این است که اغلب افراد از شغل خود راضی نیستند و زندگی شغلی را که قسمت اعظم زندگی آنها است همواره با ناراحتی، اضطراب، سردرگمی و ناامنی می گذرانند.(کیا،۱۳۸۵) آمارها نشان می دهد که به طور متوسط مردم ۵ بار شغلشان را در طول عمر تغییر می دهند.
یکی از مهمترین دلایل نارضایتی از شغل این است که اغلب زندگی شغلی، آگاهانه و بر اساس معیار های صحیح، واقعی و واضح(استعداد ها ،مهارت ها و علایق) برای خود برنامه ریزی نمی کنند و با توجه به نیاز های بازار کار، قراردادهای اجتماعی و ارزش های گروه های مرجع و حرف مردم، رشته تحصیلی و شغل خود را انتخاب می کنند. به عبارت دیگر، مردم کار را برای آنها تعریف و انتخاب کرده اند نه خودشان. بنابراین در زندگی ای قدم می گذارند که مجبورند یک عمر بدبختی بکشند و در انظار دیگران تظاهر کنند که خوشبختند. اما برای این که شغل مناسبی را برای خود انتخاب کنیم و زندگی شغلی مطلوبی را پایه ریزی نماییم ابتدا باید بدانیم چند نوع زندگی شغلی وجود دارد و سپس ببینیم کدامیک با اهداف، ایده ها، روحیات، گرایش ها، توانایی ها، علایق و مهارت های ما سازگار است(صمدآقایی،۱۳۸۵).
به طور کلی افراد سه نوع زندگی شغلی را تجربه می کنند؛ که عبارتند از: استخدام، خود اشتغالی وکارآفرینی. این سه مورد را میتوان سه راس مثلث اشتغال در نظر گرفت. ظاهرا ممکن است برخی از این سه گزینه مترادف و یکسان به حساب آید مثلا چنین تصور شود که خود اشتغالی و کارآفرینی همان اشتغال آزاد است. برای روشن تر شدن مفهوم آنها شرح مختصری از هر یک در ذیل ارائه می گردد.
۲-۱-۶-۱-استخدام
منظور از استخدام، زندگی شغلی ای است که شخص در قالب یک قرارداد رسمی و معتبر، وقت ومهارت های خود را در مقابل دریافت وجه مشخصی در اختیار سازمانی دولتی یا خصوصی قرار می دهد. استخدام شرایطی را فراهم می سازد که موجب امنیت شغلی کامل یا نسبی برای مدتی نسبتا طولانی می گردد.(کیا، ۱۳۸۵) به عنوان مثال زندگی شغلی کلیه افرادی که در استخدام رسمی دولت یا سازمان های خصوصی هستند، از این نوع است. یعنی زندگی ای که فرد از یک حداقل امنیت شغلی و اقتصادی برخوردار است. فرد استخدام شده دغدغه ی ضرر و خطرپذیری مالی کارفرما راندارد و در جستجوی یک زندگی مطمئن و بی مخاطره است، اگرچه در سطح بالایی از رفاه نباشد. این نوع زندگی از دوران انقلاب صنعتی که سازمان های بزرگ بوجود آمدند، بیشتر رایج گردیده و لذا گفته می شود «شالوده ی کار» دردوران صنعتی «استخدام» بوده است. لازم به توضیح است امروزه افرادی که قرارداد استخدام پیمانی یا قراردادی، با سازمانی می بندند و از یک امنیت شغلی نسبی برخوردار می شوند در واقع در جستجوی زندگی شغلی مطمئنی هستند و لذا آنها نیز جزء گروه استخدامی ها محسوب می شوند. افرادی که این نوع زندگی را انتخاب می کنند اغلب افرادی منظم و تابع مقررات بوده وپذیرای سلسله مراتب اداری و ریاست مافوق هستند و لذا حاضرند خود را تحت نظر و کنترل دیگران قرار دهند. به عبارت دیگر بدست آوردن یک امنیت شغلی برای این گروه ارزش بالایی دارد تا حدی که حاضرند خود را تا این درجه محدود کنند. البته سایر خصوصیات و ویژگی های شخصیتی و رفتاری و عوامل محیطی نیز در این تصمیم گیری مؤثر است؛ به عنوان مثال فردی که در خانواده خود شاهد و ناظر رفتار های کارآفرینانه و مخاطره پذیر نبوده است و یا فردی که نیاز به قدرت سازمانی دارد ترجیح می دهد در یک سازمان بزرگ کارکند تا بتواند در جایگاهی قرار گیرد که قدرت خود را بر دیگران اعمال کند. بالعکس افرادی که نیاز به پیشرفت بالایی دارند ترجیح می دهند برای پیشرفت بیشتر، خود را از قید و بند های استخدامی و سازمانی آزاد کنندتا بتوانند به آرمان ها و دورنمای خود برسند.
به هر حال آنچه مسلم است عده ای از افراد زندگی آرام، منظم و مطمئن را بر زندگی توأم با خطرپذیری، نوسان، پیشرفت، شکست و هیجان که مشخصه زندگی شغلی کارآفرینانه است ترجیح می دهند. این گروه اغلب در جستجوی مشاغل و مطمئن مزد بگیری هستند. لازمه تشخیص قطعی نسبت به این افراد کدام زندگی شغلی را انتخاب کرده اند یا خواهند کرد این است که مدتی در حدود ۳ تا ۵ سال از انتخاب شغلشان گذسته باشد. به عبارت دیگر بسیار دیده شده است که افراد بعد از انتخاب اولین زندگی شغلی خود و مدتی فعالیت در آن، زندگی شغلی خود را تغییر داده اند. لذا به صرف این که فردی زندگی شغلی خاصی را انتخاب کرده باشد، نمی توان به قوت اعلام کرد که او حتما بر انتخاب خود برای مدت مدیدی خواهد ماند یا خیر. بنابر این گذشت ۳ تا ۵ سال از شروع فعالیت، نشانه ی آن است که فرد احتمال تغییر زندگی شغلی کمتری خواهد داشت. البته فراموش نشود که منظور، تغییر شغل نیست بلکه تغییر زندگی شغلی است. چون عده زیادی در طول عمر خود مشاغل مختلفی را تجربه می کنند ولی ممکن است همه آنها در یک نوع زندگی شغلی مثلا استخدام یا خود اشتغالی یا کارآفرینی باقی بمانند(کیا،۱۳۸۵).
۲-۱-۶-۲ خود اشتغالی
خود اشتغالی اصطلاحی است برای بیان و توصیف یک نوع زندگی شغلی که در آن فرد حرفه ی خود را بر اساس تجربیات و مشاغل آزاد موجود در بازار کار و با مسئولیت شخصی انجام می دهد. به عبارت دیگر هر کس که در استخدام سازمانی نباشد و یا همه افرادی که مزد بگیر نیستند، خواه به صورت انفرادی کار را در منزل انجام دهند یا هماند یک وکیل، یک مشاور، یک متخصص، کار در بیرون منزل داشته باشند و یا در یک مغازه یا کارگاه با چند نفر دیگربکار مشغول باشند، خود اشتغال هستند(صمدآقایی،۱۳۸۵). به عنوان مثال ممکن است فردی در یک مغازه یا کارگاه،تعدادی را به کار گمارده و مشغول تولید محصولی مثل قاب عکس باشد، و یا به تنهایی صاحب مغاره باطری سازی بوده و آن را اداره کند جزء خود اشتغالان محسوب می شود. علاوه بر این لازم است که فرد مسئولیت مالی کار و خطر پذیری آن را شخصا بپذیرد. به عبارت دیگر افرادی که به تنهایی کاری را در منزل انجام می دهند اما در مفابل آن از فرد یا سازمانی دستمزد دریافت می کنند خود اشتغال نیستند. البته افرادی که با دیگران در سرمایه یا در وسائل کار شریک باشند و به تنهایی یا خانوادگی در منزل کار کنند و خطرپذیری کار را متقبل شده باشند، خود اشتغال محسوب می شوند. بنابراین می توان گفت خود اشتغالی مساوی است با کاری که توأم با خطرپذیری و غیرمزد بگیری در منزل یا خارج منزل و به صورت فردی یا خانوادگی و با بکارگماردن افرادی انجام شود(مهدی نژاد قوشچی،۱۳۸۶).
بسیاری از افرادی که نوع زندگی شغلی کارآفرینانه دارند ممکن است کار خود را از خود اشتغالی شروع کرده باشند اما پس از مدت کوتاهی رشد قابل توجهی نموده و وارد حوزه ی کارآفرینی و شرکت های کوچک و متوسط شده اند. لذا به قوت نمی توان گفت فردی که یک سال به صورت خود اشتغالی فعالیت کرده است زندگی شغلی خود را از نوع خود اشتغالی انتخاب نموده، اما اگر پس از گذشت ۳ تا ۵ سال هنوز به صورت خود اشتغال فعالیت کند می توان گفت که به احتمال زیاد زندگی شغلی او از نوع خود اشتغالی است. یعنی هر کس ممکن است در یک دوره ی کوتاه از روی اجبار یا بر سبیل تفنن به یک شیوه ی شغلی خاص روی آورد ولی تنها موقعی می توان نام انتخاب زندگی شغلی را بر روی یک فعالیت حرفه ای گذاشت که هم آگاهانه صورت گرفته باشد و هم تداوم داشته باشد. لازم به ذکر است امروزه به دلیل رشد و توسعه ی تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات افراد در منازل در منازل خود از طریق ایجاد شرکت های مجازی در اینترنت اقدام به فعالیت هایی بسیارگسترده حتی در حد بین الملل می کنند. اینگونه فعالیت ها تا زمانی که توسط یک فرد به تنهایی و بدون استخدام دیگران انجام شود حتی با سپردن قسمتی از کار به سایر افراد و سازمان ها به صورت برون سپاری جزء فعالیت های خوداشتغالی محسوب می شود. به طور خلاصه اگر بخواهیم ویژگی های افراد خوداشتغال را با کارآفرینان، صاحبان مشاغل آزاد و مزدبگیران مقایسه کنیم، می توانیم بگوییم که این گروه نه کاملا ویژگی های کارآفرینان را دارند که با یک دورنما و انگیزه پیشرفت قوی حتی بدون سرمایه و تحمل ریسک،کار خود را در سطح وسیع تری انجام دهند و نه ویژگی های گروه مزدبگیران را که حاضر شوند در استخدام سازمانی قرار گیرند و نه آنقدر سرمایه در اختیار دارند که بتوانند شغل خود را در خارج از خانه و به صورت گسترده تر و مستقل همچون صاحبان مشاغل آزاد درکارگاه، مغازه یا موسسه های به طور رسمی آغاز کنند(همان منبع).
۲-۱-۶-۳- دیگر اشتغالی
کارآفرینی نه تنها یک نوع زندگی شغلی است بلکه بسیاری معتقدند یک سبک زندگی یا یک سبک تفکر و یا یک فرهنگ است، زندگی کارآفرینانه زندگی ای است توأم با هیجان، خطرپذیری، تنوع، تغییر، شکست، پیروزی، شوق، تلاش، خلاقیت و فرصت گرایی. زندگی ای که در آن از رخوت و ناامیدی خبری نیست. اگر چه از کارآفرینی تعاریف مختلفی شده است ولی می توان گفت کار‌آفرینی عبارت است از فرایند خلق چیزی با ارزش و متفاوت از طریق اختصاص زمان و تلاش کافی، همراه با ریسک های روانی و اجتماعی به منظور دریافت پاداش های مالی و رضایت شخص از نتایج حاصله(هیسریج، پیترز،۱۳۸۵). کارآفرینی یک فرآیند مدیریتی است که این امکان را به فرد می دهد که به طور مستمر حداکثر استفاده از فرصتهای موجود را بعمل آورده و ایده ی جدیدی ارائه دهد وآن را به کار گیرد(Thompson, 1999). زندگی شغلی کارآفرینانه را افرادی انتخاب می کنند که دوست دارند از دیگران موفق تر باشند آنها می خواهند این موفقیت را از طریق تلاش بیشتر، خلاقیت بیشتر، خلق و کشف نوآوری و بهره برداری بیشتر از فرصت ها بدست آورند. روحیه ی آنها طوری است که نه از رئیس داشتن خوششان می آید و نه از ریاست کردن بر دیگران. آنها سخت به دنبال تححق بخشیدن آرمان و چشم انداز خود هستند و در این راه پول فقط معیاری جهت نشان دادن میزان موفقیتشان است نه هدف غایی فعالیت هایشان. اگر قصد شما از ورود به کسب و کار تنها کسب درآمد بیشتر و سریع تر باشد کارآفرین نیستید شما باید در درجه اول عاشق کارتان باشید.
کارآفرین معتقد است برای بدست آوردن پول، اول باید از پول چشم بپوشد. وی برای رسیدن به موفقیت، حاضر است طعم شکست را بچشد. شکست در نزد کارآفرین واقعه ای است که هنوز فواید آن تبدیل به سود نشده است. کارآفرین اگر هیچ پولی از کارش بدست نیاورد تا زمانی که از کارش لذت می برد خود را موفق احساس می کند.کارآفرین همواره در جستجوی ایده ها و فرصت های جدید است. کارآفرینان فردی اگر چه در مشاغل غیر مزدبگیری فعالیت می کنند اما با صاحبان مشاغل آزادی که فقط در تلاش هستند تا موقعیت خود را حفظ کنند و منافع ا قتصادی خود را بدون داشتن ایده ی جدید یا خلق فرصت های جدید کسب و کار افزایش دهند، تفاوت های بسیاری دارند. آنها استقلال شغلی را به علت عدم یافتن یک شغل استخدامی، انتخاب نکرده اند بلکه ممکن است سازمانی را به خاطر اجرای فکر و ایده شان ترک کرده باشند.
یکی دیگر از تفاوت های کارآفرینان با صاحبان مشاغل آزاد یا شرکت های کوچک و متوسط این است که آنها خیلی سریع رشد می نمایند. بنابراین شرکت کوچک یا خود اشتغالی که در عرض ۳ تا ۵ سال پیشرفت چشمگیری نکرده باشد جزء کارآفرینان قرار نمی گیرد و لذا معنی اخص خود اشتغالی در همین تفاوت ها مشخص می شود. شغل کارآفرین با وجود اینکه از نوع خود اشتغالی غیرمزدبگیری است اما با صاحبان مشاغل آزاد به معنی اخص آن بسیار تفاوت دارد. آنها فقط کار نمی کنند که بازده سرمایه شان را بالا ببرند و مانند سرمایه داران معمولی و غیر خلاق سعی نمی کنند فقط تهدیدها را شناسایی و رفع کنند. این افراد به هیچ عنوان تمایلی به انجام کارهای رایج و دلالی یا خرید و فروش بدون نوآوری و فرصت گرایی ندارند، اگر چه سود فراوانی برایشان داشته باشد.
امروزه بحث کارآفرینی از مهم ترین سازوکارهای حوزه مدیریت در ایجاد زمینه های اشتغال و توسعه شده است به طوری که «گیدنز» دوران کنونی را به عصر کارآفرینی تعبیر می کند. ضرورت وجود کارآفرینان در بخش های صنعت، تجارت و خدمات، چه در سازمان های دولتی و چه در شرکت های خصوصی یک امر جدی و حیاتی تشخیص داده شده است(علیزاده،۱۳۸۲). عدم توجه کافی به کارآفرینی این سوال را فراروی برنامه ریزان کشور قرار داده است که چرا پتانسیل بیکاری در جامعه رو به افزایش است؟ چرا جوانان تحصیل کرده کشورمان کمتر تمایل به خود اشتغالی (کارآفرینی) دارند؟ یا چرا جوانان درصدد ایجاد کسب و کار نیستند؟ چه عوامل اجتماعی و فرهنگی بر این تمایل تاثیرگذار است؟ امکان بالقوه تمایل به خود اشتغالی نزد جوانان ما چه میزان است؟ کدام جوان، با چه ویژگی های شخصیتی و زمینه ی اجتماعی و فرهنگی تمایل به خود اشتغالی (کارآفرینی) دارند؟ چگونه می توان این ویژگی های شخصیتی و زمینه ی اجتماعی و فرهنگی را بارورتر کرد و افزایش داد؟ در سالهای اخیر با توجه به نقش کارآفرینان در رشد و شکوفایی صنعتی و اقتصادی کشورها و نیز با عنایت به مسایل و تنگناهایی که از نظر اقتصادی و توسعه ی صنعتی و به خصوص اشتغال وجود دارد، ضرورت ایجاب میکند تا به ترویج توسعه ی کارآفرینی و فرهنگ آن در بین افراد جامعه پرداخته شود(Ardichivili, 2003).
۲-۱-۷- جوان و مثلث اشتغال
همان طور که در قسمت های قبلی توضیح داده شد، هر فردی خواسته یا نا خواسته و آگاهانه یا نا آگاهانه بنا به شرایط محیطی و ویژگی ها و نیاز های شخصی خود در سن خاصی وارد زندگی شغلی می شود. دوره ای که از نظر زمانی بیشتر عمر در آن سپری خواهد شد و از نظر تاثیر بر سایر شئونات زندگی اهمیت ویژه ای دارد و به قوت می توان گفت این انتخاب در سرنوشت و خوشبختی و سعادت دنیوی و اخروی انسان تاثیر بسزایی دارد. لذا جا دارد با حساسیت بیشتری به آن پرداخته شود. اغلب جوانان زندگی شغلی خود را پس از پایان تحصیلات متوسطه و دانشگاهی شروع می کنند و احتیاج دارند در انتخاب صحیح شغل و نوع زندگی شغلی خود راهنمایی و هدایت شوند. هر جوانی باید نسبت به ویژگی ها، اهداف، علایق و ضعف و قدرت خود به صورت واقعی، شفاف و واضح اطلاع داشته باشد تا بتواند در کنار ویژگی ها، الزامات و شرایط مختلف انواع زندگی شغلی، انتخابی صحیح و به موقع داشته باشد(طاهری،۱۳۹۱) .
برای این که جوان شغل مناسبی را برای خود انتخاب کند و زندگی شغلی مطلوبی را پایه ریزی نماید، ابتدا باید بداند چند نوع زندگی شغلی وجود دارد و سپس کدام یک با اهداف، ایده ها، روحیات، گرایش ها، توانایی ها، علایق و مهارت های وی سازگار است(همان منبع).
برنامه ریزی در خصوص اشتغال جوانان و نیز مسیرهای شغلی آنان یکی از مسائلی است که امروزه باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد. در وضعیت فعلی با افزایش جوانان جویای کار، نرخ بیکاری در حال افزایش است و در بلند مدت جوانان، دیگر نیز چندان احساس امنیت شغلی نمی کنند. به لحاظ اقتصادی نیز این وضعیت واقعه ی ناگواری است، جدا از این که هزینه ی اتلاف منابع انسانی نیز زیاد بالا است. با توجه به اینکه ما هم اکنون در دوران تحول کاری قرار گرفته ایم، مشاغل در حال رشد و پویایی سازمان ها روز به روز در حال افزایش است. بدین ترتیب نیز انتخاب شغل سخت تر و سخت تر می شود. در این عرصه یافتن شغل دائم برای جوانان سخت شده است. جوانان باید آموزش هایی ببینند که مهارت های آنان تقویت شود و برای مشاغل گوناگون آماده شوند. به همین دلیل به مهارت های خاص کسب و کار، کارآفرینی، نوآوری و تغییر نگرش در مورد ساختارهای کاری نیازمندند(همان منبع). بیکاری جوانان تحصیلکرده ی دانشگاهی در کشور و ضرورت ایجاد اشتغال مولد موجب شده است راهکار اساسی در این زمینه، یعنی کارآفرینی مورد توجه قرار گیرد(همان منبع).
اشتغال به عنوان مهمترین نیاز نسل جوان که با تامین مناسب آن سایر نیازهای او نظیر مسکن، ازدواج و غیره نیز سامان می یابد و بدیهی است که رشد فضیلت های انسانی و معنوی نسل جوان نیز در گرو اشتغال مفید می باشد. پدیده هایی نظیر فقر، تورم، اختلافات طبقاتی، کاهش تولید وعدم رونق اقتصادی نتیجه ی نرخ بالای بیکاری و بهره وری پایین نیروی انسانی است(همان منبع).
۲-۱-۸- انتخاب شغل و عوامل موثر در اشتغال
انسان در کوشش های خود همواره سعی دارد یکی از نیازهای خود را ارضا و به غایت مطلوب خود نزدیک شود. همه ما به طور غریزی از بیکاری دائمی رنج می بریم و فراغت بیش از حد را کسل کننده می پنداریم. به عبارتی لذت فراغت بدون کار و اشتغال سنجیده نمی شود. رفتار آدمی در محیط کلی زندگی در مشاغل مختلف معلول عوامل متعددی است. عوامل مزبور اعم از مادی و غیرمادی بر رفتار شغلی افراد تاثیر نموده آثار و عوارض جسمانی و روانی گوناگونی را موجب می شوند. محرک ها و عوامل مادی محیط کار نظیر نور، صدا، رطوبت، گرما و سرما بر رفتار فرد در محیط کار نقش بسزایی دارند. هر شخص اگرچه ویژگی های شخصیتی و آمادگی ها و تمایلاتش را با خود به محیط کار می آورد ولی رفتار وی بیش از هر عامل دیگر تحت تاثیر نوع شغل و شرایط کار و چگونگی ارتباط برقرار کردن با سایر آدمیان در محیط کار قرار می گیرد. یک شخص ممکن است ضمن کار، دچار حالات مختلفی نظیر احساس رضایت یا عدم رضایت، امنیت یا عدم امنیت، فشار یا استرس و ناکامی شود و متناسب با هر حالت، رفتار شغلی خاص را بروز دهد. به عنوان مثال کم کاری یا غیبت کند، از شغل خود صرفنظر کند و به امید وضعی بهتر از یک شغل به شغل دیگر روی آورد و احتمالا نشانه هایی از اختلا لا ت روان تنی را ظاهر سازد. با وجود تفاوت های فردی بین انسان ها از نظر جسمانی، اجتماعی هر فرد می تواند با نوع خاصی از مشاغل حداکثر سازش را داشته باشد. جامعه برای تداوم حیات خود به کار نیاز دارد. این نیازها از قرن ها پیش موجود بوده و در آینده هم وجود خواهد داشت. کار قسمت اعظم از اوقات زندگی هر فرد را به خود اختصاص می دهد. حتی در جامعه بدوی هرکس مجبور به انجام کاری بوده است و باید قسمتی از وظایف محوله در جامعه خود را به عهده می گرفت. انسان برای ادامه حیات و نیز ارضای نیازهایش باید به کار اشتغال ورزد. احراز هر شغل به میزان معینی از رشد و توانایی ذهنی نیازمند است. به طور کلی توانایی ذهنی برای انتخاب، آمادگی و اشتغال ضرورت تام دارد.
رضایت شغلی که نوعی احساس مثبت فرد نسبت به شغل است زائیده عوامل نظیر شرایط محیط کار، روابط حاکم بر محیط کار و تاثیر عوامل فرهنگی است. لذا می توان نتیجه گرفت رضایت شغلی، احساس روانی است که از عوامل اجتماعی نیز متاثر می باشد. کارآیی و رضایت شغلی از عوامل مهمی هستند که باید در توسعه جامعه مورد توجه دقیق قرار گیرند. مطالعه و بررسی تاریخچه توسعه و تحول جوامع صنعتی نشان می دهد که نیروی انسانی ماهر و تعلیم یافته در تبدیل جوامع سنتی به جوامع صنعتی تأثیر انکارناپذیری داشته است. هر فردی سعی دارد شغلی را انتخاب کند که علا وه بر تأمین نیازهای مادی، از نظر روانی نیز او را ارضا نماید. بدین لحاظ برای نیل به این هدف یعنی گماردن افراد در مشاغل مناسب، مطالعه فردی و بررسی خصوصیات و افکار و عقاید افراد شاغل در مورد کار و شغلشان و ثبت علت رضایت یا عدم رضایت آنها نسبت به شغل خود لازم و ضروری است و در این راستا داشتن اطلاعاتی در به حرکت درآوردن چرخ اقتصادی و اجتماعی بسیار حائز اهمیت است. کار کردن و داشتن شغل از ضروریات فردی و اجتماعی است. هر انسانی سرانجام باید عهده دار شغلی شود و بدین وسیله به اداره زندگی خویش بپردازد و به جامعه خدمت کند. دوام جامعه به میزان کار افراد بستگی دارد جوامعی پیشرفت می کنند که افراد آن در اشتغال کارآمدتر باشند. کار فعالیتی نسبتاً دائمی است که به تولید کالا یا خدمات می انجامد و برای آن دستمزدی در نظر گرفته می شود. قسمت عمده ای از نیازهای آدمی ضمن کارکردن تامین می شود و انسان به منظور تأمین همین نیازهاست که به کار روی می آورد. کار یکی از ابعاد سلامت روانی انسان را تشکیل می دهد. کار کردن وسیله ای است برای ایجاد روابط اجتماعی با دیگران. انسان موجودی اجتماعی است. آدلر (۱۹۶۳) معتقد است کار کردن وسیله ای برای ایجاد رابطه با دیگران است. به نظر آدلر انسان از طریق کار کردن به ایجاد روابط اجتماعی موفق می شود و بدینوسیله مورد تأیید دیگران قرار می گیرد(طاهری ،۱۳۹۱،ص۳۲).
۲-۱-۸-۱- عوامل متغیر در اشتغال
بازار مشاغل دائماً در حال تغییر و دگرگونی است. با پیشرفت صنعت و تکنولوژی برخی از مشاغل قبلی از بین می روند و مشاغل جدیدی به جدول مشاغل افزوده می شوند. مشاور شغلی و حرفه ای باید علل تغییر مشاغل را بشناسد و به عوامل متغیر در اشتغال آگاهی یابد تا بتواند در طرح ریزی برنامه های شغلی و حرفه ای این تغییرات را مورد نظر قرار دهد. برخی از عوامل متغیر در اشتغال که بر نیروی کار یا نوع کار تاثیر می گذارند به شرح زیر قابل ذکرند: (طاهری ،۱۳۹۱،ص۳۴).
تغییر نوع کارکنان
هرگونه تغییر در نوع کارکنان، باعث دگرگونی در بازار کار می شود. مثلا اگر چنانچه تعداد زنان شاغل در گروهی از مشاغل افزایش یابد در صورتی که امکانات استخدامی در گروه مشاغل به حد کافی گسترش نیابد، موجب خواهد شد که عده ای از مردان نتوانند در شغل مورد نظرشان به کار اشتغال ورزند. لذا با ورود گروه جدیدی از افراد به بازار مشاغل، برای آنکه از بیکاری پیشگیری شود باید امکانات استخدامی در مشاغل مورد نظر گسترش یابد.

این مطلب را هم بخوانید :  بررسی نقش رسانه های جدید در ارتقاء فرهنگ دینی- قسمت ۴

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.