پژوهش دانشگاهی – شناسایی و رتبه بندی موانع توسعه صادرات کنسرو تون ماهی- قسمت ۸

۵- رقابت موجود در شرکتهای داخلی (Grote and etal, 2001)
ویلسون در سال ۲۰۰۲عمده ترین مشکلات شرکتهای صادر کننده را در ناتوانی شرکتها در دستیابی به قیمتهای رقابتی و هزینه های بالای حمل و نقل معرفی می کنند .) (Wilson,2002
شرینگهوس و راجسون موانع صادراتی را در دسته بندی کلی عملیاتی ،اطلاعاتی،انگیزشی و دانشی قرار داده و شرکتهای غیر صادرکننده را نیز به ۴ دسته زیر تقسیم می نمایند:
۱-شرکتهای بی تفاوت
۲-شرکتهای ضعیف ( از نظر توان رقابتی )
۳-شرکتهای با گرایش فعالیت داخلی
۴-کسب و کار های کوچک (Musonda et al,2001)
کریستنز و سنتنر در سال ۱۹۸۷ مهمترین موانع صادراتی صادرکنندگان را شامل موارد ذیل می دانند:
۱-نداشتن نیروهای متخصص
۲-مشکلات مربوط به حمایت های فنی ، خدماتی پس از فروش ، دانش کم در مورد بازار جهانی
۳-مقررات سخت در مورد صادرات ، بالا بودن هزینه تأمین مالی
۴-قوانین و مقررات در بازار بین المللی و شدت رقابت در بازار خارجی نوسانات نرخ ارز
(christensn ,1987)
دایت و کولمایر عوامل اثر گذار بر صادرات را به موارد زیر تقسیم می کنند:
۱-متغیرهای محیطی (شامل فاصله جغرافیایی،زیربنای اقتصادی،دولت)
۲-متغییرهای مربوط به شرکت (شامل ویژگیهای مدیریتی و ارتباطات و فعالیتهای بازاریابی)
۳-استراتژی شرکت(شامل استراتژی محصول ،استراتژی قیمت ،استراتژی کانال توزیع) (Dicht,2005)
در تحقیق دیگری بارکر و کینادر سال ۱۹۹۲ عوامل موثر بر عملکرد صادراتی را به شرح زیر تقسیم بندی کرده اند :
الف- عوامل ملموس (شامل :شرایط کانال توزیع ،محصول،برخورد با مشتری،تحقیق و توسعه،تکنولوژی ، مالی)
ب- عوامل نا ملموس( شامل: مسائل نگرشی (مانندتعهد مدیریت)، مهارتی(مانند مهارتهای ارتباطی و مهارتهای بازاریابی و عوامل دانشی (از قبیل دانش تخصصی در بازاریابی بین المللی)) (Barker et al,1992)
موارد مطرح شده فوق بر مبنای تحقیقات و نظرات محققان در مورد موانع پیش روی صادرکنندگان بالفعل و بالقوه در زمینه انجام فعالیت صادراتی می باشد و از آنجاکه موضوع این پژوهش بررسی موانع صادرات کنسرو تن ماهی کشورمان می باشد ، اشاره ای به سابقه تحقیقات انجام گرفته در سطح جهان در مورد مفهوم موانع صادراتی ضروری بنظر رسید؛ اما لازم به ذکر است که هر تحقیقی بر اساس موقعیت مکانی و نوع کالای صادراتی و شرایط محیطی خاص خود انجام می گیرد و صنایع مختلف در کشورهای متفاوت هر کدام با موانع و مسائل جداگانه ای برای توسعه صادراتی خود مواجه می باشند.
بعد از بررسی تحقیقات در مورد موانع صادراتی ، این مساله مطرح می شود که اصولا بر چه مبنایی کشورها در زمینه تجارت بین المللی به موفقیت جهانی دست پیدا می کنند و چگونه یک کشور می تواند در قیاس با دیگران به نوعی مزیت رقابتی دست یابد ؟چه عواملی در ایجاد و حفظ این مزیت رقابتی موثر است تایک کشور بتواند با تقویت آنها ،فضایی مناسب برای رشد صنایع خاصی را در بستر خود فراهم سازد.در این ارتباط به نظریات مختلفی که در این باره ارائه شده است می پردازیم.
حضور رقابتی پایدار
شرکتها و کشورها در جهان امروز به اهمیت توجه به بازارهای جهانی و تلاش جهت حضور موفق در آن ها پی برده اند. حال دیگر موسسات بزرگ تولیدی وخدماتی به افقی فراتر از مرزهای داخلی برای بسط و توسعه امور تجاری خویش می نگرند .در این راستا دغدغه بزرگ سازمانها و کشورهای فعال در بازار جهانی چگونگی دستیابی به یک حضور پایدار در این عرصه رقابتی است .چرا که رقابت در عرصه جهانی بسیار چالشی و تنگاتنگ است و رقبا از کوچکترین نقاط ضعف حریف در جهت تامین اهدافشان بهره می گیرند.در حیطه حضور رقابتی پایدار در بازار تحقیقات مختلفی از جانب صاحبنظران انجام گرفته که در ذیل به عمده ترین آنها اشاره می شود.
مفهوم مزیت رقابتی پایدار[۱]
باید در نظر داشت که مبنای اصلی موفقیت یک شرکت دستیابی به یک مزیت رقابتی پایدار و حفظ آن است. در واقع، درک اینکه چه منابعی و یا کدام رفتارهای شرکت منجر به مزیت رقابتی می شود موضوع اصلی در استراتژی بازاریابی می باشد. ( ۲۰۰۴، Kurien)
مزیت رقابتی زمانی پایدار خواهد بود که دیگر شرکت ها قادر نباشند مزیت های این استراتژی را تقلید کنند.(۲۰۰۶ ، Ponte )
یک مزیت رقابتی می تواند نتیجه به کارگیری یک استراتژی ایجاد ارزش باشد که به طور همزمان توسط رقبای فعلی یا بالقوه مورد استفاده قرار نگیرد و یا نتیجه به کارگیری همان استراتژی به شیوه ای بهتر از سایر رقبا باشد. (۲۰۰۶، Rudloff)
اولین مباحث مربوط به مزیت رقابتی توسط آلدرسون در سال ۱۹۳۷ مطرح شد و جنبه اصلی سازگاری رقابتی را تخصصی کردن عرضه کنندگان برای پاسخگویی به تقاضای خریدار دانست. بعدها، آلدرسون در سال ۱۹۶۵ جزء اولین کسانی بود که بیان کرد شرکت ها باید به دنبال ویژگی های منحصر به فردی باشند که بتوانند آنها را در نظر مشتری از دیگر رقبا متمایز سازد. این دیدگاه بیان می کرد که مزیت متفاوت ممکن است از طریق کاهش دادن قیمت ها، نگرش تبلیغاتی ویژه و یا بهبود کالا و نوآوری حاصل شود. در دهه های بعدی، نویسندگانی نظیر هامل و پراهالاد[۲] در سال ۱۹۸۹ و دیکسون[۳] در سال ۱۹۹۲ در خصوص نیاز شرکت ها به یادگیری چگونگی خلق مزیت های جدیدی که آنها را یک قدم از رقبا جلوتر نگه دارد بحث کردند. (دیکسون،۱۹۹۲) آلدرسون را می توان جلوتر از زمان خود دانست چرا که به شرکت ها پیشنهاد کرد که به دنبال راه هایی باشند که آنها را از سایر رقبا متمایز می سازد.(۲۰۰۵، Ponte)
حدود یک دهه بعد، نویسندگان نظیر هال[۴] در سال ۲۰۰۱ و هندرسون[۵] در سال ۱۹۸۳به این مسئله اشاره کردند که شرکت ها باید در مقابل رقبای خود از یک مزیت منحصر به فرد برخوردار باشند تا بتوانند در صحنه فعالیت تجاری باقی بمانند.(هال،۲۰۰۱) این مباحث مبنای اصلی دستیابی به مفهوم رقابتی پایدار را تشکیل داد.
واژه دقیق مزیت رقابتی پایدار در سال ۱۹۸۵ به وجود آمد وقتی که پورتر انواع اصلی استراتژی های رقابتی را که یک شرکت باید به کارگیرد (رهبری هزینه یا تمایز) تا به مزیت رقابتی پایدار در درازمدت دست پیدا کند مورد بحث و بررسی قرار دارد. ولی تعریف قابل درک رسمی از این واژه ارائه نکرد. موسوندا برای اولین بار تعریف صحیحی از این واژه را به این ترتیب مطرح کرد:« زمانی می توان گفت یک شرکت مزیت رقابتی پایدار (SCA) را بدست آورده است که استراتژی خلق ارزشی را به کار گیرد که به طور همزمان توسط رقبای فعلی یا بالقوه مورد استفاده نباشد و وقتی که دیگر شرکت ها قادر به کپی کردن این استراتژی و استفاده از مزایای حاصل از آن نباشند» (۲۰۰۱، Musonda)
براساس تعریف موسوندا و تعاریفی که در کتاب فرهنگ لغت در خصوص واژه مزیت رقابتی پایدار ارائه شده است، می توان تعریف رسمی و قابل درکی از این واژه به صورت زیر بیان کرد:« مزیت رقابتی پایدار یک مزیت با دوام است که در نتیجه به کارگیری یک استراتژی منحصر به فرد خلق ارزش می شود که به طور همزمان توسط رقبای بالفعل و بالقوه به کار گرفته نشود و در عین حال امکان تقلید و کپی کردن منافع حاصل از این استراتژی توسط رقبا وجود نداشته باشد»( ۲۰۰۰، Hoffman)
منابع مزیت رقابتی پایدار
مزیت رقابتی پایدار در گرو آن است که رقبا قادر به تقلید استراتژی شرکت و در نتیجه بهره مندی از منافع حاصل از آن نباشند. چه منابعی می توانند چنین خصوصیتی داشته باشد؟ در پاسخ به این سؤال دی و وینزلی در سال ۱۹۸۸ به دو گروه از منابع که می توانند مزیت رقابتی ایجاد کنند اشاره کردند:
مهارت های برتر[۶]: توانایی های ویژه کارمندان که آنها را از پرسنل شرکت های رقبا متمایز می سازد.
منابع برتر[۷]: منابع ویژه ای که شرکت در اختیار دارد و به وسیله آنها توانمندی های خود را اعمال می کند.( ۲۰۰۴، Kurien)
نویسندگان دیگری روی مهارت ها و منابع خاصی که به ایجاد مزیت رقابتی پایدار کمک می کنند، بحث کردند.
برای مثال، موسوندا معتقد بود که شرکت ها برای دستیابی به منابع برتر باید منابع منحصر به فرد در اختیار داشته باشند. وی ۴ ویژگی برای چنین منابعی برمی شمرد، ارزشمند، کمیاب، غیر قابل تقلید، غیر قابل جانشینی[۸]: (۲۰۰۱ Musonda,)

این مطلب را هم بخوانید :  سامانه پژوهشی -بررسی تاثیر جنبه های درونی استراتژی های جبران خدمات بر توسعه ...

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است