عوامل مرتبط با گرایش مادران به داشتن فرزند دوم در شهر تهران- قسمت …

جدول ۴-۱۱ توزیع پاسخگویان برحسب مساحت منزل مسکونی به تفکیک منطقه سکونت ۵۹
جدول ۴-۱۲ توزیع پاسخگویان برحسب میزان درآمد به تفکیک منطقه سکونت ۶۰
جدول ۴-۱۳ توزیع پاسخگویان برحسب سن ازدواج به تفکیک منطقه سکونت ۶۱
جدول ۴-۱۴ توزیع پاسخگویان برحسب تعداد فرزندان به تفکیک منطقه سکونت ۶۱
جدول ۴-۱۵ توزیع پاسخگویان برحسب سن اولین زایمان به تفکیک منطقه سکونت ۶۲
جدول ۴-۱۶ توزیع پاسخگویان برحسب سن دومین زایمان به تفکیک منطقه سکونت ۶۳
جدول ۴-۱۷ توزیع پاسخگویان برحسب سن سومین زایمان به تفکیک منطقه سکونت ۶۳
جدول ۴-۱۸ توزیع پاسخگویان برحسب تعداد فرزندان، قصد شده، ایده آل و مطلوب به تفکیک منطقه سکونت ۶۵
جدول ۴-۱۹ توزیع پاسخگویان برحسب گرایش به داشتن فرزند دیگر به تفکیک منطقه سکونت ۶۶
جدول ۴-۲۰ توزیع پاسخگویان برحسب ارزش فرزندان به تفکیک منطقه سکونت ۶۸
جدول ۴-۲۱ توزیع پاسخگویان برحسب سبک زندگی به تفکیک منطقه سکونت ۷۰
جدول ۴-۲۲ توزیع پاسخگویان برحسب حمایتهای اجتماعی به تفکیک منطقه سکونت ۷۲
جدول ۴-۲۳ مقایسه سن پاسخگویان با تعداد فرزندان به تفکیک منطقه سکونت ۷۴
جدول ۴-۲۴ مقایسه بین سطح تحصیلات و تعداد فرزندان به تفکیک منطقه سکونت ۷۵
جدول ۴-۲۵ مقایسه بین تمایل پاسخگویان به داشتن فرزند دیگر و تعداد فرزندان ۷۶
جدول ۴-۲۶ مقایسه بین تمایل پاسخگویان به داشتن فرزند دیگر با سن آن‌ها ۷۸
جدول ۴-۲۷ مقایسه بین تعداد فرزندان و تمایل زوجین به داشتن فرزند دیگر ۷۹
جدول ۴-۲۸ مقایسه بین تمایل، قصد و برنامه‌ریزی پاسخگو برای آوردن فرزند دیگر با تعداد فرزندان ۸۰
جدول ۴-۲۹ مقایسه بین تمایل، قصد وبرنامه‌ریزی برای آوردن فرزند دیگر با سن پاسخگویان ۸۱
جدول ۴-۳۰ مقایسه بین فرزند ناخواسته و تعداد فرزندان ۸۲
جدول ۴-۳۱ رابطه بین ارزش فرزندان و گرایش به داشتن فرزند دیگر به تفکیک منطقه ۸۵
جدول ۴-۳۲ رابطه بین سبک زندگی و گرایش به داشتن فرزند دیگر به تفکیک منطقه سکونت ۸۸
جدول ۴-۳۳ رابطه بین حمایت اجتماعی و گرایش به داشتن فرزند دیگر به تفکیک منطقه سکونت ۹۱
جدول ۴-۳۴ رابطه بین پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده و گرایش به داشتن فرزند دیگر به تفکیک منطقه سکونت ۹۳
جدول ۴-۳۵ رابطه بین وضعیت اشتغال پاسخگویان با گرایش به داشتن فرزند دیگر به تفکیک منطقه سکونت ۹۶
جدول ۴-۳۶ رابطه بین سن ازدواج پاسخگویان و گرایش به داشتن فرزند دیگر به تفکیک منطقه سکونت ۹۸
جدول ۴-۳۷ رابطه بین سن زنان هنگام تولد اولین زایمان با گرایش به داشتن فرزند دیگر به تفکیک منطقه سکونت ۱۰۰
فصل ۱
کلیات تحقیق
۱-۱ مقدمه
خانواده این روزها به‌شدت موردتوجه و مطالعه است. در کشورهای توسعهیافته تغییرات جاری خانواده به حدی است که برخی از «زوال خانواده» صحبت می‌کنند و برخی جهت ارائهی چارچوبی برای مطالعه آن، اصطلاح «گذار جمعیتی دوم» را به کارمی برند. در کشورهای درحال‌توسعه نیز، در اثر تعامل عوامل و شرایط درونی با تأثیرات بیرونی، خانواده دچار تغییرات شده است و میرود تا به‌طور اساسی دگرگون شود. در کشور ما نیز این روزها ضرورت توجه به خانواده و مطالعه‌ی آن به‌طور فزاینده‌ای احساس میشود (سرایی،۱۳۸۵). خانواده به‌عنوان یک‌نهاد اجتماعی سابقهای به‌اندازه‌ی زیست بشر بر روی زمین دارد. خانواده به‌عنوان یک‌نهاد جهانی در جوامع مختلف وجود داشته و دارد. کارکردهای خانواده نیز تقریباً در جوامع مختلف مشابه میباشد، لیکن تغییرات مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دگرگونیهای مختلفی در آن به وجود آورده است. بیشترین تغییراتی که در خانواده پدیدار گردیده است مربوط به دو قرن اخیر میباشد، یعنی از زمان پیدا‌یش صنعت و انقلاب صنعتی، جریانی که به دنبال آن تغییرات بیسابقهای در روابط درون خانواده به وجود آمده است (شیخی، ۱۳۸۰). خانواده به‌عنوان یکی از اجزای جامعه باید در متن جامعه ملاحظه و تغییرات آن، همراه یا در پی تغییرات جامعه ملاحظه شود. تحولات بزرگ در جامعه نیز، از یک منظر، در پی تحولات بزرگ در تکنولوژی پیش‌آمده است (سرایی،۱۳۸۵). برخی پیشرفت‌های تکنولوژیک و فرایندهای ناشی از آن را به‌عنوان یکی از دلایل اساسی تغییر در ساخت خانواده مطرح میکنند. یکی از تغییرات عمدهای که در خانواده طی قرن اخیر اتفاق افتاده ناشی از تغییر خانواده از حالت گسترده به هستهای میباشد. خانوادهی هستهای به دنبال صنعتی شدن رشد و توسعه کمی و کیفی بیسابقهای داشته است. قبل از دورهی صنعتی شدن به اقتضای جامعهی کشاورزی و سنتی، خانواده‌ها عموماً گسترده بودند، یعنی چند نسل مختلف درون یک خانواده با یکدیگر زندگی میکردند ولی به دنبال توسعه صنعت و تکنولوژی، تخصصی شدن امور، توسعه فرهنگی و نظایر آن‌ها، پیدایش خانواده‌های هستهای اجتنابناپذیر شد. عواملی نظیر تحرک جغرافیایی و تحرک اجتماعی نیز در پیدایش خانواده‌های هسته‌ای نقش مؤثری داشتهاند. تحرک جغرافیایی یعنی مهاجرت و جدا شدن از زادگاه، به دنبال توسعه صنعت و تکنولوژی پدیدار گردید. این حرکت به ایجاد خانواده‌های هستهای تا حد زیادی کمک کرد، از سوی دیگر تحرک اجتماعی یعنی دست یافتن به منصب و موقعیت بالاتر و در حقیقت سیر عمودی دارد (شیخی،۱۳۸۰). تحولات و دگرگونیهای شکل‌گرفته درنتیجه گذار از سنت به مدرنیته تمامی ابعاد و زوایای ساختی- کارکردی خانوادهها را تحت تأثیر قرار داده و شاید اولین اثرات مدرنیته بر نهاد خانواده، تغییر ساختار آن از گسترده به هسته‌ای بوده است؛ اما این ساختار جدید نیز به‌تدریج متناسب با الزامات و مقتضیات جامعه‌ی مدرن، دچار تحولاتی شده است که وضعیت آن را نسبت به گذشته به‌کلی متمایز ساخته است. تغییر موقعیت و جایگاه زنان و موازنهی قدرت آن‌ها با مردان، افزایش میزان طلاق، افزایش سن ازدواج، دگرگونی ارزش‌ها، تغییر نگرش نسبت به نقش‌های خانوادگی (زن، شوهر، والدین، فرزندان و…)، افقی شدن ساختار قدرت در ارتباط میان والدین و فرزندان، کاهش تمایلات باروری، فردگرایی و…ازجمله چالشهای پیش روی خانوادههاست. مضاف بر این، اشکال جدید روابط میان والدین و فرزندان در قشرهای اجتماعی متفاوت، افزایش اشتغال زنان در خارج از خانه، افزایش تحرک اجتماعی به‌ویژه براثر مهاجرت، کاهش ابعاد خانواده، اهمیت روزافزون به اظهار وجود شخص و تمایل به استقلال و آزادی افراد و بسیاری از موارد دیگر، شرایط جدیدی را فراهم کرده است. این شرایط به سست شدن پیوندهای خانوادگی، روابط عاری از قدرت در درون خانواده، کاهش پایداری خانواده، کم‌توان شدن هنجارها در کنترل و سامان بخشی به رفتارها و روابط اعضای خانواده، تضعیف روابط عاطفی میان اعضای خانواده، درهم ریختن نظام سنتی تقسیم نقش‌ها بدون جایگزینی و مقبولیت یافتن نظامی نوین و کارآمد و بروز بسیاری عوارض و پدیدهها منجر شده است که رصد نمودن دائمی آثار و آسیب‌های احتمالی ناشی از این تحولات گریزناپذیر باشد (لولاآور،۱۳۹۱).
جامعهی ایرانی از این امر مستثنای نیست و خانواده ایرانی با دیگر نهادهای اجتماعی تغییرات بنیادیتری یافته است. کم‌تر کسی است که به تغییر خانواده باور نداشته باشد. این دگرگونیها شکل سنتی خانواده ایرانی را دستخوش تغییر کرده، روند رو به رشدی را در عرصه صنعت، شهر گرایی و تحرکات جغرافیایی، گسترش حضور زنان در فعالیتهای اجتماعی_اقتصادی و تلاش برای کسب استقلال و ادامه تحصیل، ایجاد کرده است و به‌ نوعی تعارض بین ارزشهای سنتی و مدرن در جامعه امروزی، منجر شده است. روند عقلانی شدن زندگی، رشد فزاینده‌ی فردگرایی، صور نوینی از زندگی خانوادگی را به وجود آورده است. با این تغییر بسیاری از روابط درون خانواده، قوانین مربوط به ازدواج، انتخاب همسر، تعداد فرزندان و نظایر آن‌ها تغییر کرده است. امروزه خانواده در ایران با مجموعهی وسیعی از عوامل مانند فناوریها، جهانیشدن، گسترش آموزش و آموزش عالی، فراغتی شدن جامعه، رسانهای شدن، مصرفی شدن، دموکراتیک شدن، زنانه شدن، مجازی شدن، شبکهای شدن و دیگر فرایندهای عمومی تحول فرهنگ ارتباط دارد. اگر یک‌چیز و تنها یک‌چیز در جامعه‌ی شهری امروز ایران به‌ویژه شهر تهران واقعیت محض باشد آن امر تغییر خانواده است و این واقعیت محض را همه درک و احساس می‌کنند. جامعه ایرانی امروز تحت تأثیر رسانه‌ها و جهانیشدن و فناوری‌ها تغییرات گسترده‌ای را پشت سر می‌گذارد. الگوی سنتی خانواده با محوریت «مرد نان‌آور» و «زن خانه‌دار» اگرچه هنوز پابرجاست اما هرروز بیش از روز گذشته الگویی کهنه‌تر و قدیمی‌تر میشود. به‌طوری‌که در میان زنان نوعی تغییر نگرش نسبت به ازدواج و نقش‌های همسری و مادری و حتی کار خانگی به وجود آمده است که به‌نوعی تضعیف این نقش‌ها را به دنبال داشته است، زیرا کارکرد اصلی زنان در خانواده مدرن برخلاف خانواده سنتی بارداری و پرورش فرزند نیست بلکه زنان در جامعه مدرن به‌مثابه‌ی موجودات اجتماعی در فضای شهری هویتی متمایز و مستقل مینمایند و آموزش، علم، مهارت و اشتغال برای آن‌ها اهمیتی همپای تشکیل خانواده دارد و حتی این مسئله تا بدان جا پیش رفته که زنان نه‌تنها نداشتن فرزند را تهدیدی برای زندگی زناشویی خود به‌حساب نمیآورند بلکه در بعضی از موارد آن را ضروری نمیدانند. نسل جدید ما فرزند را مخل آسایش، گران‌قیمت و پرهزینه میداند و با توجه به اینکه والدین دیگر خواسته‌های خود را ازلحاظ عواطف در فرزندان نمی‌یابند، تمایلی برای فرزند آوری بیشتر ندارند. گرایش به داشتن فرزند کمتر، نشانهی آن است که زنان به کشف‌های جدیدی دست‌یافته‌اند، ازجمله آنکه از محیط‌های کوچک خانوادگی‌شان بیرون آمده‌اند، تحصیل می‌کنند، در مناسبات اجتماعی شرکت می‌کنند و در همهی عرصه‌ها فعال‌اند و البته قصد دارند تا برای فرزندان خود مادران بهتری هم شوند، درواقع زنان امروز هویت زنانهی خود را درجاهای دیگری جز خانه و مادر شدن جستوجو میکنند.
پس این‌طور که شواهد نشان می‌دهد نوعی تغییر اساسی در ایستارهای افراد نسبت به ازدواج و فرزند آوری و نیز برخی الگوهای تاریخی حاکم بر خانواده صورت گرفته است. بر اساس مطالعات صورت گرفته، تغییر در ایستارهای مربوط به زندگی خانوادگی نقش تعیین‌کنندهای در روندهای جمعیت شناختی داشته است (عباسی، شوازی و عسکری ندوشن،۱۳۸۴). طی سه دههی گذشته میزان باروری کل از ۹/۶ فرزند در سال ۱۳۶۳ به ۸/۱ فرزند در سال ۱۳۹۰ کاهش یافت[۱] (مرکزآمارایران ۱۳۹۰). به‌موازات این روند کاهنده باروری، شاهد افزایش در نسبت خانواده‌های تک‌فرزند و یا بدون فرزند (خلج آبادی فراهانی، ۱۳۹۱؛ عرفانی،۱۳۸۹)، تأخیر در سن ازدواج و تأخیر در تشکیل خانواده، افزایش میزان‌های طلاق (کریمی،۱۳۹۰)، شیوع سقطهای جنینی عمدی (عرفانی،۱۳۸۹؛ عرفانی،۲۰۱۱a و عرفانی و مک کویلان،۲۰۰۸b) و شیوع روابط غیر نکاحی در زیر گروهای جوان جمعیتی بوده‌ایم. باروری پایین و به همراه این تحولات جمعیتی که دغدغهی کنونی سیاستگذاران جمعیتی و اندیشمندان علوم اجتماعی در ایران است، پیامدهای اساسی را برای جامعه معاصر ایران در بر خواهد داشت (عرفانی،۱۳۹۱)؛ که در طرح مسئله و ضرورت انجام تحقیق به آن پرداخته خواهد شد.
۱-۲ طرح مسئله
باروری یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های تحولات جمعیتی در هر کشور است. ازاین‌رو، سیاست‌های جمعیتی در دنیا و کشورهای مختلف عمدتاً حول محور کاهش یا افزایش باروری اعمال‌شده است (کاظمی پور،۱۳۸۹). اهمیت ولادت (تولد مولود زنده)، برای جمعیت شناسان تا آنجاست که آن را جزو وقایع چهارگانهی حیاتی برمی‌شمارند و ازآنجاکه در افزایش یا کاهش جمعیت به‌طور مستقیم تأثیرگذار است، به ‌عنوان مهمترین عامل حرکت زمانی شناخته میشود. در چند دهه گذشته، ایران تغییرات مختلف ارزشی و نگرشی درزمینه‌ی مسئله‌ی باروری، ازدواج و خانواده را تجربه کرده است. یکی از عرصههایی که در سال‌های اخیر در کشور ما دستخوش تغییر و تحولات بسیاری شده، رفتار باروری و فرزند آوری است. غالباً چنین فرض شده است که وقتی ساختارهای سنتی خانواده تحت تأثیر تغییرات اجتماعی و اقتصادی در جهت جایگزینی با ساختارهای خانواده مدرن حرکت میکند، مجموعه جدیدی از اخلاقیات و ارزش‌های تازه در رابطه با باروری نیز جایگزین ارزشهای قبلی میشود. به عبارت دقیقتر خانواده مدرن با تولید مجموعه‌ای از ارزش‌ها و ایده آل‌های جدید، رفتارهای باروری زوج‌ها را در جهت باروری پایینتر تغییر می‌دهد. اگرچه میزان‌های باروری نمود عینی و آشکار باروری در سطح اجتماع است، اما این نمود، حاصل جمع تصمیم تک‌تک زنان، زوجین و خانوادهها است و مقولهی فرزند آوری در حوزه خصوصی و در سطح خرد صورت میگیرد. این زوجین و خانواده هستند که در مورد آینده‌ی باروری خود تصمیم میگیرند و میزان‌های باروری حاصل جمع تصمیمات فردی آن‌هاست.
به تعبیر دیگر حق فرزند آوری در سراسر تاریخ به فامیل و خانواده و این روزها به زوجین و به‌خصوص زنان واگذارشده است. زوجین به‌خصوص زنان، بر اساس تعداد مطلوب فرزندان و در چارچوب فشارها و محدودیت‌هایی که در مسیر تحقق اهداف فرزند آوری‌شان تجربه می‌کنند، تصمیم میگیرند بچهدار بشوند یا نشوند، چند بچه داشته باشند و چه زمانی آن‌ها را به دنیا بیاورند (سرایی،۱۳۹۴).
بدون شک در دنیای امروز باروری به‌صورت یک انتخاب برای اکثر مردم در دنیا درآمده است. این انتخاب در متن اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی متفاوتی نسبت به گذشته رخ می‌دهد. زنان نقش‌ها و مسئولیت‌های متغیری را به‌منظور رویارویی با دنیای مدرن تجربه میکنند. تغییرات به وجود آمده در دنیای مدرن، شهرنشینی و صنعتی شدن، امکان دستیابی به آموزش متوسطه و عالی و افزایش مشارکت زنان در نیروی کار، شکلگیری ایده‌های جدید در ارتباط با ظاهر فیزیکی، شرایط نوینی را خلق کرده است که در این متن جدید، باروری زنان و بسیاری پدیدههای نوین به شکلی متفاوت از گذشته بازتولید میشود. از عناصر این نظام نوین باروری، شکل‌گیری صورتهای جدید تشکیل خانواده، افزایش خانوادههای تک والدی، خانواده‌های جدا از هم تأخیر در فرزند آوری، کاهش اندازه ایده آل خانواده را میتوان نام برد.
به نظر میرسد فرایند کاهش باروری سه دههی گذشتهی ایران، حاصل تحولاتی است که در مؤلفههای تعیین‌کننده‌ی رفتار و نگرش‌های باروری افراد صورت گرفته است که وابسته به مجموعه عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی است که بر تصمیم زوجین در ارتباط با تشکیل خانواده و ترکیب خانواده ایده آل تأثیر می‌گذارد و باروری به‌عنوان یک الگوی رفتاری همانند سایر رفتارهای انسانی، تحت تأثیر شبکه پیچیده و درهم‌تنیده‌ای از عوامل قرار دارد که این عوامل در تعامل با یکدیگر، تصمیم‌گیری در خصوص رفتار باروری را شکل می‌دهند. درواقع ازآنجاکه هیچ‌یک از این عوامل در خلأ عمل نمیکند، تنها با تجزیه‌وتحلیل روابط متقابل بین آن‌هاست که میتوان به درک نقش درستی از هر عامل دست‌یافت. رفتارهای باروری به‌گونه‌ای ظریف در بطن بافت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی هر جامعه واقع‌شده‌اند.
سطح باروری در بسیاری از کشورهای پیشرفته صنعتی و پیشرفته غربی و آسیایی در چند دههی اخیر در سطح پایین (زیر سطح جایگزین) باقی‌مانده است و ساختار جمعیت آن‌ها به‌طور فزاینده در حال سالخورده شدن میباشد. جمعیت ایران نیز، اگرچه تاکنون مانند کشورهای صنعتی به‌طورجدی درگیر پدیدهی سالخوردگی جمعیت نشده است، اما کمابیش مانند کشورهای پیشرفته در حال تجربه باروری سطح پایین است (عرفانی،۱۳۹۱). کاهش میزان باروری با تمایل به داشتن خانواده کوچکتر همراه است. میزان باروری کمتر از ۲ نشانگر این است که حداقل تعدادی از زوج‌ها به داشتن تنها یک فرزند بسنده می‌کنند. در ایران میزان باروری کل از سال ۱۳۶۴ شروع به کاهش کرد و از سطح ۵/۵ در سال ۱۳۶۷، به سطح باروری جانشینی (۱/۲) در سال ۱۳۷۹ رسید و در سال ۱۳۸۵ به زیر سطح جانشینی (۹/۱) کاهش یافت. در سال ۱۳۸۵، این میزان، در شهرها به ۷/۱ و در مناطق روستایی به ۱/۲ رسید و بیشتر استانهای ایران، باروری زیر سطح جانشینی را تجربه کردند. چهار استان گیلان، سمنان، تهران و اصفهان در طی سال‌های ۱۳۸۵-۱۳۸۴، باروری زیر سطح جانشینی را تجربه کردند (عباسی شوازی ۲۰۰۱). به‌طوری‌که طبق تحقیقات انجام‌شده میزان باروری کل برای زنان شهر تهران در سال ۸۹ به ۴/۱ فرزند برای هر مادر رسیده است[۲] (عرفانی، ۱۳۹۱).
در برخی از استانهایی که کاهش شدید باروری تجربه کردند، اگرچه به زیر سطح جانشینی نرسیدند، اما در مناطق شهری خود میزانهای زیر سطح جانشینی را تجربه کردند (خلج آبادی فراهانی و سرایی،۱۳۹۱). دمنی (۲۰۰۳) باروری زیر نرخ جانشینی را چنین تعریف میکند: «باروری زیر حد جانشینی، به آن سطح از باروری میگویند که در درازمدت برای بقای جامعه ناکافی است». با توجه به این تعریف میتوان استنتاج کرد که مفهوم باروری زیر نرخ جانشینی به معنای آن سطح از باروری است که در صورت استمرار یافتن در جوامع، جمعیت هر نسل نسبت به نسل پیش از خود را کاهش داده و یا به‌بیان‌دیگر جمعیت آن جامعه را در درازمدت در معرض انقراض قرار دهد؛ بنابراین انواع جدیدی از خانواده‌ها در حال ظهور است که در آن‌ها فرزند وجود ندارد و یا به حداقل می‌رسد. چنین خانوادههایی درگذشته به‌صورت اختیاری در جامعه‌ی ایران وجود نداشته است؛ اما سالیان اخیر خانواده‌ها به‌صورت تعمدی، با تأخیر در فرزند آوری مواجه هستند و مقولهی فرزند آوری جنبهی ناخواسته و اتفاقی بودن خود را ازدست‌داده و به امری عقلانی، زمانمند و قابل‌برنامه‌ریزی تبدیل‌شده است که زمان و تعداد آن را زوجین آگاهانه تعیین میکنند. با توجه به گسترش پدیده تکفرزندی در تهران و باروری زیر سطح جانشینی، پیدا کردن خانواده‌هایی که تمایل به داشتن فرزند دیگری رادارند و مقایسهی بین خانوادههایی که تنها یک فرزند دارند و خانوادههایی که بیش از یک فرزند دارند و همچنین شناخت انگیزه‌ها و نیات آن‌ها به فرزند آوری و مقایسهی خانوادههایی که یک، دو، سه فرزند یا بیشتر دارند، مسئله‌ی اصلی این تحقیق است.

این مطلب را هم بخوانید :  عوامل مرتبط با گرایش مادران به داشتن فرزند دوم در شهر تهران- قسمت ...

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir