پژوهش – عوامل مرتبط با گرایش مادران به داشتن فرزند دوم در شهر تهران- قسمت ۶

۱-۳ ضرورت و اهمیت موضوع
به‌موازات تحولات جمعیت شناختی در دنیا، ایران نیز تغییرات جمعیتی گستردهای را تجربه کرده است. طی سه دههی گذشته، باروری به طرز چشمگیری کاهش پیدا کرد و علیرغم نوسانات باروری، دادهها حاکی از کاهش باوری طی سال‌های ۷۵-۱۳۶۵ میباشد. تجربهی گذار باروری در ایران بیانگر آن است که هرچند اتخاذ سیاستها و اعمال برنامههای تنظیم خانواده عامل مؤثری در سرعت کاهش باروری بوده است، اما رفتارهای باروری مردم تحت تأثیر عوامل، شرایط و زمینههای دیگری شکل‌گرفته است که در تحلیل روندهای باروری همواره باید به آن توجه کرد (کاظمی پور،۱۳۸۹). طبق تحقیقات انجام‌شده، میزان باروری کل برای زنان شهر تهران در سال ۱۳۸۹ به ۴/۱ فرزند رسیده است (عرفانی،۱۳۹۱). تکفرزندی پدیدهای است که در سال‌های اخیر به‌ویژه در خانوادههای شهری رایج شده است، این پدیده که منجر به کاهش نرخ رشد جمعیت شده است، بارها هشدار جمعیت شناسان را در پی داشته است. مسئولان و سیاست‌گذاران در این زمینه هم در راستای نگرانیها و پیامدهایی که دربارهی تکفرزندی و نرخ رشد پایین جمعیت عنوان شد، در سال‌های اخیر دست‌به‌کار تنظیم مشوق‌های افزایش جمعیت شدند؛ از افزایش مرخصی زایمان گرفته تا مشوق‌های اقتصادی. بااین‌وجود، این مشوقها و حتی اجرای ناقص آن نتوانست تأثیر چندانی در آمارها و نمودارهای جمعیتی داشته باشد. خانواده‌ها خصوصاً زوج‌های شهری زندگی بدون فرزند یا نهایتاً داشتن تنها یک فرزند را ترجیح میدهند. از سال ۱۳۸۵ به بعد، بیش‌تر استانها ازجمله تهران، باروری به‌اصطلاح کمتر از جانشینی را تجربه کردند و میزان باروری کل کم تراز ۲ نشانگر این است که حداقل تعدادی از زوج‌ها به داشتن تنها یک فرزند بسنده میکنند. شهر تهران به‌عنوان شهری از استان تهران ‌که باروری پایینی را دهههای اخیر تجربه کرده و درصد قابل‌توجهی از جمعیت کشور و استان را در خود جای‌داده است، به‌عنوان پایتخت و ما در شهر مدرن ایران در تمام یک قرن گذشته کانون اصلی گسترش فناوریهای امروزی، مرکز نظام اداری و الگوی اصلی شهرنشینی مدرن بوده است. ازاین‌رو میتوان گفت مجموعهی عوامل تأثیرگذار بر تغییر خانواده در شهر تهران بیش از هر نقطهی دیگر ایران توان تغییر خانواده را داشته و عملاً این اتفاق نیز رخ‌داده است.
نتیجه آن‌که شهر تهران به‌عنوان پایتخت کشور، در تعیین تغییرات اجتماعی-فرهنگی نقطه ثقل ملی است و بر اساس اصل همگرایی با مرکز، ممکن است تغییرات به وجود آمده در پایتخت به‌زودی به سایر نقاط کشور تسری یافته و باروری کمتر از جانشینی و پایین و پدیدهی تکفرزندی به رژیم ملی تبدیل شود و ازنظر دموگرافیک میتواند در بلندمدت با برخی از نتایج منفی توأم شود (مشفق،۱۳۹۱).
برای پیشگیری از رشد منفی جمعیت تعداد فرزندان به ازای هر زن باید حدود ۲ فرزند باشد؛ به همین جهت تولد فرزند دیگری غیر از فرزند اول در خانوادههای ایرانی اهمیت بسیاری برای محققان و سیاست‌گذاران حوزهی جمعیت دارد (معینی، پور رضا و ترابی،۱۳۹۱). همچنین لزوم شناخت گرایشهای فرزند آوری در بین خانوادههای دارای فرزند در شهرهای بزرگ ازجمله تهران و عوامل مرتبط با نیات و انگیزههای مختلف افراد برای داشتن فرزند دیگری، بیش‌ازپیش احساس میگردد. این نوع اطلاعات میتواند به مؤثرتر بودن سیاستهای جمعیتی در جهت تشویق به داشتن فرزند دیگر در زنان و مردان کمک کند.
۱-۴ اهداف اصلی تحقیق
۱-۴-۱ هدف اصلی
شناخت عوامل مؤثر بر گرایش مادران به داشتن فرزند دیگر در منطقه ۱ و ۱۹ شهر تهران.
۱-۴-۲ اهداف فرعی
– مقایسهی رفتار فرزند آوری در منطقه ۱ و ۱۹ شهر تهران.
– مقایسهی تمایل، قصد و برنامهریزی برای آوردن فرزند دیگر در مناطق ۱ و ۱۹ شهر تهران.
– مقایسهی تمایل زوجین به داشتن فرزند دیگر در منطقه ۱ و ۱۹ شهر تهران.
۱-۵ سؤالات تحقیق
– آیا عوامل اجتماعی- فرهنگی نظیر ارزش فرزندان، حمایتهای اجتماعی، سبک زندگی، بر گرایش به داشتن فرزند دیگر مؤثر است؟
– آیا عوامل جمعیتی نظیر سن زن در هنگام ازدواج و سن زن در هنگام اولین زایمان بر گرایش به داشتن فرزند دیگر تأثیرگذار است؟
– آیا عوامل اقتصادی نظیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی، اشتغال زن به فعالیتهای خارج از خانه بر گرایش به داشتن فرزند دیگر مؤثر است؟
_ آیا رفتار فرزند آوری در منطقه ۱ و ۱۹ شهر تهران باهم متفاوت است؟
آیا بین تمایل، قصد و برنامهریزی برای آوردن فرزند دیگر بین منطقه ۱ و ۱۹ شهر تهران اختلاف وجود دارد؟
فصل ۲
ادبیات و پیشینه پژوهش
مقدمه
با توجه به اهمیت موضوع باروری در حوزهی جمعیتشناسی و اهمیت آن در برنامهریزیهای کشور و حوزه‌ی خانواده، نظریههای متفاوتی در رابطه با باروری ارائه‌شده است که هرکدام بر یکی از جنبههای تأثیرگذار بر سطح باروری تأکید کردهاند. در این فصل ابتدا ادبیات نظری تحقیق خواهیم پرداخت. پس‌ازآنکه دیدگاههای موجود در رابطه با باروری را مطرح کردیم به مروری بر بعضی از مطالعات تجربی صورت گرفته درگذشته که در ایران و یا در خارج از ایران دادههای آن جمع‌آوری‌شده است و با موضوع این پژوهش مشابه است، خواهیم پرداخت و نتایج بررسیها را به‌اجمال شرح خواهیم داد. در قسمت بعد چگونگی ارتباط تئوریهای موجود با موضوع تحقیق را در قالب چارچوب نظری تحقیق ارائه میکنیم و درنهایت فرضیههای تحقیق را که بر اساس مبانی نظری استخراج کردهایم، مشخص خواهیم ساخت.
۲-۱ نظریه روانشناسی اجتماعی
۲-۱-۱ نظریه عمل معقول: عمل میکنم درصورتی‌که قصد داشته باشم، قصد دارم درصورتی‌که …
فیشین[۳] و آجزن[۴] (۱۹۷۵)، انسان را یک موجود منطقی در نظر میگیرند که معمولاً به شیوه منسجم و مؤثر عمل میکند و نام‌گذاری نظریهی آن‌ها نیز از اینجاست: نظریه عمل معقول. وقتی رفتار مبهم به نظر میرسد، تنها به‌این‌علت است که آن را نفهمیدهایم نه این‌که غیرمنطقی است.
به نظر فیشین و آجزن، آنچه بین نگرش و رفتار دیده میشود، قصد عمل کردن است، مفهومی که قبلاً دیدهایم. به عقیده آن‌ها، اگر شخصی واقعاً قصد داشته باشد که در یک موقعیت معین یا در مقابل یک موضوع معین، به شیوه خاصی عمل کند، رفتار او آن را نشان خواهد داد (از کوزه همان برون تراود که در اوست)، مگر اینکه ازنظر ابزاری یا جسمی امکان‌پذیر نباشد. این دو پژوهشگر، قصد زنان برای بچهدار شدن در دو سال آینده را اندازه میگیرند. دو سال بعد، بین قصد بچهدار شدن و اقدام به بچهدار شدن، همبستگی بسیار معنیدار ۶/۰ به دست میآورند. مفهوم جمله این است، زنانی که قصد باردارشدن داشتند، درمجموع، سعی کردهاند به آن عمل کنند. مسلماً عوامل غیرقابل‌کنترل نیز وارد عمل میشود، مثل قطع رابطه با همسر، فقدان امکانات مادی یا زیستی. باوجود همه این عوامل، قصد عمل کردن میتواند معیار خوبی برای پیشبینی رفتار باشد؛ اما چه چیزی قصد را تعیین میکند؟ الگوی عمل معقول میگوید: ازیک‌طرف نگرش و از طرف دیگر، هنجارهای ذهنی.
طبق نظریهی فیشین و آجزن، نگرش از دو عامل ناشی میشود: باورهای مربوط به پیامدهای یک رفتار معین و ارزشی که به پیامدها داده میشود.
از طرف دیگر، فرد هرگز با چشم‌بسته عمل نمیکند. قصد عمل کردن فرد مسلماً تحت تأثیر نگرش او قرار میگیرد، همچنین، فشار اطرافیان و میزان ارزشگذاری به این فشارها نیز قصد او را تحت تأثیر قرار میدهند: این‌ها عوامل تشکیل‌دهنده الگویی هستند که اصطلاحاً «هنجارهای ذهنی» نامیده میشود. هنجارها از این نظر ذهنی است که فرد، رفتار خود را، بر اساس ادراکی که از آن‌ها دارد، پایهریزی میکند. بدین ترتیب، اگر درس سالمسازی آب را در جهت انتظارهای خود بدانم، اما از طرف اطرافیان تشویق نشوم، احتمال تبدیل نگرش من به رفتار کاهش خواهد یافت. به‌عنوان‌مثال، اگر دوستانم در کلاسهای آمادگی برای کنکور شرکت کنند، اما والدینم معتقد باشند که من برای این کار ساخته نشدهام، فشار آن‌ها روی قصد من اثر خواهد گذاشت.
طبق این نظریه، برای آنکه نگرش به رفتار تبدیل شود، لازم است بر انتظارهای قابل تحقق پایه‌ریزی شود و بر تقویت اطرافیان تکیه کند. این نظریه بررسیهای زیادی را موجب شده است که همه از آن پشتیبانی میکنند. مثلاً، وقتی این نظریه در مورداستفاده از وسایل ضدبارداری برای تنظیم خانواده امتحان شده، مورد تائید قرارگرفته است، اما نه در همه جهات. تحقیقات دیگر نشان می‌دهد که این نظریه، برای پیشبینی قصدهای مردان هم‌جنس‌باز، کمتر سودمند است. همچنین، دیدگاه فیشین و آجزن، در مورد پیشبینی قصد زنان برای اقدام به معاینه سینه، محدودیت نشان داده است. پژوهشگران دیگر نیز، ویژگی منطقی بودن رفتار انسان را که این نظریه ادعا میکند، زیر سؤال بردهاند (بدارو لاماراش،۱۳۸۴).
اساس چارچوب نظری مطالعهی حاضر، نظریهی عمل معقول است. به نظر فیشین و آجزن، آنچه بین نگرش و رفتار دیده میشود، قصد عمل کردن است. نظر آن‌ها این است که رفتار در حالتی بیشتر قابل پیشبینی و قابل‌درک خواهد بود که ما به «قصد» شخص به رفتار در شرایط خاصی توجه کنیم، نه اینکه فقط نگرش‌های او را نسبت به آن رفتار موردتوجه قرار دهیم. بر اساس این نظریه، قصد باروری تا حد زیادی میتواند رفتار باروری را پیشبینی کند. متغیرهای دیگر در حکم عواملی هستند که بر قصد فرزند آوری تأثیر میگذارند. متغیر وابستهی این تحقیق بر اساس نظریهی فیشنباین و آیزن از سه مقولهی تمایل، قصد و برنامهریزی برای آوردن فرزند دیگری غیر از فرزندان در حال حاضر زنده، ساخته‌شده است.
۲-۲ نظریههای اجتماعی- فرهنگی باروری
منظور از نظریه‌های اجتماعی و فرهنگی آن دسته از نظریه‌هایی است که بر محوریت فرهنگ و اجتماع، رفتار باروری را تبیین کردهاند. برای نمونه، تأکید بر باورها و آداب‌ورسوم اجتماعی، هنجارها و ارزش‌ها و رویهمرفته، مؤلفههای فرهنگ، در زمرهی نظریههای اجتماعی و فرهنگی قرار میگیرند.
۲-۲-۱ نظریه نوسازی
نظریه نوسازی به تبیین تغییر و تحولات در نظام خانواده و به‌ویژه باروری پرداخته است. طبق این نظریه، تغییرات ساختاری (گذار از اقتصاد کشاورزی به اقتصاد صنعتی) از طریق سه جریان صنعتی شدن، شهرنشینی و تحصیلات همگانی با تغییر الگوهای باروری ارتباط دارد (عباسی شوازی و صادقی، ۲۷:۱۳۸۴). ازنظر گود فرایند جهانی نوسازی، صنعتی شدن و شهرنشینی موجب تغییر در ساختار سنتی خانواده و توسعهی خانوادههای جدید از نوع اروپایی در سراسر جهان شده است. در عصر قبل از صنعتی شدن خانوادهی گسترده رواج داشت و خانه، محل کار وزندگی بود. طبقهبندی و تفکیک جنسیتی بین مشاغل تقریباً وجود نداشت و زنان در اغلب اموری که در حیطهی کاری مردان بود فعالیت میکردند و پس از ازدواج نیز در آن خانواده به‌عنوان نیروی کار در نظر گرفته میشدند. در این میان، ازدواج زودرس زنان باعث هرچه بیشتر اجتماعی شدن آن‌ها با هنجارهای خانوادهی شوهر میشد و از این طریق باروری در حد بالایی نگه‌داشته میشد.
در عصر صنعتی، محل زندگی و محل کار از همدیگر جدا شد و نوعی تفکیک جنسیتی بین مشاغل به وجود آمد. خانوادهی هستهای گسترش پیدا کرد و دیگر نیازی به نیروی کار زنان در داخل خانوادهی شوهر وجود نداشت. همچنین موقعیت کاری زنان در دچار تحولاتی شد وزنان وارد مشاغل غیر خانگی و با درآمد مختص به خود شدند و به استقلال اقتصادی دست‌یافت‌اند. استقلال اقتصادی زنان باعث دستیابی آنان به استقلال اجتماعی شد. هم‌زمان شهرنشینی نیز رواج یافت و به دنبال آن سطح تحصیلات زنان، بالاتر رفت و درنتیجه موقعیت زنان بهبود یافت. چون با از بین رفتن خانوادهی گسترده، روند باروری رو به کاهش رفت و درنتیجه موقعیت زنان بهبود یافت؛ بنابراین، دیگر ضرورتی نداشت که زنان به خاطر وابستگی اقتصادی و اجتماعی به مردان اقدام به ازدواج زودرس کنند و سن ازدواج زنان افزایش یافت. درنتیجه باروری روند رو به کاهش به خود گرفت، ضمن اینکه افزایش سطح تحصیلات زنان از طریق به تأخیر انداختن سن ازدواج میتواند به بالا رفتن سن آن‌ها هنگام ازدواج منجر شود (شیخی، ۱۳۸۰). تغییر فاصلهی سنی زوجین، به‌طور ساده ناشی از تغییر سن ازدواج زنان یا مردان و یا هر دو است. البته، در ایران، شتاب زیاد افزایش سن ازدواج زنان نسبت به مردان از اختلاف سنی زوجین کاسته است (کاظمی پور، ۱۳۸۳). به‌این‌ترتیب، نوسازی از طریق تغییر ساختار خانواده که درنتیجهی صنعتی شدن، شهرنشینی و تحصیلات، دسترسی به رسانهها و امکانات مدرنیزه و…رخ‌داده و بهبود موقعیت زنان موجب کاهش باروری زوجین شد. در فرایند نوسازی، خانواده محوری جای خود را به فرد محوری می‌دهد و همزمان، سازمانها و نهادهای جدید، بسیاری از کارکردهای قدیمی خانواده را بر عهده میگیرند؛ بنابراین، مطابق با تغییر کارکرد خانواده شبکه اجتماعی جدید جایگزین شبکه خویشاوندی میشود و درنتیجه، خانواده به یک واحد هستهای استوار بر فردگرایی تبدیل میشود. به این معنا که تصمیمات فردی جایگزین تصمیمات خانواده دربارهی باروری میشود؛ بنابراین، نوسازی از این طریق باعث افزایش سن ازدواج افراد و کاهش باروری شد (محمودیان، ۱۳۸۳).
نوسازی از طریق تغییر ساختار سنی و جنسی جمعیت نیز میتواند باعث بروز مضیقهی ازدواج و تغییر فاصلهی سنی زوجین و درنتیجه کاهش باروری زوجین شود (درودی آهی، ۱۳۸۱). پدیدهی مضیقهی باروری هنگامی به وجود میآید که بخش چشمگیری از زنان یا مردان در سنین اصلی ازدواج یک جامعه به هر علت در دسترس نباشند. در این حالت، از یک‌سو زمان ازدواج برای جنسی که تعداد آن بیشتر است، به تعویق میافتد زیرا همسران مناسبی برای آن‌ها در دسترس نیست و از سوی دیگر، احتمال ازدواج در سنین پایین‌تر برای جنسی که تعداد آن کمتر است به علت زیاد بودن تعداد همسران بالقوه برای آن‌ها افزایش مییابد و از این طریق باروری تحت تأثیر قرار میگیرد.
از نظریه‌ی نوسازی هم میتوان متغیر اشتغال زنان به کارهای بیرون از خانه و هم متغیر سن ازدواج و درنتیجه ارتباط آن با زایمانهای دیرهنگام را استخراج کرد.
فرضیه: به نظر میرسد که بین اشتغال زنان و گرایش به داشتن فرزند دیگر رابطهی معکوس وجود دارد. بدین معنی که در بین زنان شاغل، گرایش به داشتن فرزند دیگر کمتراست و بالعکس، در بین زنان خانه‌دار گرایش به داشتن فرزند دیگر بیشتر است.
اشتغال زنان در خارج از خانه، به‌عنوان یکی از ابعاد نوسازی میتواند با تغییر روند باروری زوجین در ارتباط باشد. مشارکت نداشتن زنان در نیروی کار با بالاتر بودن میزان باروری زوجین همبستگی مثبتی دارد. با بهبود وضعیت اشتغال و مشارکت زنان و همچنین آموزش، موقعیت و پایگاهشان بالاتر رفته و مسلماً قدرت بالاتری در عرصهی تصمیمگیری پیداکرده‌اند. ارتقاء موقعیت زنان میتواند به‌عنوان یکی از راههای کاهش باروری در نظر گرفته شود. افزایش تحصیلات و اشتغال بیرون از منزل باعث کاهش باروری در بین زنان میشود.
۲-۲-۲ نظریه لیوین و اسکریم شاو
یکی از نظریه‌هایی که در تبیین رفتار باروری به مفهوم فرهنگ و نقش هنجارها و ترجیحات در رفتار اشاره‌کرده است، نظریهی لیوین و شاو است. در نظر این دو مؤلف، فرهنگ نظام سازمانیافتهای از معانی مشترک و رایج میان مردم است. مجموعهای از مفروضات اساسی و تصوراتی که قوانین و عقاید را ایجاد میکند، اما قابل‌ تقلیل به آن‌ها هم نیست. یک مدل فرهنگی شامل دو جنبهی هستیشناسی و هنجاری است (دلالتهایی بر آنچه هست و آنچه باید باشد) که به‌صورت کد نمادین واحدی برای افراد جامعه مشترک است. لیوین و اسکریمشاو تأکید میکنند که یک رویکرد فرهنگی برای باروری باید بر مدلهای فرهنگی تولیدمثل تأکید کند. چنین الگوهای فرهنگی عقاید و انتظارات مشترک یک جمعیت دربارهی باروری و مرگومیر آن جمعیت را به‌طور ویژه منعکس میکنند. مفهوم مورد تأکید در این مدلها، عقلانیت فرهنگی است. عقلانیت فرهنگی آشکار میسازد که به‌طور مثال رفتار باروری در کدام موقعیت مجاز و در کدام موقعیت باید با محدودیت همراه باشد. برای یک جمعیت خاص عقلانیت فرهنگی الگوی باروری شامل مجموعهای از مفروضات فرهنگی است که بعضی از آن‌ها منطقی (سازگار با شرایط واقعی) و برخی دیگر غیرمنطقی (منعکسکنندهی هنجارهای سنتی) هستند، اگرچه همهی آن‌ها درمجموع از سوی مردم پذیرفته‌شده‌اند و فعالیتهای مرتبط با باروری نظیر تولد، شیردهی، فاصله فرزندان، مراقبت از کودک و نظایر آن را شکل میدهند. به‌بیان‌دیگر فرهنگ، عنصر واسطهای درنتیجهی باروری است. به نظر لیوین و اسکریمشاو پدیدههای جمعیتی در جوامع انسانی در حال نهادینه شدن فرایند هستند. جمعیتهای انسانی به‌صورت عمومی و پایدار و نه موردی و استثنایی، رفتار باروری و مرگ‌ومیر را قاعدهمند میسازند. مطالعه و شناخت محیط فرهنگی عاملان، به‌عنوان بستر شکلگیری کنش و بررسی هنجارهای حاکم بر رفتار کنشگران، توضیح مناسبی از سازوکار عوامل مؤثر بر رفتار ارائه خواهد داد (کارتر،۱۹۹۸ به نقل از منصوریان و خوشنویس ۱۳۵:۱۳۸۵).

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است