مدیریت : عملکرد سازمانی:

 

 

مدیریت هزینه

مدیریت هزینه تو یه بیان ساده یعنی به کار گیری مطلوب و همراه با کارآیی منابع سازمان در جهت ارزش آفرینی واسه مشتریان. این تعریف بر این نکته اساسی تاکید داره که سودآوری و رشد بنگاه از راه خلق ارزش واسه مشتریان تحقق پیدا میکنه. اصل ثروت زایی بنگاهای اقتصادی و سازمانا مشتریان هستن و تنها مشتریان رضایتمند و خشنود وفادار می مانند و به صورت پایدار به ایجاد ثروت در سازمانا ادامه میدن. رضایتمندی مشتریان هم به اون بستگی داره که ما تا چه اندازه در مقایسه با رقبا محصول و خدمات مهم و دارای کیفیت رو با قیمت مناسب و در زمان مناسب به اونا عرضه می کنیم.«مدیریت هزینه» مفهومیه که خیلی تحقق هدف فوق رو برآورده می سازه. مدیریت هزینه فلسفه بهبوده چون تلاش می کنه راه های مناسب واسه تصمیم گیریایی که شامل ارزش آفرینی واسه مشتریان، همراه با کم شدن هزینه هاست رو پیدا کنه.
فلسفه

مدیریت هزینه بر این نگاه استواره که هزینه ها به خودی خود ایجاد نمی شن بلکه تموم هزینه های تولید و یا انجام خدمات محصول و نتیجه تصمیم گیریای مدیریته که بیشترً معطوف به چگونگی به کار گیری منابع محدود سازمانه. نگاه مدیریت هزینه نقش مهمی در جهت دادن تصمیمات مدیران به طرف ایجاد ارزش واسه همه ذی نفعا (سهام داران، مشتریان، کارکنان و جامعه) بردوش داره و تلاش می کنه بین منافع ذی نفعای جور واجور ترکیب مناسب و خلاقانه بسازه.فلسفه و نگاه «مدیریت هزینه» تشکیل شده از یه سری از وسیله و فوت وفن هاست که می تونه به موشکافی کامل تصمیمات مدیریت بپردازه و در هر مورد تصمیمات مدیریت رو پشتیبانی کنه.مجموعه وسیله و تکنیکای «مدیریت هزینه» که به پیشبرد اهداف و برنامه ها کمک میرسونه «سیستم مدیریت هزینه» نامیده می شه.

موشکافی

 

سودآوری

توان شرکت یاموسسه در ایجاد درآمد کافی طوریکه پس از پرداخت هزینه های جاری، مبلغی اضافی به نام سود واسه شرکت بمونه.

نتیجه پایانی همه برنامه ها،فعالیتها،تصمیمات مالی و تولیدی در فعالیت سودآوری شرکت مشخص میشه.بیشتردادهای موردنیازبرای آزمایش عملیات اجرایی شرکت ،بطورمستقیم ازصورتحساب سودوزیان جفت و جور میشه،که خوداین صورتحساب نیزخلاصه یافته های عملیات و فعالیتهای مالی و تولیدی شرکته .به هرحال ،عملیات اجرایی باید بادارائیهایی که یافته های عملیات رو به وجودمی بیارن،رابطه داشته باسند.هم اینکه یافته های عملیات،بایدبیانگرنحوه درک افراد خارجی از عملیات اجرای ودرآمدموسسه باشه.

ازمقایسه صورتحساب سودوزیان چنددوره متوالی یه شرکت،میشه به اطلاعات مفیدی درخصوص کارایی عملکردمدیریت ووضع مالی شرکت رسید.امااکثراشخاصی که  درامورشرکت ازلحاظ سرمایه گذاری ،دادن اعتباریابازده فعالیت اون ذی نفع هستن،بیشتربه اندازه سودوسودآوری اون شرکت توجه دارن.

سرمایه گذاری

 

 

مدیریت تخصیص منابع

به معنی استفاده ظرفیت منابع موجود واسه تامین درخواست پروژه س. با مدیریت تخصیص منابع، سازمان قادر میشه به صورت هدف دار و براساس اندازه اعتبارات تکلیفی و غیر تکلیفی به خاطر هدایت سرمایه ها به سمت اهداف ترسیمی مبادرت به مدیریت کردن پول و پله و سرمایه خود کنه. یکی از پرکاربردترین شاخه های تحقیق در عملیات، مسایل تخصیصه. هر جا که نیاز به تخصیص منابع محدود به یه سری از فعالیتها یا تیمها وجود داشته باشه طوریکه از ترکیبهای جور واجور تخصیص حالتی انتخاب شه که به بیشترین بازده منجر شه میشه از راه و روش تحقیق در عملیات و مسائل تخصیص منابع استفاده کرد.

بعضی وقتا برنامه ریزان به جهت مواجه بودن با حجم زیاد اطلاعات و نا آشنایی با تکنیکهای بهینه سازی فقط به دنبال پیدا کردن یه جواب شدنی واسه موضوع تخصیص منابع هستن طوریکه همه شرایط و محدودیتهای موجود برقرار باشه و پس از تلاش و خطاهای زیاد ممکنه بتونن یه جواب پیدا کنن ولی حتما این جواب بهینه نبوده و چه بسا می شد جواب بهتر با بازدهی بیشتر یافت.

 

آزمایش کارکرد

واقعا بیلان و نتیجه فعالیتای سازمان در طول یه دوره مشخص با صرف هزینه های مالی و وقتی و هم اندازه اکتساب سود و بهره مالی، تجربی و عملیاتی در بین این مدت بوده

از واژه «آزمایش کارکرد»، تعاریف بسیاری ارائه شده. به خاطر درک درست هر پدیده یا موضوع، لازمه اون پدیده تعریف، تا برداشت و فهم مشترکی انجام بشه. موضوع آزمایش کارکرد هم از این قانون مستثنی نیس. اینم بگیم با در نظر گرفتن شباهت نسبی، معنی آزمایش در بعد کارکنان، بعد در بعد به کار گیری منابع و امکانات، و در آخرً به شکل سازمانی تعریف شه.

²وردر² و ²دیویس² فکر می کنند: آزمایش کارکرد، فرآیندیه که کارکرد شاغل، با اون اندازه گیری می شه و وقتی که درست انجام شه کارکنان، سرپرستان، مدیران و در آخرً سازمان از اون بهره مند می شه.

کاسیو آزمایش کارکرد رو توصیف نظام دار نقاط قوت و ضعف کارکرد فرد یا گروه در مورد اجرای وظایف محوله تعریف می کنه.

آزمایش کارکرد در بعد چگونگی به کار گیری منابع و امکانات به شکل شاخص های کارایی بیان می شه. اگه در ساده ترین تعریف، نسبت داده به ستاده رو کارایی بدونیم، نظام آزمایش کارکرد در واقع اندازه کارایی تصمیمات مدیریت در مورد استفاده بهینه از منابع و امکانات رو مورد امتحان قرار می دهد.

آزمایش کارکرد در بعد سازمانی، معمولاً هم معنی با تاثیر فعالیتها هستش. منظور از تاثیر اندازه رسیدن به اهداف و برنامه ها با ویژگی کارآ بودن فعالیتا و عملیاته. (رحیمی، ۱۳۹۱، ۳۶)

کلا آزمایش کارکرد، به پروسه امتحان و اندازه گیری کارکرد دستگاه ها در دوره های مشخص به گونه ای که انتظارات و شاخصهای مورد قضاوت واسه دستگاه آزمایش شونده شفاف و از قبل به اون ابلاغ شده باشه، گفته می شه. (طبرسا، ۱۳۹۱، ۴)