پژوهش – مطالعه تطبیقی بزه دیده گی زنان در جامعه ایران و جامعه بین الملل کیفری- …

۴-۲- تاریخچه حقوق کیفری
تشبیه اختلاف میان حقوق کیفری و جرم شناسی با تمایز میان عکاسی و رادیوگرافی، بیانگر این باور محققین جرم شناسی است که برخلاف روش واقع بینانه جرم شناسی، در حقوق کیفری تلاش ها بر تمرکز بر روی پدیده جنایی و ماده اصلی تشکیل دهنده یک پرونده کیفری و ارتکاب آن از سوی مجرم است و مطالعه علل و عوامل جرم زا، انگیزه مجرم و اوضاع و احوال حاکم بر ارتکاب جرم و شخصیت جرم به فراموشی سپرده می‌شود. بدین ترتیب حقوق کیفری از سوی برخی از جرم شناسان به برخورد انتزاعی با پدیده جنایی متهم شده است. اما این طرز تفکر در مورد برهه ای از تاریخ حقوق کیفری که جرم مرکز ثقل حقوق کیفری بود و میزان خطرناکی فعل (جرم) معیار قضاوت بود، شاید درست به نظر برسد. زیرا در این طرز تفکر، بزه کار و بزه دیده هر دو وانهاده می شوند. اما با تولد جرم شناسی علمی و ظهور مکتب تحققی دوربین مطالعاتی این علم حول محور بزه کار و شخصیت وی قرار گرفت و مباشر جرم یعنی شخص بزه کار به گرانیگاه حقوق کیفری تبدیل شد. بدین سان حقوق کیفری تا حدود زیادی از حالت انتزاعی و ذهن گرایانه خارج شد و تحت تأثیر یافته های جرم شناختی به سمت عینیت و واقعیت در برخورد با پدیده جنایی تمایل پیدا کرد[۱۲].
۵-۲- رویکردهای قانون کیفری با زنان بزه دیده
در رویارویی قانونگذاران کیفری با زنان بزه دیده سه رویکرد وجود دارد:
۱- عدم تاثیر جنسیت بزه دیده برحمایت ها و تضمین های حقوقی و بهره مندی زنان و مردان از شرایط یکسان در قوانین کیفری.
۲- اعمال تبعیض از سوی قانونگذار کیفری در حمایت از بزه دیدگان زن با رویکردهای جرم شناسانه و حقوق بشری.
۳- محروم سازی بزه دیدگان زن از حمایت کیفری و قانونی یکسان با مردان[۱۳].
قانونگذار ایرانی چه در قوانین کیفری و چه در قوانین غیرکیفری گویی از رویکرد اول و دوم کمتر، واز رویکرد سوم بیشتر متأثر بوده است… در راستای پیشگیری از وقوع خشونت علیه زنان و کاستن موقعیت‌های بالقوه، تصویب مقرراتی به منظور پویایی لازم و پُر کردن خلاء های حمایتی، ضروری به نظر می رسد، اهدافی از قبیل: ترویج زندگی بدون خشونت؛ جرم انگاری خشونت های خانگی با هدف حمایت از تمام اقشار آسیب پذیر از جمله زنان، کودکان و سالمندان؛ جرم انگاری همسرآزاری؛ برخورد کیفری با موارد تبعیض جنسی در محل کار…نیز باید به توسعه امکان قانونی استفاده از ضمانت اجراهای مفید علیه مردان مرتکب خشونت های مبتنی بر جنسیت اشاره کرد. چنین به نظر می رسد که از مهمترین اقدامات در راستای پیشگیری از تکرار خشونت علیه زنان، برخورد صحیح و مفید با مرتکبین این نوع خشونت هاست، به نحوی که قانونگذاران باید در اتخاذ واکنش هایی مناسب برای بازداری مردان از تکرار خشونت تلاش کنند[۱۴].
۶-۲- نظریه های جرم شناختی حمایت کیفری از زنان بزه دیده
پذیرش یک سیاست کیفری افتراقی (ویژه) در قبال بزه کارانی که قربانی خود را از بین زنان انتخاب می کنند بر پایه یک سری تئوری های جرم شناختی و به ویژه شاخه نسبتاً جدید آن یعنی «بزه دیده شناسی» استوار است. امروزه اگر قانون گذاران به عنصر «زنان بزه دیده» توجه ویژه ای در تدوین سیاست جنایی تقنینی دارند به خاطر نتایج تحقیقات، مطالعات و یافته های جرم شناختی می باشد. مطالعاتی که از چند دهه پیش در کنار توجه به «جرم» و «مجرم» به بازیگر دیگر معادله جرم یعنی «بزه دیده» نیز پرداخته اند.
۱-۶-۲ نقش بزه دیده در فرآیند جنایی
جرم شناسی نظری شاخه ای از جرم شناسی است که موضوع آن تبیین عمل جنایی و یا به بیان دقیق تر، بررسی عوامل و فرآیندهای عمل مجرمانه است. بنابراین شایسته است در توضیح عمل مجرمانه بین دو رشته از عناصر فرق گذاشته شود: از یک سو، عوامل شخصیت و وضعیت که شناخت علت عمل را گزارش می دهند؛ از دیگر سو فرآیندهای تعامل که منجر به فعلیت یافتن می شود و پویایی عمل را تشکیل می دهد. بدین ترتیب، عمل جنایی پاسخ شخصیت به وضعیت معین است. می توان علت شناسی جرم را در «شخصیت بزه کار» یا در «وضعیت ماقبل جنایی» و یا در محل برخورد «عنصر» عمل قرار داد[۱۵].
فرآیند جرم، برخلاف عامل که به عنوان یک عنصر عینی در ارتکاب جرم مداخله می کند، حرکت و طی طریق به سوی جرم را معین می کند؛ در این فرآیند، هدف توصیف مراحلی است که براساس آن ها، این حرکت جریان پیدا می کند. طرز مطالعه، ذهنی و مبتنی بر تجربه و زندگی مجرم است. در عمل، فرآیند جرم زایی، وضعیت را به طور ذهنی به شخصیتی که در آن درگیر است مرتبط می سازد و مفهوم زمان را در تحول فرد به سوی جرم وارد می کند[۱۶]. بدین سان، فرآیند جنایی، فرآیندی است که به موجب آن و در نتیجه روابط، تعامل و کنش های متقابل میان عوامل مختلف، گذر از اندیشه به فعل مجرمانه و در نتیجه طی طریق به سمت ارتکاب عمل مجرمانه پس از پشت سر گذاشتن مراحل مختلف تحقق می یابد. «بزه دیده» به عنوان یکی از عوامل پیش جنایی می تواند نقش مهمی در فرآیند جنایی بازی کند، چرا که او علاوه بر تسریع فرآیند گذر از اندیشه به فعل مجرمانه از طریق تحریک، ترغیب، اغوا، … بزه کار بالقوه، ممکن است به خاطر خصوصیات آسیب شناختی، فرصت و مناسبت ارتکاب عمل را بر عنوان آماج هایی مناسب برای بزه کاران بالقوه فراهم نماید.
۲-۶-۲ بزه دیده به عنوان رکن اساسی وضعیت پیش جنایی
وضعیت پیش جنایی؛ مجموعه اوضاع و احوال خارج از شخصیت بزه کار است که بر عمل مجرمانه

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

مقدم هستند و سبب تدارک عمل مجرمانه می شوند و به قسمتی که توسط شخص محسوس هستند اطلاق می شوند[۱۷].
در هر وضعیت پیش جنایی باید دو عنصر اساسی را تشخیص داد: واقعه ای (یا یک رشته از وقایع) که شکل گیری نقشه و طرح جنایی را در ذهن بزه کار موجب شده است و اوضاع و احوالی که تدارک و اجرای جرم را در بر گرفته است. نخستین عنصر، شامل بروز یک واقعه یا یک رشته وقایعی است که نقشه جنایی را ناگهان در ذهن بزه کار آینده پدیدار می سازد، به عنوان مثال؛ بی وفایی شریک زندگی که منشأ قتل عشقی است. عنصر ثانوی برای وضعیت ما قبل جنایی در «وقایعی» استقرار دارد که کم و بیش برای بزه کار آینده مطلوب هستند و او را در وضعیتی قرار می دهند تا نقشه جنایی خود را تحقق بخشد. تأثیر این اوضاع و احوال در «فعلیت یافتن» عمل مجرمانه قاطع است. بدون آن ها، نقشه جنایی، بی تردید «نقشه» باقی خواهد ماند.
در میان عواملی که به عنوان وضعیت پیش جنایی، زمینه ساز تحقق جرم هستند، مطالعه قربانی جرم و روابط او با مجرم و تأثیر عملکرد وی در تحقق پدیده مجرمانه از مهم ترین موضوعاتی است که افق تازه ای را در تحقیقات جرم شناسی و قلمرو آن گشوده است. بدین ترتیب زمینه ایجاد شاخه ای در جرم شناسی به نام «بزه دیده شناسی» فراهم شده است. در این رویکرد که عده ای از آن به بزه دیده شناسی «کلاسیک» یا «نخست» یاد می کنند[۱۸]، جهت گیری عملی یا به عبارت بهتر جرم شناسانه به بزه دیده وجود دارد. بنابراین به شخصیت، صفات زیستی روانی، خصوصیات اجتماعی و فرهنگی بزه دیده و روابط او با بزه کار و در نهایت نقش و سهم او در تکوین جرم توجه می شود.
اگر جرم شناسان پدیده مجرمانه را معلول عوامل زیستی، روانی و اجتماعی دانسته و از آن به «پدیده زیستی روانی و اجتماعی» تعبیر می کنند[۱۹] و اگر خطر بزه کاری آن دسته از بزه کارانی که دارای حالت خطرناک بوده، استعداد و ظرفیت جنایی آنان زیاد و قابلیت انطباق اجتماعی آنان رضایت بخش نیست را بیش از سایرین می دانند. بزه دیدگی نیز اغلب معلول عوامل مختلفی چون ضعف جسمی، عدم تعادل روحی و روانی، فقدان موقعیت اجتماعی و عدم مراقبت محیطی بوده و میزان «بزه دیدگی» برخی از افراد به لحاظ ویژگی های خاصی که دارند بیش از سایرین است. بنابراین می توان این گروه از بزه دیدگان را بزه دیدگان مستعد و بالقوه آسیب پذیر معرفی کرد[۲۰]. به همین جهت زلیگ، یک قربانی کاملاً مناسب را به علت ویژگی های مستعدی که دارد، از مهم ترین وضعیت های پیش جنایی دانسته است[۲۱].
بی تردید، بزه دیده به عنوان رکن اساسی وضعیت ماقبل جنایی می تواند نقش مهمی در به جریان انداختن و طی طریق فرآیند جنایی ایفا نماید و وجود افرادی آسیب پذیرتر از سایرین که کم و بیش برای بزه کاران بالقوه مطلوب بوده و آماج و اهداف مناسبی برای آن ها محسوب می شوند، می تواند چه در مرحله شکل گیری «نقشه جنایی» و یا «اندیشه مجرمانه» و چه در مرحله عملی کردن آن، موجب تسریع حرکت فرآیند جنایی گردد.
۷-۲ عومل موثر بر بزه دیده گی زنان: افراد بالقوه آسیب پذیر؛ انتخاب اول بزه کاران
جرمی بنتام معتقد است فردی که تصمیم به ارتکاب جرم می گیرد، در عمل همچون یک اقتصاددان «با سبک و سنگین» کردن مزایا و معایب یا منافع و رنج هایی که ممکن است از جرم نصیبش شود، رفتار می کند. او قاضی منافع خود است. انسان بزه کار، انسانی آزاد، باهوش و با تحمل است که به طور واقعی دست به محاسبه دقیق می زند (اصل حسابگری جزایی)[۲۲].
بکر نیز که با مطرح کردن «تئوری اقتصادی جرم» طرف دار اصل سودمندی و محاسبه جزایی بنتام است، مجرم را یک انسان عادی و منطقی تلقی می کند و معتقد است که جرم به دنبال یک فرآیند «تعقل» و «تصمیم گیری» به وقوع می پیوندد[۲۳]. موریس کوسن نیز که در توصیف عمل مجرمانه به پنج مرحله معتقد است، در مرحله چهارم از عامل عقلانی بودن تصمیمات مجرم در ارتکاب یا ترک عمل مجرمانه نام می برد. بدین سان براساس تئوری های فوق می توان گفت که، بزه کار بالقوه مانند هر انسان دیگری، موجودی عقلانی است که با انگیزه جستجوی فایده از آن چه که برای او سودمند است و با برقراری موازنه میان منافع و مضار عمل مجرمانه ای که در نظر دارد، مرتکب جرم می شود. از طرف دیگر، یکی از مسائل مهم بزه دیده شناسی، چگونگی انتخاب بزه کاران می باشد. سئوال این است که آیا قربانیان جرائم به صورت تصادفی و اتفاقی هدف اعمال مجرمان واقع می‌شوند یا این که بر اساس گزینش و انتخاب قبلی، قربانی واقع می شوند. به عبارت دیگر آیا میزان آسیب پذیری و احتمال بزه دیدگی افراد جامعه برابر است؟ بدیهی است که اگر انتخابی در کار نباشد، احتمال خطر بزه دیدگی کلیه افراد جامعه و امکان قربانی شدن آنان، یکسان خواهد بود.
بزه دیده شناسان معاصر، چنین طرز تفکری را معقول ندانسته، دلایلی را بر وجود مرحله انتخاب و گزینش در فرایند جنایی، ذکر می کنند. بر اساس اعتقاد بزه دیده شناسان، در اکثر موارد، قربانیان جرایم با دقت و احتیاط توسط مجرمان شناسایی و انتخاب می‌شوند[۲۴] بزه دیدگی و یا پدیده مجرمانه احتمال بیش تری دارد که واقع شود و در واقع زمانی امکان پذیر است که سه عامل در زمان و مکان واحد با هم جمع شوند. این سه عامل عبارتند از:
الف) حضور مرتکبین با انگیزه (مجرم برانگیخته شده)
ب) وجود آماج یا اهداف مناسب مانند یک قربانی مناسب
ج) نبود محافظین قادر (فقدان مانع) (رابینسون[۲۵]، ۱۹۹۵؛ فارل و فیلیپس[۲۶]،
۱۹۹۵).
به هرحال در مورد آن دسته از بزه دیدگانی که درباره آن ها انتخاب صورت می گیرد، وجود مؤلفه هایی چون جذابیت، قابلیت کنترل، امکان دست رسی آسان، فقدان خطر یا کم خطر بودن آن و موارد مشابه، در امر گزینش آنان سهیم خواهد بود. به عبارت دیگر می توان مدعی شد که میان بزه کاری و بزه دیدگی ارتباط و تشابه عمیقی وجود دارد بدین سان می توان گفت که «خطر بزه دیده واقع شدن» به طور مساوی میان افراد جامعه توزیع نشده است و عده ای از افراد به خاطر عوامل آْسیب شناختی و ویژگی های خاص، بیش تر از سایر افراد جامعه در معرض انتخاب شدن از سوی بزه کاران قرار دارند[۲۷].
۱-۷-۲ معیارهای آسیب پذیری بیش تر افراد با تاکید بر عامل جنسیت
یکی از مطالبی که هانس فون هانتیگ[۲۸] آلمانی در کتاب «بزهکار و قربانی او» در فصل چهارم کتاب مورد توجه قرار می دهد، اصطلاح «پیشین استعدادها یا پیش زمینه های بزه دیده» است که فرد را به سمت بزه کاری سوق می دهد. از دیدگاه وی بعضی طبقات همچون زنان، کودکان، جوانان، پیران، اقلیت های قومی و مذهبی، مهاجرین، افرادی که از آن ها تحت عنوان یا زیرهنجار[۲۹] یاد می کند و ناقص العقل ها، پیش زمینه و استعداد قبلی برای بزه دیده واقع شدن دارند[۳۰]. هانری الن برگر[۳۱] نیز با به کار بردن مفهوم «بزه دیده پنهان[۳۲] از اشخاصی نام می برد که از خود استعداد دایمی و ناخودآگاه در ایفای نقش بزه دیده بروز می دهند[۳۳] و ژان پیناتل (جرم شناس فرانسوی) آن ها را به بره هایی تشبیه می کند که گرگ ها را به سوی خود جلب می کنند[۳۴]
بدین سان در کنار عواملی زیست شناختی نظیر سن بزه دیده که غالبا اطفال و نوجوانان و سالمندان را آسیب پذیر می سازد و ضعف ذهنی و روانی در برخی دیگر از قربانیان جرایم نظیر بیماران و مجانین (عامل روان شناختی آسیب پذیری) و ضعف موقعیت اجتماعی برخی دیگر از افراد نظیر اقلیت های دینی و قومی که موجبات بزه دیدگی و آسیب پذیری بیش تر آن ها در جامعه فراهم می آورد، «جنسیت» افراد به عنوان یکی از عوامل مهم آسیب پذیری بیش تر افراد نام می برد که «زنان» را در جامعه آسیب پذیرتر از مردان می کند.
استعداد یا پیش زمینه بزه دیدگی زنان را می توان هم در درون خانه و هم بیرون از آن بررسی کرد. در بیرون از خانه به خاطر خصوصیات خاص زیست شناختی که آن ها را سیبل های مناسبی برای بزه کاران بالقوه قرار می دهد، ممکن است در معرض تعرضات جسمی و جنسی قرار بگیرند. در درون خانه نیز به دلیل بالا بودن «رقم سیاه بزه کاری» در خشونت های خانوادگی، آسیب پذیری زنان افزایش می یابد.
خشونت های خانوادگی به خاطر ذات و طبیعت خاصشان همواره در اذهان عموم به عنوان موضوعی خصوصی قلمداد می شود و افراد تمایل چندانی برای اظهارنظر و مداخله در این مورد از خود نشان نمی دهند. در راستای همین دیدگاه و نقطه نظر، حتی افراد پلیس نیز از مداخله در چنین جریاناتی کراهت دارند و همه این موارد نشأت گرفته از این دیدگاه و تفکر است که خشونت خانگی یک ذات و طبیعت خصوصی را داراست[۳۵] به دلیل همین خصوصیت است که آمار و ارقام واقعی از خشونت های خانوادگی وجود ندارد. اما همین آمار و ارقام محدود نیز نشانگر آسیب پذیری بیشتر زنان می باشد. بنابراین جنسیت را می توان یک عامل بسیار مهم در بزه دیدگی افراد دانست که سبب می شود یک جنس (زن) به دلیل خصوصیات جسمی آسیب پذیرتر و شرایط تبعیض آمیز اجتماعی بیش تر از مردان در معرض بزه دیدگی و حتی بزه دیدگی مکرر چه در درون خانواده و چه بیرون از آن قرار بگیرد.
۲-۷-۲ جرم انگاری های ویژه
جرم انگاری[۳۶] یا جرم تلقی کردن قانونی یک فعل یا ترک فعل، فرآیندی است که به وسیله آن، رفتارهای جدیدی به موجب قوانین کیفری، مشمول قانون کیفری میشود[۳۷].
یکی از مؤلفه های شکل گیری یک «سیاست کیفری افتراقی» در قلمرو حقوق کیفری زنان بزه دیده، جرم انگاری برخی رفتارهای خاص در این عرصه است. جرایمی که فقط به دلیل خصوصیات ویژه بزه دیدگان آن ها یعنی زنان ایجاد شده است و با جرم انگاری های عام در قلمرو حقوق کیفری متفاوت و متمایز است. برخلاف حقوق کیفری اطفال بزه دیده که جرم انگاری های ویژه در آن به منظور اتخاذ یک سیاست کیفری افتراقی در برابر بزه دیدگی کودکان از سابقه ای طولانی در عرصه سیاست جنایی برخوردار است و حقوق کیفری ایران نیز در این زمینه دارای نوآوری های فراوانی است[۳۸] در قلمرو بزه دیدگی زنان، حقوق کیفری در به کارگیری مکانیسم فوق پیش رفت چندانی نداشته است.
فقط با بالا رفتن شعارهای حمایت از حقوق زنان تحت تأثیر جنبش های فمینیستی بود که در دهه های اخیر حداقل در مورد ضرب و جرح های خانگی قوانین جدید و مستقل به تصویب رسید که این خشونت ها را با جرم انگاری های خاص از قلمرو نظام عمومی خارج ساخت و مشمول پاسخ های کیفری متفاوت از آن چه که در برابر تعرضات علیه مردان اتخاذ می شود، نمود.