دانلود پایان نامه نقص در مهارت های شناختی

بر اظهارات سیگال وآبرامز[۱] (۱۹۹۸) دانش آموزان دارای اختلالات رفتاری و هیجانی بیشتر از دانش آموزان دیگر درگیر پر خاشگری می شوند زیرا که پرخاشگری آنان ناشی از نقص در مهارت­های شناختی و اجتماعی است. این دانش آموزان اغلب احساس تهدید می کنند، حتی زمانی که تهدید واقعی وجود ندارد. احتمالاً این دانش آموزان هنجارهای اجتماعی را غلط تفسیر می کنند. نقص مهارت­های شناختی در این کودکان اغلب شامل ضعف در کنترل تکانه، سطح تحمل پایین در مقابل ناکامی، توانایی محدود برای تعمیم و بینش ضعیف نسبت به احساسات خود و دیگران می باشد. نقص این مهارتها ی شناختی و اجتماعی منجر به سطح بالایی از ناکامی در بسیاری از تعاملات اجتماعی می گردد.

مسلماً عوامل متعدد دیگری در بروز پرخاشگری دخالت دارند که فقر، تراکم جمعیت و ارزش­های گروه فرهنگی فرد از آن جمله اند که بحث در مورد هر یک از موارد در این پژوهش مقدور نمی باشد  (کاپلان و سادوک ۱۳۸۸، ۵۳).

 

۲-۳-۱۲ کنترل پرخاشگری

یکی از قدیمی ترین عقاید در مورد پرخاشگری این است که یافتن فرصت­هایی برای عمل پرخاشگری موجب کاهش گرایش­های پرخاشگرانه خواهد شد. اصطلاح مورد پذیرش عموم برای این فرآیند «تخلیه  هیجانی» است. پایان نامه

در مراکز بالینی اعتقاد گسترده ای به تخلیه هیجانی وجود دارد ودر بسیاری از بخشهای بیمارستانهای روانی، کیسه های مشت زنی و در اتاق­های بازی درمانی عروسکهای پوشالی ،تخته های ضربه خور،تفنگ­ها وچاقو های اسباب بازی وجود دارد. لیکن شواهد تحقیقی که از این حمایت کنند نه بسیار زیاد ونه قانع کننده هستند (کاپلان و سادوک ۱۳۸۸، ۶۱).

 

۲-۳-۱۳ آموزش استراتژی های موثر بر کاهش تعارض به کودکان

کودکان پرخاشگرممکن است به این دلیل به شیوه ای خصمانه و نادرست رفتار کنند که چندان مهارتی در حل مسائل بین فردی ندارند وآگاه ساختن کودکان از عواقب منفی پرخاشگر ی از طریق سر مشق دهی و توضیحات وتشویق یا تعلیم رفتارهای گوناگون مساله گشایی از قبیل همکاری یا رعایت نوبت از راه های کاهش پرخاشگری شناخته شده است (چیتندن[۲] ۱۹۴۲، زاهاوی و آشر ۱۹۷۸ به نقل از هترینگتون ۱۳۷۳، ۳۸).

۲-۳-۱۴ تشویق وترغیب رفتارهای مخالف

براون و الیوت[۳] (۱۹۶۵) اظهار داشتند که اگر معلمان کودکستانی پرخاشگر ی را نادیده وبه رفتارهای مبتنی بر تشریک مساعی و آرام پاداش بدهند می توانند از میزان پرخاشگری بکاهند. به خنده انداختن فرد راه موثردیگری برای کنترل پرخاشگری است. البته مزاح واکنشی است که با پرخاشگری ناسازگار است.تماشای یک کارتون خنده دار می تواند پرخاشگری را در دانش آموزان خشمگین کاهش دهد (به نقل از اتکینسون ۱۹۸۳، ۷۳).

 

۲-۳-۱۵ آگاهی فزاینده از تاثیرات زیان آورپرخاشگری

غالباً می‌توان با افزایش آگاهی فرد حمله کننده از عواقب زیان آوری که پرخاشگری او برای قربانی دارد، از میزان پرخاشگری کاست. بارون (۱۹۷۸) در یافت بزرگسالانی که صدای آه وناله ناشی از درد و اندوه قربانی خود را می شنیدند، کمتر از آزمودنیها یی که در معرض این نوع باز خورد قرار نمی گرفتند پرخاشگر بودند.

 

۲-۳-۱۶ سازمان بندی مجدد محیط­ها

پرخاشگری تا حدودی تحت کنترل محیط است وتغییرات در چگونگی سازمان بندی دنیای اجتماعی وفیزیکی کودکان اغلب می تواند برسطح پرخاشگری تاثیر بگذارد. فشار روحی، ازدحام و رقابت به خاطر منابع ناکافی می ­تواند پرخاشگری را افزایش دهد (هترینگتون ۱۳۷۳، ۲۰).

دستکاری محیط وتقلیل شرایط محرومیت زا،رنج وکمبود می تواند موجب کاهش پرخاشگری شود (خدیوی زند ۱۳۷۴ به نقل ازمحمدی ۱۳۷۷، ۱۴۲).

 

۲-۳-۱۷ برون ریزی عواطف از طریق هنر

صاحبان نظریه تحلیل روانی معتقدند فشارهای درونی که نا محسوس وغیر قابل رویت هستند علت اصلی رفتارهای غیر عادی می­باشند (افروز ۱۳۷۷، ۱۷۴). راه­هایی که افراد بتوانند به کمک آنها سریعاً به هیجانات و تعارضاتی که اساس مشکل آنها می­باشد، دست یابند و به کمک آنها تصاویر درونی فرد قابل رویت گردند موجب کاهش اختلال می­شوند (تاچر و زاپوتسکی واشتین بر ۱۹۹۹، ۱۸۵). دو (۱۹۹۴) مدیر موسسه هنر و نمایش درمانی گزارش می­ کند که پانزده مورد از مراجعانی که دارای رفتارهای پرخاشگرانه و غیر عادی بودند به کمک هنر درمانی بهبود یافته­اند، بنابر (۱۹۹۰) مشغول کردن کودکان به فعالیتهایی نظیر نقاشی با انگشت، آب بازی، کار کردن با خمیر وگوش دادن به موسیقی یا داستان می ­تواند درکاهش اختلالا ت رفتاری آنان از جمله پرخاشگری  موثر باشد (گرین وراین هارت ۱۹۹۵، ۱۲۳).

 

۲-۳-۱۸ شیوه های رفع خشم

۱-باید واکنش سنجی و احساس سنجی، عکس العمل­های خود را در پیش آمدها باز شناسیم ودر صورتی

که بی­تناسب وافراطی بود، آنها را کنار بگذاریم و به جایشان واکنش­های سالم­تری متناسب با موضوع قرار دهیم .باید با تعمق بیشتر در یابیم کجای وجود ما اشکال دارد، آن گاه در فکر چاره باشیم.

۲-باید قبول کنیم تنها راه حل مشکلات شدن نیست. زیرا وقتی دچار خشم می­شود به علت تحولات درونی، رفتار وگفتار مان عنان گسیخته می شود ودر نتیجه بی انصاف ،خود خواه وبی منطق می شویم.

۳-انسان وارسته وخود یافته در لحظاتی که خشم سراغش می­آید، سعی می کند به جای تندی یا پرخاشگری قدری تامل کند واز خود بپرسد آیا تمام تقصیرها به گردن طرف مقابل است یا خود در این ماجرا سهمی داشته است؟ اگر حین خشم یک لحظه به خود بیائیم وبه خویشتن بگوئیم:

«نکند علت خشم لجام گسیخته ام حالات روحی خودم است» خواهیم دید قدری وضعیت از حالت قرمز به حالت زرد، سپس سبز در می آید.

۴-گاهی برنده شدن در دعوایی مهم تر از کشف حقیقت می­شود یعنی بعضی­ها میل دارند با سرازیر کردن خشم خود، در هر پیش آمدی برنده شوند. در حالی که اگر بتواند عصبا نیت خود را مهار کنند، به طور قطع رفتار و پندارشان عادلانه‌تر ومهربانانه تر خو اهد شد. به حکم غرور نفس سرکش نباید به صدای خود را بالا برد تا از مقام انسانیت فرود آمد (کیهان نیا ۱۳۸۴، ۱۲۴).

 

۲-۳-۱۹ شیوه های مو اجه با انسان خشمگین

۱- بهترین وسیله مهار کردن خشم فرد عصبانی قبول علت خشمی است که اورا کرده است.

۲- احساس همدلی وهمدردی خود را به فرد خشمگین نشان دهد و به او وعده دهید خواسته­ های به حقش انجام خواهد شد، ولی نصیحت نکنید.

۳- هر گز وبه هیچ عنوان برای آدم عصبانی بابت زشت بودن خشمش داد سخن ندهید.

۴- اگر تقصیر با شماست عذر خواهی کند ومعتهد شویدموضوع مورد بحث دیگر تکرارنشود.

۵- آدم عصبانی نیاز داردخود راتخلیه کند.به جای هر گونه بحث وجدلی اجازه بدهید تمام هیجاناتش فرو کش کند.

۶- با لبخند همراه با مثابت و مهربانی با او رو به رو شوید.

۷- لحن کلام خود را آرام وشمرده کنید.

۸- به او نزدیک شوید و وانمود کنید درکش می­کنید و آماده­اید حرف­های منطقی­اش رابشنوید.

۹- اجازه بدهید هنگام خشم هر چه می­خواهد بگوید (کیهان نیا ۱۳۸۴، ۱۲۳).

 

۲-۴- نقاشی و نقاشی درمانی

۲-۴-۱ نخستین مراحل نقّاشی کودکان خط خطی کردن

اوّلین علائمی که بر روی کاغذ رسم می­ کند، بیشتر بر اثر ضربه زدن مداد بر روی کاغذ به وجود می­آید. گاهی این ضربات آن چنان مهم است که باعث پاره شدن کاغذ می شود.بنا به تحقیق لون و فلد برتین کودک مدّتی معمولاً شش ماه پس از شروع به خط نگاری ،رابطه ای رابین حرکات دست خود و آثار و علائمی که پدید می آورد کشف می کند او به مفهوم علل ومعلول پی می برد .در این مرحله کودک حرکات دستش را تغییر می دهد ومی تواند خطوط عمودی وافقی یا مدور ترسیم کند.

خط خطی کردن بی نظم و نا مفهوم برای کودک نوعی بازی است که از آن لذّت می­برد و در سنین دو تا سه سالگی برای شکل هایی که می کشد اسم می گذارد. این بدان معنی است که او می خواهد با محیط اطراف خود ارتباط مفهومی پیدا کند (صرافان ۱۳۸۷، ۱۴۴).

۲-۴-۲ مراحل تکامل خط خطی کردن

کودکان معمولاً در یک سالگی مداد به دست می گیرند ولی به جای خط کشیدن بیشتر با مدادی روی کاغذ می کوبند در ۱۸ تا ۲۰ سالگی به طور کامل موفق به خط کشیدن می شوند. خط­های افقی قبل از خطوط عمودی ظاهر می شوند. در دو سالگی خطوط دایره ای ویا زاویه دار ظاهر می شوند.در سن دو سال ونیمه قدرت عضلانی کودک بیشتر می شود.وهنگام که خطی را رسم می کند،با چشم نیز مراقب آن تا آن خط از محدوده تعیین شده خارج نگردد.بنا به پژوهش ژزل[۴] کودک در این سن قادر است در یک قسمت کاغذ موضوعی را نقّاشی وقسمت دیگر را اختصاص به مطلب دیگری بدهد و یا با در نظر گرفتن مرکز کاغذ نقّاشی متعادلی ترسیم می­ کند. در سه سالگی خط نگاری کودک برای لذّت بردن نیست بلکه مایل است احساسات درونی خود رادر ارتباط با تجربه­های زندگی کوتاه مدّتش به دست آورده بیان کند .بنا به نظریه الشوکر و هاتویک[۵] کودک در سه سالگی خطوط عمودی را بیش از خطوط افقی ترسیم می کند به گفته همین پژوهشگران خطوط عمودی بیانگر اظهار وجود کودک است. توسعه آن نشان می­دهد که کودک از وجود خودش آگاه است (صرافان ۱۳۸۷، ۱۴۲).

 

۲-۴-۳ از هیجده ماهگی تا دو سال و نیمگی

کودکان معمولاً کشیدن علائمی بر صفحه کاغذ را از حدود هیجده ماهگی به بعدآغاز می‌کنند. از دیدگاه بیشتر پژوهشگران، این خط‌خطی کردن‌ها حرکاتی بی‌هدف و ناهماهنگ نیست، بلکه نشان‌دهنده آگاهی نسبت به الگو وافزایش هماهنگی چشم به دست است. بنا به گزارش کلوک ،کودکان برای رسیدن به درجه‌ای از توازن بصری است که به خط خطی کردن کاغذ می‌پردازند و یا یک خط را بالا خطی که قبلاً کشیده‌اند می‌کشند .موریس[۶] (۱۹۶۷) گزارش از الگوهای مشابه نقاشی توسط شمپانزه‌ها وهم برای کودکان کاملاً جذاب است. لوکه و هم پیاژه (۱۹۲۷،۱۹۱۳) این خط کشید‌ن‌های اوّلیه را صرفاً بازی و تمرین می‌دانستند. که نقاشی دختر خود را وسیعاً بررسی کرده بود، این مرحله را تحت عنوان «واقعگرایی تصادفی» مشخص می‌کند. کودکان عموماً پس از اتمام کار به تفسیر نقاشی خود می‌پردازند.آرنهایم[۷] (۱۹۵۶)خاطرنشان کرد که نخستین شکل بسته‌ای که توسط کودکان کشیده می‌شود «دایره اوّلیه »تقریباً می‌تواند جایگزین کلیه اشیاء موجود در محیط کودک باشد آرمانهایم ادعا می‌کند که دایره ساده‌ترین طرح بصری برای کودکان خردسال است (مخبر ۱۳۷۰، ۱۴۲).

۲-۴-۴ توصیف نقاشی توسط پیاژه

پیاژه از نقاشی به عنوان سر چشمه مدارک لازم برای نظریه­ای که در باره باز نمایی رشد یابنده جهان توسط کودک داشت استفاده کرد. نقاشی از نظر پیاژه،در نیمه راه بین بازی نمادین وتصویرهای ذهنی قرار داشت. به گفته پیاژه، بخشی از نقاشی کودک،از لحاظ کیفیت انجام شدن محض خود عمل نقاشی وفراهم آوردن فرصت هایی برای درون سازی وجه مشترک دارد به همین دلیل، پیاژه خط خطی کردن های اوّلیه کودکان بسیار نورسیده را بازی محض به شمار آورد. در اینجا می توان متذکر شد که توجیه استفاده از هنر برای درمان ،به توجیه درون سازی توسط پیاژه شباهت داردتا جایی که کودکان از نقاشی خود برای باز آفرینی رویدادی مهم از لحاظ خودشان استفاده می­ کنند. پیاژه نقاشی را برخلاف دیگر شکل­های بازی، تلاش برای باز نمایی دنیای واقعی و نیز می دانست که به همین علت دارای وجوه مشترک بسیاربا شکل گیری وظهور تصویرهای ذهنی است (فرامرزی ۱۳۸۲، ۱۴۲).

 

۲-۴-۵ تفسیرهای فرافکنانه نقاشی کودکان

همه صاحبان نظر در زمینه نقاشی فرافکنانه، دراین مورد توافق دارندکه اندازه نقاشی ازپیکره انسان، از بیشترین اهمیت برخوردار است وارزشی را که شخص برای خود قایل است مستقیماً منعکس می سازد پیکره های بزرگ تر از حد متوسط را می­توان نشانه­ای از پاره­ای خصوصیات شخصیتی همانند خشونت یا خود بزرگ پنداری دانست.نقاشی های ریز و خیلی کوچک تراز حد متوسط قابل برای گروه سنی کودک، ممکن است نشانه ای از بی کفایتی، احساس حقارت، احترام اندک به خود، اضطراب یا افسردگی باشند.این تعادل ظاهراً ساده اندازه پیکره با احترام به خویشتن را، حتی براساس نظریه روانکاوی، نمی‌توان پایدار نگه داشت. نقاشی بزرگ از پیکره انسان ممکن است حاصل بی کفایتی در وجود شخص نیز باشد، که در آن صورت نقاشی­هایی بزرگ بازتابی از دفاع جبرانی خواهد بود (همر ۱۹۵۸، ۱۴۲). نقاشی هایی که در آنها بردهان تاکید می­شود غالباً به عنوان تجسمی از شهوت دهانی تفسیر می شود. حذف دهان از نقاشی را نیز می­توان نشانه­ای از علا قه به ارضای دهانی احتمالاً انکار هوس پر خوری تلقی کرد (فرامرزی ۱۳۸۶، ۱۲۳).

 

۲-۴-۶ توصیف نقاشی توسط پیاژه

پیاژه ازنقاشی به عنوان سر چشمه مدارک لازم برای نظریه ای که درباره باز نمایی رشد یابنده جهان توسط کودک داشت استفاده کرد. نقاشی از نظر پیاژه، در نیمه راه بین بازی نمادین و تصویرهای ذهنی قرار داشت. به گفته پیاژه، بخشی از نقاشی کودک، از لحاظ کیفیت انجام شدن محض خود عمل نقاشی و فراهم آوردن فرصت­هایی برای درون سازی، با بازی وجه مشترک دارد. به همین دلیل، پیاژه خط خطی کردن های اولیه کودکان بسیار نورسیده را بازی محض به شمار آورد. در اینجا می توان متذکر شد که توجیه استفاده از هنر برای درمان ،به توجیه درون سازی توسط پیاژه شباهت دارد تا جایی که کودکان از نقاشی خود برای باز آفرینی رویدادی مهم از لحاظ شخص خودشان استفاده می­ کنند. پیاژه نقاشی را بر خلاف دیگر شکل­های بازی، تلاشی برای باز نمایی دنیای واقعی ونیز می دانست که به همین علت دارای وجوه مشترک بسیار با شکل گیری و ظهور تصویرهای ذهنی است (فرامرزی۱۳۸۲، ۱۲۴).

 

۲-۴-۷ هیجده ماهگی تا دوسال و نیمگی

کودکان معمولاً کشیدن علائمی بر صفحه کاغذ رازحدود هیجده ماهگی به بعدآغاز می کنند. بیشتر پژهشگران، این خط خطی کردن ها حر کاتی هدف ناهماهنگ نیست،بلکه نشان دهنده آگاهی نسبت به الگو و افزایش هماهنگی چشم به دست است. بنا به گزارش کلوک ،کودکان برای رسیدن به درجه­ای از توازن بصری است که به خط خطی کردن کاغذ می­پردازند ویا یک خط را بالا خطی که قبلاً کشیده اند می کشند. موریس (۱۹۷۶) گزارشی از الگو های مشابه نقاشی توسط شمپانزه ها با بهره گرفتن از رنگ وکاغذ ارائه داده است. به نظر می­رسد که خط خطی کردن، هم برای شمپانزه ها وهم برای کودکان کاملاً جذاب است.لوکه وهم پیاژه این خط کشیدن های اوّلیه را صرفاً بازی وتمرین می دانستند لوکه (۱۹۲۷،۱۹۱۳) که نقاشی دختر خود را وسیعاً بررسی کرده بود، این مرحله را تحت عنوان «واقعگرایی تصادفی» مشخص می‌کند. کودکان عموماً پس از اتمام کار به تفسیر نقاشی خود می ­پردازد. آرنهایم (۱۹۵۴) خاطز نشان کرد که نخستین بسته ای که توسط کودکان کشیده می­شود «دایره اوّلیه» تقریباً می ­تواند جایگزین کلیه اشیاء موجود در محیط کودک باشد. آرنهایم ادعا می­کندکه دایره ساده­ترین طرح بصری برای کودکان خردسال است (مخبر ۱۳۷۰، ۱۲۵).

 

۲-۴-۸ از دو سال و نیمگی تا پنج سالگی

از حدود سن دو سال و نیمگی آشکار می­شودکه کودکان نقاشی­های خود را باز نمایی چیز ی تلقی می‌کنند. گاهی پیش از کشیدن نقاشی مقاصد خود را بیان می کنند و به عقیده کلوگ، اشکال تفکیک نشده و نامنظمی که کودکان می­کشند بتدریج به صورت دایره های، مربع، مثلث­ها و صلب ها قابل تشخیص می‌شوند این شکل ها که به صورتی طرح گونه کشیده می شوند غالباً روی یکدیگر قرار می گیرند وبه چیزی تبدیل می شوند که کلوگ آنها را«ترکیب»می خواند.وی شمار کثیری از این خط خطی های شبیه به هم را «مجموعه» می نامد. به نوشته نقاشی کلوگ،یکی از نمونه های متداول ترکیب دراین مرحله از نقاشی، «ماندالا» است. صلیبی که روی یک دایره قرار گرفته است که به نضر او شکل خوبی است که کودکان ذاتاً از آن لذّت    می­برند (مخبر۱۳۷۰، ۱۴۲).

۲-۴-۹ پنج تا هشت سالگی

هر چه کودکان بزرگتر می شوند، نقاشی­های آنها نیز واقعگرایانه تر می­شوند. امّا نقاشی­های کودکان در فاصله سنی پنج تا هشت سالگی هنوز شامل عناصری است که کودک بر وجود آنها آگاهی دارد، حتی اگر به طور طبیعی قابل رویت نباشد. به این لحاظ حاصل کار آنها نقاشی «شفاف بینی» یا «اشعه ایکس»نامیده می­شود. این خصوصیت مربوط به مرحله‌ای است که لوکه آن را «واقعگریی فکری» نامید ه است.

نقاشی های کودکان در این مرحله ،از نظر مقیاس وجزئیات، بیش از پیش به سمت واقعگرایی بصری حرکت می‌کند.در این مرحله نقاشی های آنها از چهره انسان،طرح بچّه قورباغه­ای را پشت سر می‌گذارد‌، و به نشان دادن سروبدن جا از یکدیگر می­رسد. جزئیات بیشتری از قبیل دست ها و انگشتان و لباس نیز بیش از پیش تصویر می­شوند (مخبر ۱۳۷۰، ۸۶).

 

۲-۴-۱۰ هشت سالگی تا نوجوانی

کودکان هشت ساله به بالا غالباًسعی در نقاشی­های خود عمق را نشان بدهند. لوکه این مرحله از تکامل را «واقعگرایی بصری» نامیده است. به نظر می­رسد همراه با بالا رفتن سن نقاشی های کودکان نیز به سمت افزایش واقعگرایی بصری حرکت می­ کند. نقاشی­های آزاد بچّه­های بزرگتر، یعنی بچّه­های سه ساله یا ده ساله، از نظر سبک بتدریج به سمت الگو های قرار دادی حرکت می کند.در این مرحله چهره­های کارتون و چهره­های سریال­های کمیک مرتباً نقاشی می­شوند. نقاشی­ها، تنوع وتشخیص کمتری پیدا می کنند.به نظر می­رسد که کودکان در این سن غالباً از نقاشی خود ناراضی‌اند و دیگر رغبتی به انجام این فعالیت ندارند. گفته می شود دلیل این امر آن است که آنها قادر نیستند نتایج دلخواه خویش را از نقاشی­های به دست آورند. کودکانی که همچنان به نقاشی کشیدن ادامه می دهند.خواه در نتیجه تشویق دیگران باشد و یا خود آموزی، غالباً صورخیالی، شخصیت­ها و کاریکارتورهای خود را گسترش می­ دهند و بدین وسیله حد معینی از آزادی را در بیان خویش حفظ می­ کنند (گاردنر۱۹۸۰، ۷۴).

[۱] . Segal&Abrams

[۲] . Chittenden

[۳] . Brown&Elliot

[۴].  Gesell

[۵].  Alschuler&Hatwick

[۶].  Morris

[۷].  Arenhaym

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *