پایان نامه

  • هزینه از دیدگاهی گسترده شامل همه شکل های جور واجور بهای تموم شده منقضی شده که قابل کسر کردن از درآمد فروشه.
  • هزینه ها عبارتند از کاهش ناخالص در داراییها یا افزایش ناخالص در بدهیها که براساس اصول قبول شده حسابداری اندازه گیری شده و حاصل فعالیتهای انتفاعی موسسه س.
  • هزینه ها عبارتند از خروج یا مصرف داراییهای واحد انتفاعی یا ایجاد بدهیها (یا ترکیبی از هر دو) طی یه دوره مالی که از تحویل یا تولید جنسا، سرویس دهی، یا بقیه فعالیتهای اصلی و دائمی یا عملیات کانونی اون ناشی شده باشه.

تعریف اول، راه و روش سنتی درآمد فروش – هزینه رو مشخص می کنه. در تعریف دوم ارتباطی بین هزینه و خالص داراییهای ایجاد شده اما اندازه گیری بازم بر قوانین مربوط به درآمد فروش ـ هزینه مبتنیه. تعریف سوم انعکاسی قوی از راه و روش دارایی ـ بدهی حساب می شه اما در موارد عملی، شناخت هزینه بازم بر راه و روش درآمد فروش ـ هزینه مبتنیه و هزینه ها با درآمد فروش شناسایی شده مقابله می شه.

اصطلاح هزینه مثل اصطلاح درآمد فروش مفهومی جاریه. براساس تعاریف ارائه شده بالا، هزینه ها معرف تغییرات مناسب در منابع واحد انتفاعی و در نتیجه کاهش سوده. اما همه تغییرات نامساعد در منابع، هزینه حساب نمی شن. بلکه هزینه ها عبارتند از استفاده یا مصرف جنسا و خدمات در روند تحصیل درآمد فروش. اقتصاددانان، نیروی کار، مواد و سرمایه ای رو که به روند تولید جنسا و خدمات وارد می شن اصطلاحاً عوامل تولید می گن. بر این اساس هزینه ها عبارتند از انقضای عوامل تولید که بطور مستقیم یا غیر مستقیم به تولید و فروش اجناس واحد انتفاعی مربوط هستن.

اقتصاد

(شباهنگ، ۱۳۸۷، ص ۲۱۹).

 

چه اقلامی باید در هزینه ها منظور شن:

اگر درآمد فروش به عنوان محصول واحد انتفاعی تعریف شه هزینه ها هم شامل اقلامیه که بر ای ایجاد اون درآمد فروش واقع شدن. براساس این تعاریف، منقضی شدن داراییها که به روند ارائه اجناس و خدمات به مشتریان مربوط نیس باید به عنوان زیان غیر عملیاتی طبقه بندی شه تمایزی که بین هزینه ها و شکل های جور واجور کاهنده حقوق صاحبان سهام باید باشه اینه که انقضای داراییها یا تعهدات مربوط به مبادلات سرمایه ای نباید به عنوان هزینه طبقه بندی شه بلکه لازمه این شکل های جور واجور به عنوان کاهش سرمایه یا اجزای متشکله اون تلقی گردند پس میشه گفت که مصرف جنسا و خدمات واسه تعریف هزینه ها کافی نیس بلکه لازمه هدف تحصیل درآمد فروش هم روش زوم بشه، هر چند رابطه با درآمد فروش ممکنه به طور کاملً غیر مستقیم باشه. (شباهنگ، ۱۳۸۷، ص ۲۲۰)

 

چیجوری باید هزینه ها رو اندازه گیری کرد؟

اندازه گیری جنسا و خدماتی که در عملیات واحد انتفاعی مصرف می شه، معمولاً راه حل آسونی نداره چون، هدف این اندازه گیریها به روشنی تعریف نشده. اندازه گیریهای که الان قبول شده تلقی می شن تا حدود زیادی به معنی سود بکار گرفته شده بستگی دارن. دلایل به نتیجه نرسیدن بیشتر مسایل بحث انگیز مربوط به روشای اندازه گیری هم اینه که افراد پیشنهاد کننده روشای جور واجور، هدفها یا مفاهیم متفاوتی از سود رو مورد توجه دارن که به روشنی بیان نشده.

راه حل

براساس نظر اشخاصی که هزینه ها رو به عنوان کاهش در داراییهای خالص واحد انتفاعی تعریف می کنن، اندازه گیری منطقی بر اساس ارزش جنسا و خدمات هنگام استفاده در عملیات واحد انتفاعیه. بر این اساس هزینه ها انعکاسی از جنبه های نامساعد عملیات کسب درآمد و معرف مصرف منابع واسه تحصیل درآمد فروشه. از طرف دیگه اشخاصی که بر گزارش اطلاعات مربوط به گردش وجوه نقد واحد انتفاعی تاکید دارن پیشنهاد می کنن که هزینه ها بر مبنای مخارج نقدی گذشته، حال یا آینده اندازه گیری شن. در هر کدوم از دیدگاه های مربوط به سود، به توضیح بالا، مقصود اندازه گیری مبلغیه که میشه به دوره جاری نسبت داد و انتقال مبلغیه که معرف جنسا و خدمات قابل مصرف در دوره های آینده س.

 

متداولترین روشای اندازه گیری هزینه ـا عبارتند از:

  • بهای تموم شده تاریخی
  • اندازه گیریای جاری مانند ارزشهای جایگزینی
  • هزینه از دست دادن فرصت برابر وجوه نقد جاری

 

شناخت هزینه:

طبق مفاهیم نظری گزارشگری مالی ایران شناخت هزینه شامل توجه این امره که دلایل کافی مبنی بر وقوع کاهش در حقوق صاحبان سرمایه قبل از پایان دوره مورد گزارش هست یا خیر، اعمال احتیاط باعث میشه که واسه شناخت هزینه در مقایسه با شناخت درآمد، به دلایل وقوع و اندازه تکیه پذیری اندازه گیری کمتری نیاز باشه. لازمه آزمایش با احتیاط ای از دلایل مربوط به کاهش ارزش داراییها انجام شه. هروقت علایمی مربوط به کاهش ارزش مشاهده شه، یه بررسی کامل ضرورت پیدا میکنه. اگه ارزش یه دارایی کم شده باشه، شناسایی تغییر در مبلغ ثبت شده دارایی که منتهی به شناسایی یه هزینه می شه ضرورت پیدا میکنه با این حال اعمال احتیاط حذف داراییها یا درآمدا رو در مواردی که دلایل کافی مبنی بر وقوع و تکیه پذیری اندازه گیری هست و شناسایی بدهیها یا هزینه ها رو وقتی که دلایل موصوف وجود نداره مجاز نمی شمرد. وگرنه داراییها و درآمدها عمداً کمتر از واقع و بدهیها و هزینه ها عمداً بیشتر از واقع نمایش پیدا میکنه.

هزینه، وقتی و تا میزانی شناسایی می شه که داراییهای قبلاً شناسایی شده کم شده یا حذف شده یا دارای شرایط ادامه شناخت به عنوان دارایی نباشه.

بدون این که افزایش در بقیه داراییها یا کاهش در بدهیها اتفاق بیفته. هزینه هم اینکه در صورت ایجاد یا افزایش یه بدهی بدون افزایش برابر در داراییهای شناسایی شده شناسایی می شه.

فرایندی که معمولاً با عنوان «یکی بودن درآمد هزینه» ازش صحبت به میون میاد در کنار بقیه فرایندها یکی از وسایل حصول اطمینان از این امره که در مواردی که دلایل کافی مبنی بر اینکه مخارجی منتهی به رسیدن به منافع آینده شده وجود داد، یه دارایی شناسایی شه. و در دوره مصرف یا انقضای این منافع هزینه شناسایی شه. یکی بودن بدین معناست که مخارجی که مستقیماً با ایجاد درآمدهای مشخص ربط داره به جای شناسایی به عنوان هزینه در دوره وقوع در همون دوره ای شناسایی شه که این درآمدها شناسایی می شه.

در مواردی که انجام مخارج منتهی به منافعی شه که طی چند دوره مالی بدست میاد و رابطه این مخارج با ایجاد درآمدهای مشخص رو تنها بشه کلا یا غیر مستقیم تعیین کرد و هم اینکه ارزش دارایی رو در آخر هر دوره بشه مستقیما و با توانایی اتکای کافی تعیین کرد اون وقت فرض مناسب اون هستش که دارایی طی عمر مورد انتظار اون به طور سیستماتیک کم میشه در اینجور شرایطی، دارایی پس از شناسایی بر مبنای سیستماتیک طی دوره هایی که منافع اون حاصل میشه مستهلک می شه. این روند جزء روشای مورد قبولیه که در برخود با ابهام اتخاذ میشه. همونجوریکه قبلاً بیان شد، قطعیت اندازه گیری واسه شناخت یه عنصر ضرورت نداره و به شرطی که روند موصوف منتهی به برآوردی مناسب از دارایی و هزینه شه، دارایی و هزینه استهلاک اون بر مبنای مورد اشاره شناسایی می شه. با این حال بررسی دوره ای مبلغ شناسایی شده دارایی لازمه تا اطمینان انجام بشه که دلایل کافی مبنی بر دریافت منافع اقتصادی آینده به میزانی که کمتر از مبلغ شناسایی شده نباشه هست.

اقتصادی

هر گاه بشه بین مخارج انجام شده و ایجاد درآمدهای مشخص در آینده رابطه موجهی برقرار کرد، مخارج مزبور باید در دوره وقوع به عنوان هزینه شناسایی شه. این جور مخارج شامل مبالغیه که به انتظار منافع آینده خرج شده اما رابطه اونا با این منافع در حدی دچار ابهامه که شناسایی یه دارایی رو مجاز نمی شمرد. از جمله این مخارج میشه از بعضی مخارج تحقیق و پیشرفت نام برد.

 

شکل های جور واجور هزینه:

یکی از طبقه بندیای مهم هزینه ها برپایه موشکافی تغییر در هزینه ها بواسطه تغییر در حجم فعالیت شرکته. مقصود از فعالیت اندازه یا اندازه بازده تولید اجناس یا ارائه خدماته. بر این پایه هزینه ها رو به سه طبقه ثابت، متغیر و نیمه متغیر تقسیم میکنن.

موشکافی

 

  • هزینه های ثابت

هزینه های ثابت، هزینه هایی هستن که با افزایش یا کاهش فعالیتها در کل ثابت خواهند موند این نوع
هزینه ها ذاتاً ثابت نمی باشن بلکه ویژگی ثابت بودن رو از راه خط مشیای در پیش گرفته شده به وسیله مدیریت تحصیل می کنن. معهذا وقتی که تصمیمات مدیریرت موجب ایجاد بعضی هزینه های ثابت می شه. تصمیمات دیگه اونا می تونه شرایط رو از این رو به اون رو سازه و یه قلم هزینه ثابت رو هم از دید طبقه بندی و هم از دید مبلغ عوض کنه. بعبارت دیگه هزینه هایی که به عنوان هزینه ثابت طبقه بندی می شن
نمی تونن شک نداشته باشینً ثابت باقی بمونن اندازه هزینه های ثابت فقطً تا وقتی ثابت می مانند که شرایط مربوط تغییر نکنه. در دراز مدت کلیه هزینه ها متغیر هستن.

 

  • هزینه های متغیر:

هزینه های متغیر، هزینه هایی هستن که انتظار میره متناسب با افزایش در حجم فعالیت افزایش و به تناسب کاهش در حجم فعالیت، کم بشن. به خاطر برآورد هزینه های متغیر (متغیر وابسته) در سطوح مشخصی از فعالیتها، لازمست شاخصی مانند ساعات کار مستقیم، ساعات کار ماشین یا هزینه دستمزد مستقیم واسه فعالیت انتخاب شه. اینجوری ضریب تغییر پذیری هر واحد فعالیت تعیین می شه. در صورت تغییر شرایط وجود هزینه های متغیر و چگونگی به کار گیری اونا ممکنه عوض شه. از این رو
هزینه های متغیر لازمه بررسی مداومه. به نحویکه بشه در فواصل وقتی مشخص تجدید نظرهای لازم رو در اونا بعمل آورد.

  • هزینه های نیمه متغیر:

هزینه های نیمه متغیر، هزینه ایه که دارای دو ویژگی ثابت و متغیر باشه. دلایل ویژگی نیمه متغیر بودن بعضی هزینه ها به توضیح زیره:

  • نیاز به داشتن دست کم امکانات یا به کار گیری دست کم ملزومات یا خدمات به خاطر آمادگی واسه ادامه فعالیت علاوه بر این دست کم هزینه که ثابته بقیه هزینه های اضافی با تغییر در حجم فعالیتها تغییر می کنن.
  • طبقه بندیای حسابداری بر مبنای اهداف هزینه معمولاً موجب طبقه بندی شکل های جور واجور ثابت و متغیر
    می شه.
  • عوامل تولید به اجزاء کوچیک زیادی قابل تفکیکه. وقتی که اینجور هزینه های در مقابل حجم فعالیت مربوط ترسیم می کردن گرایش اونا به جای یه خط مستقیم ممتد، بیشتر به شکل پلکانیه.

 

رفتار هزینه:

شناخت رفتار هزینه یکی از جنبه های بسیار مهم موشکافی سود واسه مدیرانه. دقیق شدن و فوکوس کردن روی موشکافی هزینه ـ حجم ـ سود (CVP)[2] که در خیلی از کتابای درسی حسابداری مدیریت مورد بحث قرار میگیره مدل سنتی هزینه ثابت و متغیره. حسابداری صنعتی عادی فرض رو بر این میگیره که رابطه بین هزینه و حجم با افزایش یا کاهش حجم متقارنه به طور خلاصه یه رابطه خطی بین هزینه ها و فعالیتا رو در نظر می گیرن. به طور خلاصه جمع کل هزینه ها برابره با

جمع کل هزینه = هزینه های ثابت + (هزینه متغیر هر واحد x حجم فعالیت)

اینجا یه مدل جانشین رو آزمون می کنیم که در اون نسبت افزایش هزینه با افزایش فعالیت بیشتر از کاهش هزینه موقع افت فعالیتا به یه میزانه.

 

چسبندگی هزینه

با این پیش فرض که اندازه تغییر در هزینه ها فقط به اندازه تغییر در سطح فعالیت بستگی داره و نه بر راه تغییر. اما بعضی نویسندگان فکر میکنن هزینه ها با افزایش حجم فعالیت افزایش بیشتری دارن نسبت به کم شدن شون به دلیل کاهش حجم فعالیتا.

رفتار هزینه به وسیله (²اندرسون² و همکاران ۲۰۰۳) به هزینه های چسبنده معروف شدن به باور ²اندرسون² و همکاران، هزینه ها وقتی چسبنده هستن که مقدار افزایش در هزینه های مربوط به افزایش حجم بزرگتر از اندازه کاهش هزینه های مربوط به همون مقدار کاهش در حجمه.

 

رواج هزینه های چسبنده، با یه مدل جانشین از رفتار هزینه سازگازه که در اون مدیران آگاهانه منابع رو در جواب به تغییرات حجم کاهش می کنن. این مدل بین هزینه هایی که به طور خودکار با تغییرات در حجم نوسان پیدا می کنه و هزینه هایی که با اختصاص منابع به وسیله مدیران تعین می شن تفاوت قایل
می شه. وقتی که درباره درخواست آینده نبود قطعیت هست و شرکتا باید متحمل کاهش هزینه شن تا منابع اختصاص یافته رو کم کنن یا باز گردونن. مدیران ممکنه وانمود به تاخیر در کاهش منابع اختصاص یافته کنن تا از موندگاری کاهش درخواست اطمینان پیدا کنن (مطمئن شدن) این بدون معنا هستش که چسبندگی دیده شده تو یه دوره ممکنه در دوره بعد برعکس شه و این چسبندگی وقتی که در دوره مشاهده طولانی تره کمتر اعلام شه.

دلیل این رابطه در این حققیت نهفتهه که پایه بیشتر تصمیمات مدیریتی بر علم به اینه که
هزینه ها چیجوری می تونن به عنوان یه پیرو سطح فعالیت تغییر کنن همونجوریکه
(²گریسون² و ²نورن² ۲۰۰۲) به اون اشاره دارن تلاش واسه اراده کردن بدون علم کامل درباره
هزینه های در رابطه و چگونگی تغییر اونا نسبت به سطح فعالیت ممکنه به فاجعه منجر شه.

در ادبیات حسابداری دیدگاه های جور واجور و متفاوتی درباره رفتار هزینه هست.
(²هورنگرن² و همکاران ۲۰۰۰)، فکر می کنند هزینه ها وقتی که سطح فعالیت تغییر می کنه بدون توجه به راه این تغییرات در سطح فعالیت (افزایش یا کاهش) عکس العمل نشون داده یا تغییر می کنه. اما
(²نورن² و ²سودر سنتور² ۱۹۹۷) و (²اندرسون² و همکاران ۲۰۰۳) میگن که هزینه ها با افزایش حجم فعالیت در مقایسه با راه دیگه تغییرات یعنی کاهش حجم فعالیتا با شدت بیشتری تغییر می کنن. یعنی هزینه ها رو به پایین چسبنده هستن.

چندین تحقیق بر مبنای مدل چسبندگی هزینه انجام گرفته که تعدادی از اونا به توضیح زیر هستن (²بنکر² و ²چن² ۲۰۰۶) این موضوع رو که هزینه های چسبنده چیجوری ارزش شرکت رو تحت تاثیر قرار می ده بررسی کردن. (²اندرسون² و همکاران ۲۰۰۷)، این مطلب رو که بازار سرمایه چسبندگی
هزینه های (SG&A)[11] رو تشخیص میده، و هم امکان گرفتن بازده اضافی، با بهره گرفتن از مدل هزینه چسبنده بررسی کردن. این مطالعه فرض رو بر این قرار میده که رفتار هزینه شدیدا و راه تغییرات در محرک فعالیت وابسته. بازم که (²اندرسون² و همکاران ۲۰۰۳) در مطالعه خود به این نکته معتقد بودن و هزینه ها رو چسبنده می دونستن. پرسشی که می خوایم جواب بدیم اینه: دخالت دادن این نوع رفتار هزینه در مدل پیش بینی سود، صحت پیش بینی رو افزایش می ده؟ در این مطالعه منظور از هزینه های چسبنده اینه که با افزایش درآمدها عکس العمل هزینه ها (مثبت) شدیدتر از عکس العمل هزینه ها (منفی) در هنگامیه که درآمد به همون اندازه کاهش پیدا میکنن.

[۱] Fixed Cost

[۲] Cost-Volume-Profit

[۳] Cost Stiky

[۴]Anderson et al

[۵]Noreen & Soderstrom

[۶]Horngren & Foster & Datar

[۷]Noreen & Soderstrom

[۸]Anderson & Banker & Janakiraman

[۹]Banker & Chen

[۱۰]Anderson et al

[۱۱] Sales General and Administratin Expenses